اخبار ایران و جهان

درباره سوء استفاده فرقه ای از آثار مارکسیستی

marx_ta_mao

آثار کلاسیک مارکسیستی گنجینه ای هستند که فعالان گذشته جنبش کارگری برای ما باقی گذاشته اند. این آثار که محصول کار علمی پرمشقت و تجربه ای هستند که به بهایی سنگین و در طی دهها سال انباشته شده، چنانچه از طرف فعالان کنونی جنبش کارگری مطالعه و به نحوی مناسب بکار برده شوند، می توانند جلوی انحرافات جنبش را گرفته و آن را به مسیری صحیح هدایت کنند. بدیهی است که استفاده صحیح از این آثار به معنی بت سازی از آنها و نگرش جزم اندیشانه به مارکسیسم نیست. کسی که طوطی وار حرفهای مارکس، انگلس، لنین و سایر رهبران جنبش کارگری و تکامل دهندگان سوسیالیسم علمی را تکرار کند مارکسیست نیست بلکه فقط یک جزم اندیش است که تفاوت بنیادی با یک جزم اندیش مذهبی ندارد. علم نمی تواند به تکرار حرف یک عالم (هر چقدر هم که در زمان خود صحیح و پیشرو بوده باشد) محدود بماند. علم دائما تکامل می یابد. این امر در مورد علوم مربوط به جامعه انسانی از اهمیت بیشتری برخوردار است زیرا جامعه انسانی نیز دائما در حال تغییر است.

قسمتی از آثار مارکسیستی به اساس جامعه سرمایه داری می پردازند. این آثار تا زمانی که جامعه سرمایه داری پابرجاست کهنه نخواهند شد و گذشت زمان تغییری در صحت آنها نمی دهد. قسمت دیگری از این آثار به مسائل مشخصی که جنبش کارگری و جنبشهای آزادیبخش در زمان حیات نویسندگان با آنها درگیر بودند می پردازند. اهمیت دسته اخیر برای خوانندگان امروزی این است که طرز برخورد بنیان گذاران سوسیالیسم علمی با مسائل مشخص را نشان می دهند. هیچ کس بجز یک جزم اندیش یا فرصت طلب سعی نخواهد کرد آنچه که مثلا درباره یک اعتراض کارگری یا سیاست مستعمراتی کشورهای اروپایی در قرن نوزدهم یا اوایل قرن بیستم نوشته شده را برای پاسخ گویی به مسائل کنونی کپی برداری کند. حتی خود مارکس و انگلس نیز معترف بودند که قسمتهایی از مانیفست کمونیست که درباره مسائل مشخص زمان نوشته شدن مانیفست بودند، به مرور زمان قدیمی شده و اهمیت خود را از دست داده بودند، با این حال به این دلیل که مانیفست سندی تاریخی بود، آن را تغییر ندادند.

در دنیای کنونی آثار مارکسیستی نیز از کالا شدن در امان نمانده اند. خیلی از کسانی که با نشر کتاب کسب سود می کنند می دانند که این آثار پرخواننده هستند و با چاپ آنها با کیفیتی پایین و قیمتی گزاف سود هنگفتی به جیب می زنند. مثلا منتخب آثار لنین که پورهرمزان ترجمه اش کرده بود را به تایپیستها می دهند تا آن را تایپ کنند، نه تنها یک ریال بابت ترجمه آن و رفع اشتباهاتی که ممکن است در ترجمه قدیمی موجود باشد نمی پردازند بلکه حتی حاضر نیستند متنی که با عجله تایپ شده را مرور و غلط گیری کنند! در نتیجه نه تنها کیفیت ترجمه منتخب آثار لنین در چاپ جدید بهبود نمی یابد بلکه اشتباهات تایپی جدیدی به آن اضافه می شوند! در نهایت هم کتابی که ناشران هیچ نقشی در نوشته شدن یا ترجمه آن نداشته اند با قیمتی بسیار گران در کتاب فروشی ها قرار می گیرد. برای راضی کردن حاکمان نیز در ابتدای آن نوشته می شود انتشار این اثر به معنی تأیید مطالب آن نیست زیرا فروپاشی شوروی بیانگر همه چیز است!

متأسفانه این برخورد فرصت طلبانه و سود جویانه به آثار مارکسیستی محدود به ناشران سودجو نیست. خیلی از کسانی که ادعای مارکسیست بودن دارند این آثار را فقط با این دیدگاه بررسی می کنند که نشر و ترویج شان چه نفعی می تواند برایشان داشته باشد، یا در مورد آثاری که صراحتا دیدگاههای فرصت طلبانه شان را رد می کنند، همانطوری عمل می کنند که یک سانسورچی نوکر دیکتاتوری سرمایه داری رفتار می کند.

بخش فارسی سایت MIA (آرشیو اینترنتی مارکسیستها) بهترین نمونه از برخورد اخیر است. سایت MIA یک آرشیو عمومی محتوی آثار مارکسیستی به تمام زبانهای رایج دنیا است. این سایت ادعا دارد که از نظر سیاسی مستقل است. در منشور آن نوشته شده MIA همواره از لحاظ سیاسی مستقل خواهند ماند». من بارها از بخش انگلیسی این سایت برای مطالعه آثار مارکسیستی استفاده کرده ام و تا جایی که می دانم بخش انگلیسی آن که بازدیدکنندگان زیادی دارد، واقعا این نکته از منشور سایت را رعایت کرده. اما بخش فارسی این سایت با نقض آشکار منشور MIA به نحوی فاحش به ملک خصوصی یک گروه فرقه گرای میکروسکپی تروتسکیست ایرانی تبدیل شده. این گروه فرصت طلب بخش فارسی سایت را به بخشی از فرقه خود تبدیل کرده و پیشگفتارهای رهبر خودش را به آثار مارکسیستی می چسباند! چرا آنها مجاز به این کارند؟ زیرا از نظر مسئولان سایت MIA روابط فرقه ای نه تنها بر ضوابط کاری سایت بلکه بر منافع جنبش کارگری نیز اولویت دارند.

من از آنجا که گمان می کردم مسئولان MIA از رفتار فرقه گرایانه ویراستاران بخش فارسی بی خبر هستند، برای آنها نامه نوشتم و با سند و مدرک ثابت کردم که چگونه منشور خودشان لگدمال شده است. من 2 نامه برای آنها فرستادم و آنها 2 پاسخ به من دادند. برای روشن شدن مطلب نامه ها را نقل می کنم. لازم به ذکر است که اصل نامه ها به زبان انگلیسی بودند و من در اینجا ترجمه فارسی شان را می آورم.

نامه اول به سایت MIA :

مدیر محترم

باید شما را از سوء استفاده ای که در بخش فارسی آرشیوتان انجام می شود مطلع نمایم. کسانی که آن بخش را ویرایش می کنند نوشته های رهبر خودشان را به عنوان مقدمه برای مهم ترین آثار مارکسیستی نظیر «مانیفست»، «دولت و انقلاب»، «چه باید کرد؟» و بسیاری آثار دیگر گذاشته اند. من سالها از بخش انگلیسی شما استفاده کرده ام ولی هیچگاه چنین چیزهایی در آن بخش ندیده ام. اگر شما قوانین مشخصی برای آرشیوتان دارید، آنها باید در همه قسمتها اعمال شوند. اگر هیچکس نمی تواند چیزی که باور دارد صحیح است را به عنوان مقدمه برای کتابها و مقالات در بخش انگلیسی بگذارد، پس چرا ویراستاران بخش فارسی مجاز به این کارند؟

به دلیل رویکرد فرقه گرایانه آنها بسیاری فارسی زبانان (از ایران، افغانستان، تاجیکستان و دیگر کشورها) نمی توانند به بخش فارسی شما اعتماد کنند. خوانندگان جای دیگری به دنبال این آثار می گردند و مترجمان ترجمه هایشان را جای دیگری منتشر می کنند. تعداد زیادی ترجمه های خوب فارسی از کتابها و مقالات مهم انجام شده اند که مترجمان آنها خوشحال خواهند شد در یک آرشیو اینترنتی مناسب (و نه فرقه گرا) منتشرشان کنند. اگر بخش فارسی شما قوانین بخش انگلیسی را بپذیرد، سایر افرادی که علاقمند به این آثارند، هر دلیل ممکن را برای همکاری با بخش فارسی MIA خواهند داشت. این به معنی یک پیشرفت سریع و عظیم در کمیت و کیفیت ترجمه هایی که در بخش فارسی تان منتشر می شوند خواهد بود.

خواهش می کنم تبلیغات فرقه ای که روی بخش فارسی تان است را حذف کنید و نظارتی دقیق بر آن بخش داشته باشید.

با احترام

جواد راستی پور

در زیر پاسخ یکی از مدیران سایت با نام اندی بلوندن Andy Blunden به نامه ام را می آورم.

جواد عزیز

از خبری که درباره بخش فارسی زبان ما دادید متشکرم. ما محتویات بخش فارسی را بازبینی کرده ایم، این کار را با آثاری که شما در پیامتان به آنها اشاره کردید آغاز کردیم. به نظرمان می رسد که اعتراض شما به مقدمه هایی بود که برای دهها اثر مارکسیستی کلاسیک توسط مازیار رازی نوشته شده. این آثار کپی متن کامل چاپ فارسی منتشر شده توسط رازی در زمانی هستند که او عضو IWT بود. این آثار بدون تغییر از سال 2004 روی سایت ما بوده اند، یعنی به مدت 12 سال. رفقایی که آنها را روی سایت گذاشتند مدتها پیش به دنبال کارهای دیگری رفتند و ما گروه جدیدی از داوطلبان داریم که ارتباطی با داوطلبان گذشته ندارند.

بنابراین، به نظر می رسد که در حال حاضر مشکلی وجود ندارد، و با مرور کل بخش فارسی می بینیم که بخشی غنی با گستره ای وسیع از مطالب است و باور نداریم که آثار به نفع دیدگاههای IWT یا گروه دیگری تحریف شده باشند. پس دلیلی برای دست زدن به محتویات آن بخش به شکلی که اکنون هست یا مداخله در کار گروه فعلی داوطلبان نمی بینیم.

امیدوارم که این پاسخ را رضایت بخش یافته باشید.

اندی بلوندن

از طرف کمیته مدیران آرشیو اینترنتی مارکسیستها

10 نوامبر 2016

*****

البته من گروهی با نام IWT نمی شناسم. احتمالا منظور ایشان IMT (به اصطلاح «گرایش بین المللی مارکسیستی») بوده که اتحادی از فرقه های میکروسکپی تروتسکیست در چند کشور است.

من که هنوز باورم نشده بود آنها عامدانه با فرقه گرایان همکاری می کنند بار دیگر برایشان نامه نوشتم و سعی کردم آنها را روشن کنم.

نامه دوم به سایت MIA :

آقای بلوندن عزیز و مدیران MIA

از پاسخ تان متشکرم.

مایلم که توجه تان را به حقایق زیر جلب کنم:

1- سوء استفاده فرقه گرایانه در بخش فارسی MIA امری مربوط به گذشته نیست. برای مثال «دولت و انقلاب» در اکتبر 2016 (مهر 1395 به تقویم ایران) در بخش فارسی منتشر شد. این یک ماه پیش است، نه دوازده سال پیش. این اثر مقدمه ای نوشته شده توسط رازی دارد که به وضوح می گوید در اکتبر 2016 نوشته شده. اینها پیوندهای کتاب (در فرمت های Doc و PDF) هستند:

https://www.marxists.org/farsi/archive/lenin/works/1917/dolat-enghelab.doc
https://www.marxists.org/farsi/archive/lenin/works/1917/dolat-enghelab.pdf

اگر فرد بی طرفی را نمی شناسید که برایتان ترجمه اش کند، می توانید از یک نرم افزار ترجمه کننده استفاده کنید تا آن قسمت کوچک را قابل فهم کند.

این ثابت می کند که علیرغم آنچه شما گفتید، داوطلبان کنونی ارتباطاتی با داوطلبان قبلی دارند؛ آنها خط مشی فرقه گرایانه شان را ادامه می دهند.

2- هر دوی ویراستاران کنونی و گذشته بخش فارسی منشور شما را که می گوید «MIA همواره از لحاظ سیاسی مستقل خواهند ماند» نقض کرده اند. بخش فارسی به قسمتی از یک گروه فرقه گرا که احترامی برای منشور MIA قائل نیست تبدیل شده است. به علاوه، آن منشور در سال 2004 موجود بوده، که بدین معناست که از همان ابتدا نقض شده. اگر ویراستاران کنونی تبلیغات فرقه گرایانه را به همین صورت که هست حفظ کنند (حتی اگر از این واقعیت صرف نظر کنیم که به آن می افزایند)، بدین معنا خواهد بود که به نقض منشور ادامه می دهند. چه فرقی دارد که تاریخ این نقض کی باشد؟ خوانندگان در هر صورت تبلیغات فرقه ای را خواهند دید و این امر بخش فارسی را به یک ارگان فرقه ای تنزل می دهد.

3- اگر برای دراز مدت برنامه ریزی می کنید، برای امروز بهتر است که آثار کمتر اما بهتری روی MIA داشته باشید، آثاری که منشورتان را نقض نمی کنند. ممکن است امروز آثار کمی باشند، اما اگر داوطلبان برای منشور، که به دلایل بسیار خوبی نوشته شده، احترام قائل باشند، فردا داوطلبان بیشتری جذب MIA می شوند. ولی اگر امروز آثار خیلی بیشتری را که حاوی تبلیغات فرقه گرایانه هستند به آن بیافزایید، هیچکس بجز پیروان اندک فرقه ای خاص مایل به استفاده از MIA نخواهد بود یا داوطلب کار برای آن نمی شود.

اگر نگران این هستید که با پایان دادن به کار با فرقه گرایان مجبور خواهید شد برخی آثار مهم را از روی آرشیو کنونی حذف کنید، خواهشمندم متوجه باشید که بسیاری ترجمه های فارسی دیگر موجودند که مترجمان آنها به دلیل رویکرد فرقه گرایانه بخش فارسی MIA آنها را روی این سایت منتشر نمی کنند. برای مثال منتخب آثار لنین دهها سال پیش به فارسی ترجمه شده است. ترجمه قدیمی خوب است و نیازی به ترجمه جدید «دولت و انقلاب» توسط گروه رازی نبود. ولی آنها بدین منظور که مقدمه خودشان را به آن اضافه کنند وقت شان را با این کار تلف کردند! این ثابت می کند که آنها نه تنها منشور شما را نقض می کنند، بلکه همچنین منافع فرقه ای خودشان را بر فراز منافع جنبش کارگری قرار می دهند.

بار دیگر از شما می خواهم که به همکاری با فرقه گرایان پایان دهید و قوانین منشورتان را در همه بخشها اجرا کنید.

با احترام

جواد راستی پور

ولی پاسخ آنها مأیوس کننده، شرم آور و حتی خنده دار بود. این هم پاسخ شان:

بله جواد، من متوجه آن یکی نشده بودم. در حقیقت حدود 2 هفته پیش بارگزاری شده است.

ولی ما بر سر موضع مان هستیم. بخشهای زبانهای متفاوت ما استقلال زیادی دارند، و ما با شعار «بهتر است کمتر اما بهتر باشد» موافق نیستیم. ما عمدتا می خواهیم طیفی وسیع از آثار را ببینیم. اگر آثار کلاسیکی وجود دارند که شما فکر می کنید به نحوی سیستماتیک حذف می شوند، این چیزی است که ما بدان توجه بیشتری خواهیم کرد.

اندی

*****

آنطور که پیداست آنها ابتدا از پذیرش حقیقت طفره رفتند، سعی کردند آن را امری کوچک و مربوط به گذشته جلوه دهند و مدعی شدند که دیگر تکرار نخواهد شد. وقتی هم که ثابت کردم اینطور نیست و دستکاری آثار در بخش فارسی MIA امری رایج است که بدون وقفه از زمان شروع به کار این بخش ادامه داشته، خیلی راحت چشم شان را بر این امر بستند. معلوم هم نیست که استقلال بخش زبانهای متفاوت سایت چطور می تواند زیر پا گذاشتن منشوری که تمام بخشهای سایت ظاهرا قرار است بر اساس آن کار کنند را توجیه کند.

واقعا هم توجیه کردن کار ساده ایست. وقتی نه تعهدی نسبت به طبقه کارگر موجود باشد و نه حتی تعهدی در حد آنچه که یک آکادمیسین بورژوا می تواند نسبت به آثار کلاسیک داشته باشد، چه چیز قرار است مانع سوء استفاده فرقه ای از یک آرشیو عمومی شود؟

باید این نکته را بخاطر داشت که سایت MIA عمدتا با کمکهای مالی که از سراسر جهان به آن می رسند اداره می شود. کسانی که این کمکهای مالی را می فرستند با این نیت به MIA کمک می کنند که آرشیوی عمومی باشد و نه یک ارگان فرقه ای. پس کسانی که منشور سایت را نقض و قسمتی از سایت را به ارگان فرقه ای تبدیل کرده اند دارند کمک کنندگان را فریب می دهند و به آنها خیانت می کند. حالا فرض کنید همین افراد فردا بر قسمتی از یک تشکل کارگری، دانشجویی، زنان یا معلمان دست پیدا کنند یا حتی حکومت را در دست گیرند. آیا می توان به کسانی که امروز از امکانات محدودی که در اختیارشان است سوء استفاده می کنند، بجای خدمت به جمعی که به آنان اعتماد نموده و امکانات را به شرط رعایت قواعد مشخصی در اختیارشان گذاشته خیانت می کنند، اعتماد کرد که آن زمان بهتر عمل کنند؟

آیا احتیاجی به اثبات این نکته هست که کسانی که با خیانت در امانت، یک آرشیو عمومی را تبدیل به ارگان فرقه ای می کنند و رهبرشان را (که نه از لحاظ تئوریک دستاوردی داشته و نه کارنامه عملی قابل دفاعی دارد) تا سطح لنین بالا می برند، عامدانه آثاری که دیدگاههای فرقه ای شان را رد می کنند، آثاری نظیر «نقض وحدت در پرده فریادهای وحدت طلبی»، «سرخ شدن صورت یهودا تروتسکی از شرم»، «دربارۀ دیپلماسی تروتسکی و یک پلاتفرم حزبی مشخص» و غیره را منتشر نمی کنند؟ و این حذف سیستماتیک نیست؟

با جمع بندی از مطالب فوق واضح می شود که مدیران سایت MIA از رفتار فرقه گرایانه ویراستاران بخش فارسی آگاه هستند. اما به آنها اجازه ادامه کار می دهند و حتی حاضر نیستند یک تذکر خشک و خالی به آنها بدهند تا شاید تبلیغات فرقه ای شان را در شکلی کمتر وقیحانه به پیش برند. اما این خیال باطلی است اگر فرقه گرایان بپندارند که با این روشها کسی را به سوی خود جلب خواهند کرد. رفتار آنها نتیجه عکس خواهد داد. هر کس این آثار را باز کند با مشاهده مطالب فلان فرقه گرا که به یک اثر کلاسیک چسبانده شده و روی سایتی که ظاهرا قرار است از نظر سیاسی مستقل از هر گروهی باشد قرار گرفته، متوجه ریاکاری این افراد خواهد شد و خواهد دانست که این افراد قدرت را برای سوء استفاده کردن از آن به نفع خودشان می خواهند، نه خدمت به مردم.

جواد راستی پور

21 آبان 1395

19 Comments on درباره سوء استفاده فرقه ای از آثار مارکسیستی

  1. آقای مجید؛ من قصد شما در کامنت اول را از همان اول متوجه شده بودم، اما چون سالهاست با این روش های میانه و سانتریستی آشنا هستم؛ و خیلی هم برایم چندش آور است؛ لذا از شما خواستم چنانچه علاقه به دخالت گری دارید، و چنانچه موضع مستقلی هم دارید، بفرمایید آیا کسی می تواند به صرف، یا به بهانه سیاسی بودن، یک گرایش سیاسی را ( صرفنظر از اصولی با غیر اصولی بودن آن) تخریب کرده و خواهان متوقف شدن فعالیتش شود و در این جهت اقدام هم بکند، اما بنی بشری هم نفهمد او کیست و گرایشش چیست و کدام جریان شناخته شده ای او را تائید می کند. حالا این وسط شما بنا به علاقه وافرتان به پیگیری خط و خطوط وفعالیت سیاسی گرایش مارکسیست های انقلابی، بدون کمترین گوشزد به روش در تاریکی نشستن و سنگ پرتاپ کردن جواد راستی پور، به یاد برخوردهای ما افتاده ای که خواهان مشخص شدن هویت پرتاپ کننده سنگ شده ایم! و جالب اینکه این عمل را مانع «نفس کشیدن» در فضای سیاسی هم می دانید! و این در حالی است که اعتراض ما به این روش برخورد در واقع برای حفظ سلامت محیط سیاسی است. همین الان بین من و شما یکی از ما دارای هویت علنی است و دیگری «مخفی» است(1)؛ و هر دو وارد بحث و نقد یکدیگر می شوند! این در فضای متعارف سیاسی بیشتر به جوک شبیه است تا نقد. در عرصه نقد باید ملزومات آن به طور کامل فراهم باشد؛ به این معنی که معلوم باشد طرفین بحث چه کسانی و از چه گرایشی هستند، اگر برای یکی از دو طرف این موضوع مقدور نباشد، یعنی اگر هویتش علنی شود، و به دلیل حجم انبوه فعالیت های سیاسی اش در خطر دستگیری قرا گیرد، خوب عقل سلیم حکم می کند آن فرد نقد خود را به کسی دیگر که بتواند دست کم گرایش خود را مشخص کند سپرده و خود به ادامه آن فعالیت انبوه و شبانه روزی اش بپردازد. در اینصورت نه موقعیت او به خطر افتاده و نه پرنسیپ و ملزومات نقد زیر سوال رفته است. اما اگر کسی به بهانه چیزی به نام «مخفی کاری» وارد تخریب یک گرایش شناخته شده و شناسنامه دار شود و نخواهد هیچ مشخصه ای از هویت خود را معرفی کند، ما از کجا باید بدانیم که او یک پلیس سیاسی نیست!؟ بی تردید شما برای این سوال روشن جوابی ندارید، برای همین ناچارمی شوید مضامینی از سایراختلافات خود با گرایش مارکسیست های انقلابی را لیست کنید تا به زعم خود بار و وزن حرف هایتان بیشتر شود! اینها می تواند جزو «نقد های» آدم های ناشناس و نشسته در تاریکی باشد، اما مگر کسی تازه چند ساعت پیش به دنیای سیاست وارد شده باشد که در اثر این نقدها، به جای تمایل به طرف مورد نقد، برود «جوادیست» یا «مجیدیست» شود. به عبارت روشن تر اگر شخص من در اثر نقدهای ژرف و پر وزن و عمق شما و یا جواد راستی پور متوجه شدم گرایش مارکسیست های انقلابی دارای اشکالات اصولی است و باید همکاری با آن را ترک کنم؛ از این پس هویت سیاسی من چه خواهد شد؟ «هویت مخفی»!!؟ یا پیرو و هوادار جواد و مجید می شوم!؟ به سادگی می بینیم شما به دنبال فضای سیاسی برای نفس کشیدن هستی بدون اینکه با الفبای ورود به این فضا از قبل آشنا شده باشی! به هررو آقای مجید، اگر فکر می کنی نقدی به گرایش مارکسیست های انقلابی داری و مایلی آن را ارائه کنی، در همینجا از شما دعوت به یک مناظره شفاهی می کنم؛ و اگر شما فرد فعال سیاسی مخفی هستی و نباید علنی شوی، توصیه می کنم از یکی از کسانی که در گرایش سیاسی مشترکی با شماست و همان نقد ها را هم به گرایش ما دارد بخواهید به جای شما وارد این مناظره بر سر همان موضوعاتی شود که در کامنت خود و بسیار بی ربط به بحث موجود لیست کردید. چناچه به هر دلیلی که برای خودتان هم می تواند محترم باشد، از پذیرش این پیشنهاد امتناء کنید، لطفا آن نقدهایتان را هم بگذارید برای شرایط مخفی و درگوشی بین گروه مخفی مطرح کنید. **************************
    (1) این تعریف از مخفی کاری کمترین بار و جنبه سیاسی ندارد، یک دزد و قاتل و یک باند قاچاق هم مخفی است و نه علنی، بنابراین مخفی بودن به خودی خود فضیلتی محسوب نمیشود. شما باید کارنامه مبارزه انقلابی مخفیانه خود را ارائه کنید تا بتوان به آن مخفی کاری جنبه سیاسی داد. سازمان چریک های فدایی در زمان شاه هم مخفی بود، اما کارنامه عملی داشت که می توانست هم به این گرایش هویت ببخشد و هم آدرسی باشد برای طرفداری از آن. مخفی کاری جوادیسیتی در واقع به معنی وحشت داشتن از رویارویی علنی است و نه به معنی فعالیت مخفی! به خصوص کسی که مدعی است قبلا در زندان بوده و با طالبان همکاری می کرده دیگر چه چیزی را از چه کسانی مخفی میکند!! این سندی است از گفته های جواد در پیج کمیته اقدام کارگری.
    «خود من در زندان با طرفداران طالبان رابطه دوستانه داشتم و در اولین فرصت نیز از طریق اطلاع رسانی نسبت به وضع آنها، با طالبان همکاری کردم. تعدادی دیگر از کمونیستها و فعالان کارگری را نیز می شناسم که حتی پیگیرتر از من به طرفداران طالبان کمک کردند. حالا آیا می توان از این رفتارمان نتیجه گرفت که ما به طالبان نزدیک تر هستیم و طالبان را «از پایه های اصلی حزب آینده» می دانیم؟!»

    دوست داشتن

  2. آقای علی رضا بیانی
    قصد من از کامنت نخست ام اعتراض به یک موضوع مشخص بود و به هیچ وجه قصد درگیر شدن در جدل های فرسایشی بی پایان را نداشتم. موضوع مورد اعتراض من چیزی نبود که برای نخستین بار و توسط شما مطرح شده باشد. در واقع من خود به کررات، در برخوردهای نظری ام، با اشخاصی رو به رو بوده ام که نا توانی استدلال شان را با چنگ انداختن به حبل المتین «مجهول بودن هویت من» سعی کرده اند من را در تنگنا قرار دهند و به این طریق برای کالای نا مرغوب شان مشتری دست و پا کنند. البته این مهم نبود، اگر این شیوه تا جائی پیش نمی رفت که هم چون معیاری برای صحت علنی گرائی به کار گرفته شود.
    آقای جهانگیر سخنور در کامنت خودش، کامنتی که مورد اعتراض من واقع شد، در مورد جواد، این حبل المتین را تا حد تخلیه ی اطلاعاتی بازجویان ارتقاء داده بود. اعتراض من به او صرفا به منظور جلوگیری از نُرم شدن این شیوه ی نادرست بود، اعتراضی بود به آلوده شدن بیش از پیش محیط سیاسی ای که من هم در آن مجبور به تنفس هستم، و نه بر خلاف تصور شما «اعتراض به نوع واکنش شما به جواد». این اشتباه، که گویا من به طور جانب دار وارد بحث شده ام، به سراسر کامنت شما سایه افکنده است. برای مثال، شما کامنت تان را با سوالی آغاز کرده اید که بنا به آن برای این که من از جانب دار بودن تبری بجویم چاره ای ندارم مگر این که به نادرستی شیوه ی برخورد جواد اذعان کنم و این در حالی ست که شیوه ی برخورد جواد هنوز مورد مناقشه است نه امری بدیهی. شما نوشته اید: «آقای مجید، آیا شما بدون این که مدافع نظرات ما باشید به شیوه ی برخورد جواد راستی پور هم اعتراضی دارید؟» این سوال طوری فرموله شده است که من برای این که جانب دار نباشم باید معترض شیوه ی برخورد جواد راستی پور باشم که در این صورت چه بخواهم و چه نخواهم مدافع نظرات شما تلقی خواهم شد. به هر حال برای این که به قول شما موضعی سانتریستی نداشته باشم ـ که این نیز از همان تصور شما مبنی بر جانب دار بودن مایه می گیرد ـ باید بگویم که من نه مدافع شیوه ی برخورد جواد هستم که به باور من برخوردی سکناریستی و در تداوم همان دعواهای قبیله ای تروتسکیستی ـ استالینیستی است، و نه مدافع شما که در تجربه ی همین حیات کوتاه تان ثابت کرده اید که دست رد به سینه ی هیچ نورافکنی برای نشستن در زیر آن و مطرح کردن خود نمی زنید، از تلاش برای انتساب شاهرخ زمانی به خود گرفته تا داستان اعلان موجودیت حزب، تا همین مقدمه نویسی بر آثار کلاسیک مارکسیستی. این هم موضع مستقل من که البته ترجیح می دادم در شرایطی مطرح کنم که امکان بحث، به معنی واقعی کلمه، و نه جدل های فرسایشی بی حاصل، فراهم باشد.

    دوست داشتن

  3. جهانگیر سخنور // نوامبر 15, 2016 در 10:33 ب.ظ. //

    آقای جواد راستی پور چند نکته در جمع بندی می خواستم اشاره کنم.
    ۱- هر فردی که هر اثر کلاسیک را یا ترجمه کند و یا اصلاح و یا به روز و بازتکثیر کند، حق دارد که مقدمه ای با نام خود بنویسد. این حق مسلم هر ناشری هست و ادمین های آرشیو مارکسیست ها در اینترنت MIA این حق را به رسمیت می شناسند. این امر شامل حال شما هم می شود. چنانچه شما مطلبی از لنین ترجمه کنید و مایل باشید مقدمه ی خودتان را به آن بنویسید، این حق مسلم شماست و هیچ احدی هیچ اعتراضی به شما نمی تواند داشته باشد. محققا ترجمه شما با هر مقدمه ای مناسبی که تشخیص داده اید، از سوی آدمین های بخش فارسی MIA انتشار خواهد یافت. هر فردی به هر علتی و با هر انگیزه ای (اختلاف سیاسی و نظری، جاسوسی برای وزارت اطلاعات و یا اختلال روانی و غیره) مستقیما یا غیر مستقیم (توسط دو بهم زنی و توطئه گری -زیر هر لوایی از جمله قوانین حقوق یک سایت)، بخواهد این حق دموکراتیک را از مقدمه نویس سلب کند یک عمل غیر اصولی و بوروکراتیک و حذف گرایانه انجام داده است (حتی اگر انگیزه درستی از طرح این موضوع داشته باشد).
    ۲- هر فردی که بهر علت اقدامی برای افشای یک گرایش مخالف خود می کند و وانمود می کند که آمار و ارقامی (مثلا از خوانندگان سایت) در دست دارد و یا ارتباطاتی با عده ای دیگر دارد (نویسندگان شاکی در ایران)،‌ موظف است ماهیت خود و اطلاعات خود را مستند ارائه دهد. اگر به هر بهانه این اقدامات صورت نگیرد سخنان متهم کننده فاقد ارزش هست (حتی اگر انگیزه آن فرد خرابکاری و دو بهم زنی نباشد). چنانچه فردی مانند شما که مایل به علنی کردن هویت خود نیستید (که حق مسلم شماست)،‌ می بایستی این اطلاعات را در اختیار یک فرد حقوقی و شناخته شده قرار می دادید که ایشان از طرف شما اسناد به دست آمده توسط شما را منتشر کند. اگر این کار هم صورت نگیرد، ما حق داریم که به انگیزه واقعی شما شک کنیم.
    ۳- اعتراضات شما به مقدمات رفیق مازیار رازی نمی تواند فقط به علت حقوقی سایت MIA باشد و یا احیانا اعتراضات برخی مترجمین در ایران و یا کم شدن مراجعان به سایت (که هیچ یک از این اتهامات درست نیستند و عکس آن درست است)، باشد. اعتراض شما فقط می تواند علت سیاسی داشته باشد. آنچه رفیق مازیار رازی در این مقدمات آثار کلاسیک لنین و مناظره تلویزیونی در پرگار در بی بی سی در دفاع از لنین انجام داد (که طبق ادعای بی بی سی توسط بیش از ۱۰ تا ۱۵ میلیون نفر تماشاچی در ایران دیده شده است و بیش از ۳۰ هزار نفر تا کنون آنرا را در یوتیوب دیده اند)، تاثیرات بسیاری در زنده کردن اعتقادات بنیادین لنین به ویژه حزب پیشتاز انقلابی داشته است. این اعتقادات بنیادین لنین برای اولین از زیر آوار تحریف های و دروغ های استالینیست ها (حزب توده و شوروی دوران استالین) بیرون آورده شده است. همچنین دروغ ها و تحریفات سوسیال دمکرات ها و لیبرال ایران نسبت به نقش لنین، توسط این مقدمات آثار کلاسیک و مناظره تلویزیونی بر ملا شد و از لنین در انظار میلیون ها جوان در ایران اعاده حیثیت شد. این اساس اقدامات اخیر شما علیه مازیار رازی هست. وگرنه چرا بیاد افشا گری مقدمات مازیار رازی به مطالب لنین چند سال پیش نیفتادید؟ این مقدمات طبق نوشته آقای اندی (که خودتان آنرا ترجمه کرده اید) بیش از یکدهه پیش صورت گرفته است (البته برخی از مقدمات اخیرا با اصلاحات کوچک به روز شده است، اما اساس مقدمات همان است که ۱۲ سال پیش نوشته شده است). هدف از این جارو جنجال راه اندازی های شما و شایعه پراکنی ها و ارائه اسناد و کزارشات کذب وغیرمستند و غیره فقط یک چیز هست: آنهم ضدیت شما به ایجاد حزب لنینی در ایران برای سرنگون کردن نظام مایه داری و ساختن اولین حزب لنینی در این راستا، در مقابل نظریات تحریف شده کهنه استالنیست ها (احیانا حزب توده ای سابق و راه کارگری های کنونی و اقمار آنها) که اکنون خود را برای سازشی دیگر با سرمایه داران مرتبط به امپریالیسم زیر پرچم حسن روحانی آماده می کنند.
    خوانندگان و مارکسیست ها جوان در ایران را دست کم نگیرید. فریبکاری شما تنها عده ای از افراد فسیل و انگل را در خارج از کشور راضی می کند.
    برای شما در راه «پر افتخارتان» آرزوی موفقیت می کنم و متاسفم که توطئه حساب شده شما برای حذف مارکسیست های انقلابی از سایت MIA با شکست روبرو شد. این مقاله بی سر و ته هم به شکست مواجه خواهد شد.

    دوست داشتن

    • 1- اگر کسی بخواهد در رسانه ای که ادعای مستقل بودن و عمومی بودن ندارد مقدمه یا مؤخره ای بر اثری که ترجمه کرده یا حتی نقشی در ترجمه اش نداشته اضافه کند، من اعتراضی به آن ندارم. اما سایت MIA چنین رسانه ای نیست. این سایت به کسانی که هزینه اش را با کمکهای داوطلبانه تأمین می کنند و از طرق دیگری نیز به آن یاری رسانده و برایش تبلیغ می کنند، قول داده که مستقل از جریانهای سیاسی باشد. پس کسی حق ندارد بگوید چون فلان اثر را من ترجمه کرده ام پس مقدمه رهبر خودم را به آن می چسبانم. به علاوه، آیا این اتفاقی است که در بخشهای معتبر و پرخواننده سایت (مثل بخش انگلیسی) کسی از «حق» مقدمه نوشتن استفاده نمی کند (با اینکه مترجمان و ویراستاران آن بخش بسیار با تجربه تر از کسانی هستند که «حق» مقدمه نوشتن را به خود می دهند) ولی در بخش فارسی این امری متداول است؟ آن مقدمه هایی که در بخش انگلیسی هستند به این دلیل باقی مانده اند که اثر مربوط به آنها توسط شخص حقیقی یا حقوقی دیگری (مثل انتشارات پروگرس) ترجمه شده و مدیران سایت به دلایل حقوقی (و شاید اخلاقی) نمی توانستند آنها را حذف کنند. اما مسئولان بخش فارسی مقدمه هایی را که رهبر خودشان بر آثاری می نویسد که اکنون (پس از اظهار وفاداری شان به منشور سایت) ترجمه می شوند، به این آثار اضافه می کنند.
      مدیران سایت نیز در نامه شان پذیرفتند که در MIA کسی حق اضافه کردن مطالب خودش به آثار کلاسیک را ندارد؛ اگر چه با آوردن توجیهاتی بی اساس از پیگیری گفته خودشان طفره رفتند.
      2- من قبلا هم نوشتم که نماینده کس دیگری نیستم. اطلاعاتی که درباره بازدید کنندگان بخش فارسی ذکر کردم و حاکی از بی اعتمادی فارسی زبانان به بخش فارسی MIA بودند را از نامه انگلیسی مسئول همان بخش به دست آوردم. به علاوه چه فرقی دارد که انگیزه من از افشاگری درباره سوء استفاده فرقه ای در MIA چه باشد؟ مهم این است که حرف من صحیح است یا خیر.
      3- خود مسئول بخش فارسی اعتراف کرد که بازدید از سایت کم می شود (افزوده نشدن بر تعداد بازدید کنندگان در شرایطی که دسترسی به اینترنت پیوسته زیادتر می شود نشان دهنده کم شدن رغبت به استفاده از بخش فارسی MIA است). اینکه مترجمانی که آثارشان را داوطلبانه به صورت مجانی منتشر می کنند حاضر نیستند آنها را به MIA بدهند نیز نشان دهنده اعتراض آنها به این سایت است.
      فکر می کنید BBC با هدف «زنده کردن اعتقادات بنیادین لنین» تریبونش را در اختیار رازی قرار داده؟ آنها به این منظور تریبونشان را به رازی سپردند که لنین را تخریب کنند. شما بروید با لطفی که BBC به شما نموده و آمار بینندگان آن خوش باشید. اتفاقا انقلابیون ایران از طریق این لطف داشتن رسانه های امپریالیستی نسبت به شما و رفتار سوء استفاده گرانه و فرقه گرایانه تان پی به ماهیت شما خواهند برد و می فهمند که دشمن سوسیالیسم علمی و طبقه کارگر هستید.

      دوست داشتن

  4. جواد راستی پور می گوید:
    « شما برای راحتی کارتان فرض را بر این بگذارید که من مزدور جمهوری اسلامی هستم. حالا چه؟ این که طرف مقابل تان مزدور جمهوری اسلامی باشد رفتار شما را توجیه می کند؟ اگر یک مزدور جمهوری اسلامی هم بگوید که شما دارید از امکاناتی که در اختیارتان گذاشته شده سوء استفاده می کنید، حرف درستی زده و مزدور بودن او تأثیری بر درستی حرفش ندارد.»

    اولا موضوع راحتی یا ناراحتی کار نیست، بلکه پاکیزه نگه داشتن فضای نقد کمونیستی از لوث وجود تخریب گری های بورژوایی به طور کلی، و جمهوری اسلامی به طور اخص است. ثانیا اگر فرض را بر این بگیریم که شما مزدور جمهوری اسلامی هستید، دیگه موضوع پاسخ سیاسی نخواهد بود، بلکه این سندی است که باید در اختیار مدیران سایت MIA قرار بگیرد تا آنها هم مانند مخاطبین مجله هفته متوجه شوند چه کسانی خواهان متوقف شدن فعالیت بخش فارسی این سایت هستند. از این گذشته، نه ما و نه هیچ جریان سیاسی در طیف چپ خود را ملزم به پاسخگویی مزدور جمهوری اسلامی در مورد استفاده یا «سو استفاده» از امکانات نمی دانیم، دست کم به این دلیل که این امکانات ارث پدری جمهوری اسلامی و مزدورانش نیست و برای اداره آن وقت و زحمت زیاد گذاشته می شود. چیزی که این وسط کاملا فراموش می شود این است که تعداد قابل توجهی تشکر و تقدیر بابت زحماتی که برای نگه داری بخش فارسی سایت تقبل می شود نیز دریافت می شود؛ چرا از میان آنها باید به ناله های تنگ نظرانه یک فرد مجعول توجهی شود! برخلاف آمار وارغامی که جواد راستی پور از بازدیدکنندگان این سایت می دهد، این آمار افزایش هم داشته است؛ ( وگرنه نگرانی جواد راستی پور از چیست)! برای آسایش خیال این «دلواپس» آثار لنین به او اعلام می شود شما هم مقاله ای از لنین ترجمه کن و مقدمه ای بر آن بنویس و برای بخش فلرسی سایت MIA بفرست و ببین آیا منتشر می شود یا خیر، اگر نشد، آنگاه در مورد «سو استفاده از امکانات» حرف بزن و نه به حق دمکراتیک مقدمه نوشتن که امری است سیاسی و معمول و قابل دفاع.
    نکته ای که نشان می دهد جواد راستی پور فرد سیاسی نیست، فقط به دلیل پنهان کردن هویت و گرایش سیاسی اش نیست، بلکه در آماتوریسم بیش از حد و تنگ مایگی وی نیز غیر سیاسی و ضد مارکسیستی بودنش هویدا است. مثلا گیریم مدیریت کل بخش فارسی این سایت به دست جواد راستی پور افتاده و او نیز مقدمه های مورد نظرش را به آتش بکشد؛ بسیار خوب، اما آیا او تا این درجه آماتور و ناشی است که فکر میکند مقالات مورد بحث با مقدمه های تا کنونی در سایت های دیگر منتشر نخواهد شد!؟ اگر چنین شود تکلیف جواد راستی پور با شعله های تنگ نظری اش چه خواهد شد! مثلا به سایت میلیتانت نامه می نویسد و می گوید از امکاناتتان سواستفاده نکنید و مقدمه ها را بردارید!!؟ اما اگر این فرد مجعول ناپیدا به جای این همه صغرا کبرا و بروز تمایلات تنگنظرانه، مقدمه های مورد نظر را نقد کند، آیا نتیجه سیاسی مطلوب تری حاصل نخواهد شد!؟ اگر او فکر می کند این مقدمه ها نادرست و ناوارد است، پس چرا قلم و دوات خود را به جای حذف آن، در نقد آن به کار نمی گیرد تا مخاطب به جای آموزش حذف گرایی، چیزی به دانش سیاسی خود اضافه کند. پاسخ روشن است، جواد راستی پور بی سوادتر از این است که بتواند وارد این حوزه بحث شود، در نتیجه راه آسان وزارت ارشاد جمهوری اسلامی را دنبال کرده و خواهان متوقف کردن فعالیت بخش فارسی سایت MIA می شود. گرایش انقلابی که هدف مبارزه اش کل دولت سرمایه داری است، چرا باید در مقابل عناصر مجعول و تخریب گر مرعوب شده و عقب نشینی کند!

    دوست داشتن

    • من به هیچ وجه خواهان متوقف شدن کار بخش فارسی MIA نیستم. این اتهام بی اساسی است. برعکس، معتقدم این مسئولان کنونی این بخش هستند که جلوی کارکرد بهینه بخش فارسی سایت را می گیرند. حق انتقاد از سوء استفاده چیزی نیست که در اختیار طیف خاصی باشد. حکومت جمهوری اسلامی هم می تواند با عوض کردن اسامی خاص در استدلال کسانی که ادعا دارند در «طیف چپ» هستند، بگوید سوء استفاده ای که من از اموال و امکانات مردم ایران می کنم چیزی نیست که مجبور باشم بخاطر آن به کسی پاسخ دهم، زیرا این امکانات ارث پدری مخالفان من نیست! به علاوه، MIA متعلق به هیچ جریانی نیست. یک مزدور جمهوری اسلامی همانقدر حق دارد از آن استفاده کند که یک کمونیست حق چنین کاری را دارد. همین که ادعا می کنید به عنوان «طیف چپ» خود را ملزم به پاسخگویی به دیگران نمی دانید، نشان دهنده نقض ماده 5 منشور MIA است. سایت MIA متعلق به هیچ گرایشی (چپ یا راست) نیست. خیلی از روشنفکران و آکادمیسین های بورژوا که اصلا ادعای قرار داشتن در طیف چپ را ندارند نیز از آن استفاده می کنند و MIA طبق منشورش نباید تمایزی بین آنها و «طیف چپ» قائل شود. اگر هر کسی حق دارد مطالب خودش را به آثاری که تهیه می کند بچسباند (که البته طبق منشور سایت چنین حقی ندارد)، یک روشنفکر بورژوا نیز در این صورت حق خواهد داشت آثار مارکسیستی را ترجمه کند، مطالب خودش را در رد آنها به اصل آثار بچسباند و آن را روی MIA منتشر کند.
      آنچه که فرقه گرایان ادعا می کنند، نشان دهنده تمایلات فرقه گرایانه آنهاست. یک آرشیو عمومی هیچگاه با روشی که آنها دارند اداره نمی شود. چیزی به عنوان «حق افزودن مقدمه» وجود ندارد. در یک آرشیو عمومی هر کسی اصل اثر را ترجمه و آن را بدون کم و کاست منتشر می کند. در پایان هم فقط نام مترجم درج می شود. اگر در آینده هم کسی متوجه اشتباهی شد به مسئول سایت تذکر می دهد تا رفع شود. تا حد امکان از هر اثر یک نسخه واحد تهیه می شود و سعی می شود کیفیت آن نسخه به مرور زمان با رفع اشتباهات بهبود یابد. چنانچه به دلیل موجهی لازم باشد از یک اثر واحد چند نسخه وجود داشته باشد (مثلا از دو زبان مختلف ترجمه شده باشد) هر دو نسخه با شرایط برابری روی سایت قرار می گیرند و تفاوت آنها توضیح داده خواهد شد. اما فرقه گرایان می خواهند چکار کنند؟ طبق نظر آنها هر کسی حق خواهد داشت مطلب خودش را به ترجمه اش اضافه کند. ممکن است صدها نفر یک مقاله را ترجمه کنند و بخواهند مطالب خودشان را در تأیید یا رد آن به اصل مقاله اضافه کنند. کسانی هم که به فن ترجمه مسلط نیستند از نوشتن مقدمه و مؤخره محروم خواهند شد. فرض کنید چنین شیوه ای اجرا شود. سایتی که چنین روشی داشته باشد دیگر یک آرشیو عمومی نخواهد بود بلکه تریبونی برای دعوای فرقه ای می شود و کیفیت آثار روی آن بهبودی نمی یابد. خواننده نمی فهمد کدام نسخه بهتر است و کدام نسخه خواسته یا ناخواسته تحریف شده است.
      این که من گفتم بازدید کنندگان بخش فارسی کاهش یافته فقط تکرار گفته یکی از مسئولان این بخش (مراد شیرین) بود. این که مدافعان سبک کار کنونی آن مدام ضد و نقیض می گویند مشکل من نیست.
      فرقه گرایان همه را با معیار خودشان می سنجند. می گویند تو هم مقدمه بنویس ما منتشر می کنیم و این ثابت می کند که ما سوء استفاده چی نیستیم! اتفاقا اگر من مقدمه بنویسم و شما منتشر کنید بر سوء استفاده چی بودن تان مهر تأیید زده اید! MIA با کمکهای مالی داوطلبانه اداره می شود. کمک دهندگان با این پیش فرض کمک می فرستند که MIA طبق منشورش بی طرف باشد و مثل یک آرشیو عمومی اداره شود. برای آنها مهم نیست یک فرقه از آن استفاده خصوصی کند یا چند فرقه به صورت مشترک این کار را انجام دهند. هر کس که بخواهد بجای نشر آثار مارکسیستی روی آن به تبلیغات فرقه ای بپردازد از آن سوء استفاده کرده.
      من هیچ اعتراضی به انتشار مقدمه و مؤخره در جای دیگر ندارم و وارد بحث درست یا نادرست بودن مطالب چسبانده شده به آثار کلاسیک هم نمی شوم زیرا معتقدم حتی چسباندن صحیح ترین مطالب به آثاری که در یک آرشیو عمومی مستقل قرار می گیرند خطاست. آنها می توانند در جایی بجز آرشیو عمومی ای که با کمکهای مالی کسانی اداره می شود که به آنها قول داده شده آرشیو مستقل باشد، منتشر شوند. این بی دلیل نبوده که من برای MIA نامه نوشتم ولی کاری به سایتهای دیگر نداشته ام. قبلا هم گفتم، شما هر چقدر که دوست داشتید مقدمه و مؤخره و غیره برای آثار کلاسیک بنویسید و آنها را روی سایتهای خودتان منتشر کنید. خود من هم هنگامی که منتخب آثار بنیان گذاران سوسیالیسم علمی را درباره یک موضوع مشخص جمع آوری و منتشر کردم، مقدمه ای درباره آن موضوع به ابتدای کتابی که تهیه کرده بودم افزودم. اما هنگامی که می خواستم آن را برای یک آرشیو عمومی بفرستم مقدمه ام را برداشتم و آثار هر نویسنده در بخش مربوط به او قرار گرفتند. مسئول آرشیو عمومی هم تصحیحاتی در آثاری که فرستاده بودم انجام دادند و ممکن است در آینده نیز با کمک خوانندگان انجام دهند و انتظار ندارم به دلیل اینکه نسخه اولیه اثر را من فرستادم، آن را با مقدمه من و دقیقا به همان صورتی که بود منتشر کنند. حتی اگر رازی یا کس دیگری بخواهد صفحه ای مخصوص به خود در سایت MIA داشته باشد و در آن برداشتهایش را از آثار کلاسیک بنویسد، من مخالفتی نخواهم داشت. اما مسئله این است که نظرات او با نقض منشور MIA به آثاری که متعلق به او نیستند چسبانده می شود.

      دوست داشتن

  5. الیاس کمالی // نوامبر 15, 2016 در 6:24 ب.ظ. //

    برای من این ماجرا البته تازه نیست، هربار که کسی به تروتسکیستها بگوید بالاي چشم شما ابروست این جماعت در حالیکه به همه برچسب استالینیست بودن میزنند خودشان از استالینیستها بسیار هم بدترند. به واقع تفاوتی جدی در نگرش آنها نیست، مثلا اين مورد جواد:این بابا که چیزی نگفته گفته بی جهت مقدمه خالی بندی ننویسید تا خودتان را مطرح کنید ببینید این غیر استالینیستها!! اول تهدید بعد هم طرف را مامور جمهوری اسلامی کردنداش این است برخورد کمونیستی بلافاصله کراواتها باز میشود و خالکوبی ها بیرون میزند .
    الحق که این مباحثات سند زنده بی محتوی بودن موضع گيري هاي ضد استالينيستي جماعت تروتسکیست است این آقا جواد هم البته قابل دفاع نیست از بس که در این سایت از سازمانهای عجیب و غریب مثل ايكور دفاع کرده اما در این مورد واقعا قربانی ترور تروتسکیستهای استالینیست ایرانی شد
    جوادی اینها همه دستشان در يك کاسه است این جماعت رازی و قلدرهايش بخصوص داش بیانی با سایت مورد نظر تو كه متون كلاسيك را جعلچاپ ميكند یک جماعتند بی خود نامه ننویس و طومار تهیه نکن به در بسته میزنی

    دوست داشتن

  6. به نظر من دوستان وقت زیادی را بیهوده با این آقا جواد هدر می دهند، ایشان یک بهانه ی آورده اند که هیچ پایه و اساسی ندارد جز تعصب و یا بخل و حسادت ناشی می شود ، پیشگفتار در اغلب ترجمه هاست و اگر کسی نقدی به نوشته های پیشگفتار دارد می تواند بنویسد ولی ایشان نقدی ندارند فقط ابراز می کنند» حق» ندارید که معلوم نیست این از کجا در اورده و چرا باید مورد قبول واقع شود، چون صرفا ایشان خوشش نمی آید ؟! دوما ایشان بهانه انقلابی بودن آوردن ! لول پنهان هستند و از مناظره طفره رفتند این دیگه واقعا جوک بود من و اطرافیانم تصورمان این هست ایشان با رو شدن ماهیتش می داند به نفع مازیار رازی تمام می شود لذا با بهانه واهی طفره میروند.

    دوست داشتن

  7. جهانگیر سخنور // نوامبر 15, 2016 در 12:11 ق.ظ. //

    MIA – Maziar’s introduction
    From: Morad Shirin, an MIA Farsi Language Section Administrator �To: Javad Rastipour�Date: 8 November 2016�Re: So-called “misuse” in the MIA Farsi Language Section

    Mr Rastipour
    The following is my reply to your email to the MIA, received on November 3rd 2016.
    I presume that your unsubstantiated and tendentious allegations about “misuse” and the “sectarian approach” of the MIA Farsi Language Section by its administrators is somehow referring to the MIA Charter’s fifth paragraph, i.e., political independence.
    The Farsi Section was started in February 2004 by one of our comrades. During its 12 years of activity the Farsi Section has not only published material by Marx, Engels, Lenin and Trotsky but the supporters of guerrilla movements, council communists, left communists, Marxist Humanists, the Frankfurt School, reformists and others. Obviously the Farsi Section admins do not fully agree with the views of all the authors who fit into the above categories. Many, like the reformists, we totally reject. Our even-handedness even extends to the various opposing tendencies within the Trotskyist movement (e.g., Mandel, Cliff, Grant and Harman).
    This non-sectarian approach is precisely what Iran’s young workers need for educating themselves about the Marxist classics as well as the experiences and lessons of the international workers’ movement.
    But, of course, you do not have a problem with the variety of tendencies included in the Farsi Section. Your problem is that the Trotskyists have dared ‘to sully’ the works of Marx and Lenin with their ‘unholy’ views, as expressed in the prefaces to The Communist Manifesto, What is to be done? or The State and Revolution. I noticed that you do not seem to object to a Trotskyist writing a preface to any of Trotsky’s works!
    As to the first paragraph of your email, you are wrong on two counts:
    1- The English section does in fact contain prefaces and introductions by publishers, translators, editors and even compilers. You deliberately overlook these for your political reasons. Nearly all books originally published by Progress Publishers have a preface by the Institute of Marxism-Leninism of the Central Committee of the C.P.S.U. or a similar body. Here are some examples:
    https://www.marxists.org/archive/lenin/works/cw/pdf/lenin-cw-vol-33.pdf This preface includes: “The works and letters in this volume clearly show Lenin’s struggle against the enemies of the Party—the Trotskyites and Bukharinites …” (p. 19, p. 25 in PDF).
    And in https://www.marxists.org/archive/lenin/works/cw/pdf/lenin-cw-vol-32.pdf there is: “… Lenin directed his main blow at the Trotskyites as the core of the anti-Party groupings.” (p. 15, p. 19 in PDF).
    Maybe you are not just overlooking these but you in fact agree and endorse the views expressed by the ‘non-sectarians’ killers of nearly all Bolshevik leaders in the 1930s!
    Not only is it quite common for the publisher of a book or pamphlet to give his/her view on the work being published but the English Section has many prefaces by editors (e.g., https://www.marxists.org/archive/serge/1930/year-one/introduction.htm), translators (e.g., https://www.marxists.org/history/international/comintern/3rd-congress/organisation/introduction.htm) and even the compiler of Lunacharsky’s works on literature and art (https://www.marxists.org/archive/lunachar/1965/compiler.htm).
    Clearly the individuals or organisations that have had some input into publishing, translating, editing and even compiling any Marxist work give their views – right or wrong – regarding their historical context and so on.
    Around the time of the Iranian revolution the Iranian Trotskyists translated many works by Trotsky and others. They translated works by Marx, Lenin, Luxembourg and others that the Tudeh party did not find helpful in the promotion of its class-collaborationist position. (The Trotskyists even had to re-translate some works like The Communist Manifesto to salvage them from the Tudeh’s three-stage concept of revolution! This version of The Communist Manifesto is the one on the MIA site.)
    The three examples referred to in your first paragraph were all transcribed by our comrades and published as hardcopy books. As part of that process a preface was written for each one. When they were turned into PDF files for the MIA (and other sites) the prefaces were retained.
    Recently we have also been providing Doc and HTML files as these can easily be used for quotes in articles and re-formatting for small print-runs. A few prefaces have been updated, as the situation of the working class in Iran and the regime are quite different from when the hardcopy publication took place about a decade ago.
    2- The Farsi Section contains many important works that do not have introductions by our “own leader”. Where there is a preface by our “own leader” all that he has done is to give his view on the relevance of the works concerned in today’s context of the workers’ movement in Iran.
    The leaders, theoreticians or whatever of other organisations or publishers have also written their introductions according to their views. In Engels’s The Part played by Labour in the Transition from Ape to Man, published by the Fedayeen (OIPFG), there is no mention of the translator but there is a short preface by the publisher (https://www.marxists.org/farsi/archive/marx/works/1876/kar-meymoon.pdf). The PDF file is obviously as it was sent to us by someone in Sweden.
    Or see Dunayevskaya’s Philosophy and Revolution which includes a preface by the translators (https://www.marxists.org/farsi/archive/dunayevskaya/works/1973/falsafeh-enghelab.pdf ).

    Regarding the claims in your second paragraph, that because of our “sectarian approach many Farsi speakers (from Iran, Afghanistan, Tajikistan and other countries) cannot trust your Farsi section. Readers search for these works elsewhere and Translators publish their Translations elsewhere.”

    This claim is not based on facts. On what grounds do you claim to know about the lack of trust among “many Farsi speakers (from Iran, Afghanistan, Tajikistan and other countries)”? Did you carry out a survey in Iran? Or did you conduct an opinion poll in Afghanistan and Tajikistan? The web analytics data of the MIA show that despite (a) the regime blocking the site and (b) the fact that many users in Iran take measures to change their IP address for security reasons, the Farsi Section’s usage has actually increased. (Obviously there was a big decline after the clampdown in 2009 and we will probably not see a significant increase until the repressive apparatus is seriously weakened.)

    What we can be certain about is that the MIA Farsi Language Section’s Facebook page (https://www.facebook.com/groups/FarsiMIA/ ), which was created on January 15th 2016, has in less than a year accumulated over 1500 members. On average that’s about 150 new members a month.

    You then claim that “Translators publish their Translations elsewhere. There have been many good Farsi translations of important books and articles which their translators would be happy to publish them in a decent (and not sectarian) internet archive.”

    We have no way of knowing if there are in fact any translators who choose to do this. Even if we assume this to be true, why would they inform you about it rather than the Farsi Section’s admins?

    The truth is that Bagher Parham, a reputable translator, contacted us and gave us permission to use his translations (e.g., The Civil War in France https://www.marxists.org/farsi/archive/marx/works/1871/jange-dakheli-faranseh.pdf ). The late Cosroe Chaqueri (Khosrow Shakeri Zand), who searched archives all over the world to find original documents about the original Communist Party of Iran, the history of which had for decades been buried by the Tudeh Party and other pro-Moscow and pro-Beijing ‘non-sectarians’, gave us permission to use the documents he had uncovered and translated. The site also includes translations by many other translators (e.g., see the translations of works by council communists, left communists, Marxist Humanists, the Frankfurt School and so on).

    What is interesting is that you did not choose to let us know about your ‘concerns’ before now. Only following the growth of the MIA Farsi Language Section’s Facebook page, which has provoked an anti-Trotskyist campaign in Facebook, have you chosen to take this step.

    It is obvious that you are not really interested in giving the MIA any constructive criticism. You may have your own ‘reasoning’ that justifies this behaviour but it does look odd.

    To us you clearly have not shown any “misuse” or “sectarian approach” other than perhaps your own sectarian motives. I therefore think that the MIA content should stand as it is and we will make sure that the material in the Farsi Section continues to improve in quantity and quality, as this is the sure-fire way of defeating the real sectarians who occasionally translate something and think that this gives them the right to frustrate the work of those who are trying to build a really useful tool for educating the cadres of the next revolution in the methods and principles of Marxism.

    Regards

    Morad Shirin

    دوست داشتن

    • برخلاف آنچه که از ابتدای نامه برمی آید، چنین نامه ای هیچگاه برای من فرستاده نشده.
      1- همانطور که خود نویسنده معترف است، مقدمه ها بر مجموعه آثار لنین توسط انتشارات پروگرس مسکو نوشته شده که نه بی طرف بود و نه قرار بود به منشور MIA متعهد باشد. آن انتشارات زیرمجموعه یک حکومت با ایدئولوژی خاصی بود و حتی ادعای مستقل بودن هم نداشت. اگر قرار باشد همان ویرایش قدیمی که توسط انتشارات پروگرس مسکو چاپ شده در MIA قرار گیرد، طبیعی است که برای حفظ امانت به همان صورت اولیه منتشر شود. اما مسئله اینجاست که در بخش فارسی مقدمه ها توسط کسانی اضافه می شوند که ظاهرا باید به منشور سایت وفادار باشند. این مقدمه ها پس از نگارش منشور MIA و اظهار وفاداری مسئولان بخش فارسی به آن، به آثار مارکسیستی چسبانده می شوند. این به معنی ریاکاری و خیانت در امانت است.
      برخلاف آنچه که ادعا می شود، اضافه کردن مطالب به آثار مارکسیستی به هیچ وجه امری متداول نیست. بر فرض هم که چنین کاری در بخش دیگری انجام شده باشد، این توجیه کننده کار بخش فارسی نیست.
      2- نوشته من مبنی بر اینکه فارسی زبانان به بخش فارسی MIA اعتماد ندارند بر این اساس بوده که با سازمانهای کمونیست کشورهای فارسی زبان و تعدادی از مترجمان آثار مارکسیستی تماس گرفتم و آنها صریحا گفتند که با من موافقند. این امر از روی این حقیقت که حاضر به همکاری با MIA نیستند نیز آشکار است. به علاوه، چرا باید به آرشیوی که ویراستاران آن مطالب رهبر خودشان را به آثار کلاسیک می چسبانند اعتماد کرد؟
      همین که اعتراف می کنید پس از فیلتر شدن سایت از بازدید کنندگان کاسته شده و معترفید که احتمالا تا رفع فیلتر از سایت بازدید کنندگان آن افزایش قابل توجهی نمی یابد، نشان دهنده عدم اعتماد فارسی زبانان نسبت به بخش فارسی MIA است. در ایران هر بچه دبستانی هم می تواند به راحتی از فیلتر حکومت عبور کند. فیلتر کردن سایتها هیچگاه منجر به عدم دسترسی به مطالب سایتها نشده است. اتفاقا همین که معترفید پس از فیلتر شدن بازدید کنندگان از سایت کاهش زیادی داشته اند، نشان می دهد تعداد زیادی از آن بازدید کنندگانی که قبل از فیلتر شدن سایت از آن دیدن می کرده اند کسانی بوده اند که اشتباهی یا اتفاقی به سایت می آمده اند، نه کسانی که به دنبال آثار مارکسیستی می گشته اند! به علاوه، سایت در ایران فیلتر شده است، اما چرا بازدید کنندگان فارسی زبان سایر کشورها افزایش نمی یابند؟
      اعتراف به این که بازدیدکنندگان افزایش قابل توجهی نمی یابند، به شکلی غیرمستقیم اعتراف به این است که آنها به بخش فارسی اعتماد ندارد. این خود یک نظر سنجی درباره میزان اعتماد به بخش فارسی است.
      واقعا هم 1500 عضو فیس بوک برای بیش از 100 میلیون فارسی زبان رقم چشمگیری است! آن هم در شرایطی که خیلی از روشنفکران و آکادمیسین های بورژوا که اصلا مارکسیست هم نیستند علاقمند به مطالعه آثار مارکسیستی هستند، اما ظاهرا اعتمادشان به کسانی که برای کسب سود آثار مارکسیستی را تجدید چاپ می کنند بیش از بخش فارسی MIA است!
      چرا شما راهی ندارید تا بفهمید مترجمان علاقه ای به منتشر کردن ترجمه هایشان روی سایت شما ندارند؟ احتیاجی نیست مترجمان این را به من یا شما اطلاع دهند؛ جستجویی ساده در اینترنت این را اثبات می کند. در سالهای گذشته هیچ جریان جدی و پیگیری با بخش فارسی MIA همکاری نکرده اما ترجمه های زیادی روی سایتهای دیگر منتشر شده اند.
      واضح است که شما هیچگاه به سوء استفاده ها و رفتار فرقه گرایانه تان اعتراف نخواهید کرد و تا زمانی که جلوی شما گرفته نشود به همین رفتار ادامه خواهید داد. از این رو من با شما تماس نگرفتم بلکه با این امید که مدیران MIA نسبت به منشورشان متعهد باشند، موضوع را به آنها اطلاع دادم. اما متأسفانه آنها علیرغم پذیرفتن درستی نظرات من، با توجیه بی اساس اولویت داشتن کمیت آثاری که منتشر می شوند و «استقلال» بخش فارسی، از برخورد با کسانی که قبول داشتند رفتاری سوء استفاده گرانه و فرقه گرایانه دارند، طفره رفتند.

      دوست داشتن

  8. جهانگیر سخنور // نوامبر 15, 2016 در 12:09 ق.ظ. //

    آقای جواد راستی پور. با سپاس از پاسخ شما به سوالاتی مطروحه. به چند نکته اشاره می کنم.
    ۱- شما حاضر به بحث و تبادل نظر علتی نیستید و به بهانه بر ملا شدن ماهیت «انقلابی» تان در خفا زندکی می کنید ظاهرا به این علت که وگرنه می توانید فاش شوید و نگران هستید که جنبش کارگری یکی از رهبرانش را از دست بدهد و انقلاب آتی انقلاب شکست بخورد! (چه تواضعی!). از اینرو فقط شما بطور مخفی و با نام مستعار ظاهر می شود و هر آنجه به مغزتان خطور می کند چه درست و چه اشتباه از طریق نامه نگاری و انتقاد ایراد می کنید. کسی را هم ظاهرا نمی شناسید که شما را تایید کند و اعلام کند که شما یک شخص حقیقی هستید. پس آقای محترم تکلیف ما چیست؟ ما از کجا بفهیمیم که شما مزدور رژیم جمهوری اسلامی نیستید وقتی با همان روش مزدوران وزارت اطلاعات کمر به بی اعتبار کردن یک گرایش مارکسیستی بسته اید. حال فرض کنیم بر هر علت قادر به ورود به بحث علنی نیستید ولی خود را محق می دانید که در حمایت از تمامی خوانندگان متون مارکسیستی فرصت طلبی یک گرایش مارکسیستی را افشا کنید. در اینجا سوال این است که چرا به زبان فارسی به بخش فارسی این شبکه اینترنتی نامه مستقیم نفرستادید و موضوع را به آنها در میان نگذاشتید؟ چرا با روش دو بهم زنی و توكيه گرایانه، مستقیم به زبان انگلیسی با مسئولان کل سایت آرشیو تماس گرفتید و از آنها خواستید که مسئولان به ظاهر «فرصت طلب» که به متون مارکسیستی را به نوشتن مقدمات خودشان مورد «سو استفاده» قرار داده، از بخش فارسی کنار بگذارند؟ آیا این روش عادی حل یک مشکل است؟
    ۲- شما ظاهرا تصور می کنید که ورق برنده حقوقی شما این است که طبق قوانین «آرشیو مارکسیست ها در اینترنت» (MIA) نوشتن مقدمه به متون کلاسیک ممنوع است و این موضوع اصول این شبکه را مورد سوال قرار خواهد داد. آقای جواد راستی پور شما اشتباه می کنید! بسیاری از متون به خصوص همان بنگاه های استالنیستی (که ظاهرا شما به آنها ایرادی ندارید) مقدمه به منتخب آثار لنین داشته است. اگر اینقدر با عجله خواهان تخریب گرایش مارکسیست ها ایرانی نبودید و پیش از توطئه علیه آنها کمی تحقیق می کردید درک می کردید که قوانین MIA مقدمه نویسی به آثار کلاسیک را جایز می داند.
    ۳- آدمین ها سایت که اکنون با رد اتهامات بی اساس شما و توسط شما به مسخره کشیده شده اند، تحقیق دقیقی در مورد توطئه نامه شما کردند. زیرا از این قبیل از نامه ها از طرف استالنیست های سابق و مائوئیست از سراسر جهان علیه مارکسیست های انقلابی مرتب دریافت می کنند. از سوی دیگر، نامه مفصلی که یکی از آدمین های بخش فارسی مراد شیرین به انگلیسی خطاب به شما (جواد راستی پور) هفته پیش برایشان فرستاد، آنها را مطمئن کرد که نقش شما به عنوان یک کهنه کار استالینیست چیست. از اینرو آدمین به شما پاسخ منفی دادند و دیگر لزومی به تبادل نظر با شما نداستند و تمامی خزعبلات شما را مردود اعلام کردند. کپی این نامه برای خوانندگاه سایت مجله هفته در زیر آورده می شود. این نامه در حال ترجمه است و به زودی در تمام سایت های معتبر علیه اقدام مخرب شما انتشار خواهد یافت. آقای محترم شما باید بدانید که روشنفکران و محققان و جوانان علاقمند به آثار مارکسیستی را امثال شما از مطالعات آن آثار با حقه بازی و دروغ گویی و توطئه نمی توانید محروم کنید.
    برای هر فرد بی طرف اکنون روشن می شود که علت مخفی نگهداشتن خودتان چیست. کسی که حق داشته باشید از هیچ کسی برای دفاع از مواضع خود نخواهد ترسید. اما یک توطئه گر و یک فرد مخرب مانند یک بزدل قایم می شود و از پشت خنجر می زند.

    دوست داشتن

    • 1- من کاملا حاضر به بحث و تبادل نظر علنی هستم و تاکنون همین کار را کرده ام. اما بحث و تبادل نظر علنی یک چیز است و اصرار بی دلیل بر دانستن هویت شخصی افراد یک چیز دیگر. شما برای راحتی کارتان فرض را بر این بگذارید که من مزدور جمهوری اسلامی هستم. حالا چه؟ این که طرف مقابل تان مزدور جمهوری اسلامی باشد رفتار شما را توجیه می کند؟ اگر یک مزدور جمهوری اسلامی هم بگوید که شما دارید از امکاناتی که در اختیارتان گذاشته شده سوء استفاده می کنید، حرف درستی زده و مزدور بودن او تأثیری بر درستی حرفش ندارد.
      چرا من باید به بخش فارسی نامه می فرستادم؟ خود آنها بهتر از من می دانند که چطور برای سالها منشور MIA را نقض کرده و بخش فارسی آرشیو را قسمتی از فرقه خود ساخته اند. اگر مشخص شود یک نفر در مؤسسه مالی اختلاس می کند باید چطور رفتار کرد؟ شکایت از او را باید پیش خودش برد یا رئیس اش؟ لابد باید شکایت را پیش خود اختلاس کننده برد تا مبادا دو بهم زنی شود!
      2- لابد این که عده ای استالینیست در گذشته به همین روش شما متوسل شده اند توجیه کننده رفتار کنونی شماست. به علاوه، اگر مقدمه نویسی بر آثار کلاسیک جایز است، چرا فقط رازی حق نوشتن مقدمه را دارد؟ به این دلیل که او رهبر فرقه ای است که بخش فارسی را با نقض منشور MIA وابسته به خود ساخته. اگر من هم مقدمه بنویسم، شما مقدمه من را هم اضافه می کنید؟ اگر صد نفر دیگر هم با نظرات متفاوت بنویسند چطور؟ اگر این کار را بکنید، مقدمه ها از اصل اثر طولانی تر خواهند شد و شاید پایانی بر آنها نباشد!
      3- در پاسخی که خود مدیران سایت MIA به من دادند و من ترجمه اش را منتشر کردم، به وضوح نوشته شده که آنها نیز می پذیرند حق با من است، اما فقط با این توجیه بی اساس که اولویت شان این است که آثار زیادی روی سایت داشته باشند و بخش فارسی «استقلال» دارد، از برخورد با ویراستاران بخش فارسی اجتناب کردند. این که شما من را بدون دلیل و مدرک به عنوان یک «استالینیست کهنه کار» معرفی کنید، برای مدیران MIA که تجربه زیادی دارند بیش از هر چیز نشان دهنده بی بضاعتی سیاسی و عجز شماست. آنها هر چه باشند احمق نیستند. خود شما از این شاکی هستید که من هویتم را علنی نمی کنم و شما شناختی از من ندارید، آن وقت بدون آوردن هیچ دلیلی من را یک استالینیست از نوع کهنه کار به مدیران با تجربه MIA معرفی می کنید و لابد انتظار دارید که آنها حرف تان را جدی بگیرند! به علاوه، همانطور که نوشتم اگر یک ضد کمونیست هم حرف درستی بزند باید از او پذیرفت.
      همانطور که از پاسخ مدیران MIA به نامه من پیداست، پاسخ منفی آنها به درخواست من هیچ ربطی به گرایش سیاسی من ندارد و اگر شما چنان نامه ای برایشان فرستاده باشید فقط خودتان را تخریب کرده اید؛ آنها حرف من را به هیچ وجه مردود ندانستند بلکه پذیرفتند که حق با من است، اما با همان توجیه بی اساس (اولویت دادن به انتشار کمیت بیشتری از آثار و «استقلال» بخش فارسی) از پیگیری حرف حق طفره رفتند.
      هر فرد بی طرف و عاقلی می داند کسی که می خواهد علیه یک حکومت دیکتاتوری جنایتکار مبارزه کند هویت شخصی خودش را هرگز بی دلیل موجه علنی نخواهد کرد. فقط کسی ممکن است بر علنی شدن هویت افراد اصرار کند که نوکر نهادهای اطلاعاتی و یا بیش از اندازه ساده لوح باشد.

      دوست داشتن

  9. آقای مجید، آیا شما بدون اینکه مدافع نظرات ما باشید به شیوه برخورد جواد راستی پور هم اعتراضی دارید!؟ این سوال را پرسیدم که کمکی کرده باشم تا کمی از تنگای سانتریستی بیرون آمده و یک موضوع سیاسی مستقل اتخاذ کنید. به خصوص اینکه چنین موضوعاتی برای شما آنقدر جذابیت دارد که میل به دخالت گری از خود نشان دهید! اگر چنین است لطفا سعی کنید متوجه شوید حرف حساب جواد راستی پور چیست که به نوع واکنش به او اعتراض می کنید.
    هر کسی حق دارد با هر اسم و رسم مستعار و ناشناس هرچه دلش می خواهد بنویسد، اما اگر معلوم نباشد او کیست و چه کارنامه سیاسی داشته و دارای چه گرایشی است، و همچنین یک جریان سیاسی هم هویت او را تائید نکرده باشد، در این صورت اولا از کجا می توان متوجه شد نویسنده ای که تلاش بر متوقف کردن فعالیت یک جریان کمونیستی با اسم و رسم و دارای شناسنامه و کارنامه مشخص می کند، وزیر ارشاد جمهوری اسلامی و یا معاون او نیست؛ شما خود از نوشته جواد راستی پور چگونه این را متوجه شدید!؟ ثانیا سطح برابر در نقد و واکنش سیاسی بر این اساس است که هویت طرفین یک بحث و نقد به لحاظ مخفی یاعلنی بودن در یک سطح قرار داشته باشند، اگر چنین نبود، تا جایی که به کسی به نام جواد راستی پور بر می گردد، او میتواند هویت مخفی خود را به هر دلیل که خود می داند همچنان مخفی نگه دارد و نقد به یک جریان شناخته شده را بسپارد به افرادی که مشکلی برای علنی کردن هویت خود ندارند. در این صورت دست کم معلوم می شود درخواست کننده توقف فعالیت یک جریان فردی است در اپوزسیون، و نه در پوزیسیون. اگر بخواهیم موضوع را حتی از این هم ساده تر در نظر بگیریم، فرد با هویت مخفی می تواند نقد و برخورد خود به یک جریان شناسنامه دار را همچنان با حفظ هویت مخفی خود ابراز دارد، اما لزوما یک جریان سیاسی باید وی و هویتش را تائید کند. اینها الفبای ورود به عرصه مبارزه سیاسی است و اگر کسی این موارد را نشناسد، چگونه می توان به هویت سیاسی حقیقی او اعتماد کرد!

    دوست داشتن

  10. آقای جهانگیر سخنور
    من بدون این که مدافع نظرات سیاسی جواد باشم، به شیوه ی برخورد شما اعتراض دارم. شیوه ی برخورد شما، شیوه ایست که یک مستنطق و بازجو برای تخلیه ی اطلاعاتی به کار می برد. جواد حق دارد آن چه را که مربوط به امنیت سیاسی او ست در معرض عام قرار ندهد. عمل کرد خود شما در باره ی یکی از اخراجیان از سازمان تان منشاء این حق است، وقتی که او را تهدید کردید که در صورت عدم تمکین به خواست شما، نام واقعی و عکس او را در اختیار پلیس قرار خواهید داد.

    دوست داشتن

  11. جهانگیر سخنور // نوامبر 13, 2016 در 7:42 ب.ظ. //

    آقای جواد راستی پور. اولا، بفرمائید شما کی هستید؟ به غیر از ترجمه چند مقاله از لنین سابقه فعالیتهای تحریری شما چه بوده است؟ گرایش نظری شما چیست و چه بوده است که خود را در مقام دلسوزی برای خوانندگان کتب لنین قرار داده اید؟ ثانیا، به نمایندگی از چه جمعیت و یا کانونی چنین نامه ای را به مسئولان آرشیو مارکسیست ها در اینترنت نوشته اید؟ ثالثا، اگر مسئولان آرشیو مارکسیست ها به جای رد پیشنهادات شما، تمامی کتب با مقدمه ها را حذف می کردند و مسئولان بخش فارسی را اخراج می کردند، ایا شما حاضر بودید که تمام وقت داوطلبانه (بدون دریافت دستمزد) برای این موسسه کار شبانه روزی کنید؟ اگر پاسخ مثبت است لطفا لیستی از کتبی که در دست دارید برای ارائه به آرشیو مارکسیست ها در اینترنت، انتشار دهید. رابعا، چرا پاسخ روشن و منطقی مسئولان آرشیو به شما، «شرم آور» و «خنده دار» است؟ آیا شما خود را بالا تراز مسئولانی که با تجربه چند دهه بزرگترین شبکه اطلاع رسانی مطالب مارکسیستی را به ۵۰ زبان انتشار داده اند، می دانید؟
    خوشحال می شوم برای خوانندگان این تظلم نامه به آرشیو مارکسیست ها در اینترنت، به سوالات فوق پاسخ دهید. اگر پاسخی از شما دریافت نشود، فرض را بر این می گذارم که شما به شکلی مستقیم یا غیر مستقیم، مرتیط به کسانی هستند که قصد تخریب و جلوگیری از گسترش متون مارکسیستی میان جوانان ایران را دارند.

    دوست داشتن

    • جهانگیر سخنور // نوامبر 14, 2016 در 11:07 ق.ظ. //

      آقای مجید
      با تشکر از اعتراضی که به نوشته من کردید.
      اولا اطلاعات شما در مورد برخورد گرایش مارکسیست های انقلابی به چند نفر از افراد غیر فعال این گرایش که از آن کناره گیری کرده بودند، صحت ندارد. چند نفری که از گرایش ما کناره گیری کرده بودند اسناد و بحث های درونی ما که منجر به مخاطره انداختن جان رفقا ما در ایران می شد را قصد داشتند انتشار دهند. در چنین شرایطی با توضیح به این موضوع ما به آنها اعلام کردیم که اگر انتفاقی برای رفقا ایران ما بیفتد از دست آنها رسما شکایت خواهیم کرد و در آنصورت مجبوریم از نام واقعی آنها در دادگاه استفاده کنیم. این عده اعتنایی نکردند و اسناد درونی ما را انتشار دادند و جان حداقل یک نفر از رفقا ما را در ایران به مخاطره انداختند. با این وصف به علت اینکه یکی از این افراد مشکلاتی در پیش با پلیس داشت ما تصمیم گرفتیم نام آنها را فاش نکنیم و اقدام علیه آنها انجام ندهیم. حال چگونه شما ادعا می کنید که «او را تهدید کردید که در صورت عدم تمکین به خواست شما، نام واقعی و عکس او را در اختیار پلیس قرار خواهید داد.». دوست گرامی یا شما از واقعیت ها اطلاعی ندارید و بدون سند به ما اتهام می زنید و یا همانند دوستتان آقای جواد قصد تخریب دارید.
      در مورد آقای جواد باید اشاره کنم که داشتن نظر و یا انتقاد و یا اعتراضی به ما هیچ اشکالی ندارد. ایشان می توانست در یک نامه از آدمین ها بخش فارسی آرشیو مارکسیست ها می خواستند که روش کار خود را تغییر دهند و یا مطالب ایشان را هم در سایت درج کنند. اما ایشان چنین نکرد و با برنامه با قصد تخریب بدون ارتباط گیری با مسٓولان بخش فارسی مستقیما به زبان انگلیسی به مسٓولان سایت آرشیو از دست بخش ایران شکایت کرد و آنها را متهم به سو استفاده از سایت کرد و عملا از آنها خواست که از مسٓولان بخش ایران به علت عدم رعایت موازین آرشیو سلب مسٓولیت شود. و زمانی که مسٓولان سایت ارزیابی آقای جواد را بی اساس دانستند و آنرا رد کردند، ایشان مسٓولان این سایت معتبر را مورد تمسخر قرار داد و آنها را نیز متهم کرد.
      آیا روش کار آقای جواد که یا آگاهانه در حال تخریب بخش فارسی آرشیو مارکسیست ها و یا دچار اختلالات روانی است،‌ مورد تایید شماست؟ (آنهم اتکا به یک اتهام بی اساس و غیر واقعی دیگر). آیا انتظار دارید این استدلال های خرابکارانه را کسی تشخیص ندهد؟ ما بارها از دوستانی که با نام های غیر واقعی مانند جواد ، و مجید ، علی، و حسن و حسین ظاهر می شوید و دست به اتهام زنی بی اساس و تخریب یک گرایش مارکسیستی می زنند،‌ دعوت کرده ایم که تشریف بیاورند رو در رو با ما در یک برنامه تصویری یا صوتی رو به جنبش اتهامات خود را اعلام کنید تا ما هم پاسخ دهیم و بینندگان قضاوت کنند که حق با کیست. لطفا به جایی توجیه روش های تخریب گرایانه آقای جواد از او بخواهید که وارد بحث علنی با ما شود و نظریات خود را در حضور ما اعلام کند.

      دوست داشتن

    • 1- من قبلا هم گفتم که هویت شخصی ام را هرگز علنی نخواهم کرد. کسی که بدون دلیل موجه و برای بگو مگو با چند نفر فرصت طلب هویتش را علنی کند انقلابی نیست. هویت سیاسی ام نیز از روی مطالبی که نوشتم مشخص است و نیازی به تکرار مکررات نیست.
      2- من نماینده هیچ کس بجز خودم نیستم و با اینکه طی مکاتبه با سازمانهای کمونیست و مترجمان آثار مارکسیستی متوجه شدم که همه آنها در مورد فرقه گرایی بخش فارسی MIA با من هم نظر هستند، هرگز خودم را نماینده کس دیگری معرفی نکردم.
      3- این که من شخصا حاضر باشم بدون دریافت دستمزد برای MIA کار شبانه روزی بکنم یا نکنم هیچ تأثیری بر درستی یا نادرستی نظراتی که عنوان کردم ندارد. اصلا می توانید فرض را بر این بگذارید که من هیچ شناختی از زبان دیگری ندارم و حتی اگر بخواهم نیز قادر به همکاری با آن سایت هم نیستم. اتفاقا در این حالت انتقاداتم از سایت MIA بجاتر است، زیرا کسی که بتواند ترجمه کند می تواند به قسمتی از سایت که منشور آن را رعایت می کند مراجعه کند اما کسی که نتواند ترجمه کند این امکان را ندارد.
      4- پاسخ مسئولان MIA روشن و منطقی نبود. آنها ابتدا از پذیرش حقیقت طفره رفتند ولی در نهایت با اینکه به آنها اثبات کردم بخش فارسی از زمان آغاز کارش منشورشان را نقض کرده و هنوز هم می کند و آنها نیز پذیرفتند که چنین است، باز هم حاضر نشدند حتی یک تذکر به آن بخش بدهند. این بهانه که بخش فارسی «استقلال» دارد کاملا بی اساس بود. بخش فارسی از چه چیزی «استقلال» دارد؟ از منشوری که همه بخشها قرار است بر اساس آن کار کنند و کمک دهندگان نیز با این پیش فرض که منشور رعایت می شود کمک مالی شان را به سایت می دهند «استقلال» دارد؟ برخورد آنها ثابت کرد که روابط فرقه ای در MIA بر ضوابط کاری آن و منافع طبقه کارگر ارجحیت دارند. ممکن است مسئولان MIA تجربه و مهارتی بالا در ترجمه داشته باشند ولی آیا این آنها را «بالاتر» از کسی قرار می دهد که خودشان معترفند به درستی به نقض منشور اعتراض می کند؟
      این شما هستید که دانسته یا نادانسته از گسترش مارکسیسم و بهره برداری مردم ستم دیده از گنجینه آثار مارکسیستی جلوگیری می کنید. مسلما با تبدیل شدن بخش فارسی MIA به یک ارگان فرقه ای، کسی بجز پیروان اندک آن فرقه منزوی رغبتی به استفاده از آثار بی کیفیت آن نخواهد داشت و برای کار در آن داوطلب نمی شود. همین الان هم کسانی که داوطلبانه به ترجمه آثار مارکسیستی می پردازند، ترجمه هایشان را در سایتهای دیگری منتشر می کنند، در صورتی که بخشهایی از سایت MIA که به منشور آن احترام می گذارند انتخاب اول کسانی هستند که آثار را به زبان آن بخش ترجمه می کنند.

      دوست داشتن

  12. من هرچه این رنجنامه جواد راستی پور را بالا پایین کردم نتونستم بفهم دقیقا اعتراض ایشان چیست و به کیست و چرا! فقط احساس کردم او دوست ندارد ادمین بخش فارسی MIA کسی به جز یک استالینیست ضد مارکسیست باشد؛ همین. لطفا اگر کسی با مطالعه این رنجنامه متوجه اعتراض این فرد نابرده رنج، گنج میسر شده است، آن را اینجا بازگو کند و بگوید دقیقا چه کاری نباید صورت بگیرد که الان صورت گرفته، و دقیقا چه چیزی باید تغییر کند که نکرده است.
    ظاهرا دامنه کار تخریب گری این ضد مارکسیست ها تا به متوقف کردن فعالیت مارکسیست های انقلابی ادامه پیدا کرده است. این نمونه های نوظهور ضد جنبش کمونیستی را باید در سطح وسیع افشا کرد؛ فعالیتی ضد کمونیستی که سر سوزنی با عملکرد وزارت ارشاد تفاوت نمی کند اما در پوشش «چپ» خود را نمایان می کند! این آقای جواد راستی پور فقط با مشخص کردن دقیق اعتراض خود و اثبات مارکسیستی بودن این اعتراض میتواند نشان دهد هدفش از تخریب گری ومتوقف کردن فعالیت انقلابی دارای خصلت مشابه با همین هدف وزارت ارشاد جمهوری اسلامی نیست.

    دوست داشتن

    • اگر واقعا نمی فهمید که اعتراض من به چیست، می توانید با آقای بلوندن تماس بگیرید تا برایتان توضیح دهند، زیرا ایشان علاوه بر اینکه فهمیدند اعتراض من به چیست، پذیرفتند که حق با من است، اما متأسفانه بدون آوردن هیچ دلیل منطقی و قابل قبولی بر ادامه نقض منشور MIA پافشاری کردند.
      اگر هم که نمی خواهید بفهمید، من نمی توانم کمکی به شما بکنم.

      دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: