سرتیتر

با شما هستم آقای اسد – رضا خسروی

assad_89iu

با شما هستم آقای اسد

اگر اشتباه نکنم، مثل اینکه طرح شوم، ماجراجوئی نظامی ناتوچی ها، دخالت غیر قانونی « اتحادیه بین المللی »! در امور داخلی کشور شما، بعد از قریب شش سال… بجائی نرسید، مردم سوریه را مهار نکرد، توطئه امپریالیسم آمریکا و شرکاء برای سرنگونی دولت قانونی سوریه، بخاطر برکناری اسد… کارش نگرفت، نتیجه نداد، با شکست روبرو شده. چون دولت قانونی سوریه پا برجا – اسد هم در راس امور باقی است. دیر یا زود ژنرال « داعش »! از نفس می افتد، پالمیر آزاد خواهد شد. فتنه حلب…  بدون حمایت فعال محافل « خوبان »! چندان نمی پاید. بنظر می آید که مردم صبور سوریه، مذهبی و غیر مذهبی و لامذهب، فاصله زیادی با  یک پیروزی بزرگ ندارند…

آقای اسد، هشیار باشید، استقلال سوریه گران بها، خیلی گران بهاست. حق ندارید، حتی با متحدان امروز… برسر استقلال سوریه معامله کنید، حاکمیت ملی، اقتدار سیاسی سوری ها را واگذار نمائید، حق ندارید، حتی در شرایط اضطراری… از این اهرم سیاسی برای سرکوب مردم، اختناق کارگران و دهقانان سوری استفاده کنید…

آقای اسد، دور اندیش باشید، مبادا که آزادیخواهان را مایوس کنید، یادتان باشد که چشم دنیا متوجه شماست، نه فقط مردم صبور سوریه، بلکه تمام خلق ها و ملت های جهان، در شرق و غرب و شمال و جنوب، شما را زیر نظر دارند. شما را می بینند، می سنجند، قضاوت می کنند، از شما حساب پس می گیرند…

آقای اسد، غافل نباشید، تاریخ وظیفه سنگینی را بر دوش شما گذاشته، یادتان باشد که با تاریخ شوخی نکنید، تاریخ سازان را دست کم نگیرید.

از شما چه پنهان که استراتژی تهوع آور امپریالیسم آمریکا و شرکاء، فقط یک هدف دارد، کوبیدن و چاپیدن، قتل و کشتار جمعیت « زائد »! ترور و حذف فیزیکی مدعیان « یاغی »! مصادره دارائی و اموال دیگران. مثل مورد یوگسلاوی و افغانستان و عراق و لیبی…  در سوریه هم متوجه زیر ساخت های اقتصادی و اجتماعی، سامانه های خدماتی، نهادهای اداری امدادی و آموزشی بود… 

آقای اسد، بعد از قریب شش سال ماجراجوئی کور و افسار گسیخته، ترور و قتل و کشتار جمعی، ویرانگری امپریالیسم آمریکا و شرکاء،  بزعم مداحان بیشرم و حیای استراتژی ناتو « جنگ داخلی در سوریه »! تشخیص حجم عظیم ضایعات اقتصادی و اجتماعی در کشور شما،   برای عقل سلیم دشوار نیست.

آقای اسد، هشیار باشید، چون دشمن زخمی، امروز خطرناکتر از دیروز، دست بردار نیست، یک سر دارد و هزار سودا، خاورمیانه را رها نمی کند. باید هرچه زودتر، دست بکار شد، ضایعات و خسارات را جبران نمود. بازسازی اقتصادی را، برای رفع نیازهای فوری مردم در دستور کار گذاشت و پیروزی نظامی حاصل را، با سازماندهی خردمندانه اقتصاد در سطح ملی تکمیل کرد.   

آقای اسد، سوریه مردمی آزاده و میهن دوست، فعال و متفکر و ماهر، کلی امکانات طبیعی مکشوف و نهان، لیاقت های فنی و اجتماعی دارد. اگر از اینهمه امکانات خردمندانه، برای بهزیستی مردم استفاده شود، می توان کاری کرد که سوریه، به مرور از مدار اقتصاد فرمایشی، تروریستی – وال استریتی خارج گردد…

آقای اسد، غفلت نکنید، تاریخ وظیفه سنگینی را بر دو ش شما گذاشته، یادتان باشد که با تاریخ شوخی نکنید، تاریخ سازان را دست کم نگیرید. فرصتی است که شما، بعنوان رئیس جمهور قانونی و منتخب سوریه، اقتدار ملی – سیاسی مورد اعتماد مردم را بکار گیرید و بازسازی اقتصادی در سوریه را، بدون دخالت آشکار امپریایسم آمریکا و شرکاء، با یک رویکرد اجتماعی مترقی — ضد استبدادی و ضد استعماری، دنبال کنید.

آقای اسد، اقتصاد سیاسی، بدون پیوندی مستقیم با زیست جمعی، تقابل قهری میان خلع ید شدگان و خلع ید کنندگان قدیمی و جدید برای خوراک و پوشاک و مسکن، مبارزه کارگران و سرمایه داران برسر مزد و اشتغال و آموزش… مستقل از نیازهای مادی و معنوی نیروهای مولد در این یا آن جغرافیای معلوم سیاسی، این یا آن شرایط مشخص تاریخی، 

حرف مفت است.

آقای اسد، بازسازی اقتصادی را با مطالبات معیشتی فرودستان، نیازهای فوری، مادی و معنوی کارگران و دهقانان سوری هماهنگ کنید. از رشد مبارزه آشکار طبقاتی، اعتراضات و اعتصابات قابل فهم توده ها،  دون پایه ها، نفرین شده ها… از استقلال صنفی و سیاسی کارگران، فعالیت سازمان ها و احزاب، ملی و مترقی و انقلابی و کمونیست، آزادی روشنفکران بی غل و غش، رواج انتقاد مطبوعات مسئوول، هراسی نداشته باشید – اینها همه نشانه پیشرفت علم و صنعت، شکوفائی اقتصادی و اجتماعی، فرهنگی و هنری… ضامن موفقیت بازسازی سوریه در دوران معاصرند.   

آقای اسد، تردید و تاخیر و تعلل روا نیست. نباید از قافله عقب بمانید. پس هرچه سریع تر بهتر، زمین های زراعی را ملی کنید، بطور رایگان، همراه با حمایت مالی و تسهیلات دولتی، در اختیار کشاورزان بگذارید، با رعایت حق تقدم برای کشاورزانی که مایلند بطور دستجمعی بر روی زمین واگذاری کار کنند. آب ها  و جنگل ها، تمام منابع طبیعی و ذخائر انرژی را ملی کنید. بانک ها را ملی و در یک بانک واحد متمرکز نمائید. همه صنایع کلیدی، کشتی و ماشین سازی، پست و تلگراف و تلفن، وسائل حمل و نقل موتوری، زمینی و هوائی و دریائی را ملی کنید…

آقای اسد، غافل نباشید، تاریخ وظیفه سنگینی را بر دوش شما گذاشته، فقط یادتان باشد که نباید با تاریخ بازی کرد، تاریخ سازان دستکم گرفت. دنیا متوجه شماست، نه فقط سوری ها، تمام خلق ها و ملت های جهان، شما را زیر نظر دارند. شما را می بینند، می سنجند، قضاوت می کنند، در اولین فرصت از شما حساب پس می گیرند… با شما هستم آقای اسد، حق ندارید آزادیخواهان را مایوس کنید – شرط بلاغ.

رضا خسروی

۱ دیدگاه

  1. خوب شد که آقا جواد با «درّافشانی» خود ما را از توضیحات بیشتر خلاص کرد.
    آدم نادان سعی می کند هر کسی را که به او نگاه کند، تا سطح خودش تنزل دهد و سپس، با حق به جانبی، صحنه را ترک نماید.
    نه آقا جواد ما از جنس شما نیستیم و حق نداریم هجوم استعماری امپریالیسم به سوریه را با استناد به ناتوی رسانه ایی و شخص جنابعالی «جنگ داخلی» تعریف کنیم.
    بالاخره آقا جواد مثل دشنامگویان، اول ما را متهم می کند و بعد، جابجا می فراید «فلان- فلان شده خودتی».
    دمت گرم آقا جواد!
    ما نیستیم و می دانیم که «نرود میخ آهنین بر سنگ»!
    لطفا، برو به همتای خودت بگو «خودتی»!

    دوست داشتن

  2. سپیده says

    درود بر همه مبارزین ضد امپریالیستی.
    eb1384 عزیز :
    من باید نکته هشتم را بدان اضافه کنم.
    این حضرت آقای جواد که خود را از اعضای «آرکور» باصطلاح اتحاد انترناسیونال (اینترناسیونال پنجم و یا ششم) کمونیست های مائویی میداند در مراوده بلند بالایی بر مقاله آقای محسن مسرت در باره فلسطین، فلسطینیان را فاشیست و نادان قلم داد کرده، زیرا حماس را انتخاب کرده اند. و دلیلش هم آنست که چرا مردم فلسطین حاضر نبوده اند «حکومتی کارگری» قالب گرفته و سپس آن را انتخاب کنند!! لابد آقا جواد راهم بایستی برهبری خود انتخاب مینمودند؟
    این آقا جواد خیلی بیشتر به ایران تریبونیالی ها میخورد که با چنین خودشیرینی هایی نانشان را در می آورند و در بقالی عموسام فراوانند(مانند مجاهدین ضد خلقی)
    آخه وقتی که درِ (دربِ) کیهان لندنی و روزنامه نیمروز را سازمان سیا گل گرفت (بوی تعفن و تاریخ مصرف گذشتگی) همگی از نون خوردن افتادند و اکنون بصورت وجبی تحویل میدهند و در ازای آن اجرت میگیرند. شما اگر بتلویزیون های ایران نگاهی بیفکنید گفته های این افراد را دایما بعنوان خودفروختگان دست راستِ جورچ بوش ها و جورج سورس ها و اوباما ها و سپس ترامپ ها و متخصصین معرفی میکنند و سندشان تنها همین نکاتی نمیباشد که بیان داشته اید، بلکه تاریخ و محل ملاقات و وجوه دریافتی آنان را بعنوان دم پایی های عموسام هم بصورت سند زنده پخش میکنند که بحق کار درستی انجام میدهند.
    کسی که خلقهای مبارز عرب که در حال دفاع از کشورهایشان میباشند مانند مردم(نتنها کارگران بلکه همه مردم مشترکا) عراق، سوریه، فلسطینِ قهرمان،‌که ترامپ اکنون باجناق فاشیستش که بازنی صیهونیست ازدواج کرده است را در راس سیاست آمریکا برای نجات کشور فاشیستی اسراییل تعیین کرده است و لبنان…؛
    فاشیست بخواند؛ خودش جزیی از فاشیست میباشد. این اسناد در مجله هفته مقاله آقای محسن مسرت بخاطر بیان ده بند خواستهای حماس برای صلح هنوز موجودند و آقا جواد نمیتواند آنرا منکر گردد. نامبرده مبارزات مردم فلسطین و راکت های دست سازشان را (اسکارت) ترقه بازی میخواند و اکنون وی و اربابان امپریالیستی اش همگی گه گیجه جورج بوش/اوبامایی گرفته اند که پاسخ مردم خود را از اینهمه ناتوانی و اینهمه دنگ و بنگ جنگی زمینی و هوایی و اینهمه استبلیشمنت متخصص (کارگردانان متخصص سیاسی، خط دهنده به کابینه ها)،‌ هفتاد سال است که از شکستی بشکست دیگر روانند و هرروز قرض دولتهایشان به افراد طبقه حاکمه ی کشورهای جهان بیشتر گردیده و اعداد خود نوشته در دفاتر بانکهای گلد من ساکس و فدرال رزرو میرود که با حالت انفجاری که بوجود آورده است قال خود را برای همیشه از صحنه جهان بکند و نابود گردد. آنوقت آقا جواد ها باید کلاه از سربرداشته و به گدایی بپردازند. و در خاطرات خود بیفزایند خوشا بحال خودفروختگانی که خود را به روسیه و یا چین و یا جمهوری سرمایداری ایران فروخته بوده اند. و اکنون احتیاجی به کلاه گردانی برای زنده ماندن ندارند!!
    ایشان آموزش میدهند:
    «…مارکسیستها به مردم خواهند گفت که نباید نسبت به امثال اسد متوهم باشند و انتظار داشته باشند آنها به صراط مستقیم هدایت شوند بلکه باید خود را متشکل و آگاه سازند و دیکتاتورها را سرنگون کنند. تنها آنگاه خواهند توانست با مستقر ساختن دمکراسی توده ای راه را برای تحولات سوسیالیستی هموار نمایند.
    مارکسیستها به مردم خواهند گفت که امثال اسد باید از «رشد مبارزه آشکار طبقاتی، اعتراضات و اعتصابات قابل فهم توده ها، دون پایه ها، نفرین شده ها … از استقلال صنفی و سیاسی کارگران، فعالیت سازمان ها و احزاب، ملی و مترقی و انقلابی و کمونیست، آزادی روشنفکران بی غل و غش، رواج انتقاد مطبوعات مسئوول هراسی» شدید داشته باشند، …»

    آیا از این بهتر میتوان در زمانی که کشوری توسط امپریالیسم بسرکردگی آمریکا و مزدورانش که از چندین ده کشور استخدام کرده است تجاوز گردیده است، فراخوانی جهت مبارزه طبقاتی برعلیه خودی ها داد و در کنار امپریالیستهای حقوق بشری،‌ صهیونیست های کشور فلسطین، کلاه سفیدان و کودک سربرندگان ایستاد و دم از دمکراسی زد. این چیزی نیست جز تقلب و همدستی با دشمن خلق ها و استعمارگران،
    آنهم بنام شریک دزد و رفیق قافله!!
    ننگشان باد.

    سپیده

    دوست‌داشته‌شده توسط 1 نفر

    • سپیده says

      ادامه…
      چه خوش است که چنین شریک دزدهایی که در میان قافله خود را جا میزنند خود را این چنین مجبور مییابند که ما «توده ها، دون پایه ها، نفرین شده ها …» را احترام گذارند و مرکز تمام پشتوانه خود قرار دهند و به اربابان امپریالیست خود هشدار دهند که کیست که اینجا صاحب خانه است و اگر در خانه کس است یک حرف آنهم «مرگ بر امپریالیسم و استعمار» بس است.
      اتفاقا نویسنده رضا خسروی در سراسر نوشته خود به «آنطرف روانان» هشدار میدهد که این توده های کار و زحمت میباشند که قادرند سرنوشت آینده کشور سوریه را بدست گیرند و مبادا که پس از پیروزی دچار امتیاز دهی های استعماری به روسیه و ایران یا چین گردد.
      زیرا این مردم سوریه هستند که صاحب قدرتی لایزال بوده و اسدها را می آورند و میبرند و خود مانند آتشی جاودان رقص شعله شان در هر کران پیدا خواهد ماند.
      سپیده

      دوست‌داشته‌شده توسط 1 نفر

    • جواد says

      نظر دادن برای کسی است که مطالعه کرده است. کسی که اصلا نمی داند اسم ایکور چطور نوشته می شود و حاضر نیست زحمت یک جستجوی اینترنتی ساده و کوتاه را به خود بدهد تا بفهمد که ICOR مخفف چیست بهتر است اصلا نظری ندهد در غیر این صورت دیگران می فهمند معلومات او در چه حدی است.
      من هرگز مردم کشور دیگری را فاشیست نخواندم و خواننده با مراجعه به مقاله قدیمی همین را خواهد دید. اگر مردم عادی از فاشیستها حمایت کنند این فقط به دلیل ناآگاهی شان و همچنین نقش تحمیق کننده و فریب دهنده ای است که حامیان آگاه فاشیسم دارند. من خودم با مردم ساده ای که از روی ناآگاهی به دنبال جریانهای ارتجاعی نظیر طالبان بودند روابط صمیمانه داشته ام و به آنها کمک کرده ام تا به آگاهی دست یابند و دیگر دنباله رو رهبران جنایتکار این جریانها نباشند.
      «موشک»های حماس از لحاظ فنی واقعا هم ترقه هستند. آنها هیچ خسارت قابل توجهی به اسرائیل وارد نمی کنند. اگر حاکمان فاشیست اسرائیل این ترقه ها را «موشک» می خوانند به این دلیل است که جنگ افروزی و جنایتکاریشان را با «موشک باران» حماس که خسارات و تلفات آن به اندازه چهارشنبه سوری ایران هم نمی رسد توجیه کنند. به علاوه، فراموش کرده اید که همان حماسی که شما از فاشیست خواندنش ناراحتید در جنگ داخلی سوریه جانب اسلامگرایان مخالف اسد را گرفته؟
      تجاوز آمریکا یا هر کس دیگری به سوریه همانقدر توجیه کننده حمایت از اسد است که تجاوزات مشابه به افغانستان، عراق یا ایران می توانستند یا می توانند توجیه کننده حمایت از طالبان، صدام حسین یا خامنه ای بوده یا باشند. ایستادگی در مقابل تجاوز دقیقا آنگاه موجه و مورد حمایت مردم خواهد بود و بنابراین شانسی برای پیروزی خواهد داشت که به معنی دفاع از ارتجاع داخلی نباشد.

      دوست داشتن

  3. در ارتباط با اظهار «نظر» آقا جواد به مقاله رضا خسروی ذکر چند نکته ضرورت دارد.
    این که آقا جواد اسد را دیکتاتور تعریف می‌کند، خودش می‌داند. اما، کدام معانی از آن مستفاد می‌شود، به ما مربوط است.
    چند معنی ادعاهای آقا جواد:
    ١ــ مفهوم دیکتاتوری را درک نمی کند و نمی فهمد که دیکتاتوری یک پدیده طبقاتی است و کشورهای امپریالیستی بتناسب آخرین سطح رشد سرمایه، در بالاترین جایگاه دیکتاتوری جای گرفته اند، یعنی حاکمان آنها بدرجات غیرقابل مقایسه، از اسد از دیکتاتورترند؛
    ۲ــ ماهیت دیکتاتور، جنگ افروز، مهاجم و تجاوزگرانه امپریالیسم را انکار می‌کند؛
    ۳ــ حق قیومیت امپریالیسم بر خلقها و کشورهای جهان را تأئید می‌کند. بعبارت دیگر، از حق امپریالیسم برای تصمیمگیری بجای مردم سوریه یا مردم هر کشور دیگر دفاع می‌کند؛
    ۴ــ مردم کشورهای جنگ‌زده را صغیر می‌پندارد و تحقیر می‌کند؛
    ۵ــ بفرض، اسد دیکتاتور است، چه کسی و یا کدام قانون به امپریالیسم اجازه داده، از آنسوی اقیانوسها به کشور دیگری حمله کند. این معنی بطور کلی برای آقا جواد قابل درک و فهم نیست؛
    ۶ــ رژیمهای امپریالیستی را قدرتهای نجاتبخش و آزادی‌گستر تعریف می‌کند. بنا براین، همدستی با امپریالیسم را افتخار حساب می‌کند؛
    ۷ــ از کشتار میلیونی خلقها و ویرانی کشورها بدست نیروهای امپریالیسم (انسان‌کشی و ویرانی) خرسند است و حمایت می کند؛
    ۸ــ…

    دوست داشتن

    • جواد says

      1- شکل حکومت و ماهیت طبقاتی حکومت دو مقوله هستند که اگر چه مرتبط اند، اما هرگز یکی نیستند. ماهیت تمام حکومتها از زمان پیداش طبقات دیکتاتوری طبقه حاکم بوده است، اما شکل حکومت به تناسب اوضاع موجود می تواند سلطنتی، جمهوری، دیکتاتوری نظامی، شورایی یا غیره باشد. کشورهای سرمایه داری که به رشد بالایی رسیده اند عمدتا دمکراسی بورژوایی را به عنوان مناسب ترین شکل حکومت برای تأمین منافع طبقه حاکم و جلوگیری از انقلاب اجتماعی برگزیده اند. این شکل حکومتی برای کسانی که در جرگه حاکمان نمی گنجد نیز نسبت به شکلهای حکومتی استبدادی مزایایی دارد. از این رو پرولتاریا باید از مزایای دمکراسی بورژوایی استفاده و برای حفظ آنها تلاش کند اما در عین حال نباید در این حد متوقف شود. پرولتاریای آگاه می داند که حاکمان در دمکراسی های بورژوایی دیکتاتور نیستند بلکه از طریق انتخابات قابل عزل هستند، اما ماهیت طبقاتی حکومت که دیکتاتوری بورژوایی است با انتخابات تغییری نمی کند.
      ولی در اینجا راجع به سوریه صحبت می کنیم. جایی که فرد حاکم بر آن قدرت را از پدری به ارث برده که خودش با کودتا و کشتار مخالفین و حتی همدستان سابقش قدرت را به دست آورده و حفظ کرده بود. اسم این نوع حکومت سلطنت مطلقه موروثی است و ماهیت طبقاتی آن دیکتاتوری بورژوازی وابسته، واپسگرا و مستبد. همین شکل حکومت دیکتاتوری و استبدادی بوده که منجر به جنگ داخلی شده و سوریه را به میدان جنگ قدرتهای امپریالیستی بر سر غارت کشور و به قدرت رساندن وابستگانشان تبدیل کرده. اگر سوریه حکومتی مستقل و متکی به مردم داشت (یعنی دمکراسی بورژوایی حاکم بود) به این وضع نمی افتاد.
      به علاوه، با تعریف شما لابد خامنه ای هم دیکتاتور نیست. پس چرا شما حاکمان غرب را که «بدرجات غیرقابل مقایسه، از اسد از دیکتاتورترند» رها نمی کنید و به امثال اسد و خامنه ای پناه نمی آورید؟
      2- این شما هستید که «ماهیت دیکتاتور، جنگ افروز، مهاجم و تجاوزگرانه امپریالیسم را انکار» می کنید زیرا انکار می کنید که متجاوزین روس و ایرانی برای حفظ حکومت دیکتاتور وابسته به خود و تبدیل کردن آن کشور به ابزاری در خدمت سیاستهای ضد مردمی شان به سوریه آمده اند.
      3- این شما هستید که «از حق امپریالیسم برای تصمیمگیری بجای مردم سوریه یا مردم هر کشور دیگر دفاع» می کنید زیرا از دیکتاتور جنایتکاری که حتی قبل از جنگ داخلی کاملا وابسته و سرسپرده امپریالیستهای روس و ایرانی بوده دفاع می کنید. این روسیه و ایران به علاوه مزدوران و وابستگان به آنها هستند که در صورت پیروزی در جنگ، از طریق نیروهای نظامی شان در مورد سوریه تصمیم گیری خواهند کرد. مردم سوریه که قبل از جنگ فقط اجازه داشتند برای حکومت هورا بکشند، بعد از جنگ وضعیت بهتری پیدا نخواهند کرد.
      4- این شما هستید که «مردم کشورهای جنگ زده را صغیر» می پندارید و تحقیر می کنید زیرا اینطور تبلیغ می کنید که مردم هیچ کاری جز هورا کشیدن برای حاکمان نمی توانند انجام دهند، آنها حداکثر می توانند برای حاکمان نامه بنویسند و به آنها التماس کنند که بر سر استقلال کشورشان با امپریالیستها معامله نکنند. اما کمونیستها و دمکراتهای انقلابی هم اکنون در شمال سوریه حکومت مردمی برقرار کرده اند که در آن مردم احتیاجی ندارند حاکمان را نصیحت و به آنها التماس کنند بلکه در صورت ناکارآمدی آنها از طریق شوراهایشان حاکمان جدیدی انتخاب خواهند کرد.
      5- این شما هستید که به امپریالیسم اجازه می دهید «از آنسوی اقیانوسها به کشور دیگری حمله کند» زیرا از مداخله امپریالیستهای روس و ایرانی در سوریه حمایت می کنید. این گروهبندی امپریالیست از دهها سال قبل از جنگ داخلی در سوریه حاضر بوده است، پایگاههای نظامی ایجاد کرده و از دیکتاتورهای جنایتکار حمایت کرده. به علاوه، وقتی حکومت سوریه استقلال کشور را فدای منافع یک گروهبندی امپریالیست کرده و با سرکوب مردم ادامه حیات می دهد، بطور ضمنی پذیرفته که سوریه صحنه کشمکشهای امپریالیستی باشد و به گروهبندی امپریالیست رقیب آن این اجازه را داده که وارد کشور شود. چنین حکومتی چطور می خواهد از لحاظ اخلاقی این اقدام امپریالیستهای رقیب را زیر سؤال برد یا از لحاظ عملی با آن مقابله کند؟
      می خواهد بگوید این کشور من است؟ امپریالیستهای رقیب هم می گویند اگر تو احترام و ارزشی برای کشورت قائل بودی مردم کشور خودت را سرکوب نمی کردی و سوریه را به سایر امپریالیستها نمی فروختی. اما حالا که چنین کرده ای ما هم سهم می خواهیم، مگر خون روسها رنگین تر از ماست؟
      می خواهد تجاوز آنها را از لحاظ نظامی شکست دهد؟ اما حکومتی که از مردم خودش بیش از هر قدرت خارجی می ترسد برای حفظ خودش چاره ای ندارد که به نیروی نظامی مزدور متوسل شود و امپریالیستهای دوستش را دعوت کند که برای مقابله با امپریالیستهای رقیب به کشور بیایند. بی شک آنها هم هرگز بدون چشم داشت هزینه های هنگفت نظامی را تقبل نخواهند کرد.
      6- این شما هستید که «رژیمهای امپریالیستی را قدرتهای نجاتبخش و آزادی گستر تعریف» و «همدستی با امپریالیسم را افتخار حساب» می کنید زیرا روسیه نو تزاری و رژیم اسلامی ایران را نجاتبخش و آزادی گستر تعریف و همدستی با آنها را افتخار می دانید.
      7- این شما هستید که «از کشتار میلیونی خلقها و ویرانی کشورها بدست نیروهای امپریالیسم» خرسندید و حمایت می کنید. آنها یک بار در سالهای 82-1980 با قتل عام گسترده مردم حکومت سوریه را حفظ کردند. الان هم تقریبا هر روز بمبهای بشکه ای بر مناطق مسکونی می اندازند. آنها برای دهها سال صدها هزار نفر کرد را با بهانه خارجی بودن از حقوق شهروندی محروم کردند و معترضان را در زندان شکنجه کردند و زنده زنده سوزاندند. مشکل شما با این قبیل جنایات فقط در جایی است که به دست امپریالیستهای رقیب انجام می شود، اما اگر امپریالیسم خودی دست به چنین جنایاتی زند، هیچ اشکالی ندارد!

      دوست داشتن

  4. درود بر آقای « جواد »! اگر فکر می کنید که حکومت مورثی اسد محرک میلیتاریسم کور و افسار گسیخته امریالیسم آمریکا و شرکاء در اوضاع و احوال جاری است اشتباه می کنید. من آنطور که شما ادعا کرده اید، حرفی از مارکسیسم و سوسیالیسم نزده ام، نسخه ای برای مارکسیست های سوریه ننوشته ام. پیشنهادات من به آقای اسد، ريیس جمهور قانونی سوریه، از ملی کردن زمین های قابل کشت گرفته تا بانک ها و صنایع کلیدی… اینها همه در چارچوب نظام سرمایه داری می کنجند. من بیگاهم.
    ارادتمند خسروی

    دوست‌داشته‌شده توسط 1 نفر

  5. جواد خودتی says

    عجبا دنیا را ببین چه فیسه؟ خرچسونه رئیسه! یک نفر نامه سرگشوده به اسد نوشته آقا جواد ازش ایراد میگیره!!! حالا این جواتی خودش کیه؟ جواد افتخارش نوکری امپریالیسم آمریکاست مزدوری (کمونیستهای خائن ایکور) کردهای سوریه برای امپریالیسم برایش افتخاره بارها هم اینجا نوشته( تو نظرات) باید با آمریکا همکاری نظامی کرد متحدا علیه دیکتاتور.(آمریکا با این همه آهن و تلمب که نمی‌آید با یک مشت «کمونیست کورد“ همکاری کنه آن‌ها مزدور می‌خواهند مزدور هم بدست می آورند)
    طرف نوکر رسمی عمو سامه و به نوشتن نامه سرگشاده به اسد ایراد میگیره بابا بنازم به این وقاحت ای!

    دوست‌داشته‌شده توسط 1 نفر

  6. جواد says

    نامه نوشتن برای حکام مستبد نه تنها بخشی از مبارزه طبقاتی نیست بلکه تلاشی برای مهار کردن مبارزه طبقاتی و فرستادن کارگران و زحمتکشان به دنبال نخود سیاه است.
    هدف این قبیل نامه ها چیست؟ در ظاهر اینست که دیکتاتورهای مستبد و جنایتکار را به صراط مستقیم هدایت کنند. البته ممکن است از نظر آدم ساده لوحی که درک ایده آلیستی از تاریخ و تحولات اجتماعی دارد نوشتن چنین نصیحت نامه هایی موجه باشد اما یک مارکسیست می داند که تلاش برای امیدوار ساختن توده ها به خوش قلبی حکام طبقات استثمارگر، با هر نیتی که انجام شود، در عمل نمی تواند به چیزی بجز زدودن آگاهی طبقاتی، تشکل طبقاتی و روحیه مبارزه جویی طبقاتی توده های تحت ستم بیانجامد. مارکسیستها به مردم خواهند گفت که نباید نسبت به امثال اسد متوهم باشند و انتظار داشته باشند آنها به صراط مستقیم هدایت شوند بلکه باید خود را متشکل و آگاه سازند و دیکتاتورها را سرنگون کنند. تنها آنگاه خواهند توانست با مستقر ساختن دمکراسی توده ای راه را برای تحولات سوسیالیستی هموار نمایند.
    مارکسیستها به مردم خواهند گفت که امثال اسد باید از «رشد مبارزه آشکار طبقاتی، اعتراضات و اعتصابات قابل فهم توده ها، دون پایه ها، نفرین شده ها … از استقلال صنفی و سیاسی کارگران، فعالیت سازمان ها و احزاب، ملی و مترقی و انقلابی و کمونیست، آزادی روشنفکران بی غل و غش، رواج انتقاد مطبوعات مسئوول هراسی» شدید داشته باشند، چون اینها را به درستی پایان سلطه خودشان می بینند، و دقیقا به این دلیل می خواهند در جریان جنگ و پس از آن استبداد و بی رحمی شان را به حدی افزایش دهند که کسی جرأت مخالفت با آنها را پیدا نکند. در طرف مقابل نیز نیروهای پرولتاری و دمکراتهای انقلابی باید صف مستقل شان را تحت پرچم نیروهای دمکراتیک سوریه تقویت کنند و انتظار هیچ مماشاتی از جانب رژیم اسد نداشته باشند. اگر رژیم اسد امروز در سایر جبهه ها آنقدر مشغول است که ترجیح می دهد فعلا با نیروهای دمکراتیک سوریه درگیر نشود، فردا اگر فرصتی پیدا کند با نهایت ددمنشی به مناطق آزاد شده حمله خواهد کرد.
    اسد نه تنها حق دارد «آزادیخواهان» را مأیوس کند، بلکه همچنین حق دارد به همگان نشان دهد که این «آزادیخواهان» در بهترین حالت مشتی ساده لوح و ایده آلیست و در بدترین حالت فرصت طلب و دروغگو هستند. به عبارت دیگر کاملا حق دارد با «آزادیخواهان» همان کاری را کند که جمهوری اسلامی با حزب توده و اکثریت کرد. او همچنین حق دارد بر سر استقلال سوریه معامله کند و به مردم حساب پس ندهد. طبقه حاکم بر سوریه و قدرتهای امپریالیست حامی آن نه تنها به نماینده شان چنین حقی را می دهند بلکه او را موظف به این کار می کنند. تا زمانی که آنها حاکم هستند مهم نیست که دیگران چه نظری نسبت به حق حاکمان داشته باشند.

    دوست داشتن

  7. درود بر آقای « جواد »! اگر فکر می کنید که محرک میلیتاریسم کور و افسار گسیخته امپریالیسم آمریکا و شرکاء در اوضاع و احوال جاری جهان – اشغال نوبتی یوگسلاوی و افغانستان و عراق و لیبی… یا تصمیم آقای « اتحادیه بین المللی »! برای سرنگونی دولت قانونی سوریه، برکناری اسد… از بد قلقی حکام محلی در بالکان و خاورمیانه است اشتباه می کنید.
    من آنطور که شما دریافت کردید، فراخوان ندادم که « بیائید برای دیکتاتورهای موروثی نامه بنویسیم… »! گواینکه اقداماتی از این دست هم، شاید با مذاق شما سازگار نباشد، اما در چارچوب مبارزه طبقاتی می گنجد…
    ارادتمند خسروی

    دوست‌داشته‌شده توسط 1 نفر

  8. ناظر says

    حساب آقا جواد البته جداست!

    ولی شما به عکس‌هایی که از حلب و سوریه منتشر می شود نگاهی بیاندازید و به این واقعیت که بخش‌های عمده آن کشور هنوز تحت کنترل تروریست‌هاست و نیروهای ویژه ۱۰ کشور غربی در آنجا مشغولند. بعداً اوضاع که کمی عادی شد برای اسد با هر لحنی که دوست دارید نامه بنویسد. اگر شبه تحلیل های دوستان آقا جواد را خوانده باشید می دانید که این نامه آب به آسیاب آنها و امپریالسم می ریزد‌. خلاصه کنم در حلب بازی برای آمریکا و چپ آمریکایی تمام شده است فعلاً.

    دوست‌داشته‌شده توسط 1 نفر

  9. جواد says

    بیایید برای دیکتاتورهایی که حکومت را از پدرشان به ارث برده اند نامه بنویسیم، آنها را نصیحت کنیم، برایشان تعیین تکلیف کنیم، از آنها انتظار داشته باشیم که به قدرتهایی که پیروزی نظامی شان را مدیون آن هستند امتیاز ندهند، خواسته های مردم را برآورده کنند و به مردم جهان حساب پس دهند. عجب روش علمی و مؤثری! آنها هیچگاه ما را مأیوس نخواهند کرد!

    دوست داشتن

  10. درود بر آقا یا خام « ناظر »! خیلی ممنون از عنایت شما که وقت خود را ضایع کردید و « تمجید چپکی این حقیر از کاسترو را »! ملاحظه فرمودید. ولی باور کنید که تمجید من از کاسترو راستکی، بی شیله و پیله است…
    در حقیقت، من به آقای اسد پیشنهاد کردم که بازسازی اقتصادی در سوریه را همراه با یک رویکرد اجتماعی مترقی دنبال نماید، یعنی بسیاق کاسترو در کوبا و چاوز در ونزولا رفتار کند… مثل اینکه حق مطلب را ادا نکرده ام – چه کند بینوا همین دارد.
    ارادتمند خسروی

    دوست‌داشته‌شده توسط 1 نفر

  11. ناظر says

    نوشته خودتان را درباره «کاسترویسم» و تمجید چپکی از کاسترو خوانده اید؟ می خواهید اسد مثل چه کسی بشود که شما خوشتان بیاید؟

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.