اخبار ایران و جهان

پیرامون ِ شعارها و مطالبات ِ طبقۀ کارگر

karegar_08u

آرش جاوید – شهریور 95

منتشر شده در خیزش ارگان کارگران انقلابی متحد ایران

اعتراضات روزانۀ طبقۀ کارگر و زحمتکشان دیگر برای احقاق حقوق و خواست های خود، گویای این است که حرکت های اعتراضی در تیر ماه (و همچنین قبل و بعد از این ماه) به 14 مورد در روز می رسد. این اعتراضات شامل کارگران کارگاه های کوچک با عدۀ 20 نفر کارگر تا کارخانجات و شرکت های بزرگ است که عدۀ کارگران آنها به بیش از 1000 نفر م می رسد. این آمارها گویای التهاب، تلاش و مبارزۀ جامعه ای است که بخش اعظم آن مزد بگیرانی هستند که برای امرار معاش خویش مجبور به فروش نیروی کار خود هستند. برخی از کارگرانی که در کارگاه ها و کارخانه ها اشتغال دارند، نمی توانند مزد خود را از کارفرما دریافت کنند. کارفرمایان نه تنها مزد آنان را به تعویق می اندازند، بلکه به هنگام اعتراض به این حق کُشی آنان را به سرکوب دولتی، شلاق و زندان تهدید می کنند. یعنی همین طلب کارگران از کارفرمایان برای کار انجام شده، که یکی از مهم ترین خواست های طبقۀ کارگر است و باید نان خانواده کارگری را تأمین کند، به آنان داده نمی شود. یعنی نه تنها مزد حداقل سه و نیم میلیون تومانی، که «پایه ای ترین» خواست طبقۀ کارگر ایران است که باید در راس همۀ خواست های اقتصادی این طبقه قرار گیرد، برآورده نشده است، بلکه مزدهای زیر حداقل بخشی از کارگران عملاً به واسطۀ وجود استبداد و دیکتاتوری و نبود آزادی، ملاخور می شود. با کمی تأمل در می یابیم که وقتی کارگران از ابتدائی ترین حقوق خود که آزادی ِ در خواست حق ِ مزد کارشان است محرومند، باید برای رسیدن به خواست اول، موانع بعدی را که برایشان اهمیت زیادی پیدا می کند از سر راه خود بردارند. یعنی برای آزادی بیان، برای آزادی مطبوعات، برای آزادی ِ اعتراضات اجتماعی، و برای آزادی اعتصاب مبارزه کنند. طبقۀ کارگر با این واقعیات باید چه راهی برای تأمین مطالباتش اختیار کند؟

برای اینکه بتوانیم راه حلی را نشان دهیم به ادامۀ مطلب برمی گردیم. در واقع اعتراضات برای مطالبات معوقه و برای پرداخت حق بیمه، اعتراض برای حق مسکن و سختی کار، اعتراض برای طرح طبقه بندی مشاغل، اعتراض برای اخراج و بیکار سازی و اعتراض برای خصوصی سازی کارخانه ها و یا تعطیلی ِ کارخانه ها، گویای این است که به طور میانگین هر روز حدود 14 اعتراض به شکل اعتصاب، تجمع در محل کار، تجمع در خیابان – روبروی مجلس و یا وزارت کار به وقوع می پیوندد. همین آمارهای موجود پیرامون وقوع اعتراضات نشان می دهند که نسبت تعداد اعتراض ها و نسبت طرح خواست ها در این اعتراض ها و نسبت تعداد افراد در این اعتراض ها به هیچ عنوان نمی تواند اساس تعیین عمده و اساسی بودن طرح شعار مبارزه گردد. (اگر بخواهیم اساس را بر این فرمول یعنی کمیت تعداد نفرات معترض قرار دهیم) در حالی که غیر از اعتراض کارگران برای دریافت مزدهای معوقه، ما شاهد اعتراض بیکاران برای یافتن کار (شهرویه بهبهان که سرکوب گردید و کارگر بیکار مرتضی فرج نیا کشته شد و تعدادی زخمی و همچنین دستگیر گردیدند)، اعتراض دست فروشان (اعتراض دست فروشان در خرمشهر و خودسوزی یونس عساکره در اعتراض به عملکرد شهرداری، اعتراض دست فروشان دراهواز، اعتراض دست فروشان ِ مترو تهران و اعتراض دست فروشان در جنوب تهران و درگیری با نیروی انتظامی و مأموران رفع سد ِ معبر) اعتراض معلمان حق تدریسی برای استخدام در آموزش و پرورش و اعتراض جامعۀ معلمان سراسر کشور برای افزایش مزد و مزایای شغلی نیز هستیم. علاوه بر آن شاهد اعتراض روستائیان و کشاورزان برای حق آب و یا تجاوز ارگان ها و سازمانهای دولتی به زمین های کشاورزی متعلق به آنان (روستائیان چهار محال بختیاری – بلداجی) و یا مسدود نمودن آبراه ها و کانال های آبیاری زمین های روستائیان می باشیم. (اعتراض روستائیان مسیر رودخانۀ خیرآباد – زهره  مسیر سردشت ِ بهبهان و هندیجان در استان خوزستان) همچنین اعتراض هنرمندان، نوسیندگان به عدم برخورداری از آزادی در ارائۀ کارهای هنری و اجرای کنسرت و نمایشنامه و ساخت فیلم و اعمال سانسور بر آثار نویسندگان و عدم صدور مجوز برای چاپ و انتشار کتاب. مخالفت با برگذاری جلسات و مجمع عمومی ِ سالیانه کانون نویسندگان. اعتراض زنان نسبت به ستم های جنسیتی و تعرض به آزادی های اجتماعی و فردی زنان. اعتراض جوانان و دانشجویان و دانش آموزان نسبت به سلب آزادی در زمینه های تحصیل، کار، تفریح و اوقات فراغت آنها می باشیم. بنابراین با توجه به مواردی که برشمرده شد، مطالبات طبقات و اقشار زیر ستم و معترض نه تنها برای احقاق مزدهای معوقه و بیمه، بازنشستگی، اخراج ، طبقه بندی مشاغل، خصوصی سازی کارخانه ها و غیره، بلکه به دلیل استبداد حاکم بر جامعه، گویای مبارزات دمکراتیکی نیز می باشد که در شرایط ِ جمهوری اسلامی همواره مورد سرکوب واقع شده اند. مبارزه برای آزادی های دمکراتیک، اقشار وسیعی از جامعه را دربر می گیرد. این اقشار زیر ستم به دلیل سرکوب مطالباتشان همواره به عنوان نیروی وسیعی از جنبش های اعتراضی بالقوه یا بالفعل در جامعه حضور دارند و در شرایط مناسب به اشکال مختلف با ابزارهای خاص خود به عرصه نبرد برای احقاق حقوق و سلب آزادی های خود از سوی حاکمیت مستبد و ضد آزادی وارد می گردند. این اقشار به دلیل موقعیت های طبقاتی خود قادر نیستند مبارزات پیگیر علیه نظام سرمایه داری سازماندهی نمایند. رسالت طبقۀ کارگر در مبارزۀ طبقاتی علیه نظام سرمایه داری به عنوان نیروی پی گیر و انقلابی این است که اقشار و طبقات زیر ستم دیگر را حول برنامۀ مبارزاتی خود سازماندهی نماید و رهبری ِ مبارزۀ طبقات ستمدیده علیه نظام سرمایه داری و حاکمیت ستمگر را در دست گیرد. طبقه کارگر در این مبارزه با توجه به درجه آمادگی ِ خود است که قادر می گردد به تحقق برنامه انقلابی خود در انقلاب آتی نائل گردد. اما طبقه کارگر خلق الساعه و بدون آگاهی علمی و آمادگی سیاسی و فرهنگی و تشکیلاتی هرگز نمی تواند در مبارزه انقلابی برای سرنگونی دولت سرمایه داری ِ حاکم و تسخیر قدرت سیاسی، موفقیتی کسب کند. تنها راه پیروزی در این نبرد طبقاتی، افزایش قوای سیاسی و تشکیلاتی و افزایش دانش علمی برای مبارزه با دشمن طبقاتی ِ خود می باشد. تقویت ارادۀ سیاسی طبقه کارگر و برخورداری از تشکل سیاسی و اقتصادی و آموختن علم مبارزۀ طبقاتی برای رهایی از یوغ سرمایه داری، مستلزم تأمین و تدارک شرایطی است که طبقه کارگر در یک پروسه انقلابی و تاریخی به آن نائل خواهد شد. طبقه کارگر پیش از آنکه خود را به صورت یک نیروی منسجم، متشکل و آگاه درآورد، نمی تواند از پیشروی برای تسخیر قدرت سیاسی سخنی به میان آورد. طبقۀ کارگر برای آنکه بتواند قدرتمندانه در این جایگاه قرار گیرد، باید رهبرانی انقلابی، آگاه، جسور و سازماندهنده را در میان خود پرورش دهد. این رهبران باید با تیزبینی و درک علمی و انقلابی از مبارزۀ طبقاتی، از آغاز راه فتح را به طبقه کارگر نشان دهند. رسالت کارگران کمونیست و فعالان کارکری و سازمان های سیاسی طبقۀ کارگر در هر مقطع از مبارزۀ طبقاتی، نشان دادن مطالبات فوری و استراتژیک طبقۀ کارگر و سازماندهی  ِ مبارزه برای تحقق آن خواست ها می باشد. مطالبۀ افزایش مزد حداقل، خواست بیمه بیکاری، مطالبه مزدهای معوقه، مقابله با اخراج سازی و غیره از جایگاه و اهمیت ویژه ای در مبارزۀ طبقه کارگر برخوردار می باشد. لیکن نمی توان از مطالبه مزدهای معوقه و حتی افزایش مزد حداقل سخن گفت ولی حق تشکل طبقاتی طبقۀ کارگر را مسکوت گذاشت و یا از آزادی بیان، آزادی کارگران زندانی و یا زندانیان سیاسی و آزادی اعتصاب و اعتراض حرفی نزد و کارگران را از شرکت در مبارزه سیاسی منع کرد. اگر کارکران را از مبارزه سیاسی برحذر کنند و آنان را به دلیل اولویت و یا عمده بودن حق مطالبات معوقه و درماندگی در تأمین معیشت صرفاً به مبارزه اقتصادی ترغیب نمایند، هرگز نمی توانند رهایی خود را از استثمار و نظام بردگی مزدی به دست آورند. سازمان یابی و تشکل مستقل کارگری، علم و سیاست مبارزۀ انقلابی در کنار خواست های اقتصادی فوری ِ طبقه کارگر همواره از اولویت مبارزۀ جنبش کارگری ِ پیروزمند است. کارگران آگاه و کمونیست از هم اکنون سازماندهی و آموزش سیاسی ِ طبقۀ کارگر را مد نظر قرار می دهند و از ضرورت ِ ارتقای کیفیت مبارزۀ طبقه کارگر و درجۀ آمادگی پرولتاریا برای به ثمر رساندن انقلاب پیش ِ رو دفاع می کنند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: