اخبار ایران و جهان

خودپسندی (چپ) لیبرال

amercan_dream

نتیجۀ انتخابات درایلات متحده آمریکا

میشائیل استرَیت بِرگ: دیدگاه ها9. 11. 2016 یونگه ولت

ترجمه: ظفردخت خواجه پور

اشتباه باورنکردنی پیش آمده است. حالا های وهوی زیاد است. واقعاً که ترس از رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا، ترامپ بیجا نیست. نقطه نظرات پراکندۀ نژاد پرستانه، فرمایشات زن ستزیزانۀ شوونیستی و تأیید فله ای که در این موارد بدست آورد باید زنگ خطری برای چپ ها و دموکرات ها باشد. به هرحال تعداد کثیری که حالا با خشمی حق به جانب نسبت به در‌واقع انتخاب کننده های کودن و بی‌سواد ترامپ نشان می دهند، خود در روند و نتیجۀ انتخابات شرکت زیادی داشته اند.

بخش بزرگی از لیبرال های چپ و طیف چپ یک دهه است که فعالیت سیاسی خود را محدود به انواع جنگ فرهنگ‌ها و به طور فزاینده به یک سیاست غیر واقعی و ظاهری در جهت منافع و دیدگاه‌های اقلیت اجتماعی یا گروه‌های ذینفع (Identity politics) کرده اند. دانشگاهیان که خود را زیاد روادار و جهان وطنی میدانند، مزیت وبرتری اخلاقی خود را مانند مونسترَنس کاتولیک ها( دستگاهی که با سنگ‌های قیمتی تزیین شده و درمراسم نماز ونیایش از آن استفاده می کنند) جلو خود گرفته اند. بعلاوه ترقی خواهان زیادی، بیشترِ روزهای خود را جلو خط عبور آزاد(ایمنی امنیتیFilter bubble ) فیس بوک یا نیویورک تایمز یا یک وسیله دیگر ارتباط جمعی می گذرانند. آن‌ها برای تحذیر کاربرد اسلحه و سکس در توالت دانشگاه مبارزه می‌کنند و در سمینارهای دانشگاه در بارۀ اینکه آیا سفید پوستان باید Dreadlocks ( فرمی از آرایش مو که تابهای حلقه مانند از دوطرف سر آویزان می شود) داشته باشند، به بحث وگفتگو می پردازند. آن‌ها نمی‌خواهند در مورد میلیون ها نفر که کار دائمی ندارند و از یک نوع کار موقتی به کار بعدی در نوسانند و باوجود سیاست بیمه پزشکی آًباما، نمی‌توانند ازپس مخارج مراقبت های پزشکی برای خود و فرزندانشان برآیند، چیزی بدانند. موضوع پیش کشیده شده توسط گروه بزرگی از چپ ها در 1980 «وداع با پرولتاریا» ( مراجعه شود به آندره گِروز در اینترنتم) کار آنها را آسان کرد تا براحتی جهان موازی خود را بسازند.

کسانی که در مناطق غیر صنعتی شدۀ «Rust Belt“ و در مناطق وسیع روستاهای آمریکا برای بقاء روزانه خویش تلاش می کنند خیلی خوب می‌دانند که از چپ های فرهنگ لیبرالی و نخبگان وسائل ارتباطی انتظاری نمی توانند داشته باشند و از هیلاری کلینتون که اصلا. هم چنین چه کسی از انتخاب کسی از وال استریت و تجارت بزرگ و از نمایندۀ در نظر گرفته شده مامور آریستوکرات های واشنگتن اما بامیلیون‌ها دلار بخشش برای تبلیغات انتخاباتی، به خاطر بهبودی وضعیت زندگی خود می بایست قول بگیرد؟ نامزد انتخاباتی به نام «برنی ساندز» که برعکس او بود، در پیش انتخابات «دموکرات های» ایالات متحدۀ آمریکا شرکت کرد، کسی که نگرانی و دل واپسی توده مردم را قبول داشت و از مقررات زدائی و عدم توازن اجتماعی و تجارت آزاد انتقاد کرد و پرسش های اجتماعی را در مرکز مبارزه انتخاباتیش قرارداد و جای تعجب نیست که از طرف دست اندر کاران حزبی با دوز و کلک های کثیف برکنار شد. بجای «ساندز» میلیاردر بزرگ وعوام فریب «ترامپ» می‌تواند با بوق وکرنا به سوی واشنگتن هجوم آورد: در آخرین روز قبل از انتخاب طبقۀ کارگر را فرا خواند و کسی قهقه سرنداد.

البته نه تنها کارگران زن ومرد بلکه حامیان متعدد نظام موجود به او رأی دادند همچنین مبارزۀ اجتماعی، مبارزه بر علیه زن ستیزی و فشار بر بانوان و همجنس گراستیزی ودیگرایده ئولوژی های مرتجعانه با دکترین جنجال و افتضاح انتخاباتی نمی‌تواند همخوانی داشته باشد . خیلی بیشتر از این باید هم وغم این باشد که چپ، خط آزاد شبکۀ اینترنت را رها ساخته و به خیابان بیاید و همین طور به اعلام اعتصابات برگردد. برای کسی که واقعا تغییر در روابط قدرت اجتماعی مهم باشد، از مبارزۀ سخت با آنچه در سر و قلب حامیان ترامپ است، نمی گذرد.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: