سرتیتر

آشنایی با تشکل های کارگری در کشورهای اروپایی – بلژیک

demo_0989k_1024

وضعیت سندیکاها در بلژیک

کانون مدافعان حقوق کارگر: سنديكاها از دير باز در ايران وجود داشته اند، اما امروزه در شرایطي كه سنديكاهاي كارفرمایی در بخشي از رشته هاي صنفي وجود دارد  اما از تشكيل سنديكاهاي كارگري به عناوين محتلف جلوگيري ميشود. اعضای سنديكاها و فعالان آن مورد تعقيب قرار ميگيرند و به زندانهاي طويل المدت محكوم شده و در انتها از كار اخراج ميشوند . در حالي كه در اكثريت قاطع كشورها تشكل ها و سنديكاهاي كارگري به فعاليت خود براي دفاع از حقوق كارگران ادامه ميدهند؛ حتي در بسياري کشورها مورد تاييد و پشتيباني دولت ها نیز هستند . بسياري از تشكل هاي كارگري در كشورهاي سرمايه داري تحت نفوذ محافل كارفرمایی  و سرمايه داري قراردارند و در حقيقت تلاش ميكنند تا از كارگرا ن افرادي بي خطر و سر به راه براي نظام سر مايه داري بسازند اما در مقابل بسيار از بدنه کارگری همین سندیکاها و تشکلها و فعالان كارگري مستقل نيز تلاش بي وقفه ای را براي دفاع از حقوق كارگران و زحمتكشان از طريق همين ارگانها دنبال ميكنند.

براي آشنائي بيشتر با اين نهادها، كانون مدافعان حقوق كارگر تلاش ميكند تا نمونه عملكرد اين نهاد را در كشور هاي ديگر به عنوان تجربه اي براي كارگران و فعالان كارگري در معرض ديد قرار دهد . در زير نمونه اي از اين نهاد در كشور بلژيك كه يك كشور ارو پائي است مورد بررسي قرار گرفته است .

وضعیت سندیکاها در بلژیک

محسن بهزادکریمی(م. بهزاد)

در جامعه ایران از دیرباز برای بسیاری، معنی و مفهوم سندیکاهای کارگری، به غلط تداعی گر جامعه کمونیستی بی طبقه‌ای بوده است که آرمان ها و ارزش های مارکسیستی در آن ستوده و به اجرا گذاشته می شود، اما حقیقت این است که در بسیاری از کشورهای مدرن و پیشرفته اروپایی، امروز با وجود تمام رقابتهای موجود در بازار آزاد و ارزش‌های کاپیتالیستی، سندیکاهای کارگری فعالیت گسترده‌ای دارند و به دور از آنکه اساسنامه و باورهای بنیادی‌شان از چه نوع تفکر سیاسی اجتماعی پیروی می‌کند، نقش ارزنده و موثری را در ارائه خدمات به قشر کارگران و کارمندان ارائه می دهند. برای مثال در کشور بلژیک سه سندیکای عمده وجود دارد که هر کدام به طور موازی و گاهی در قالب جمعی به دفاع از حقوق کارگران و کارمندان می‌پردازند.

نقش سندیکاها به اندازه‌ای است که حتی کارمندان عالی رتبه برای برخورداری از خدمات ارزنده و تاثیر گذاری بر تصمیمات عمده مرتبط با مقوله‌هایی نظیر حداقل دستمزد، بازنشستگی و قوانین کار، عضویت در یکی از این سندیکاها را الزامی می دانند.

این سه سندیکا عبارتند از:

  • آ. ب. و. و. (بخش هلندی زبان) و اف. ژ. ت. ب (بخش فرانسه زبان ـ فدراسیون همگانی کارگران بلژیک ) که سندیکایی که همسو با ارزش‌های حزب سوسیالیست بلژیک است.
  • سندیکای « کنفدراسیون سندیکاهای مسیحی)، آ. س. و. (بخش هلندی زبان) و ث. اس. ث.  (بخش فرانسه زبان ) که همسو با‌ارزش ها و سیاست های حزب سبوسیال ـ مسیحی بلژیک است
  • سندیکای لیبرال های بلژیک که همسو با حزب لیبرال این کشور است.

توضیح:

حزب سبز بلژیک سندیکا ندارد و معتقد است که برای جلوگیری از پراکندگی بیشتر کارگران، اعضای این حزب می‌توانند به انتخاب خود در یکی از احزاب موجود بلژیک عضو شوند.

در چارچوب و زیر نظر این سه سندیکای اصلی؛ تشکل‌های کارگری، کارمندی و دانشجویی… بر حسب نیاز مشاغل مختلف فعالیت می کنند. برای مثال شاخه راه آهن سراسری سندیکاهای کارگری کشور بلژیک از  توانایی بالایی برخوردار است.

جالب ترین نکته در عملکرد این تشکل‌ها، هماهنگی میان سندیکاها و تشکل‌های مختلف مدنی است. این امر باعث شده تا سندیکاها، چه در بخش های سه گانه فدرال بلژیک و چه در سطح سراسری و فدرال، تاثیر گذاری به سزایی داشته باشند.

برای مثال در زمانی که قرار باشد کارگران و کارمندان شرکت راه آهن اعتصاب کنند، بی آنکه ضربه بزرگی به اقتصاد کشور و آرامش شهروندان وارد بیاورند، هماهنگی های لازم میان سندیکاها، تشکل های دانشجویی و ادارات دولتی، به ویژه پلیس، صورت می گیرد تا اعتصاب حداکثر ثمربخشی و نتیجه دلخواه را داشته باشد و دولت یا کارفرمایی خاص را به پای میز مذاکره بکشاند. در این میان، شهروندان عادی نیز که منافعشان تحت تاثیر معضل مورد اعتصاب نیست، به احترام دموکراسی، کمی از مشقت ناشی از اعتصاب را، آن هم اگر مرتبط با حمل و نقل عمومی باشد، به جان می‌خرند.

سندیکاها نیز که هدفشان فشار آوردن به دولت و کارفرمایان و نه مردم عادی است، تلاش می‌کنند تا اعتصابات را منطقه ای و در روزهای متفاوتی برگزار کنند تا ضربه ای به اقتصاد ملی وارد نشود و آرامش شهروندان هم بیش از حد به هم نریزد. کارگران به طور هوشیارانه با این تکنیک سازمان دهی اعتصابات که تنها سلاح آنان است، کم کم و پله به پله، خود را قوت می بخشند و متشکل تر می‌شوند. در صورت عدم موفقیت، برنامه برگزاری اعتصاب سراسری را به عنوان آخرین گزینه و اهرم فشار به اجرا می گذارند.

خشونت و درگیری از عوامل پرهیز ناپذیر تمامی اعتصابات کارگری و سندیکایی در سراسر جهان، حتی در کشورهای دموکراتیک غربی است. اما از همه جالبتر روح همگرایی موجود در زمان اعتصابات است که باید بیاموزیم.  در کل نظارت بر قوانین کار، گفتگو و تداومِ تاکید بر فعالیت مستقل و بی قید و شرط سندیکاها و صیانت از حقوق کارگران و کارمندان، اصولی است که نه تنها از سوی اعضا بلکه از سوی تمامی آحاد ملت بلژیک پذیرفته شده است.

در بلژیک تا زمانی که به کاری مشغول نباشی، نیازی به عضویت در این گونه تشکل‌ها نیست و درحین خدمت نیز امری انتخابی است. میزان تاثیرگذاری و برش این تشکل‌ها حتی باعث شده تا سندیکاها در جذب اعضا با هم رقابتی سالم را داشته باشند. چه از زبان کارگران و کارمندان و چه در تبلیغاتی که مثل هرگونه سرویس اجتماعی دیگر این تشکل ها نیز انجام می‌دهند، به راحتی می‌توان برتری کیفی و رقابت در میان سندیکاها را شاهد بود. عضویت در سندیکاها امری اختیاری است و هر عضوی باید مبلغی را به عنوان حق عضویت، به طور ماهانه به سندیکای خود پرداخت کند. با جمع آوری حق عضویت ها و شیوه‌های دیگر تقویت امور مالی، حقوق ماهانه کار کنان و مسئولین سندیکاها پرداخت می شوند. بدین ترتیب، رشد فرهنگ سندیکالیزم باعث شده تا خود این تشکل‌ها نیز با دارا بودن هزاران کارمند، وکیل و دیگر مشاوران امور کار و نیروهای متخصص  به ساختاری با قابلیت ایجاد اشتغال تبدیل شوند.

در بلژیک اندیشه سیاسی تنها در احزاب خلاصه نمی‌شود بلکه تفکر و رویکرد سیاسی در بیمه‌های درمانی و سندیکاها نیز نمود می یابد و شما می‌توانید از دوره دانشجویی برای مثال عضو حزب سوسیالیست یا لیبرال باشید، بیمه درمانی تان را از میان بیمه‌هایی با گرایش های سوسیالیست یا لیبرال انتخاب کنید و همچنین عضو سندیکایی با تفکری همسو نیز باشید.

البته انتخاب‌ها به همین دو نمونه ختم نمی شود اما به دلیل عدم آشنایی خوانندگان ایرانی با دیگر ساختارهای موجود در کشور بلژیک این دو نمونه را مثال آوردیم.

اما جنبش‌ها و تشکل‌های دانشجویی؛ این تشکل ها در دانشگاه های مختلف بلژیک حضور مستمری دارند و به نوعی پل اتصال فعالین دانشجویی با سندیکاها هستند و اغلب وقتی تظاهرات‌های منطقه ای یا ملی برگزار می شود و یا اینکه در اعتصاب‌ها، همیشه حضور این ساختارها که خود تضمینگر دموکراسی و معنای سیستم چند حزبی و آزادی بیان هستند را در کنار هم می‌بینید.

کشور بلژیک کمی بیش از 180 سال قدمت دارد اما ساختار سیاسی آن و مخصوصا قوانین اساسی این کشور بعد از آمریکا یکی از قدیمی‌ترین قوانین در جهان به حساب می‌آید. این قوانین به طور مستمر و هر ساله به روز می شوند و هیچ قدرتی، حتی نخست وزیر و پادشاه، توان محدود کردن قانون را ندارد.

در سال 90 میلادی زمانی که پادشاه بلژیک به دلیل اعتقادات مذهبی‌اش از امضای قانون سقط جنین سر باز زد، مجلس این کشور برای یک روز پادشاه را عزل، قانون را به تصویب رسانده و فردای آن روز پادشاه را دوباره به رسمیت شناخت و از آن جالب تر اینکه این روز به عنوان یک واقعه تاریخی، چه از سوی کلیسا و چه از سوی سیاست‌مداران، گرامی داشته می‌شود.

در دانشگاه‌های بلژیک سنتی برقرار است که بر اساس آن هر دانشکده تشکلی مربوط به خود را دارد و در ساختاری دموکراتیک نمایندگانی را برای شورای دانشجویان انتخاب می کنند که در مسائل داخلی و بعضا در مسائل اجتماعی اعلام موضع می‌کنند و در روند تکامل قوانین آموزش سهم عمده ای را بر عهده دارند. در میان این تشکل‌ها بعضا برخی دانشکده‌های یک دانشگاه بنا به قدمت و یا اعضایی که دارند از نفوذ و توان بیشتری برخوردارند و بنا به سنت هر تشکل روابط مشخصی به طور غیر رسمی با تشکل‌های کارگری یا احزاب سیاسی دارند.

این روابط غالبا تعریف نشده و در حیطه اختیارات داخلی هر تشکل دانشگاهی و بر پایه سنت‌ها و یا قوانین وضع شده از سوی شورای دانشجویی منتخب است و اساسا این تشکل‌ها به عنوان یک شخصیت حقوقی مستقل و به شکل موسسات غیرانتفاعی اداره می‌شوند.

روابط میان این تشکل‌ها و سندیکاها هر چند تعریف جامع و کلی و سراسری ندارد اما رد پای همکاری و همسویی این تشکل ها و سندیکاها و احزاب را به وضوح می‌توان دید.

با رعایت اصل استقلال موسسات و اجرای اصول مندرج در منشور جهانی حقوق بشر و همچنین قوانین رسمی کشور بلژیک، حق داشتن تشکل و سندیکا را می‌توان یکی از شکل گرفته ترین نهادها در این کشور دانست. فعالیت‌های تشکل های صنفی و سندیکاها را می‌توان یکی از تأثیر گذارترین عوامل بر معیشت کارگران و کارمندان این کشور برشمرد.

میزان اختیارات این سندیکاها تا جایی است که امروزه، هر یک از این تشکل‌ها مسئولیت پرداخت حقوق بیکاری، بازنشستگی، مداخله و نظارت بر قوانین کار، تنظیم و نظارت بر قرارداد‌ها، امنیت شغلی، بهداشت روانی و مخاطرات محیط کار و ده ها مورد حساس دیگر را دارد. همه این کارها عملا در چارچوب همکاری مشترک در بین وزارت کار و سندیکاها و احزاب انجام می‌پذیرد. این روند باعث شده تا نه تنها کارگران و کارمندان بلژیکی بلکه حتی دولت و وزارتخانه ها سالانه دستاوردهای کلان و پر ارزشی داشته باشند. از سوی دیگر این همکاری و همیاری سندیکاهای کارگران باعث کاستن بخش قابل ملاحظه‌ای از مسئولیت‌های دولت و دیگر ساختارهای اداری از لحاظ کمی و کیفی شده است.

شورای حل اختلاف، دادرسی، تنبیهات حقوقی همه و همه چه برای کارگر و چه برای کارفرما، تماما در درون همین ساختار مشارکتی، سندیکاهای کارگران، سندیکای کارفرمایان و نمایندگان دولت صورت می‌گیرد.

سندیکا نه تنها حامی کارگران و کارمندان بلکه مجری قوانینی است که خود در وضع آن شرکت داشته و مدافع دموکراسی و مردم سالاری است. علاوه بر آن، سندیکاها در بلژیک مدافع حقوق دولت، وزارتخانه و کارفرما در چارچوب قوانین‌اند.

سندیکاها همان‌گونه که با اعتصاب و اعتراض خود خواهان افزایش دستمزد، بازنشستگی و بیمه ها هستند، از سوی دیگر در گاه انتخابات نیز هر یک بنا به تعلقات سیاسی که به احزاب دارند، ضامن بقاء و حامی انتخاباتی آنها هستند.

حضور مستمر سندیکالیست‌ها در هر انتخابات چه محلی و چه فدرال یا سراسری باعث سلامت سیستم و دموکراسی در بلژیک شده است و این سلامت تا حدی است که خلال اختلافات سیاسی سالهای 2007 تا 2011 این کشور به خوبی توانست 541 روز بدون داشتن دولت و نخست وزیر به حیات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خود بدون هیچ نقصانی ادامه دهد.

امید است روزی با به کار گرفتن این تجربیات و آموخته ها بتوان فضایی مناسب را در قاعده هرم اجتماعی و طبقه کارگران و کارمندان در سرزمینمان ایران نیز ایجاد نماییم تا نه تنها از احقاق حقوق کارمندان و کارگران مطمئن باشیم بلکه در ابعاد کلان‌تر اجرای رکن مهمی از دموکراسی را نیز رقم زنیم.