اخبار ایران و جهان

عربستان سعودی نیروئی که باید دوباره شناخته شود!    

 saudi_arabia_isis

با جمعیت نزدیک به 30 میلیون نفر و مساحتی قریب به دو میلیون کیلومتر مربع عربستان سعودی تنها کشور جهان است که خانواده ای خود را مالک آن میداند. آل سعود بخش قابل ملاحظه ای از درآمد هنگفت فروش نفت و گاز را بین اعضای خانواده خود تقسیم می کنند. در آنجا نه تنها پادشاه بلکه تمام وزیران و مدیران عالی رتبه دولت از اعضای مذکر همین طایفه هستند. در عربستان بیشتر مناسبات و ضوابط جاری و حاکم بصورتی اغراق آمیز و چشمگیر بر اساس بینشهای عقب مانده قبیله های بدوی طراحی و ایجاد شده اند. و عجیب تر آنکه گذشت زمان و پیشرفتهای شگرف در صنایع و فنآوری دهه های اخیر جامعه جهانی که وسایل و اشیاء جدیدی را وارد زندگی روزمره مردم کرده است هم نتوانسته است در قالب بدوی و قبیله ای ساختارهای اساسی آنجا تغییری ایجاد کند. درست مثل دوران زندگی قبیله ای که گذشت زمان تاثیری در چارچوب روابط انسانی نداشت. با این تفاوت که در آنزمان وسایل و مناسبات تولیدی نیز تغییر نمی کرد.

این جریانی طبیعی و خود بخودی نمی تواند باشد. حتما پافشاری و اصراری در کار است. نیروئی توانمند چرخهای جامعه را محکم گرفته است و اجازه گردش به آنها نمی دهد.

چرا؟

حفظ ساختارهائی که معرف عقب ماندگی و جهل است چه علت و یا عللی میتواند داشته باشد؟

برای پاسخ به این پرسش میبایستی کفشهای او را به پا کرده و از موقعیت او دنیا را ببینیم. تردیدی نیست که اصرار در کسب امتیاز منفی را نباید خود زنی تلقی کرد. باید پاداش ارزنده ای را در نهان مخفی داشته باشد.  اول باید نشان داد که اصرار و پافشاری وجود دارد بعد جویای علل آن شد. 

در این راستا واقعه دیدار روزولت با «عبدل العزیز بن سعود» پادشاه عربستان سعودی در 14 فوریه 1945 میتواند مورد مناسبی باشد. این رویداد پر اهمیت هرگز رسانه ای نشد. رئیس جمهور آمریکا به بهانه تراکم کارها و درگیری با مشکلات مربوط به ایام پایانی جنگ جهانی دوم در این مورد گزارشی نداد. کسی هم به او اعتراضی نکرد. در آن روزهای پر ماجرا  عربستان سعودی هنوز برای اکثریت مردم جهان ناشناخته و بسیار کم اهمیت بود.   

«فرانکلین دلنو روزولت» رئیس جمهور آمریکا در 10 فوریه 1944 به بن سعود نامه ای نوشت که در آن ضمن تاسف از اینکه در سفر اخیرش به قاهره و تهران نتوانسته با او ملاقات کند ابراز امیدواری کرده است در سفری در آینده موفق به دیدارش شود. و مشخصا به او نوشت: «در باره چیزهای زیادی میخواهم با شما صحبت کنم.»

در آنزمان مشکل اصلی مردم محروم عربستان سعودی قحطی و کمبود مواد غذائی بود. اگر چه شرکت آمریکائی «استاندارد اویل آو کالیفرنیا» (سو کل) در سال 1938 موفق شده بود در ظهران به نفت برسد ولی شش ماه بعد بعلت شروع جنگ جهانی دوم تمام فعالیتهایش در این مورد متوقف شده بود.

روابط دیپلماتیک ایالات متحده آمریکا با عربستان سعودی از سال 1939 شروع شد. این روابط از نظر آمریکا فاقد اهمیت کافی برای فرستادن کسی به آنجا بود. فرستاده آمریکا به قاهره مسئول رسیدگی به امور مربوط به عربستان هم بود و گاهی به آنجا سر میزد. اما ناگهان روابط آمریکا با عربستان سعودی چنان اهمیتی پیدا میکند که در سال 1942 «جیمز موس» که پنج سال بود در ایران خدمت میکرد به جده فرستاده شد. موس اولین دیپلمات آمریکائی ساکن در عربستان است. بعلاوه آمریکا سال بعد برای گشایش کنسولگری در ظهران از بن سعود در خواست اجازه میکند. جمعیت ظهران تازه در سال 1950 به 7000 نفر رسید!

باید اشاره کرد که روابط مهم عربستان سعودی با آمریکا از طریق شرکت نفتی «سو کل» یکی از شرکتهای خاندان راکفلر رایزنی میشد که کارکنانش از سال 1933 ساکن ظهران بودند.    

وزارت امور خارجه آمریکا در سوم فوریه 1945 دعوت رسمی دولت آمریکا مبنی بر قصد روزولت در دیدار با ملک فاروق, هایله سلاسی و بن سعود را به نمایندگان خود در مصر, اتیوپی و عربستان سعودی فرستاد.

چرچیل تا از قرار ملاقات روزولت با بن سعود اطلاع پیدا کرد او نیز از وزارت امور خارجه اش خواست به هر ترتیبی که شده برای او با بن سعود, ملک فاروق و برای متفاوت بودن «کوواتلی» رئیس جمهور سوریه وقت ملاقات گرفته شود تا متهم به تقلب از روی دست آمریکا نشود. ضمنا از دستگاه های اطلاعاتی خود خواست تحقیق کنند که چرا در این ایام فوق العاه پر مشغله پایانی جنگ جهانی دوم روزولت به دیدارش با بن سعود اینهمه اهمیت داده است. 

آخر چرچیل شاهد بود که روزولت در کنفرانس کبک (17 تا 24 اوت 1943)  در کبک سیتی کانادا به میهماندار کنفرانس «ویلیام مکنزی کینگ» نخست وزیر کانادا اجازه شرکت در جلسات کنفرانس را نداد. در حالیکه یکی از موضوعات اصلی کنفرانس مربوط به پروژه مشترک کانادا و انگستان «تیوب آلوی» بود. پروژه تیوب آلوی (قبل از پروژه منهتن آمریکا) برای ساختن بمب اتمی فعال شده بود. یقینا مبتکران پروژه نمی دانستند که در آینده در چنان موقعیت ضعیفی قرار گیرند که برای این کار باید از آمریکا اجازه میگرفتند. به هر حال در کنفرانس کبک قرار بود انگلستان و کانادا توقف فعالیتهای پروژه را رسما به آمریکا اعلام کنند. بعلاوه نتایج تحقیقات خود را بهمراه کلیه امکانات فراهم آمده از دانشمندان و کارشناسان گرفته تا ابزار و وسایل را تحویل آمریکا دهند. مضافا متعهد شوند که بدون آگاهی و توافق آمریکا دیگر در این زمینه کاری نکنند. روزولت فقط در یک جمله کوتاه به چرچیل گفته بود که شرکت مکنزی در جلسه لزومی ندارد. چرچیل مگر می توانست با رای روزولت موافقت نکند!

سه روز بعد از کنفرانس یالتا در 14 فوریه 1945 بر عرشه ناو جنگی «یو اس اس کوئینسی» در خلیج سوئز مصر دیدار روزولت و بن سعود عملی شد. قبل از ورود بن سعود عرشه کشتی مفروش شده بود و صندلی شخصی او را نیز به آنجا آورده بودند. تا از تماس بدن او با کشتی و اشیاء نجس آنجا جلوگیری شود. 

روز قبل در همانجا روزولت دیدارهای کوتاهی با ملک فاروق پادشاه مصر و هایله سلاسی امپراتور اتیوپی داشت.   

کنفرانس 8 روزه یالتا اهمیت بسیار زیادی داشت. در آنجا متفقین که به پیروزی و پایان جنگ کاملا مطمئن بودند بر سر مسائل مربوطه تا پیروزی و بعد از آن توافق کردند. از جمله از شوروی خواسته شد که در جنگ بر علیه ژاپن فعال شود. در مقابل روزولت چندین پاداش را برای استالین در نظر گرفته بود. (مثل اینکه برای جلوه بیشتر عیدی بچه ای را بجای یک اسکناس 100 تومانی خورد شده در چندین اسکناس دو و پنج و ده تومانی داده شود.)  در یالتا تصمیم گرفته شد که فرانسه نیز به گروه قدرتمندان جهان ملحق شود و در سازمان ملل در کنار آمریکا, انگلیس, اتحاد شوروی و چین قرار گیرد. بعلاوه ضمن تاکید بر الحاق کشورهای اروپای شرقی به شوروی کشور لهستان نیز به جمع آنان اضافه شد. رویهمرفته یالتا مبین فضای دوستانه بود و وعده جهانی خالی از ستیزه گری در دوران بعد از جنگ بود.

در کنفرانس یالتا روزولت تمام مشاوران ارشد سیاسی و نظامی خود را بهمراه داشت. و بدون آنکه حساسیت خاصی ایجاد کنند اکثر آنها در دیدار وی با بن سعود نیز حضور داشتند. و ماموریت ویژه آنها از نظر بقیه پنهان ماند. تمام دستگاههای اطلاعاتی جهان آنان را در راه بازگشت از کنفرانس یالتا میدیدند.

بن سعود مشاوران زیادی را بهمراه داشت که در این سفر دریائی طولانی فرصت داشتند با طرفهای مقابل آمریکائی خود نشستهای طولانی و بدور از دیدرس اجانب داشته باشند.

سفر بن سعود به محل ملاقات دو شب و یک روز طول کشید. ناو جنگی «یو اس اس مورفی» ماموریت انتقال او که 47 نفر همراه هم داشت را عهده دار بود. بار و اثاثه بن سعود شامل 10 راس گوسفند زنده و کلی خواربار و کاسه بشقاب و قابلمه و تعداد زیادی فرش و چادر و رختخواب و چندین گونی ذغال و وسایل بسیار زیاد دیگری میشد. او و همراهانش به کابین هائی که برایشان مرتب کرده بودند نرفتند و ترجیح دادند که بر عرشه بمانند که بخش بزرگی از آنرا مفروش کرده بودند. شبها چادر میزدند و همآنجا می خوابیدند. چند نفر محافظ که پابرهنه بودند دست بر شمشیر تمام مدت مواظب بن سعود  بودند. آیا کسی میتوانست باور کند  شخصی تا این درجه بدوی و دور از فضای فرهنگی صنعتی ترین کشور جهان حرفی برای گفتن به رئیس جمهور آمریکا داشته باشد؟

اما روزولت و همراهانش از قبل میدانستند در حضور بن سعود چه آداب و رسومی را رعایت کنند. مثلا در حضور او نوشیدن مشروبات الکلی و کشیدن سیگار ممنوع بود. روزولت و پادشاه سعودی در کنار هم تنها افرادی بودند که بر صندلی های خود نشسته بودند. در حالیکه تعدادی از ارشدترین مقامهای سیاسی و نظامی آمریکا نیز در کشتی بودند. «آدمیرال ویلیام دانیل لی هی»  در یک قدمی انها پشت سر «سرهنگ ادی – آمریکائی» تنها مترجم حاضر که رو به بن سعود بروی زمین زانو زده بود ایستاده و آماده پاسخ به پرسشهای احتمالی مذاکره کنندگان بود. آدمیرال لی هی بالاترین مقام نظامی تاریخ آمریکا بود که تمام تصمیمات عمده در دوران جنگ جهانی دوم زیر نظر او گرفته میشد. تا آنزمان اولین و تنها افسر پنج ستاره نیروهای نظامی آمریکا بود و فقط به رئیس جمهور یعنی فرمانده کل قوا پاسخگو بود در حالیکه فرمانده های نیروهای زمینی, هوائی, دریائی که شامل تفنگداران دریائی و گارد ساحلی نیز میشدند به او جوابگو بودند.     

گفتگوی همسطح و دوستانه بین روزولت و بن سعود بیش از 4 ساعت طول کشید و چندین موضوع را شامل شد. بعلاوه جلسات دیگری بین مشاوران آنها صورت پذیرفت که تحت ظواهر مختلفی پنهان شده بودند. مثلا بعنوان گردش در اطراف و یا پذیرائی خاص از میهمانان ترتیب داده شده بودند.

روزولت در اول مارس 1945 در اواخر گزارش کنفرانس یالتا به کنگره از متن آماده شده پیش رویش خارج شد و به ملاقاتش با فاروق و هایله سلاسی و بن سعود اشاره کرد.

و گفت: « بعنوان مثال, در مورد مشکل سعودی – در باره کل مشکل مسلمانان و یهودیان – با پنج دقیقه صحبت با بن سعود بیشتر از دو یا سه دوجین گزارش [کارشناسان] یاد گرفتم.»

و سپس خیلی عادی به گزارشش ادامه داد!

این جمله اضافی روزولت جنجال وسیعی را باعث شد. گروهی از اعضای کنگره و افراد شاخصی از محافل یهودیان آمریکا بشدت به او اعتراض کردند. ولی روزولت پس از آن در این مورد چیزی نگفت! همین یک جمله را هم کس دیگری بجز او نمی توانست بیان کند. خوب او نیویورکی بود و از خانواده ای قدیمی و بانکدار و بسیار متمول که بخصوص در دور چهارم ریاست جمهوری از محبوبیت مردمی برخوردار بود و حرف کسی را گوش نمیکرد. و موضوعاتی که بسیار محرمانه شمرده میشد را اگر سر ذوق میآمد حتی به استالین میگفت. بطور نمونه به استالین در کنفرانس یالتا قبل از دیدارش با بن سعود میگوید: « من تنها قولی را که میتوانم به او [بن سعود] بدهم تحویل شش میلیون یهودی آمریکا به اوست». بعید نیست که استالین هم گفته باشد اگر کم و کسری داری منهم میتوانم چند میلیون یهودی برایش بفرستم و بعد هم زده باشند زیر خنده. (1)

سناتور «ادوین جانسون» در جواب به روزولت گفت: «حتی «فالا» [سگ روزولت] در این مورد تخصص بیشتری دارد تا شاه بیابانی [بن سعود]». خاخام «استفان اس وایس» رهبر بزرگ یهودیان آمریکا فورا تقاضا کرد که رئیس جمهور را ببیند. اگر چه میدانست تحقق خواسته اش شش ماه طول میکشد و روزولت معمولا 20 دقیقه از نیم ساعت وقت را قصه میگوید و در ده قیقه باقیمانده اگر مخاطب او در ادامه قصه ای تعریف نکند اصلا به صحبتهای او گوش نمیدهد.   

گفته روزولت در کنگره بدون تردید باعث خشم بن سعود نیز شد. زیرا اگر در مفهوم همین یک جمله به دقت کندوکاو شود چهره واقعی بن سعود آشکار میشود. شاه عربستان میدانست بالاخره یکنفر پیدا میشود که بپرسد مگر بن سعود چه کسی بود که رئیس جمهور آمریکا که پر قدرت ترین شخص جهان بود او را دانا تر از همه در مورد آینده خاورمیانه و مشکل مسلمانان و یهودیان اعلام کرد؟ روزولت یکی از برجسته ترین رؤسای جمهور تاریخ آمریکا است. تنها کسی است که بیش از دو دوره به این مقام انتخاب شد. در سال 1945 بیش از 12 سال ساکن کاخ سفید بود و مردم آمریکا و جهان او را رهبری میشناختند که جهان را توانمندانه از پرمخاطره ترین و سخترین گذرگاهها عبور داده بود. مثل بحران عظیم اقتصادی در سالهای اول دهه 1930 و جنگ جهانی دوم. او تحصیلکرده دانشگاه هاروارد و دانشگاه کلمبیا بود و سیاستمداری با تجربه و شهامت و اعتماد بنفس فوق العاده. روزولت قطعا آگاه بود سه دوجین گزارش کارشناسانه به او باید توسط صدها نفر از با استعدادترین متخصصان تهیه شود. بن سعود می بایستی در چه مقامی و از چه اطلاعاتی برخوردار باشد که بتواند در عرض پنج دقیقه مشکل مسلمانان و یهودیان و آینده خاورمیانه بزرگ را به روزولت تفهیم کند. بن سعود بدون تردید یکی از طراحان اصلی آینده خاورمیانه بود و از اطلاعات منحصر بفردی در این زمینه برخوردار بود. و برای اولین بار طرح تاسیس اسرائیل را بطور کامل و شفاف به روزولت اطلاع داد. زیرا او سه ماه پیش برای چهارمین بار به ریاست جمهوری آمریکا انتخاب شده بود و در نتیجه بالاترین مقام اجرائی در چهار سال آینده که قرار بود قبل از پایانش اسرائیل را بدنیا آورند. 

با آنکه کاخ سفید نهایت وسواس را بخرج داد تا سر و صدای حاصل از اشاره روزولت به پنج دقیقه گفتگو با بن سعود خوابانده شود و مطبوعات هم بجز اعتراضاتی انتخاب شده و خاص هیچ چیز دیگری را منتشر نکردند ولی گفته روزولت با گذشت زمان اینرسی بیشتری پیدا میکرد. شوندی که فقط با مرگ مشکوک و ناگهانی روزولت در 12 آوریل متوقف شد.

دولت آمریکا در آنزمان هیچ گزارشی از دیدار روزولت با بن سعود منتشر نکرد! فقط در 25 فوریه 1945 بولتن وزارت امور خارجه در باره ملاقات روزولت با بن سعود نوشت که گفتگوها در راستای علاقه رئیس جمهور به این امر بوده است که رهبران کشورهای جهان از هر فرصتی باید استفاده کنند و در دیدارهای دوستانه یکدیگر را از مشکلات خود آگاه کنند. این تمام اطلاعاتی بود که دولت آمریکا در اختیار مردم جهان گذاشت!

«سرهنگ ادی» مامور اطلاعاتی ارتش «دی آی ای» که تنها مترجم این دیدار بود تا موقعی که بن سعود زنده بود کتابش در مورد نشست روزولت و بن سعود را انتشار نداد. یعنی تازه در سال 1954 برای اولین بار گوشه هائی از گفتگوی 4 ساعته بین روزولت و بن سعود منتشر شد. البته 25 سال بعد در سال 1970 یادداشت کوتاهی که در پایان گفتگوی آنان نوشته شده بود و مورد توافق طرفین واقع شده بود از موقعیت طبقه بندی شده خارج شد. کل مطالبی که این مدرک در دسترس عامه قرار داد بزحمت میتواند پنج دقیقه از 4 ساعت گفتگوی آنها را شامل شود. از این یادداشت و نوشته غیر رسمی سرهنگ ادی میشود دریافت که روزولت جویای نظر بن سعود در مورد مسئله اعراب بعلاوه اسرائیلی که بزودی در وسط آنها تجلی پیدا خواهد کرد و آینده خاورمیانه است و در ضمن میخواهد بداند که شاه عربستان از آمریکا چه انتظاری دارد.

بنظر میآید روزولت و بن سعود قالب یا قالبهای خاصی را در گفتگوی خود بکار برده اند که فقط خود آنها حرفهای یکدیگر را می فهمیدند. کتاب 41 صفحه ای «سرهنگ ویلیام ادی» تنها مترجم حاضر در جلسه تحت عنوان («اف دی آر» بن سعود را ملاقات میکند) (2) نشان میدهد که برخی از قسمتهای گفتگوی میان آن دو را حتی سرهنگ ادی با اینکه ترجمه میکرده کاملا نفهمیده است! در صورتیکه روال پیوسته گفتگو حاکی از آنست که برای طرفین گفتگو ابهامی وجود ندارد.

روزولت طبق معمول از گوش سپردن صرف به حرفهای بن سعود خسته میشود و دو بار از موضوع گفتگو خارج میشود. و او هم نظر میدهد. البته هر دو بار نظراتش از طرف بن سعود رد میشود. یکی پیشنهاد او برای ایجاد لابی فلسطینی ها در آمریکا و انگلیس و دیگری در مورد تشویق بن سعود به «کشاورزی». در جائیکه روزولت قصد دارد بن سعود را به کشف آبهای زیرزمینی و سیستمهای آبیاری و کشاورزی و باغداری ترغیب کند میگوید: «من خودم کشاورز هستم.»

کسی که روزولت را بشناسد فورا متوجه میشود که این موضوع صحت ندارد. زیرا او در نیویورک بدنیا آمد و پدرش سرمایه داری موفق و متمول بود. خاندان قدیمی روزولت بیشتر بانکداران سرشناسی بودند که در میان سرمایه داران آمریکا صاحب سهم خاص خود بوده اند. در انبوه کتابها و مطالبی که تحت عنوان روایت تاریخ و یا بیوگرافی موجود است حتی یک نفر هم اشاره ای به علاقه روزولت به کشاورزی یا باغداری نکرده است.

پس منظور روزولت از ادعا به کشاورز بودن چیست؟

اما جواب بن سعود بدون تردید کاملا نظریه رمز دار بودن گفتگوی آنها را تائید میکند. او در جواب میگوید با تشکر از شور و شوق شما در این مورد باید بگویم که من دیگر پیر شده ام و اصلا علاقه ای به کشاورزی و باغداری ندارم که تازه حاصل دسترنجم برسد به یهودیان! مترجم که میدانست حتی یک یهودی هم در عربستان سعودی زندگی نمیکند بسیار متحیر شده است! در حالیکه روزولت و بن سعود بدون مکث به گفتگو ادامه می دهند.

شاید اگر آب و آبیاری و کشاورزی و باغداری را بترتیب به پول و بانکداری و سرمایه گذاری کوتاه مدت و سرمایه گذاری بلند مدت در بازار بورس تبدیل کنیم گفتگوی آنها مفهوم پیدا کند.

با توجه به اندک بودن اطلاعات راجع به گفتگوی میان روزولت و بن سعود بعلاوه رمز دار بودن آن شاید بتوان نظر به روندی که در آینده محقق شد گفته های بن سعود را به این صورت خلاصه کرد: 

«زد و خورد بین یهودیان و مسلمانان از اهمیت خاصی برخوردار است و هرگز نباید گذاشت که این دو گروه چه در داخل فلسطین و چه در خارج از آنجا با یکدیگر نزدیک [صمیمی] شوند. لیبی به هیچ وجه جای مناسبی برای ایجاد کشور برای یهودیان نیست. (زیرا در جائی دورافتاده قرار دارد. و نمی تواند محل مناسبی برای بستر جنگ و درگیری بین مسلمانان و یهودیان شود. کشور اسرائیل می بایستی در مرکزی ترین نقطه وسط کشورهای عربی ایجاد شود که نه راه فرار به انزوا را داشته باشد و نه برقراری صلح و دوستی با کشورهای همسایه.) دلیل اختلاف بین اعراب و یهودیان تفاوت میان باورهای دینی آنها نیست. چه آنکه مسلمانان و یهودیان که هر دو سامی نژاد هستند صدها سال است در کنار یکدیگر زندگی آرامی داشته اند. اختلاف آنها  با مهاجرت یهودیان (اشکنازی) اروپائی به فلسطین آغاز شد. و علت آن برتری مهارت و فرهنگ یهودیان اروپائی نسبت به اعراب است.»

قطعا آل سعود از نژاد عرب نمی تواند باشد. مگر میشود یک عرب تا این اندازه تحقیرآمیز در مورد هم نژادانش سخن بگوید!

«باید اعراب را در ذهنیتی نگه داشت که اشغال سرزمین خود را تحت هیچ شرایطی نپذیرند و حاضر باشند در راه پس گرفتن آن حتی جان خود را از دست بدهند. آتش جنگ و ستیز بین فلسطینی ها و یهودیان را باید شعله ور کرد. زیرا اعرابی که زمینهای خود را به یهودیان اروپائی فروخته اند در این باره نارضایتی چندانی ندارند. باید از ابزار و وسایل دیگری برای رسیدن به درجه مطلوب خصومت بین این دو گروه استفاده شود.» آیا منظور بن سعود بکار گرفتن خشونت نیست؟

علت اصلی دیگر حفظ چهره ارتجاعی و عقب مانده آنها آمادگی ارتکاب به هر جنایت وحشتناکی در راستای تفکر ضد انسانی وهابیت رها از هر گونه قید و بند میباشد. زیرا با اعلام علنی ارتجاعی و عقب مانده بودن آنها هیچ تعهدی به پایبندی به اساس و اصول انسانیت ندارند. این موضوعی بسیار با اهمیت میباشد.

اساس کشور عربستان سعودی مبتنی بر پیمانی است که میان «محمد بن عبدالوهاب» و «محمد بن سعود» در سال 1744 بسته شده است. این دو خانواده مرموز تمام قدرت عربستان را مشترکا در اختیار دارند. لازم است به چند حقیقت ساده و عامه فهم در مورد وهابیت اشاره شود:

اول آنکه وهابیت در تمام طول حیات با سبعیت و وحشی گری فوق العاده همواره به کشتار مسلمانان همت گمارده است.

دوم آنکه علیرغم ادعای ضد صهیونیست بودن تا کنون کسی به یاد ندارد که یک گروه وهابی در مقابل اسرائیل قد علم کرده و جنگیده باشد. در عوض وهابیت و اسرائیل بصورت دو نیروی مکمل یکدیگر هر کدام از راهی وظیفه مندانه مشغول کشتار مسلمانان هستند.

حقایقی چند در مورد موقعیت کنونی عربستان سعودی

عربستان با تاسیس دهها هزار مدرسه در کشورهای مختلف بیش از چهل سال است که صدها میلیارد دلار برای تربیت میلیونها تروریست هزینه کرده است. بعلاوه پس از جنگ جهانی دوم تا به حال با صرف هزینه های هنگفت و نقشه راهی دقیق موفق شده است بدون آنکه حساسیت خاصی را بر انگیزد در بسیاری از کشورهای خاورمیانه بزرگ نفوذ کند. وهابیت با کمک متحدین آمریکائی و اروپائی خود و به بهانه مقابله و جلوگیری از گسترش انقلاب ایران بیش از 37 سال است که در روندی پر شتاب و بلا درنگ منطقه وسیع خاورمیانه بزرگ را میلیتاریزه کرده است. امروز انباشت انبوه سلاحهای متعدد و صف آرائی ارتشهای فوق العاده قدرتمند بصورتی است که این قسمت از جهان را تبدیل به انبار عظیم باروت کرده است. بعلاوه با ارائه داعش که باید آنرا پیچیده ترین ماشین آدمکشی تاریخ بشری بحساب آورد تردیدی نیست که عربستان سعودی بزرگترین و خطرناکترین دشمن بشریت میباشد. بخصوص حالا که از آمریکا هم فاصله گرفته است و کسی نمی تواند آمریکا را مسئول کارهای عربستان بداند.

حجم ظرفیت نظامی ای که در اختیار عربستان میباشد حاکی از آن است که وهابیت تصمیم دارد آتش جنگ و ویرانی را در کل قاره اورآسیا و شمال آفریقا شعله ور کند. این جانیان بالفطره قصد آن دارند که صدها میلیون نفر را به کام مرگ بکشاند.

بسیاری از مردم عقیده دارند که اعضای خاندان سعودی افرادی عیاش و نالایق و تنبل میباشند که نمی توانند عهده دار  کارهای جدی شوند. این برداشت عامیانه صحیح نیست. همه اعضای آل سعود بیسواد و عیاش و بی صلاحیت نیستند. این تصور را نظام سلطه جهانی به قصد فریب در میان مردم جهان رایج کرده است. واقعیت این است که نظام سلطه جهانی اکثر پروژه ها و برنامه های منطقه خاورمیانه بزرگ را از سال 1945 در عربستان برنامه ریزی و مدیریت میکند. و بسیاری از اعضای آل سعود کارگزار این برنامه های جنایتکارانه بوده اند و کماکان هستند.

منظور این نوشته ترغیب علاقه مندان و ایجاد انگیزه در آنها برای شناسائی دقیق کشور عربستان سعودی میباشد. زیرا کشور مزبور رکن اصلی نطام سلطه جهانی در این منطقه از دنیاست و برنامه ها جدی و خطرناکش با سرعتی پر شتاب وارد مرحله اجرائی میشوند.

سعید روشندل

پاورقی ها:

(1)

https://history.state.gov/historicaldocuments/frus-history/chapter-7

http://www.wymaninstitute.org/articles/2010-3-saudi-king.php

(2)

http://susris.com/wp-content/uploads/2014/02/100222-fdr-abdulaziz-eddy.pdf

نظرتان را درباره این مطلب بنویسید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: