اخبار ایران و جهان

نگاهی دوباره به تجمع ۲۵ آبان مقابل مجلس و ضرورت افشای نقش مخرّب اتحادیه آزاد

arbeiter_987

شورای اسلامی کار از تقریباً یک هفته قبل از برگزاری تجمع ۲۵ آبان ۹۵ چراغ سبزی به برگزاری یک تجمع «اعتراضی» (بخوانید فرمایشی) علیه اصلاح قانون کار در مقابل مجلس داده بود. در این میان سندیکای شرکت واحد بنا به ابتکار عمل خود، به موقع فراخوانی به شرکت مستقل در این اعتراض داد که با حمایت شماری از فعالین کارگری و دانشجویی مستقل و بازنشستگان، یا دست کم آن بخش از فعالین دخالتگر رو به رو شد. به این ترتیب ساعت یک ربع به ۱۰، اعضای سندیکای شرکت واحد از سمت بیمارستان طُرفه و چند محل دیگر به سوی مجلس عازم شدند و زمانی که جمعیت آنان به حدوداً ۴۰ نفر رسیده بود، با ممانعت و بازخواست مأمورین رو به رو می شوند که مدتی وقفه در شکل گیری تجمع ایجاد می کند. نهایتاً جمعیت حاضر با احتساب مال باختگان شاندیز و ثامن الحجج و کارگرانی که شورای اسلامی کار با فریب آورده بود، به چند صد نفر رسید.

با باز شدن بنرهای سندیکای  شرکت واحد وسر دادن شعارها دقایقی بعد چهار یا پنج نفر نیز به دنبال جعفر عظیم زاده شتابان خودشان را به جمع رانندگان شرکت واحد رساندند و بنرها را باز کردند و درست مانند یک معرکه گیر وارد صحنه شدند تا جلب توجه کنند. پروین محمدی یکه و تنها در وسط رانندگان شرکت واحد پشت بنر سندیکا اقدام به شعار دادن کرد که بعداً با انتشار یک فایل صوتی چنین وانمود کرد که ایشان سخنران و میدان دار و سازمانده این تجمع بوده است. برای یک ناظر بی‌طرف که از بیرون به رفتار ایشان و عوامل پشت صحنه نگاه می کرد، ماجرا چیزی کم از کمدی نداشت. افراد سردرگمی که دستپاچه هستند، این سو و آن سو می دوند، برنامه‌ای ندارند و خلاصه در به در دنبال موقعیتی می گردند تا خود را نشان دهند. اوج ساختگی بودن این سناریو آن جایی رخ نشان می دهد که پروین محمدی، خطاب به فرد دیگری می گوید که تا حد امکان، از همه زوایا عکس بگیرد! هیچ چیزی بیش تر و بهتر از همین یک جمله نمی تواند ماهیت نمایشی این جریان را نشان دهد، که در واقع موضوع دخالتگری در اعتراض کارگری را به سوژه یک آتلیه عکاسی و فیلم برداری تبدیل می کند تا از این طریق بتواند خود را نیرویی حاضر و تأثیرگذار در متن مبارزات جنبش کارگری جا بزند!

حال بگذریم از برخوردهای رقت انگیز اتحادیه آزاد مانند تغییر عامدانه شعارها در تقابل با شعارهای سندیکای شرکت واحد و در واقع ایجاد نوعی تفرقه در جمعیتی که در آن لحظه بیش از هر چیز به یکپارچگی نیاز داشت.

اتحادیه آزاد کارگران در گزارش شتابزده‌ای که همان روز برای عقب نماندن از قافله منتشر کرد، می نویسد: «در جایگاه سخنرانی این تجمع که مسئولین شوراهای اسلامی قرار داشتند با اصرار و خواست تجمع کنندگان جعفر عظیم زاد و پروین محمدی نیز حضور پیدا کردند و هر کدام برای دقایقی اقدام به سخنرانی نمودند».

اگر نتوان چنین عبارت پردازی هایی را به هوش هیجانی این جریان نسبت داد، قطعاً باید آن را مصداق شارلاتانیسم سیاسی (با همین غلظت) دانست. «با اصرار و درخواست تجمع کنندگان»؟! به روال همیشه مشخص نیست دقیقاً کدام بخش از تجمع کنندگان چنین اصرار و درخواستی داشتند؟ این اصرار از سوی دانشجویان و فعالین کارگری مستقل بود؟ یا سندیکای شرکت واحد؟ یا بازنشستگان حاضر در تجمع که از مشاغل مختلف بودند؟ یا احیاناً مال باخته‌های شاندیز و ثامن الحجج؟ و یا شاید خود شورای اسلامی کار؟ (که البته تا جایی که به «اصرار» برمی گردد این گزینه آخر با توجه به عملکرد تاکنونی اتحادیه آزاد بیشتر می تواند با عقل جور دربیاید). و لابد این که اتحادیه آزاد از قبل بساط «میکروفون»اش را هم مهیا کرده بود، به این دلیل بوده که از پیش می دانسته حتماً با چنین اصرارها و درخواست‌های پرشوری رو به رو خواهد شد!

و اما کدام «سخنرانی»؟ اتحادیه آزاد که علاقه وافری به تهیه عکس و فیلم دارد، درست در همین موردِ بسیار مهم هیچ فیلمی ندارد. جعفر عظیم زاده گوشه‌ای در پشت سکوی ایستاده و دو طرف بنر خودشان را محکم در دست گرفته و بر سر فرد دومی که بالای بنر را گرفته داد می زند و می گوید «بنر را ول نکن محکم بگیر»، آن هم جلوی بنر سندیکا که سردرِ ورودی مجلس نصب شده است و عکاس هنری نیز از زاویه‌ای عکس گرفته که گویی وی دارد خطاب به «هفتصد نفر» سخنرانی می کند. سپس یک فایل صوتی به سیاق تک گویی که هر گوشه و کناری هم می توان ضبط کرد، به همین عکس ضمیمه شده و ماحصلِ این ترکیب خلاقانه هنری، تحت عنوان «سخنرانی» به خورد مخاطب داده شده است. در واقع کل ماجرا چیزی نیست جز این که جعفر عظیم زاده با یکی دیگر ازدوستان خودش گوشه «سکو» ایستاده و ژست یک سخنران به خودش گرفته تا بعداً یک «سخنرانی» جا زده شود.

اگر به عقب باز گردیم و ماجرای اعتصاب غذای پرحاشیه جعفر عظیم زاده را به یاد بیاوریم که دیگر خود اتحادیه آزاد نمی توانست یا نمی دانست چگونه به شکل آبرومندانه‌ای جمع کند، متوجه می شویم با چه جریان منحط و مخربی رو به رو هستیم. اشتباه فاحش خواهد بود اگر تصور شود که اختلاف ما، یک اختلاف فردی با شخص عظیم زاده یا دیگر اعضای اتحادیه آزاد است. اتحادیه آزاد برخلاف تصویری که از خود ارائه می دهد، هیچ وزن و پایه‌ای در جنبش کارگری ندارد و درست به همین دلیل از هر میان بُری وارد می شود تا در کم‌ترین زمان همین ضعف خود را «جبران» کند: از عکس سلفی در آغوش هر شخصیت سیاسی و غیرسیاسی گرفته تا پُر کردن کانال تلگرامش با انبوه اخبار از فواید آب هویج تا تکه بریده‌های اخبار ایلنا؛ از همکاری با خانه کارگر (همان نهادی که اول ماه مه شعارهای «فاشیستی» داده بود) برای جمع آوری طومار امضا تا ماجرای اعتصاب غذای مفتضحانه برای مطرح شدن چهره خود. تمام تلاش بیمارگونه اتحادیه آزاد، در یک چیز خلاصه می شود و آن چهره سازی از جعفر عظیم زاده و تبدیل او به «رهبر» است. و کیست که نداند در اوضاع و احوال کنونی جنبش کارگری، این پروژه «رهبرسازی» به سویی می رود که اتحادیه آزاد در موقعیتی برای همکاری‌ها و سازش هایی فراتر از آن چه تاکنون داشته است برود. اولین آسیب چنین برخوردهایی، ضربه به اعتماد فعالینی بوده است که وقتی از نزدیک چنین برخوردهای شیادانه‌ای را لمس می کنند، ترجیح می دهند تا حد امکان از فعالیت فاصله بگیرند. درست از همین روست که مبارزه با سنت‌های ضدّ کارگری اتحادیه آزاد که خود تامغزاستخوان برگرفته از همان سبک فعالیت خانه کارگر و شورای اسلامی کار است، به جزئی از مبارزه طبقاتی و وظیفه کنونی نیروهای پیشرو در مقطع فعلی تبدیل می شود.

جمعی از فعالین دانشجویی و کارگری شرکت کننده در تجمع

۴ آذر ۱۳۹۵

 

نظرتان را درباره این مطلب بنویسید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: