اخبار ایران و جهان

در عراق، غرب عراق وشرق سوریه چه میگذرد ؟

در عراق، غرب عراق وشرق سوریه چه میگذرد ؟

نوشته : احمد مزارعی ، نوزدهم آبان 1395

علیرغم اینکه همه مدعی مبارزه با داعش هستند ، اما هر کدام اهداف ومنافع خاص خودرا در این جنگ و منطقه دنبال میکنند.

هم اکنون تنها عراق نیست که با داعش در حال جنگ است ، زیرا علیرغم اینکه همگان مدعی جنگ با داعش هستند، اما آنان نیروهای متعدد وبا سمتگیریهای سیاسی ودر ارتباط با دولتهای گوناگون دیگری در منطقه وجها ن قرار دارند، احزاب وگروههای پارلمانی مختلف وائتلافهای گوناگونی که در لحظه ای توافق میکنند ودر موردی دیگر وارد درگیری با یکدیگر میشوند ، واین روند هر روزه میان آنها تکرار میشود.اما در میدانهای واقعی جنگ موصل،عملا ارتش عراق، پلیس فدرال عراق، گروههای مختلف محلی مقاومت ومهمترین آنها که از همه قدرتمنتر است ،»حشد شعبی» عراق است که به مبارزه ای جدی، متحد وتعیین کننده با داعش مشغول میباشند  ومیانشان اختلافی وجود ندارد.غیراز اینها اقلیم کردستان عراق نیز در این جنگ شرکت دارد، اما آنها نیز وحدت ندارند زیرا هم با یکدیگر وهم با مسئولان عراقی در پایتخت دچار اختلافات جدی بوده واز طرفی آنها مجبورند حتی الامکان خواسته های آمریکا واسرائیل نیزدر این جنگ منظور بدارند.

میان همه این گروهها در مورد از میان بردن داعش وآزادسازی سرزمینهای زیر تسلط آن از جمله موصل اختلافی نیست . اما بعد از اخراج داعش از موصل چه خواهد شد؟ قدرت در موصل در دست چه کسانی باقی خواهد ماند، واز همه مهمتر قدرت مرکزی در پایتخت به دست چه کسانی خواهد بود؟

اینها آن پیچیدگیها ومعضلاتی است که در جنگ فعلی وجود دارد وعمل میکند.

با شروع جنگ موصل وحدتی جدی میان مسئولان وجناحها ی گوناگون قدرت حاکم در بغداد به وجود آمده است که میتوان آنها را اینگونه برشمرد :

برجسته ترین این گروهها در بغداد عبارتند از حیدر عبادی نخست وزیر عراق وهم قطارانش در «حزب الدعوه» ،رئیس پارلمان عراق آقای سلیم جبوری ، نوری مالکی نخست وزیر سابق وجناح متحد وی در پارلمان، تحت عنوان «دولت قانون» ، آقای عمار حکیم ، رئیس مجلس اعلای اسلامی ، آقای مقتدی صدر وتوده های گسترده ای که در سراسر عراق  از وی حمایت میکنند ، آیت الله سیستانی مرجع تقلید شیعیان عراق که از بنیانگزاران ودعوت کنندگان اصلی تشکیل «حشد شعبی» درعراق است ، آیت الله سیستانی از نفوذ بسیار محکمی درسراسر عراق بر خردار بوده ومتدینین وبسیاری مراکز سیاسی عراق در پشت سر وی قراردارند واز همه مهمتر قدرت روز افزونی که طی دوسال اخیر با فتوای آیت الله سیستانی تشکیل شده ونقش تعیین کننده ای در تحولات عمومی عراق دارد ، «حشد شعبی» میباشد که قدرت ومقاومتش در سراسر عراق تعیین کننده است ، حشد شعبی در عین حال از حیدر عبادی ، نخست وزیر عراق نیز حمایت میکند

غیر از نیروهای اصلی عراقی و بر شمرده شده فوق، قدرتها ، گروهها ودولتها ی فراوان دیگری نیزدر خارج از عراق ، منطقه وجهان ،همچون آمریکا، ایران، ترکیه ، سوریه وعربستان ، وجود دا رند و در این درگیریها سهیم  بوده ونقش دارند و میتوان عملکرد وسیاستهای آنها را درشکل زیر توصیف نمود:

آمریکا در راس این بازی بزرگ وخطرناک قرار دارد ودر عرصه سراسری کشور عراق از طریق هم پیمانان  علنی ومخفی سیاسی که بوسیله خود آمریکا  درسال 2003 به عراق امده ودر اشغال عراق با وی همکاری کرده اند عمل میکند ، امریکا وهم پیمانانش پس از اشغال عراق یک قانون اساسی فدرالیستی برای عراق تهیه نموده که میتوان آن را به عنوان یکی از خطر ناکترین ابزارهای وی برای ایجاد جنگ وتفرقه در عراق بر شمرد، این قانون اساسی ، بوسیله یک حقوق دان اسرائیلی شهروند آمریکا نوشته شده وآمریکائیها هر لحظه اراده کنند میتوانند بوسیله موادی از این قانون گروههای مذهبی ، قبیله ای وطایفه ای گوناگون را بر علیه دولت مرکزی عراق، تحریک کرده وبخشی از عراق را بر علیه دولت مرکزی بشورانند ، آمریکا واسرائیل با دستاویزقراردادن همین فدرالیسم در کردستان بسیار نفوذ داشته ودر حقیقت دولتی در سایه دارند واین صرف نظر از اینکه بارزانی دست آموز وسر سپرده اسرائیلیها میباشد. هدف اصلی نوح فیلدمان در این قانون اساسی این بوده است تا به آسانی بتوان عراق را تجزیه نمود واین خود در چهار چوب سیاست «خاور میانه بزرگ» آمریکا میباشد که به موجب ان در نظر دارد بر سراسر خاور میانه تسلط پیدا کرده وتجزیه کند. اکنون آمریکا با دستاویز قراردادن همین فدرالیسم پوشالی نیروهای فراوانی در سراسر عرا دارد که بویژه در جنگ موصل وبه نفع خود از آنها استفاده میکند وکردستان عراق پایگا اصلی آمریکا در پیشبرد این سیاستهای شوم است.

ایران: درمورد ایران باید گفت که این کشوربا کل سیاستهای آمریکا در منطقه مخالف بوده و آمریکا را متهم میکند که در صدد تقسیم عراق وسوریه بوده است. آمریکا این سیاست را با جدیت تمام پیگیری میکند ، زیرا تنها از طریق  وتجزیه این دو کشور ومنطقه است که منافع دراز مدت آمریکا حفظ میشود، واز همه مهمتراینکه پس از تجزیه دو کشور قدرتمند منطقه یعنی عراق وسوریه ، نخست اسرائیل این پایگاه غرب استعمار گر امنیت مییابد وسپس میتوان به اسانی ایران را بوسیله گروههای تروریستی مورد هجوم قرارداد ودر یک جنگ دراز مدت فرسایشی آن را از پای در آورد. از این نظر ایران نمیتواند نسبت به سیاستهای تسلط جویانه آمریکا در منطقه بیطرف بماند وضرورت دارد تا در فعل وانفعالات منطقه ای شرکت فعال داشته باشد، زیرا منافع منطقه ای ، وهمچنین امنیت ملی ایران دچار مخاطره بسیار جدی خواهد شد.

ترکیه،این کشور به بهانه ترس خود از اتحاد کردها ی عراق با کردهای ترکیه وسوریه واینکه آنان ممکن است دولت مستقل تشکیل دهند ووحدت واستقلال ترکیه را به خطر بیندازند و دوم اینکه ترکیه ضمن قراردادی بنام «گات» با اسرائیل، قرار بوده است تا دو خط لوله آب، هر کدام به قطر سه ونیم متر، به اسرائیل آب بفروشد وتعداد زیادی سد ، به همین منظور بر روی دورودخانه دجله وفرات بسته وچهل در صد از سهمیه اب دو کشور سوریه وعراق را متوقف کرده است ، ترکیه بدون سرنگونی دولت سوریه نمیتواند پروژه اقتصادی مذکور را به اجرا در آ ورد والبته منافع گاز ونفتی دیگری نیز وجود دارد ، ترکیه همچنین با الهام از تفکرات گذشته امپراتوری عثمانی  وآزمندیهای که در دوکشور عراق وسوریه دارد ، میکوشد از وضعیت موجود بهره برداری سیاسی ونظامی کرده وبخشهائی مهم واستراتژیک را از دو کشورسوریه وعراق یعنی منطقه  جرابلس وبعشیقه را به اشغال خود درآورده است ، واین در حالی است که در یک بازی متضاد ورسوا ، با داعش نیز همکاری نظامی ولجستیکی دارد.از این نظر ادعای دولت ترکیه مبنی بر این تفکر واهی را که موصل در گذشته متعلق به ترکیه بوده است ، باید از این منظر نگریست.

در مورد عربستان باید گفت که این کشوربا ایران و همه گروههای شیعه ویا همپیمانان آنها در عراق ، سوریه ،لبنان، بحرین ویمن را دشمن خود میداند واین با عث شده است تا با همه آنها درگیر شود،عربستان بدین منظور به دامن گروههای بنیاد گرا وسلفی متشبث شده وبا همکاری آمریکا وترکیه تروریستها ئی را که در ترکیه تربیت میشوند ، به عراق وسوریه برای تخریب این دو کشور میفرستد، قابل توجه است که اصل این دشمنی وجنگ با شیعیان، به هیچ عنوان مذهبی نیست بلکه منافع سیاسی ووابستگی شدید عربستان به آمریکا واسرائیل، این کشور را مجبور میکند تا چشم وگوش بسته دستورات آمریکا را بر علیه ایران به اجرا در آورد ، در زمان شاه وقبل ازپیروزی انقلاب ایران که آمریکا بر ایران تسلط داشت ، رهبران عربستان ویا سایر گروهها وکشورهای سنی وابسته به آمریکا همچون امارات ، پاکستان وغیره ، با شاه ودولت ایران هیچگونه مخالفتی نداشته بلکه آنان هرساله در مراسم گوناگون مذهبی وشاهنشاهی ایران شرکت میکردند ودستان «مبارک اعلیحضرت»را میبوسیدند.

در مورد سوریه باید گفت که این کشور، خودرا قربانی سیاستهای تجاوز کارانه آمریکا ، عربستان وترکیه میبیند که در نظر دارند با تخریب وتجزیه این کشور استقلال وی را پایمال کنند تا سیاستها وبرنامه های آمریکا واسرائیل در منطقه دچار مشکل نگردد ، وهم اکنون همگان شاهدیم که کشورهای مذکور با جمع اوری تروریست از سراسر جهان واموزش آنها در ترکیه وارسالشان به سوریه ، اهداف خودرا اجرا میکنند ، سوریه در این شرایط خودرا ملزم ومجبورمیبیند که برای حفظ استقلال وآزادی خود وتقویت نیروی نظامیش، با ایران ، روسیه ، مقاومت لبنان ، عراق وجنبش مقاومت فلسطین متحد شود ، در حقیقت سوریه در درجه اول با تکیه بر نیروهای داخلی خود ودر همکاری با کشورها ، سازمانها وگروههای مقاومت ، توانسته است در جنگ ظالمانه واستعماری شش ساله ایستادگی کند واستقلال خودرا حفظ کند ونظر به اهمیت استراتژیکی که سوریه از نظر منطقه ای ،جهانی و انتقال انرژی به اروپا وآسیا دارد ، کشورهای ایران، روسیه وچین  به خاطر منافع استراتژیک خود، در کنار سوریه ایستا ده اند و واز استقلال این کشور دفاع میکنند.

در میان همه نیروهائی که با آمریکا ، ترکیه ، عربستان واسرائیل مخالف بوده ودر جنگ سر سختانه ای که میتوان آن را جنگ اراده ها نامید  متحد متحد شده اند، ومیدان عمل آنها عراق وسوریه میباشد ، «حشد شعبی » عراق از همه قوی تر بوده ودر جبهه های متعددی از جمله جنگ موصل شرکت دارد، این نیروی تعیین کننده ، بویژه در غرب موصل پیروزیهای زیادی به دست آورده وجاده ارتباطی میان موصل ،رقه وتلعفر را در کنترل خود گرفته است ، درحقیقت باید گفت که اگر حشد شعبی عراق نبود ، ارتش ونیروهای امنیتی عراق توانائی آن را نداشتند که از چند جانب در جنگ موصل شرکت کرده وآن را محاصره کنند ، تسلط حشد شعبی از این نظر مهم است که نیروهای پیشمرگه بارزانی که وابسته به آمریکا هستند ، نتوانند در این منطقه استراتزیک دست بالا را داشته باشند.

دراین جنگ بسیاری ازنیروهای داخلی عراق که وابسته به آمریکا وترکیه هستند ،از قدرت واوجگیری توانائیهای حشد شعبی در وحشت بسر میبرند وبرای آن محاسباتی در نظر میگیرند مبنی بر اینکه پس از ازادی موصل و طرد داعش ونوکرهایش موقعیت آنها چگونه خواهد بود وچه نقشی به آنها واگزار خواهد شد، ترکیه وآمریکا نیزهردو شدیدا با حشد شعبی مخالف بوده واز ماهها پیش درخواست میکردند که آنها نباید در جنگ آزادسازی موصل شرکت داشته باشند، آنها شدیدا حیدر عبادی نخست وزیر عراق را زیر فشار قراردادند تا اجازه ندهد حشد شعبی وارد جنگ موصل شود ، اما قدرت ، تسلط واعتبارات اخلاقی واجتماعی حشد شعبی آنچنان بود که کسی را یارای مخالفت با آنان را نداشت ، همین چند روز پیش ابو مهدی مهندس از مسئولان عالیرتبه حشد شعبی،که در مصاحبه ای که با روزنامه اخبار چاپ لبنان شرکت داشت ، چنین گفت:  «وظیفه اصلی حشد شعبی این است که تروریسم را در عراق وسراسر منطقه از جمله سوریه، نابود کند ، ما میکوشیم از دولت عراق وحرکت سیاسی ودموکراتیک در آن شدیدا حمایت کنیم …ما در سوریه نیز حضور خواهیم داشت ویا در هر مکانی دیگر که تحرکاتی بر علیه امنیت عراق ومنطقه وجود داشته باشد»

مسلما این کلام رهبر حشد شعبی ، آقای ابو مهدی مهندس خوشایند آمریکا وترکیه نبود زیرا این اظهارات در برابر سیاست آمریکا مبنی بر اشغال شهر رقه بود که  میشود با اشغال آن مرز عراق با سوریه را بست، اما حشد شعبی وعده داد که ما در برابر تروریسم در هیچ کجای منطقه سکوت نخواهیم کرد و ی به زبانی دیگر گفت،آمریکائیها فکر نکنند که ما آنها را در رقه آسوده خواهیم گذاشت، هم اکنون بخشی از نیروهای حشد شعبی در شهر حلب در کنار ارتش سوریه مشغول جنگ است، آمریکائیها میدانند که کل برنامه های آنان در منطقه مورد تهدید است وبهمین جهت مجددا به حیدر عبادی هشدار داده که  از عملکردهای «افراطی» حشد شعبی برحذر باشد ، اما عبادی که در برابر حشد شعبی مسلوب الاراده بوده ونه توانائی آنرا دارد ونه میخواهد که حشد شعبی منزوی شود، اینبار به حشد شعبی صفت رسمی وشرکت در نیروهای دولتی داده که در چهار چوب قانون اساسی عراق عمل میکنند وحقوق ماهانه دولتی دریافت مید ارند ، در نتیجه از شرکتشان در جنگ آزادی موصل  گریزی نیست، از ان سو عبادی که در کل دولت موقعیت مستحکمی ندارد میکوشد با نزدیکی هر چه بیشتر به حشد شعبی ودادن امتیاز به آنها ، موقعیت خودرا محکم نماید وبیشتر در پست نخست وزیری باقی بماند.

وحشت آمریکا وترکیه از شرکت همه جانبه حشد شعبی در جنگ موصل ویا سایر مناطق ومیدانهای جنگی از این نظراست که آنها میتوانند در منطقه مرزی غرب عراق وشرق سوریه  با مقاومت لبنان متحد شده وراه را بر همه برنامه های آمریکا وترکیه ببندند وکنترل میدانهای جنگی این منطقه را در دستهای خود بگیرند، آمریکائیها خاطرات تلخ دوران اشغال عراق را درسالهای دو هزار وسه تا دوهزار وهشت در عراق، فراموش نکرده که چگونه مجبور شدند پس از زیانها عظیم انسانی ومالی ، شبانه ازمرز عراق بسوی کویت ودر تاریکی، بگریزند، در آنروزها ، نیروی اصلی جنگهای چریکی که با آمریکائیها میجنگیدند ، همین حشد شعبیها ی سراسرعراق ، البته با نام مقتدی صدر وغیره، بودند که مخفیانه عمل میکردند وامروز نیز آمادگی بیشتری دارند تا با آمریکائیها در سراسر منطقه درگیر شوند.، حشد شعبی نیروئی است که ازمیان محرومان وستمدیدگان عراق سر بر آورده واتحاد آنها با مقاومت لبنان وجنبش فلسطین میتواند منطقه را از شر استعمارگران آمریکائی برهاند.

نباید شک داشت که این تهاجم نوین استعماری غرب برعلیه استقلال وازادی ملتهای محروم منطقه که در جهت غارت منابع طبیعی و استفاده از نیرو واستعدادهای ارزان ملتهای منطقه انجام گرفته است، با مقاومت سر سختانه  آنها با شکست روبرو خواهد شد، شش سال جنگ وحشیانه وبربر منشانه نئو لیبرالیسم غرب سرمایه داری در سوریه در مقابله با سنگ خارای مقاومت مردم منطقه ، با شکست روبروشده است وازاین پس هم سرنوشتی به از این نخواهد داشت وچنین باد. پایان مقاله.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: