سرتیتر

پدیده حزب کار- پدیده کوربین

jeremy-corbyn_892

حزب کار اکنون با ۶۵۰ هزار عضو (که هنوز در حال افزایش است) به بزرگ‌ترین حزب سیاسی در اروپا تبدیل شده است و به قول «فاینانشل تایمز» آن‌هم تحت شرایط «جنگ داخلی درون حزبی.» ریشه‌های اجتماعی اعضای جدید حزب کار بسیار جالب توجه است: بخش عمده اعضای جدید به طبقه کارگر تعلق دارد. از زمانی که کوربین به عنوان ريیس حزب کار وارد صحنه شده، بیش از ۱۰۰ هزار نفر به عضویت حزب درآمده اند که بیش از نیمی از آن‌ها زیر ۴۰ سال عمر دارند و دوسوم آنان عضو سندیکاهای کارگری هستند.

 
منبع: عصر ما

نخست‌وزیر بریتانیا خانم «ترزا مای» هفته گذشته همان‌طور که قابل پیش‌بینی بود موضع خود را مشخص کرد و پس از سخنرانی خود در کنگره حزب، مطابق با توقعات اربابان خود دست رد به سینه شایعاتی مثل ایجاد یک «حزب کارگر» محافظه‌کار زد.

او در جلسه‌ همایش با ريیس کارخانه عظیم خودرورسازی ژاپنی، نیسان، «کارلوس گوسن» که رسانه‌ها آن را با آب‌وتاب منتشر کردند، وفاداری کامل دولت خود را در مقابل کنسرن نامبرده اعلام کرد. کارلوس گوسن که دشمن سندیکاهاست و تازیانه به دست بر شرکت نیسان حکومت می‌کند (شرکت وی در «ساندرلاند» ۷۶٪ از تولید خود را به کشورهای اتحادیه اروپايی صادر می‌کند) از این اقدام خانم مای مشعوف شد: «مطمئنم که دولت انگلیس کلیه امکانات را فراهم خواهد کرد که شرکت ما فرصت سرمایه‌گذاری بیش‌تری در انگلیس داشته باشد.»

داستان رسانه‌ای «زانو زدن «مای» در مقابل نیسان» (۸۰۰ هزار فرصت شغلی در کشور پادشاهی وابسته به صنایع خودروسازی است) به کلی «تغییر و تحول در دولت سایه» جرمی کوربین و در حزب کار را در سایه قرار داد.

حزب کار اکنون با ۶۵۰ هزار عضو (که هنوز در حال افزایش است) به بزرگ‌ترین حزب سیاسی در اروپا تبدیل شده است و به قول «فاینانشل تایمز» آن‌هم تحت شرایط «جنگ داخلی درون حزبی.»

گذشته از این که این امر روند به اصطلاح «دلسردی و بی‌علاقگی» جوانان نسبت به سیاست و خصومت با احزاب سیاسی را که گویا در سطح اروپا وجود دارد، بی‌معنی جلوه می‌دهد، ریشه‌های اجتماعی اعضای جدید حزب کار بسیار جالب توجه است: بخش عمده اعضای جدید به طبقه کارگر تعلق دارد. از زمانی که کوربین به عنوان ريیس حزب کار وارد صحنه شده، بیش از ۱۰۰ هزار نفر به عضویت حزب درآمده‌اند که بیش از نیمی از آن‌ها زیر ۴۰ سال عمر دارند و دوسوم آنان عضو سندیکاهای کارگری هستند.

دست راستی‌های حزبی برای جلوگیری از انتخاب مجدد کوربین به عنوان ريیس حزب متوسل به هر کاری شدند ولی شدیدترین ضربه‌ای که وارد نمودند، حکم دادگاه در مرحله دوم بود که به Supportern یعنی اعضای جدید حزب که هنوز عضو رسمی حزب محسوب نمی‌شدند، اجازه شرکت در انتخابات را نمی‌داد. بعد از این (به قول کوربین) «حکم ننگین»، رسانه‌های دست راستی به وجد و سرور پرداختند و شکست او در انتخابات ریاست حزب را محرز اعلام نمودند. یکی از کنشگران گروه‌های پشتیبانی کوربین «Momentum» در مقابل هفته‌نامه «عصر ما» گفت: «این ترفند نتیجه کاملاً معکوس داشت. مردم در مقابل حوزه‌های انتخاباتی صف بسته بودند تا به عنوان عضو اصلی ثبت‌نام کنند.» نتیجه انتخابات را امروز همه می‌دانند: جرمی کوربین با ۶۲٪ آرای کلیه اعضای واجد شرایط در انتخابات پیروز شد و باعث تعجب همگان گردید.

فعالیت موفق حزب اپوزیسیون «برخلاف کلیه پیش‌بینی‌ها» و گرایشات رسانه‌ای، مانند خط قرمزی در کارنامه کوربین مشهود است. با وجود پیش‌گويی‌ گوردون براون و تونی بلر در مورد وقوع فاجعه در پیش، کسی نتوانست مانع پیروزی وی در انتخابات گردد. شکوه و فغان در این مورد که: «»چپ‌های سرسخت» علاقه‌ای به اتحادیه اروپايی نشان ندادند و در عوض به سازوکار Lexit (خروج چپ‌ها) پرداختند»، افاقه‌ای نکرد و بی‌ثمر ماند. سکوت مرگبار رسانه‌ها نیز سودی نداشت: طبق گزارش روابط عمومی حزب رسانه‌های عمده کشور در سال گذشته تنها ۸٪ بیانیه‌های مطبوعاتی حزب را منتشر کردند.

شکست‌های بعدی نیروهای دست راستی در مقابل حزب کار را می‌توان انتظار داشت: این تهدید که نمایندگان «معتدل» پارلمان حاضر نخواهند شد زیر ریاست کوربین چپ به کار خود ادامه دهند و در نظر دارند همراه لیبرال‌ها یک حزب نوین تأسیس کنند، ظاهراً فقط حبابی بود که هم‌اکنون در حال ترکیدن است، تعداد زیادی از «مخالفین» برای شرکت در کابینه در سایه (که از نظر سیاسی بی‌اهمیت است) نام‌نویسی کردند و مورد نظر نیز واقع شدند. ولی موج خروج اعضاء از حزب پدیدار نشد.

این مسأله را که آیا احیای حزب کار دست‌آورد کوربین است که به زبان کوچه «lovely guy» و یا «working class kid»  نامیده می‌شود و یا محتوای برنامه حزب نقش عمده را ایفاء می‌کند، نمی‌توان به روشنی پاسخ داد. ولی دو جنبه بسیار روشن و واضح وجود دارد:
•    کوربین از جنبش صلح می‌آید و پیگیرانه برنامه سلاح‌های اتمی را رد کرده و سیاست اعمال صلح را در صورت به قدرت رسیدن حزب کار وعده می‌دهد. عزم بسیاری از مردم برای رسیدن به صلح ظاهراً  سخنگوی جدیدی یافته است.
•    کوربین ارزش‌های سنتی حزب کار، یعنی رابطه با «گهواره حزب»، یعنی سندیکاها و هم‌چنین اهمیت دادن بسیار زیاد به صنایع تولیدی را از خاک خوردگی بیرون کشیده و اباء ندارد خود را سوسیالیست بنامد. فارغ از مرزهايی که سرمایه‌داری تعیین کرده و کوربین و هم‌رزمانش با آن مواجه خواهند شد، روند تکاملی حزب کار به نوعی است که بسیاری از مردم کشور در انتظار آنند.