اخبار ایران و جهان

دربارۀ تقلای فرقه ای برای تخریب آثار مارکسیستی

دربارۀ تقلای فرقه ای برای تخریب آثار مارکسیستی

پاسخی به «دربارۀ سوء استفادۀ فرقه ای از آثار مارکسیستی»، نوشتۀ جواد راستی پور

مقدمه:

چندی پیش کسی به نام جواد راستی پور نامه ای برای مسئولین سایت «آرشیو مارکسیست ها در اینترنت»  ارسال کرده و از آن ها خواستار برخورد با بخش فارسی این سایت شده بود. او به بهانۀ اعتراض به نوشتن مقدمه بر برخی از آثار لنین، از منبع مخفی خود آمارهایی مبنی بر بی علاقگی به بازدید یا ارسال ترجمه به این سایت ارائه کرده بود که با خیال خویش این اعتراض منجر به متوقف شدن فعالیت ۱۰ سالۀ بخش فارسی سایـت «آرشیو مارکسیست ها در اینترنت» شود. اما با توضیحات ادمین بخش فارسی سایت مذکور به مسئولین مربوطه، جواد راستی پور پاسخ دلخواه را دریافت نکرده و جهت آرام کردن خود، مطلبی در سایت مجلۀ هفته منتشر کرده و توضیحاتی در این مورد داده بود .

در ذیل همین نوشته بحث هایی درگرفت که واجد گرد آوری یکجا و در یک صفحه به منظور پاسخ به جواد راستی پور است. فرد مذکور مدت هاست که در تعقیب فعالیت های گرایش مارکسیست های انقلابی است، اما معلوم نمی کند خود از چه گرایشی و با چه سابقۀ فعالیت سیاسی است. تنها سابقه ای که او از خود در صفحۀ کمیتۀ اقدام کارگری منعکس کرده را نیز این جا می گذاریم تا مخاطبین این بحث بهتر با وی آشنا شوند. جواد راستی پور می گوید:

«خود من در زندان با طرفداران طالبان رابطه دوستانه داشتم و در اولین فرصت نیز از طریق اطلاع رسانی نسبت به وضع آنها، با طالبان همکاری کردم. تعدادی دیگر از کمونیستها و فعالان کارگری را نیز می شناسم که حتی پیگیرتر از من به طرفداران طالبان کمک کردند. حالا آیا می توان از این رفتارمان نتیجه گرفت که ما به طالبان نزدیک تر هستیم و طالبان را «از پایه های اصلی حزب آینده» می دانیم؟

در نتیجه تا جایی که خود جواد راستی پور مشخص کرده است، او یکی از همکاران طالبان درزندان بوده و معلوم نیست تحت تأثیر همین همکاری خواهان متوقف شدن بخش فارسی یک سایت کمونیستی شده و یا به دلیل تمایلات مشکوک دیگر. به هر رو مخاطبین این نوشته را دعوت به مطالعۀ بخشی از بحث های انجام شده توسط من و رفیق جهانگیر سخنور و همچنین ترجمۀ فارسی نامۀ مراد شیرین به مسئولین سایت «آرشیو مارکسیست ها در اینترنت» در ذیل همین مقدمه می کنیم.

علیرضا بیانی

************

جهانگیر سخنور

آقای جواد راستی پور. اولاً، بفرمایید شما کی هستید؟ به غیر از ترجمه چند مقاله از لنین سابقه فعالیت های تحریری شما چه بوده است؟ گرایش نظری شما چیست و چه بوده است که خود را در مقام دلسوزی برای خوانندگان کتب لنین قرار داده اید؟ ثانیاً، به نمایندگی از چه جمعیت و یا کانونی چنین نامه ای را به مسئولان آرشیو مارکسیست ها در اینترنت نوشته اید؟ ثالثاً، اگر مسئولان آرشیو مارکسیست ها به جای رد پیشنهادات شما، تمامی کتب با مقدمه ها را حذف می کردند و مسئولان بخش فارسی را اخراج می کردند، آیا شما حاضر بودید که تمام وقت داوطلبانه (بدون دریافت دستمزد) برای این مؤسسه کار شبانه روزی کنید؟ اگر پاسخ مثبت است لطفاً لیستی از کتبی که در دست دارید برای ارائه به آرشیو مارکسیست ها در اینترنت، انتشار دهید. رابعاً، چرا پاسخ روشن و منطقی مسئولان آرشیو به شما، «شرم آور» و «خنده دار» است؟ آیا شما خود را بالا تر از مسئولانی که با تجربه چند دهه بزرگترین شبکه اطلاع رسانی مطالب مارکسیستی را به ۵۰ زبان انتشار داده اند، می دانید؟

خوشحال می شوم برای خوانندگان این تظلم نامه به آرشیو مارکسیست ها در اینترنت، به سؤالات فوق پاسخ دهید. اگر پاسخی از شما دریافت نشود، فرض را بر این می گذارم که شما به شکلی مستقیم یا غیر مستقیم، مرتبط به کسانی هستید که قصد تخریب و جلوگیری از گسترش متون مارکسیستی میان جوانان ایران را دارند.

جهانگیر سخنور

۱شما حاضر به بحث و تبادل نظر علنی نیستید و به بهانه بر ملا شدن ماهیت «انقلابی» تان در خفا زندگی می کنید ظاهراً به این علت که ممکن است فاش شوید و نگران هستید که جنبش کارگری یکی از رهبرانش را از دست بدهد و انقلاب آتی شکست بخورد! (چه تواضعی!). از این رو فقط شما به طور مخفی و با نام مستعار ظاهر می شود و هر آنچه به مغزتان خطور می کند، چه درست و چه اشتباه از طریق نامه نگاری و انتقاد ایراد می کنید. کسی را هم ظاهراً نمی شناسید که شما را تأیید کند و اعلام کند که شما یک شخص حقیقی هستید. پس آقای محترم تکلیف ما چیست؟ ما از کجا بفهمیم که شما مزدور رژیم جمهوری اسلامی نیستید وقتی با همان روش مزدوران وزارت اطلاعات کمر به بی اعتبار کردن یک گرایش مارکسیستی بسته اید. حال فرض کنیم به هر علت قادر به ورود به بحث علنی نیستید ولی خود را محق می دانید که در حمایت از تمامی خوانندگان متون مارکسیستی فرصت طلبی یک گرایش مارکسیستی را افشا کنید. در اینجا سؤال این است که چرا به زبان فارسی به بخش فارسی این شبکه اینترنتی نامه مستقیم نفرستادید و موضوع را با آن ها در میان نگذاشتید؟ چرا با روش دو بهم زنی و توطئه گرایانه، مستقیم به زبان انگلیسی با مسئولان کل سایت آرشیو تماس گرفتید و از آن ها خواستید که مسئولان به ظاهر «فرصت طلب» که متون مارکسیستی را با نوشتن مقدمات خودشان مورد «سوء استفاده» قرار داده، از بخش فارسی کنار بگذارند؟ آیا این روش عادی حل یک مشکل است؟

۲شما ظاهراً تصور می کنید که برگ برنده حقوقی شما این است که طبق قوانین «آرشیو مارکسیست ها در اینترنت»  نوشتن مقدمه به متون کلاسیک ممنوع است و این موضوع اصول این شبکه را مورد سؤال قرار خواهد داد. آقای جواد راستی پور شما اشتباه می کنید! در بسیاری از متون به خصوص همان بنگاه های استالنیستی (که ظاهراً شما به آن ها ایرادی ندارید) مقدمه به منتخب آثار لنین داشته است. اگر این قدر با عجله خواهان تخریب گرایش مارکسیست های ایران نبودید و پیش از توطئه علیه آن ها کمی تحقیق می کردید درک می کردید که قوانین «آرشیو مارکسیست ها در اینترنت» مقدمه نویسی به آثار کلاسیک را جایز می داند.

۳ادمین های سایت که اکنون با رد اتهامات بی اساس شما و توسط شما به تمسخر کشیده شده اند، تحقیق دقیقی در مورد توطئه نامه شما کردند. زیرا از این قبیل  نامه ها از طرف استالنیست های سابق و مائوئیست ها از سراسر جهان علیه مارکسیست های انقلابی مرتب دریافت می کنند. از سوی دیگر، نامه مفصلی که یکی از ادمین های بخش فارسی به نام مراد شیرین به انگلیسی خطاب به شما (جواد راستی پور) هفته پیش برایشان فرستاد، آن ها را مطمئن کرد که نقش شما به عنوان یک کهنه کار استالینیست چیست. از این رو ادمین ها به شما پاسخ منفی دادند و دیگر لزومی به ادامه تبادل نظر با شما ندانستند و تمامی خزعبلات شما را مردود اعلام کردند. کپی این نامه برای خوانندگاه سایت مجله هفته در زیر آورده می شود. این نامه در حال ترجمه است و به زودی در تمام سایت های معتبر علیه اقدام مخرب شما انتشار خواهد یافت. آقای محترم باید بدانید که روشنفکران و محققان و جوانان علاقمند به آثار مارکسیستی را، امثال شما با حقه بازی و دروغ گویی و توطئه نمی توانید از مطالعه آن آثار محروم کنید.

برای هر فرد بی طرف اکنون روشن می شود که علت مخفی نگهداشتن خودتان چیست. کسی که محق باشد از هیچ کسی برای دفاع از مواضع خود نخواهد ترسید. اما یک توطئه گر و یک فرد مخرب مانند یک بزدل قایم می شود و از پشت خنجر می زند.

علیرضا بیانی

جواد راستی پور می گوید:

شما برای راحتی کارتان فرض را بر این بگذارید که من مزدور جمهوری اسلامی هستم. حالا چه؟ این که طرف مقابل تان مزدور جمهوری اسلامی باشد رفتار شما را توجیه می کند؟ اگر یک مزدور جمهوری اسلامی هم بگوید که شما دارید از امکاناتی که در اختیارتان گذاشته شده سوء استفاده می کنید، حرف درستی زده و مزدور بودن او تأثیری بر درستی حرفش ندارد».

اولاً موضوع راحتی یا ناراحتی کار نیست، بلکه پاکیزه نگه داشتن فضای نقد کمونیستی از لوث وجود تخریب گری های بورژوایی به طور کلی و مزدوران جمهوری اسلامی به طور اخص است. ثانیاً اگر فرض را بر این بگیریم که شما مزدور جمهوری اسلامی هستید، دیگر واکنش با پاسخ سیاسی نخواهد بود، بلکه این سندی است که باید در اختیار مدیران سایت «آرشیو مارکسیست ها در اینترنت» قرار بگیرد تا آن ها هم مانند مخاطبین مجله هفته متوجه شوند چه کسانی خواهان متوقف شدن فعالیت بخش فارسی این سایت هستند. از این گذشته، نه ما و نه هیچ جریان سیاسی در طیف چپ خود را ملزم به پاسخگویی مزدور جمهوری اسلامی در مورد استفاده یا «سوء استفاده» از امکانات نمی دانیم، دست کم به این دلیل که این امکانات ارث پدری جمهوری اسلامی و مزدورانش نیست و برای اداره آن وقت و زحمت زیاد گذاشته می شود. چیزی که این وسط کاملاً فراموش می شود این است که تعداد قابل توجهی تشکر و تقدیر بابت زحماتی که برای نگه داری بخش فارسی سایت «آرشیو مارکسیست ها در اینترنت» تقبل می شود نیز دریافت می شود؛ چرا از میان آن ها باید به ناله های تنگ نظرانه یک فرد مجعول توجهی شود! برخلاف آمار و ارقامی که جواد راستی پور از بازدیدکنندگان این سایت می دهد، این آمار افزایش هم داشته است (وگرنه نگرانی جواد راستی پور از چیست)! برای آسایش خیال این «دلواپس» آثار لنین به او اعلام می شود شما هم مقاله ای از لنین ترجمه کن و مقدمه ای بر آن بنویس و برای بخش فارسی سایت «آرشیو مارکسیست ها در اینترنت» بفرست و ببین آیا منتشر می شود یا خیر، اگر نشد، آنگاه در مورد «سوء استفاده از امکانات» حرف بزن و نه به حق دمکراتیک مقدمه نوشتن که امری است سیاسی و معمول و قابل دفاع.

نکته ای که نشان می دهد جواد راستی پور یک فرد سیاسی نیست، فقط به دلیل پنهان کردن هویت و گرایش سیاسی اش نیست، بلکه در آماتوریسم بیش از حد و تنگ مایگی وی نیز غیر سیاسی و ضد مارکسیستی بودنش هویدا است. مثلاً گیریم مدیریت کل بخش فارسی این سایت به دست جواد راستی پور افتاده و او نیز مقدمه های مورد نظرش را به آتش بکشد؛ بسیار خوب، اما آیا او تا این درجه آماتور و ناشی است که فکر می کند مقالات مورد بحث با مقدمه های تاکنونی در سایت های دیگر منتشر نخواهد شد!؟ اگر چنین شود تکلیف جواد راستی پور با شعله های تنگ نظری اش چه خواهد شد! مثلاً به سایت میلیتانت نامه می نویسد و می گوید از امکاناتتان سوء استفاده نکنید و مقدمه ها را بردارید!!؟ اما اگر این فرد مجعول ناپیدا به جای این همه صغرا کبرا و بروز تمایلات تنگ نظرانه، مقدمه های مورد نظر را نقد کند، آیا نتیجه سیاسی مطلوب تری حاصل نخواهد شد!؟ اگر او فکر می کند این مقدمه ها نادرست و ناوارد هستند، پس چرا قلم و دوات خود را به جای حذف آن، در نقد آن به کار نمی گیرد تا مخاطب به جای آموزش حذف گرایی، چیزی به دانش سیاسی خود اضافه کند. پاسخ روشن است، جواد راستی پور بی سوادتر از این است که بتواند وارد این حوزه بحث شود، در نتیجه راه آسان وزارت ارشاد جمهوری اسلامی را دنبال کرده و خواهان متوقف کردن فعالیت بخش فارسی سایت «آرشیو مارکسیست ها در اینترنت» می شود. گرایش انقلابی که هدف مبارزه اش کل دولت سرمایه داری است، چرا باید در مقابل عناصر مجعول و تخریب گر مرعوب شده و عقب نشینی کند!

جهانگیر سخنور

آقای جواد راستی پور چند نکته در جمع بندی می خواستم اشاره کنم.

۱هر فردی که هر اثر کلاسیک را یا ترجمه کند و یا اصلاح و یا به روز و بازتکثیر کند، حق دارد که مقدمه ای با نام خود بنویسد. این حق مسلم هر ناشری هست و ادمین های آرشیو مارکسیست ها در اینترنت این حق را به رسمیت می شناسند. این امر شامل حال شما هم می شود. چنانچه شما مطلبی از لنین ترجمه کنید و مایل باشید مقدمه خودتان را به آن بنویسید، این حق مسلم شماست و هیچ احدی هیچ اعتراضی به شما نمی تواند داشته باشد. محققاً ترجمه شما با هر مقدمه مناسبی که تشخیص داده اید، از سوی ادمین های بخش فارسی «آرشیو مارکسیست ها در اینترنت» انتشار خواهد یافت. هر فردی به هر علتی و با هر انگیزه ای (اختلاف سیاسی و نظری، جاسوسی برای وزارت اطلاعات و یا اختلال روانی و غیره) مستقیماً یا غیر مستقیم (با دو بهم زنی و توطئه گری -زیر هر لوایی از جمله قوانین حقوق یک سایت) بخواهد این حق دموکراتیک را از مقدمه نویس سلب کند یک عمل غیراصولی و بوروکراتیک و حذف گرایانه انجام داده است (حتی اگر انگیزه درستی از طرح این موضوع داشته باشد).

۲هر فردی که به هر علت اقدامی برای افشای یک گرایش مخالف خود می کند و وانمود می کند که آمار و ارقامی (مثلاً از خوانندگان سایت) در دست دارد و یا ارتباطاتی با عده ای دیگر دارد (نویسندگان شاکی در ایران)،‌ موظف است ماهیت خود و اطلاعات خود را مستند ارائه دهد. اگر به هر بهانه این اقدامات صورت نگیرد سخنان متهم کننده فاقد ارزش است (حتی اگر انگیزه آن فرد خرابکاری و دو بهم زنی نباشد). چنانچه فردی مانند شما که مایل به علنی کردن هویت خود نیستید (که حق مسلم شماست)،‌ می بایستی این اطلاعات را در اختیار یک فرد حقوقی و شناخته شده قرار می دادید که ایشان از طرف شما اسناد به دست آمده تان را منتشر کند. اگر این کار هم صورت نگیرد، ما حق داریم که به انگیزه واقعی شما شک کنیم.

۳اعتراضات شما به مقدمات رفیق مازیار رازی نمی تواند فقط به علت حقوقی سایت «آرشیو مارکسیست ها در اینترنت» ، و یا احیاناً اعتراضات برخی مترجمین در ایران و یا کم شدن مراجعان به سایت باشد (که هیچ یک از این اتهامات درست نیستند و عکس آن درست است). اعتراض شما فقط می تواند علت سیاسی داشته باشد. آنچه رفیق مازیار رازی در این مقدمات آثار کلاسیک لنین و مناظره تلویزیونی در برنامه پرگار بی بی سی در دفاع از لنین انجام داد (که طبق ادعای بی بی سی توسط بیش از ۱۰ تا ۱۵ میلیون نفر تماشاچی در ایران دیده شده است و بیش از ۳۰ هزار نفر تا کنون آن را در یوتیوب دیده اند)، تأثیرات بسیاری در زنده کردن اعتقادات بنیادین لنین به ویژه حزب پیشتاز انقلابی داشته است. این اعتقادات بنیادین لنین برای اولین بار از زیر آوار تحریف و دروغ های استالینیست ها (حزب توده و شوروی دوران استالین) بیرون آورده شده است. همچنین دروغ ها و تحریفات سوسیال دمکرات ها و لیبرال های ایران نسبت به نقش لنین، با این مقدمات آثار کلاسیک و مناظره تلویزیونی بر ملا شد و از لنین در انظار میلیون ها جوان در ایران اعاده حیثیت شد. این اساس اقدامات اخیر شما علیه مازیار رازی هست. وگرنه چرا چند سال پیش به یاد افشاگری مقدمه های مازیار رازی به مطالب لنین نیفتادید؟ این مقدمه ها طبق نوشته آقای اَندی (که خودتان آن را ترجمه کرده اید) بیش از یک دهه پیش صورت گرفته است (البته برخی از مقدمه ها اخیراً با اصلاحات کوچک به روز شده است، اما اساس مقدمه ها همان است که ۱۲ سال پیش نوشته شده است). هدف از این جار و جنجال راه اندازی های شما و شایعه پراکنی ها و ارائه اسناد و گزارش های کذب وغیرمستند و غیره فقط یک چیز است؛ آن هم ضدیت شما با ایجاد حزب لنینی در ایران برای سرنگون کردن نظام سرمایه داری و ساختن اولین حزب لنینی در این راستا، در مقابل نظریات تحریف شده کهنه استالنیست ها (احیاناً توده ای سابق و راه کارگری های کنونی و اقمار آن ها) که اکنون خود را برای سازشی دیگر با سرمایه داران مرتبط به امپریالیسم زیر پرچم حسن روحانی آماده می کنند.

خوانندگان و مارکسیست های جوان در ایران را دست کم نگیرید. فریبکاری شما تنها عده ای از افراد فسیل و انگل را در خارج از کشور راضی می کند.

برای شما در راه «پر افتخارتان» آرزوی موفقیت می کنم و متأسفم که توطئه حساب شده شما برای حذف مارکسیست های انقلابی از سایت «آرشیو مارکسیست ها در اینترنت» با شکست روبه رو شد. این مقاله بی سر و ته هم با شکست مواجه خواهد شد.

*********

ترجمه نامه مراد شیرین

آقای راستی پور

متن زیر پاسخی است به ایمیل شما به تاریخ ۳ نوامبر ۲۰۱۶ به «آرشیو اینترنتی مارکسیست ها»

فرض را بر این می گذاریم که ادعاهای بی پایه و غرض ورزانۀ شما دربارۀ «سوء استفاده» و «برخورد فرقه ای» مسئولین بخش فارسی آرشیو، به نوعی اشاره ای است به پاراگراف پنجم منشور آرشیو مارکسیست ها در ارتباط با استقلال سیاسی.

بخش فارسی را یکی از رفقای ما در فوریۀ سال ۲۰۰۴ آغاز کرد و این بخش در طول ۱۲ سال فعالیت خود نه فقط آثار مارکس و انگلس و لنین و تروتسکی، که همین طور آثار طرفداران جنبش های چریکی، کمونیست های شورایی، کمونیست های چپ، مارکسیست اومانیست ها، مکتب فرانکفورت، رفرمیست ها و غیره را هم منتشر کرده است. روشن است که مسئولین بخش فارسی نمی توانند تماماً با دیدگاه های همۀ نویسندگانی که در دسته های فوق جای می گیرند، توافق داشته باشند. بالعکس، هستند گرایش هایی نظیر رفرمیست ها که ما تماماً در تقابل با آنان قرار داریم. عدم جانبداری ما حتی دربارۀ گرایش های متعدد و مغایر هم در درون جنبش تروتسکیستی (مانند مندل، کلیف، گرانت و هارمن) نیز مصداق پیدا می کند.

این رویکرد غیرفرقه ای دقیقاً همان چیزی است که کارگران جوان ایران برای آموختن آثار کلاسیک مارکسیستی و همین طور تجربیات و درس های جنبش کارگری بین المللی نیاز دارند.

البته شما مشکلی با گرایش های متعدد بخش فارسی ندارید. مشکل شما این است که تروتسکیست ها جرأت کرده اند با دیدگاه های «کفرآمیز»شان که فی المثل در مقدمه هایی بر آثار «مانیفسیت کمونیست»، «چه باید کرد؟» و «دولت و انقلاب» آمده، آثار مارکس و لنین را «لکه دار» کنند. ضمناً متوجه شدیم شما ظاهراً اعتراضی ندارید که یک تروتسکیست مقدمه ای به یکی از آثار تروتسکی بنویسد!

تا جایی که به پاراگراف نخست ایمیل شما برمی گردد، در دو مورد در اشتباه هستید:

1- بخش انگلیسی در واقع مقدمه ها و معرفی های ناشرین، مترجمین، ویراستاران و حتی گردآورندگان را هم شامل می شود. شما عامدانه بنا به مقاصد سیاسی خود از این ها صرف نظر می کنید. تقریباً تمامی کتاب هایی که در اصل «انتشارات پروگرس» به چاپ رسانده اند مقدمه ای از سوی انیستیتوی مارکسیسم-لنینیسم کمیتۀ مرکزی حزب کمونیست شوروی یا نهادی مشابه دارند. به عنوان چند نمونه:

https://www.marxists.org/archive/lenin/works/cw/pdf/lenin-cw-vol-33.pdf

در این مقدمه آمده است که «آثار و نامه های این مجلد به روشنی نشان دهندۀ مبارزۀ لنین علیه دشمنان حزب- تروتسکیست ها و بوخارینیست ها- است …» (ص. 19، ص. 25، نسخۀ پی دی اف)

یا در این مورد،

https://www.marxists.org/archive/lenin/works/cw/pdf/lenin-cw-vol-32.pdf

چنین آمده است: «لنین ضربۀ اصلی خود را به تروتسکیست ها به عنوان هستۀ اصلی گروه بندی های ضدّ حزب وارد آورد» (ص. ۱۹، ص.۱۹، نسخۀ پی دی اف)

شما صرفاً مشغول چشم پوشی از این موارد نیستید، بلکه چه بسا در واقع با دیدگاه هایی که قاتلین «غیرفرقه ای» تقریباً همۀ رهبران بلشویک در دهۀ ۱۹۳۰ ابراز کرده اند، توافق دارید و بر آن ها صحّه می گذارید!

نه فقط بسیار متدوال است که ناشر یک کتاب یا جزوه دیدگاهش را دربارۀ اثری که چاپ می کند ارائه دهد، بلکه بخش انگلیسی مقدمه های بسیاری از ویراستاران را در خود دارد. به عنوان مثال مقدمۀ مترجمین در این اثر:

https://www.marxists.org/archive/serge/1930/year-one/introduction.htm

و حتی مقدمۀ گردآورندگان آثار لوناچارسکی دربارۀ هنر و ادبیات:

https://www.marxists.org/archive/lunachar/1965/compiler.htm

بدبهی است افراد یا سازمان هایی که دستی در انتشار و ترجمه و ویراستاری و حتی گردآوری آثار مارکسیستی دارند، دیدگاه های خودشان را هم، فارغ از صحت یا سقم آن، دربارۀ بستر تاریخی آثار و غیره مطرح می کنند.

در مقطع انقلابی ایران، تروتسکیست های ایرانی آثار بسیاری از تروتسکی و سایرین را ترجمه کردند. به علاوه آثاری از مارکس و لنین و لوکزامبورگ و غیره را ترجمه کردند که حزب توده برای تبلیغ مواضع سازش طبقاتی اش مفید نمی یافت (تروتسکیست ها حتی مجبور بودند برخی آثار مانند «مانیفست کمونیست» را هم ترجمه کنند تا آن را از تئوری انقلاب سه مرحله ای حزب توده نجات بدهند! این نسخه از مانیفست کمونیست، تنها نسخۀ موجود بر روی آرشیو مارکسیست ها است).

سه مثالی که در پاراگراف نخشت ایمیل شما اشاره شده اند، همگی در زمرۀ مطالبی هستند که رفقای ما بازنویسی و به صورت کتاب های نسخۀ کاغذی منتشر کردند. در همین راستا مقدمه ای هم برای هر یک تهیه شد. وقتی این آثار برای آرشیو مارکسیست ها (و همین طور سایر سایت ها) به فایل های پی دی اف تبدیل شدند، مقدمه ها دست نخورده باقی ماندند.

تا این اواخر ما مشغول تهیۀ فایل هایی با فرمت «دوک» و «اچ. ام. تی. ال» هم بوده ایم، چرا که استفاده از این فرمت ها به منظور ارجاعات و نقل قول در مقالات و همچنین چاپ در ابعاد مختلف سهولت بیشتری دارند. برخی مقدمه ها به روز شده اند، چرا که وضعیت طبقۀ کارگر ایران و رژیم کاملاً متفاوت از دوره ای هستند که نسخۀ کاغذی این آثار یک دهه پیش منتشر شده بودند.

2- در بخش فارسی آثار مهم بسیاری یافت می شوند که مقدمه هایی از «رهبر خودمان» ندارند. آن جایی که هم پیش درآمدی از «رهبر خودمان» منتشر شده، تماماً دیدگاه اوست دربارۀ ارتباط این آثار با وضعیت کنونی جنبش کارگری ایران.

رهبران و تئوریسین های سایر سازمان ها یا ناشرین هم مقدمه های خود را بنا به دیدگاه هایشان نوشته اند. مثلاً در مطلب انگلس با عنوان «نقش کار در گذار از انسان به میمون» که سازمان فدائیان منتشر کرده، هیچ اشاره ای به نام مترجم به چشم نمی خورد، اما مقدمۀ کوتاهی از ناشر وجود دارد:

https://www.marxists.org/farsi/archive/marx/works/1876/kar-meymoon.pdf

فایل پی دی اف به همان شکلی است که فردی در سوئد به ما ارسال کرد.

یا به کتاب «فلسفه و انقلاب» دونایفسکایا نگاه کنید که مقدمه ای از مترجمین دارد:

https://www.marxists.org/farsi/archive/dunayevskaya/works/1973/falsafeh-enghelab.pdf

و اما در ارتباط با ادعاهای شما در پاراگراف دوم نامه مبنی بر این که به خاطر «رویکرد فرقه ای» ما، «بسیاری از فارسی زبانان (از ایران و افغانستان و تاجیکستان و سایر کشورها) دیگر اعتمادی به بخش فارسی ندارند. خوانندگان جای دیگری دنبال این آثار می گردند و مترجمین هم ترجمه های خودشان را جاهای دیگری منتشر می کنند».

این ادعا هیچ اتکایی ندارد. این ادعای شما که «بسیاری از فارسی زبانان (از ایران و افغانستان و تاجیکستان و سایر کشورها) دیگر اعتمادی به بخش فارسی ندارند» بر چه اساسی استوار است؟ احیاناً مطالعۀ میدانی در ایران انجام دادید؟ یا با مراکز نظرسنجی در افغانستان و تاجیکستان تماس گرفتید؟ داده های تحلیل وب سایت آرشیو مارکسیست ها نشان می دهد که با وجود اولاً فیلترینگ سایت به دست رژیم و ثانیاً تغییر آی پی بسیاری از کاربران در ایران بنا به ملاحظات امنیتی، استفاده از بخش فارسی عملاً افزایش یافته است (تنها کاهش چشم گیر مربوط به سرکوب های سال ۲۰۰۹ است و احتمالاً مادام که دستگاه سرکوب به طور جدّی تضعیف نشده باشد شاهد افزایش قابل توجه نخواهیم بود).

آن چه به قطع می توانیم بگوییم این است که صفحۀ فیسبوک بخش فارسی آرشیو اینترنتی مارکسیت ها (https://www.facebook.com/groups/FarsiMIA/) که به تاریخ ۱۵ ژانویۀ ۲۰۱۶ راه اندازی شده، ظرف کمتر از یک سال بیش از ۱۵۰۰ عضو پیدا کرده است. یعنی به طور متوسط قریب به ۱۵۰ عضو جدید در ماه.

سپس شما ادعا می کنید که «مترجمین، ترجمه های خود را جاهای دیگری منتشر می کنند. مترجمین فارسی خوبی برای بسیاری از کتاب ها و مقالات مهم بوده اند که ترجیح خواهند داد ترجمه ها را در یک آرشیو اینترنتی مناسب (و نه فرقه ای) منتشر کنند».

ما هیچ راهی برای دانستن این نداریم که آیا واقعاً مترجمینی هستند که چنین ترجیحی بدهند یا خیر. حتی اگر فرض کنیم این ادعا صحیح است، چرا این را باید به شما خبر داده باشند و نه مسئولین بخش فارسی؟

واقعیت این است که باقر پرهام، به عنوان یک مترجم سرشناش، با ما تماس گرفتند و اجازۀ استفاده از ترجمه هایش را دادند (مثلاً جنگ داخلی در فرانسه)

https://www.marxists.org/farsi/archive/marx/works/1871/jange-dakheli-faranseh.pdf

حتی خسرو شاکری فقید که آرشیوهای سراسر جهان را جستجو کرد تا به اسناد دست اولی دربارۀ حزب کمونیست اولیۀ ایران دست بیابد (تاریخی که تا چند دهه از سوی حزب توده و سایر «غیرفرقه ای»های حامی مسکو و پکن دفن شده بود) به ما اجازه دادند از اسنادی که ایشان یافته و ترجمه کرده بودند، استفاده کنیم. به علاوه در این سایت ترجمه های بسیار دیگری از مترجمین (مثلاً مترجمین آثار کمونیست های شورایی، کمونیست های چپ، مارکسیست اومانیست ها، مکتب فرانکفورت و غیره) هم وجود دارد.

آن چه جالب به نظر می رسد این است که تا پیش از این تمایلی نداشته اید ما را در جریان «نگرانی»ها و دغدغه هایتان قرار دهید. تنها بعد از رشد صفحۀ فیسبوک بخش فارسی آرشیو اینترنتی مارکسیست ها (که متعاقباً کارزار تهاجمی ضدّ تروتسکیست ها را به دنبال داشت)، شما تصمیم گرفته اید وارد عمل شوید.

بدیهی است که شما واقعاً علاقه ای به نقد سازنده به آرشیو اینترنتی مارکسیستی ندارید. در عوض «دلایلی» برای خودتان دارید که چنین رفتاری را توجیه می کند، اما واقعاً غریب است.

مشخصاً آن چه شما به ما نشان داده اید نه «سوء استفده» یا «رویکرد فرقه ای»، که انگیزه های فرقه ای خودتان بوده است. بنابراین ما فکر می کنیم که محتوای آرشیو اینترنتی مارکسیست ها باید به همان شکلی که هست بماند و اطمینان خواهیم داد که محتوای بخش فارسی همچنان به رشد کمّی و کیفی خود ادامه دهد؛ چرا که این تنها راه مطمئن برای شکست دادن فرقه گرایان واقعی است که گاه و بی گاه چیزی ترجمه می کنند و چنین حقّی برای خود قائل می شوند که دیگران را از تلاش برای ساختن یک ابزار واقعاً مؤثر برای آشنایی کادرهای انقلابی انقلاب آتی با روش های اصول مارکسیسم مأیوس کنند.

سوم3 آذرماه ۱۳۹۵ -۲۳ نوامبر ۲۰۱۶

درباره سوء استفاده فرقه ای از آثار مارکسیستی

      https://mejalehhafteh.com/2016/11/11/درباره-سوء-استفاده-فرقه-ای-از-آثار-مارک/

5 Comments on دربارۀ تقلای فرقه ای برای تخریب آثار مارکسیستی

  1. منبع نقل قولی که از لنین آوردم را فراموش کردم بنویسم. آن نقل قول از اثر زیر است:
    نامه به کارگران آمریکا، پراودا شماره 178، 22 اوت 1918
    مجموعه آثار لنین، جلد 28، صفحات 75 – 62

    دوست داشتن

  2. من بحث سوء استفاده فرقه ای از بخش فارسی آرشیو اینترنتی مارکسیستها را پایان یافته تلقی می کنم. هیچکدام از مدافعان مدیریت فعلی آرشیو نتوانستند استدلال قابل قبولی برای دفاع از موضع خودشان بیاورند. مدیران ارشد MIA صریحا و مسئولان بخش فارسی بطور غیرمستقیم اعتراف کردند که حق با من است و منشور MIA لگدمال شده است.
    در اینجا به موضوع همکاری بین جریانهای انقلابی و ارتجاعی می پردازم:
    اولا کسانی که پیرامون همکاری بین جریانهای انقلابی و ارتجاعی هیاهو به پا کرده اند هیچ توضیحی پیرامون چرایی و چگونگی این همکاری نمی دهند. هر نوع همکاری موجب تقویت ارتجاع نمی شود بلکه چنانچه کمونیستها سیاست صحیحی اتخاذ کنند می تواند جبهه انقلاب را تقویت کند. آیا این لنین نبود که نوشت:«هنگامی که در فوریه 1918 خون آشامان امپریالیست آلمان نیروهای خود را به سوی نیروی بدون اسلحه و از هم گسیخته روسیه … گسیل داشتند، من حتی لحظه ای در انعقاد «موافقت نامه»ای با سلطنت خواهان فرانسوی تردید روا نداشتم … این نمونه ای از موافقت نامه ای است که هر کارگر آگاه آنرا تأیید خواهد کرد. موافقت نامه ای که حافظ منافع سوسیالیسم است.» سلطنت خواهان امپریالیست فرانسوی قطعا مرتجع بودند ولی این منجر به عدم همکاری حکومت کارگری با آنها نشد. این همکاری به پیشروی انقلاب پرولتاری در جهان کمک کرد. اما اگر حکومت کارگری گرفتار جزم اندیشی می شد و از هر نوع همکاری ای سر باز می زد، این به سقوط آن حکومت و فروکش کردن انقلاب پرولتاری منجر می شد.
    اما در مورد همکاری خاص من با زندانی متمایل به طالبان، که به هیچ وجه جانی و تبه کار نبود بلکه فقط ناآگاه و ساده لوح بود، همانطور که اکثر طرفداران گروههای مشابه هستند: فرقه گرای تروتسکیست می گوید که اگر بجای من بود نه تنها کمکی به آن فرد نمی کرد بلکه به زندانبان اعتراض می کرد که چرا او را به سلولش آورده. نتیجه رفتاری که او پیشنهاد می کند چه می شد؟ اولا، مگر خود زندانبان (مقصودم کسی است که واقعا سیاستهای زندان را تعیین می کند نه مأمور بیچاره ای که زندانیان را این طرف و آن طرف می برد) فردی غیر جانی و غیر تبه کار است که به او اعتراض کنیم چرا یک جانی و تبه کار را پیش من آوردی؟ دوما، اگر یک زندانی متمایل به طالبان یا فلان گروه مرتجع رفتاری زننده و آزار دهنده نسبت به بقیه زندانیان نداشته باشد، هیچ دلیلی ندارد که خواهان جداسازی باشیم مگر اینکه تفکری اشراف منشانه داشته باشیم و بگوییم مقام ما بالاتر از آن است که با چنین فردی هم سلول شویم. احتمالا اگر همان فرد حق انتخاب داشت به دلایل مذهبی نمی خواست که با یک کمونیست هم سلول شود. اما یک کمونیست رفتار اشراف منشانه ندارد. او از این فرصت استفاده خواهد کرد تا افکار هم سلولی ناآگاهش را تصحیح کند و دلیل بدبختی مردم منطقه ای که هم سلولی از آنجا آمده و راه حل را به او توضیح دهد. اما چنانچه مطابق توصیه فرقه گرای تروتسکیست عمل شود، آن فرد بیش از پیش در باتلاق ارتجاع فرو می رود و به سوی جانی و تبه کار شدن سوق می یابد.
    حتی اگر فردی نظیر سعید امامی که مرتجعی اصلاح ناپذیر بود با یک کمونیست هم سلول می شد، آن کمونیست به بهانه کارنامه سیاه سعید امامی در مقابل رفتاری که همکاران سابقش با او می کردند سکوت نمی کرد. اگر می توانست جلوی قتل او را می گرفت و اگر نمی توانست تا حد امکان در این رابطه افشاگری می کرد. مثالی دیگر: کمونیستها بدون تردید به زندانی کردن بدون محاکمه موسوی و کروبی اعتراض می کنند، با اینکه معترفند کارنامه آنها کمتر از سعید امامی سیاه نیست. چنین افرادی باید در دادگاهی عادلانه محاکمه شوند و به سزای اعمالشان برسند، اما تا زمانی که امکان برگزار شدن چنین دادگاهی نیست نباید نسبت به بد رفتاری با آنان بی تفاوت ماند.

    دوست داشتن

  3. آقای علی رضا بیانی
    باز هم به رغم میل خودم پایم به این بحث کشیده، چرا که آخرین کامنت شما مرا متقاعد کرده بود که امکان هیچ گونه نتیجه گیری مثبتی از این پلمیک ها وجود ندارد. با این احوال با خواندن این کامنت شما نتوانستم بر عهد خود پای بند بمانم.
    آقای بیانی! ما قبل از این که خود را در چهارچوب های سیاسی، در قالب گروه ها و سازمان های سیاسی، تعریف کنیم یک انسان هستیم و لاجرم وظایفی انسانی مقدم به منافع گروهی بر عهده ی ماست. و این با وام گرفتن از داستویفسکی و در قالب فورل بندی او، به این معنا ست که «جائی که انسان نباشد هر عملی جایز است».
    حال با این مقدمه از شما یک سوال دارم. اگر شما به غیر از فعال سیاسی یک پزشگ هم بودید، اگر یک روز یک طالبانی، یا یک حزب الهی، یا اصلا پسر لاجوردی، قصاب اوین، کسی که برای مثال، به خواهر شما در زندان تجاوز کرده و او را اعدام کرده و بعد با یک جعبه ی شیرینی به در خانه شما آمده و عروس شدن خواهرتان را به شما تبریک گفته و سپس پول گلوهائی که سینه ی او را سوراخ سوراخ کرده از شما مطالبه کرده، به شما مراجعه می کرد و می گفت آقا دکتر من پول ندارم و مریض هستم؟ آیا شما به خاطر مرتجع بودن، چون لنین توصیه نکرده است که با مرتجعین هم کاری کنید، یک قرص به او می دادید و برای همیشه شر او را کوتاه می کردید؟ یا این که با اشک در چشم و بغض در گلو به وظیفه ی انسانی تان به عنوان یک پزشگ عمل می نمودید و او را بدون پول را معالجه می کردید؟
    در زندان ارتباط عاطفی با این گونه افراد از هر سخن رانی سیاسی ای موثر تر است، چه لنین این را توصیه بکند و چه توصیه نکند.

    دوست داشتن

  4. جواد راستی پور وقتی می خواهد همکاری خود با یک جریان ارتجاعی را ماست مالی کند، سایرین را نیز دعوت به همکاری با ارتجاع میکند، این به این معنی است که جواد راستی پور هرگز و مطلقا هرگز سهمی در مبارزه انقلابی نداشته است. شاید او فعالیت سیاسی داشته است، اما این کمترین ربطی به مبارزه «انقلابی» ندارد. جواد راستی پور برای درست کردن ابروی خراب کرده خویش، می زند چشم موضوع را هم کور می کند و می نویسد:
    « کسی که چنین همکاری ای حتی با مرتجع ترین جریانها نکند بطور غیرمستقیم اعتراف کرده که فقط می خواهد جایش با حاکمان کنونی عوض شود»
    چگونه می توان باور کرد چنین کسی اثری از لنین مطالعه کرده باشد، چه رسد به ترجمه آن. واقعا نگاه کنید به سطح سواد سیاسی کسی که مدعی حراست از آثار لنین است!! او معتقد است برای اثبات عدم جابه جایی با حاکمان کنونی باید با نیروهای ارتجاعی هم همکاری کرد!! ( با این توصیف باید گفت سعید امامی بسیار بد اقبال بود که با جواد راستی پور هم سلول نشد، وگرنه الان زنده مانده بود)!
    حالا اگر فرض را بر همین نظریه توده ای اکثریتی قرار داده و چنین همکاری صورت گیرد، دیگر اساسا چه نیازی به تغییر حکومت ارتجاعی است! نقدا ارتجاع در خارج از حکومت توسط کسی مثل جواد راستی پور در حال حمایت و تقویت است! این در حالی است که هدف انقلابی از تغییر حکومت ارتجاعی، نفی ارتجاع است که ابزار آن همکاری با همان ارتجاع نیست، بلکه تقابل و رویارویی با آن است. آدم های سازشکار و گیج سیاسی مانند جواد راستی پور، به جای اعتراض به زندانبانان ارتجاع برای درهم آمیزی محیط زندانی سیاسی با زندانی جانی و تبهکار اسلامی، با آن جنایتکاران همکاری کرده واین همکاری را نیز سند «مبارزه» و افتخار خود می داند!! کسی که ادعای دفاع از آثار لنین را دارد، به خصوص کسی که به قول مسئول سایت « کمونیست های انقلابی» بیش از 100 اثر از لنین ترجمه کرده است! ( یعنی بیشتر از پورهرمزان، و یا دقیق تر، اصلاح شده همان ترجمه ها) باید بتواند یک خط از لنین در خصوص همکاری با ارتجاع به ما نشان دهد، در غیر اینصورت او نه تنها ربطی به لنینسم ندارد، بلکه تازه معلوم می شود دقیقا به دلیل بی ربطی اش به لنین است که به پیشگفتارهای رفیق مازیار رازی حمله کرده و نمی خواهد آثار لنین در انطباق با وضعیت روز قرار گیرد. اگر این دیدگاه منشویکی که در تقابل مستقیم با لنینسم است را تا به سال 1917 به عقب برگردانیم، نتیجه اش می شود همکاری جواد راستی پور با دولت بورژوایی کرنسکی به بهانه مقابله آن با حکومت با تزار! حال اگر همین دیدگاه را به سال 1357 ببریم خواهیم دید که جواد راستی پور در مقابل شاه و «امپریالیسم» از خمینی مرتجع دفاع خواهد کرد. و با این ارزیابی کوتاه از نتیجه منطقی ادعای همکاری جواد راستی پور با ارتجاع، به سادگی می توان فهمید چرا او برای تخریب و تقابل با گرایش مارکسیست های انقلابی، حتی حاضر است در کنار طالبان بایستاد؛ چون تصور می کند طالبان قصد جابجایی با حکومت ندارد و اما گرایش مارکسیست های انقلابی دارد.
    گیجی یک توده ای کهنه کار به جایی می رسد که اساس به زیر کشیدن حاکمیت را به بهانه بی نیازی به جابه جایی به زیر سوال می برد. این است آن تحفه سیاسی که سایت «کمونیست های انقلابی» را اداره می کند و یا با آن همکاری بسیار نزدیک دارد؛ خوب صد البته برای چنین کسانی، سایت مارکسیست ها ( MIA) خاری در مرکز چشم درنظر گرفته می شود!
    و اما به لحاظ مفهوم ارتجاع از نقطه نظر مارکسیستی، ارتجاعی بودن به معنی سوژه مبارزه و دقیقا برای ساقط کردن آن است. هر درک و دریافتی به جز این، خود به همان ارتجاع منجر خواهد شد؛ مسیری که جواد راستی پور با سرعت طی کرده ودر تحلیل نهایی در صفوف ضدانقلاب در مقابل انقلاب قرار خواهد گرفت. این که جواد راستی پور است، در تاریخ نه چندان دور ما غول های مارکسیستی مانند پلخانف و کائوتسکی را سراغ داریم که به همین نقطه رسیده اند.

    دوست داشتن

  5. اولا، اینها یک قسمت از نظری را که من قبلا درباره مطلب دیگری گذاشته بودم بریده اند، آن قسمتی که درباره چگونگی و چرایی همکاری با طالبان بود را حذف کرده اند و آن را به عنوان تنها سابقه ای که از من می شناسند نشان داده اند. گویا سایر مطالبی که نوشته ام به هیچ وجه بیانگر گرایش سیاسی ام نبوده اند و فقط این چند جمله بریده شده برای مشخص کردن گرایش من در دست هستند! البته گرایش سیاسی من هر چه باشد ربطی به صحت استدلالاتم درباره سوء استفاده فرقه گرایان از بخش فارسی MIA ندارند. چنانچه همین استدلالات از طرف یک راستگرا هم اظهار شوند معتبر خواهند بود.
    دوما، فرض کنید الان در زندان هستید. می دانید فرد دیگری را که از نظر سیاسی مخالف شماست نیز ربوده اند، هر بلایی که بخواهند بر سرش می آورند و اجازه هیچ اطلاعی رسانی درباره وضع او، حتی در حد مطلع کردن خانواده اش از زندانی بودنش نیز نمی دهند. حالا می توان کمونیست، دمکرات یا حتی انسان غیرسیاسی با وجدانی بود اما در مقابل این رفتار سکوت کرد یا از کمک کردن به او با این بهانه که مخالف ماست (حتی اگر یک مرتجع سرسخت باشد) طفره رفت؟ اگر فرصتی به دست آورید با خانواده یا گروه سیاسی ای که او متمایل به آنهاست تماس نمی گیرید و به آنها خبر نمی دهید؟ من که در زندان وضع بهتری نسبت به چنین فردی داشتم به او کمک کردم و در اولین فرصت با کسانی که نحوه تماس گرفتن با آنها را به من گفته بود، ارتباط برقرار کردم و موضوع را به آنها اطلاع دادم. برخی از فعالان کارگری از من هم پیگیرتر بودند و برای آزادی او تلاش کردند. کسی که چنین همکاری ای حتی با مرتجع ترین جریانها نکند بطور غیرمستقیم اعتراف کرده که فقط می خواهد جایش با حاکمان کنونی عوض شود، آنوقت همان روشهای آنها را علیه مخالفینش بکار خواهد برد. آن همکاری ای که کمونیستها با مرتجعین می کنند منجر به تقویت ارتجاع نمی شود. اتفاقا این همکاری می تواند پیروان ناآگاه گروههای مرتجع را از زیر رهبری مرتجعین سرسخت و جنایتکار بیرون کشد و به آنها نشان دهد دوست و دشمن واقعی آنها کیست.
    سوما، خود علیرضا بیانی در یکی از نظراتی که در زیر مقاله من گذاشته بود، بدون اینکه متوجه باشد اعتراف کرد که حق با من است. منظورم جایی است که نوشتند من می خواهم «گرایش سیاسی» آنها را «تخریب کرده و خواهان متوقف شدن فعالیتش» شده ام. یعنی رک و راست اعتراف کرده اند که بخش فارسی MIA وابسته به «گرایش سیاسی» آنهاست و می خواهند بخش فارسی علیرغم منشور سایت که می گوید «آرشیو اینترنتی مارکسیستها همیشه از نظر سیاسی مستقل خواهد ماند. ما هیچگاه اجازه نخواهیم داد که آرشیو اینترنتی مارکسیستها توسط هیچ حزب سیاسی، ائتلاف یا گروهی کنترل شده، بخشی از آن یا وابسته به آن گردد»، همچنان وابسته به «گرایش سیاسی»شان بماند!

    برخلاف آنچه که در ابتدای مطلب بالا نوشته شده هدف این نوشته «گرد آوری یکجا و در یک صفحه به منظور پاسخ» دادن نبوده. اتفاقا آنها خیلی از بحثهای مهم که در قسمت نظرات مقاله «درباره سوء استفاده فرقه ای از آثار مارکسیستی» انجام شده است را حذف کرده اند و اینجا نیز هیچ چیز با ارزشی به آن مباحثات اضافه نمی کنند، فقط سعی می کنند شخصیت من را تخریب کنند. من پاسخ تمام مطالبی که اینجا تکرار کرده اند را آنجا داده ام، از این رو به خواننده توصیه می کنم که به صفحه همان مقاله مراجعه کند. مطلب بالا هیچ چیز جدیدی به مباحثات قبلی نمی افزاید و فقط شکل بریده شده و دستچین شده آن است.

    دوست داشتن

نظرتان را درباره این مطلب بنویسید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: