اخبار ایران و جهان

کاش جهان ما «رفیق فیدل» های بیشتری داشت! – مسعود اميدي

بازار اظهار نظر در مورد رفیق فیدل که بدرستی برازنده عنوان رفیق و فرمانده است، داغ است. از زحمتکشان اندوهگین کوبا و نیروهای انقلابی سراسر جهان که او را همچون نمادی از آرمانخواهی، انساندوستی، شرافت و پایداری می ستایند، تا گزارشگر ایرانی بی بی سی که بیشرمانه او را دیکتاتور می خواند، تا چپ بریده ایرانی که در یک تحلیل یک بام و دو هوا از یک سو او را به عنوان نماد مبارزه ضد امپریالیستی دوران خود می ستاید و از سوی دیگر ابراز امیدواری می کند که در نتیجه پیشرفت سیاست های اوباما در ارتباط با کوبا و شکل گیری و رشد طبقه متوسط در این کشور، بنیان های اجتماعی آزادی در این جامعه شکل بگیرد! ، تا به اصطلاح چپ های نابی که همه هوش و توان و استعداد آنها در شناسایی منحرفین از مارکسیسم و نمایندگان خرده بورژوازی و…در جنبش چپ و… است و بدینوسیله همه مبارزان انقلابی چپ را به بهانه ای از صف انقلاب جهانی مد نظر خود که معلوم نیست دستاورد آن در یکصد سال گذشته چه بوده است، بیرون می اندازند و تخطئه می نمایند، تا ابراز خوشحالی ترامپ و رقص و پایکوبی شماری از ضد انقلابیون کوبا که بخش هایی فریب خورده از این به اصطلاح طبقه متوسطی که قرار است بنیان اجتماعی آزادی را در کوبا شکل دهد، نیز با آن همراهی می کنند! ، طیف وسیعی از برخوردهای گوناگون و متضاد را شاهدیم که همگی آنها به نوعی نشان از بزرگی و نقش تاثیر گذار رفیق فیدل در تاریخ معاصر دارند.
اگرتکلیف خود را با مفهوم «معصومیت» و نوع نگاه مذهبی به رهبران روشن کنیم و مانند هوشی مین رهبر برجسته انقلاب ویتنام بر این باور باشیم که تنها مرده ها اشتباه نمی کنند ، چون اساساً کاری نمی کنند، در آن صورت براحتی می توانیم انسان های آرمانخواه، بزرگ و مسئولیت پذیری را که ریسک عمل انقلابی و خطاهای احتمالی آن را نیز به جان می خرند، مورد احترام قرار دهیم و از دست دادنشان را ضایعه ای دانسته و یادشان را گرامی بداریم.
برخی ها تعریفی از انسان انقلابی دارند که در مشابهت با مفهوم «معصوم» ما به ازای واقعی برایش یافت نخواهد شد. و بدین ترتیب دایره امکانپذیری انقلاب را آنچنان محدود می نمایند که تنها به اتوپیایی کمدی گونه تبدیل می شود. و این چیزی است که بدون تردید بورژوازی بشدت هوشمند و عملگرا از آن به صورتی گسترده استقبال خواهد نمود.
اما نکته مهم آن است که آنچه اساساً در قالب نقد و اشکال بر عملکرد رفیق برجسته و فرمانده بزرگی چون فیدل کاسترو وارد می شود، عمدتاً بی پایه است و بسیاری از آنها اقدامات و جهت گیری هایی است که چپ به آن افتخار می کند. همواره از سکوی آینده بهتر می توان به گذشته نگریست و از این منظر اگر هم امروز بتوان نقدهایی را بر برخی تصمیمات رفیق فیدل مطرح نمود، آنها را عمدتاً باید در زمره اشتباهات تاریخی و به نوعی اجتناب ناپذیر یک رهبر برجسته انقلابی در شرایط ویژه کوبا ارزیابی نمود.  
اما چپ برداشتی انتزاعی و غیر طبقاتی از دموکراسی و دیکتاتوری ندارد. بدین ترتیب اقدامات تدافعی یک دولت انقلابی در راستای تامین امنیت خود را که با صدها برنامه تروریستی و براندازی درجهت سرنگونی دولت انقلابی و ترور رهبر آن مواجه بوده است ، کاملاً اجتناب ناپذیر و دموکراتیک ارزیابی می کند و بدیهی است که به سروصدای رسانه های بورژوازی و امپریالیسم جهانی و فریب خوردگان آنها در ضدموکراتیک خواندن این اقدامات وقعی نمی نهد.
اگر به تعداد انگشتان یک دست هم در رهبران کشورهای اردوگاه شرق چهره های مصمم و انقلابی مانند رفیق فیدل داشتیم که مانند او آرمانخواهانه و مصمم تا پایان عمر به ارزش های انقلابی خود پایبند میماندند، شاید امروز چهره جهان خیلی متفاوت تر از جهان کنونی بود و توازن قوای صف بندی جهانی انقلاب و ضد انقلاب می توانست خیلی بیشتر از وضع موجود به نفع طبقه کارگر در جهان باشد.
علی رغم تفکر چپ های بریده ای که پیشبرد پروژه اوباما در راستای ایجاد و گسترش طبقه متوسط در جامعه کوبا را یک پیشرفت و به نفع مردم کوبا می دانند، تجارب متعدد از جمله در چین ، کشورهای به اصطلاح استقلال یافته ناشی از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، کشورهای شرق اروپا و… به طور کلی نشان داده اند که این تغییر اجتماعی در راستای شکل گیری و توسعه «طبقه متوسط» و متعاقب آن «طبقه بالای متوسط» و طبقه سرمایه دار جدید، بدون تردید بنیان های سوسیالیستی این جوامع را با چالش های جدی مواجه نموده و در جهت تخریب آن عمل خواهد کرد. و بویژه در شرایط فقدان فرمانده ای بزرگ چون رفیق فیدل برای کوبا این دغدغه می تواند جدی تر نیز باشد.
در حالی که همگان از دوست و دشمن بر دستاوردهای کوبای انقلابی تحت رهبری رفیق فیدل در غلبه بر بیسوادی ، بنیان نهادن سیستم جامع و رایگان خدمات بهداشت و درمان ، بنیان گذاری سیستم آموزش رایگان ، دستاوردهای قابل توجه در نبرد علیه فاصله طبقاتی و استثمار گواهی می دهند، عدم ارائه محصولات مصرفی مدرن مانند خودرو، لوازم خانگی و…در کوبا به عنوان دلیل عقب ماندگی این کشور از سوی منتقدین مورد بحث قرار می گیرد. ولی نباید از یاد برد که کوبا کشوری است که تحت رهبری رفیق فیدل در بغل گوش قدرتمندترین و اهریمنی ترین سیستم سرمایه داری جهان و تحت تحریم های گسترده و نیز انواع توطئه های براندازانه و تروریستی از دهه 1960 تا کنون ، اولویت خود را برحفظ و تحکیم استقلال و تامین مبرم ترین نیازهای اجتماعی جامعه خود بویژه در زمینه های بهداشت و درمان و آموزش نهاده و در این زمینه به پیشرفتهای چشمگیری نیز نائل گردیده است که به بسیاری از نقاط جهان نیز خدمات انسان دوستانه بمراتب بیشتر از دنیای متمول سرمایه داری غرب و از جمله همین ایالات متحده آمریکا نیز ارائه نموده است. این کشور اگر جهت گیری خود را به جای آنچه انجام داد مانند جوامع با جهت گیری و رشد سرمایه داری بر تامین نیازمندیهای مصرفی قرار می داد که میزان برخورداری از آن ها نیز اساساً تابعی از متغیر سطح درآمد در جامعه بوده و از این رهگذر می توانست به نوعی بیانگر فاصله طبقاتی نیز باشد، بدون تردید قادر به رسیدن به چنین جایگاه رفیعی در خدمات عمومی بهداشت و درمان و آموزش نمی گردید.  
با اینکه بر این باوریم که سوسیالیسم اشتراک در فقر نیست بلکه اشتراک در برخورداری از ثروت و نعمتهای اجتماعی است، اما در عین حال سوسیالیسم نمی تواند تمرکز خود را از تامین نیازهای اجتماعی عمومی مردم دور نموده و بر تامین کالاها و مصارفی متمرکز شود که در شرایط عدم برخورداری از بهداشت و درمان و آموزش رایگان، عملاً می توانسته اند به نوعی لوکس تلقی شوند. بدون تردید اگر تحریم ها و مداخلات توطئه گرانه ایالات متحده آمریکا اجازه می داد، کوبا هم می توانست مانند اتحاد شوروی به پیشرفت های صنعتی و علمی و تکنولوژیک به مراتب بزرگتری نیز دست یابد.
در سایه رهبری رفیق فیدل کوبا توانست چالش های پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوری را نیز بخوبی مدیریت نموده و در شرایطی که دشمنان انقلاب برای فروپاشی این کشور مانند بسیاری از کشورهای شرق اروپا شمارش معکوس را آغاز نموده بودند، بخوبی مدیریت نموده و مانع تخریب و فروپاشی کشور گردد.
نکته دیگر اینکه رهبران انقلابی مانند رفیق فیدل اگر امنیت شان را حفظ نکنند و اجازه دهند با سهل انگاری در دفاع  و تحکیم دولت انقلابی ، توسط امپریالیسم جهانی  سرنگون شوند، در آن صورت از سوی برخی از به اصطلاح «چپ» های ناب و طرفدار انقلاب سوسیالیستی جهانی، متهم به داشتن ماهیت غیر پرولتری و خرده بورژوایی و ….خوانده می شوند و اگر بر امنیت و تحکیم دولت انقلابی خود بایستند ، دیکتاتور و متهم به انواع «…یسم» ها و «…یست» های رنگانگ می گردند. و این در حالی است که هیچگاه فرصت آن فراهم نشده است که ببینیم این طرفداران به اصطلاح انقلاب ناب جهانی وقتی به قدرت می رسند، چگونه عمل می کنند!
شخصیت ها از یک سو محصول تاریخ اند و از سوی دیگر همین شخصیت ها بر تاریخ تاثیر می گذارند و به نوعی تاریخ را نیز می سازند. بی تردید فقدان رفیق فیدل بویژه در عصر حاکمیت پارادایم نئولیبرالی و نابودی گسترده دستاوردهای مبارزاتی زحمتکشان در سراسر جهان و تخریب گسترده زیست کره، ضایعه ای بزرگ برای کارگران و زحمتکشان کوبا و همه جهان خواهد بود. جهان ما تشنه رهبران انقلابی چون رفیق فیدل است، گرچه ممکن است روندهای انقلابی امروز تکرار شبیه سازی شده روند پیروزی و تحکیم انقلاب کوبا نباشند.           
   مسعود امیدی- هفتم آبان 95
 

نظرتان را درباره این مطلب بنویسید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: