اخبار ایران و جهان

نگاهی به سیستم تعریف نشده و مه آلود دلار

dollar_meh

سعید روشندل

بیش از 70 سال است که دلار بعنوان ارز مرجع وسیله اصلی داد و ستد میان کشورهای جهان است. قسمت اعظم قوانین و مقرراتی را که جامعه جهانی در طول این زمان جهت تسهیل تجارت در دنیا وضع کرده است به نوعی با دلار ارتباط دارد. در طول این مدت تمام کشورهای جهان بدون شبهه و گمان با اطمینان و در کمال حسن نیت در تکوین و تکامل ساختار ارز مرجع همواره تلاش کرده اند. امروز دلار اساس مهمترین شبکه عظیم و پیچیده ایست که کشورهای جهان را بهم مرتبط می کند و قسمت عمده تجارت بین آنها را ممکن می سازد. وابستگی به دلار در حدی است که در صورت نبودش تجارت جهانی با مشکلات حل ناشدنی مواجهه و دچار کندی فاحشی خواهد شد.

اما هنوز تعریف دقیق و روشنی از سیستم دلار موجود نیست!

با اینکه دلار ضعفهای بارزی در پاسخگوئی به تقاضا های رو برشد تجارت جهانی دارد اما هنوز از لحاظ وسعت و ظرفیت با فاصله زیاد بی رقیب می باشد. چگونه میشود سیستمی که تعریف دقیقی ندارد را جایگزین کرد؟

این نوشته قصد دارد ابعاد ناگفته و تاریک اما بسیار پر اهمیت دلار را در معرض دید و توجه علاقه مندان قرار دهد. اما قبل از اینکه وارد موضوع اصلی شویم اجازه دهید چند کلمه ای پیرامون مقوله «نظام سلطه جهانی شناسی» گفته شود. زیرا این نوشته مضافا میتواند نحوه عملکرد «نظام سلطه جهانی» را در حین پیشروی بسوی تسخیر مهمترین «قله ای» را که در قرن بیستم فتح کرده است را نشان داد. تصاحب سیستمهای مالی و پولی جهان و متعاقبا احراز موقعیتی تعیین کننده و بلا منازع در اقتصاد و سیاست دنیا بدون تردید بزرگترین دستآورد آمریکا در قرن گذشته میباشد. اینطور مینماید که نشستن بر مسند در چنین جایگاهی کار آسانی نبوده است. تدارکات برای ساختن و رسیدن به آن ده ها سال طول کشیده است. فتوحات و رویدادهای زیادی مانند تاسیس سیستم بانک مرکزی آمریکا (1913), جنگ جهانی اول (1914 تا 1919), بحران عظیم اقتصادی سالهای (1929  تا 1931), تاسیس « بانک برای حل وفصل بین المللی » (1930) در شهر «بازل» سوئیس و بسیاری دیگر را پشت سر گذاشته شده و تازه جنگ جهانی دوم باید اتفاق می افتاد تا آمریکا بتواند به این جایگاه دست یابد.

باید در نظر داشت نظام سلطه جهانی همواره در مسیر رسیدن به اهدافش نیات خود را تا آخرین لحظات پنهان نگه میدارد. لحظه رسیدن به هدف بصورت دقیقی طراحی و مهندسی شده است که غیر مترقبه و تصادفی جلوه میکند. در نتیجه برنامه ریزی از قبل و مدیریت اجرای دقیقی را  که برای دستیابی به مقصود خود بکار گرفته است از نظرها پنهان میماند. گاهی نیز مدت زیادی از زمان وقوع میگذرد و تازه بقیه متوجه میشوند چه اتفاقی افتاده است.

البته لازم است اشاره شود که توانائی کشف اهداف مرحله ای و یا حتی بلند مدت نظام سلطه جهانی نیاز به نبوغ و استعداد خاصی ندارد. در صورتیکه عدم توانائی کشف اهداف آن نیاز به نبوغ و استعداد برجسته میباشد! زیرا ناتوانان همگی افرادی با تحصیلات عالی آکادمیک هستند و توانسته اند که از مهمترین دانشگاهها مدارک دکترا و فوق تخصصی اخذ کنند, لذا مدلها و الگاریتمهای بسیار پیچیده ای که در مبحث «مدیریت و برنامه ریزی» طراحی و کار گذاشته شده است را می فهمند. منظور اصلی فرمولها و معادلات بسیار پیچیده این است که افراد «صلاحیتدار» آنقدر به تجرید بکشانند که دیگر قادر به دیدن واقعیات نباشند! در صورتیکه برای درک نیات این نیروی مرموز و حیله گر تنها به نگاه صریح و دقت به جزئیات نیاز است. بعلاوه با آگاهی به اصل غیر مترقبه و غیر قابل پیش بینی بودن نقشه هایش حتی میتوان زمان ناگهانی تسخیر قله مورد نظرش را پیش بینی کرد. در تائید صحت این نظریه نوشته حاضر نشان داده است که موقتی بودن «سیستم مالی و پولی برتون وودز» را می شد از همان ابتدا دریافت!

بپردازیم به اصل مطلب.

ضرورت شناخت دلار

چند سالی است که واژه «پترودلار» بر سرزبانهاست. بخصوص نیروهای مخالف آمریکا برچیده شدن آنرا شکستی واضح بر پیکر نظام سلطه جهانی می دانند. بطور نمونه در اول آوریل  2015  گسپروم بزرگترین تولید کننده گاز طبیعی در جهان اعلام کرد که با مهمترین طرفهای معامله خود موافقتنامه ای را امضا کرده است مبنی بر تغییر ارز مرجع از دلار به یورو. دولت روسیه که عمده ترین سهامدار گسپروم میباشد ضمن تائید کامل این اقدام تمام شرکتهای روسی را تشویق کرد به مرجعیت دلار در معاملات خود پایان دهند. گسپروم یکی از شرکتهای غول پیکر جهان است که درآمد آن تا 8 درصد از تولید ناخالص ملی روسیه را شامل می شود, این شرکت صاحب 18  درصد از مخازن گاز دنیا است و در زمینه نفت نیز در شمار تولید کنندگان بزرگ جهان می باشد. قطعا این گونه اقدامات واکنشی منجر به تضعیف تجارت جهانی میشوند. 

آیا از رده خارج کردن دلار بدون حضور سیستم جایگزین کننده کارا, مطمئن, مقاوم و پر دوام مفید برای اقتصاد جهانی است؟

این پرسش بسیار بجائی است و الزام به پاسخ سنجیده ای دارد!

برای روشن شدن مطلب بهتر است سری به «کنفرانس برتون وودز» که از اول تا بیست و دوم جولای 1944 با شرکت 730 نماینده از 44 کشور عضو «نیروهای متفقین» در ایالت «نیو همشایر» آمریکا برگزار شد بزنیم.

(ابوالحسن ابتهاج نماینده دولت ایران در این کنفرانس بود).                   

سیستم جدید دلار به ظاهر برداشتی از نظریه «جان مینارد کینز» اقتصاد دان کلان و سرشناس جهانی و نماینده دولت انگلستان در کنفرانس برتون وودز بود. جان مینارد کینز عقیده داشت برای جلوگیری از بحرانهای مالی و توسعه تجارت جهانی باید یک بانک مرکزی و یک واحد پول مشترک برای همه کشورهای جهان را ایجاد کرد. سیستمی که پول کشورهای کوچک و ضعیف می توانست در پناه آن از حملات بانکداران بزرگ جهان در امان باشد. پر واضح است که بانکداران بزرگ امریکائی و اروپائی از همان موقع قصد داشتند در آینده پول سایر کشورهای جهان را مورد تهاجم و غارت قرار دهند. در نتیجه «هری دکستر وایت» نماینده دولت آمریکا سیستم برتون وودز را پیشنهاد کرد که پس از مجادلات مهندسی شده چندین روزه پیشنهادش مورد توافق شرکت کننده گان کنفرانس واقع شد. همچنین تصمیم ایجاد دو ابزار قوی پولی و مالی یعنی «صندوق بین المللی پول» و «بانک جهانی» در همین کنفرانس اتخاذ شد.

طبق سیستم (موقت) برتون وودز «سیستم فدرال ریزرو آمریکا» عملا در جایگاه «بانک مرکزی جهان» قرار گرفت و دلار تبدیل به تنها ارز رایج در جهان شد. [تاکید بر موقتی بودن سیستم برتون وودز با اضافه کردن کلمه (موقت) از نویسنده این نوشته می باشد]. دلیل آنکه سیستم برتون وودز قرار نبود دائمی باشد حفظ اسمی ارزهای کشورهای دیگر جهان بود. زیرا قیمت ارزهای کشورهای مختلف جهان بر مبنای دلار ثابت شدند. ثابت ماندن ارزهای کشورهای جهان نسبت به دلار بدین معناست که آنها تبدیل به مشتقاتی از دلار شدند. ارزش دلار هم بر مبنای طلا مشخص شد که کنگره آمریکا قیمت آنرا هر «اونسی» (28.3495 گرم) 35 دلار تعیین کرده بود. در نتیجه پول رایج در همه کشورهای جهان تبدیل به دلار شد با «پشتوانه طلا».

تصمیماتی که در کنفرانس برتون وودز اتخاذ شد تاثیرات بنیادین و شگرفی بر سامانه جامعه جهانی گذاشت زیرا:

در این کنفرانس ایالات متحده آمریکا موفق شد با جلب توافق شرکت کنندگان سیستم مالی و پولی جهان را تصاحب کند!

چگونه دیگر کشورهای صنعتی و قدرتمند جهان تن به سیستم مالی و پولی برتون وودز دادند؟

آخر این اولین بار بود که سیستم مالی و پولی در جهان تحقق پیدا میکرد و آشکارا در انحصار آمریکا قرار میگرفت. پاسخ به این پرسش آسان است. زیرا اندکی پس از پایان جنگ جهانی شرایطی پدیدار شد که مردم آلمان را در مسیر انزوا قرار داد. هر چه آلمان منزوی تر میشد مرتبه ذهنیت  The State of Mind غریبی در آنجا تقویت میشد. بعلاوه صنایع اسلحه سازی با گذشت زمان بدون وقفه با حداکثر سرعت ممکن گسترش پیدا میکرند. مرتبه ذهنیت فاشیزم و برخورداری از ساز و برگ جنگی در وسعتی نوظهور و حیرت آور مگر میتوانست منجر به کارزاری مهیب نشود؟ اکثریت مردم آلمان مصمم و یکپارچه و مجهز به اسلحه های مدرن چنان هیبتی پیدا کردند که برخی از کشورها مانند فرانسه بدون چون و چرا تسلیم شدند و به اشغال آلمانی ها درآمدند. بکار گیری موثر انواع و اقسام ابزار کنترل ذهن در به میدان کشاندن مردم با هر آنچه در توان داشتند و بکار گیری اسلحه های مدرن به جنگ جهانی دوم چنان قدرت مخربی داد که ظرف مدت کوتاهی اکثر شهرهای اروپائی و شرق آسیا و شمال افریقا را یکی پس از دیگری ویران و نابود کرد. 70 میلیون نفر کشته و ده ها میلیون زخمی و معلول جنگی گواهیست بر وسعت تخریب و ویرانی کشورهای در گیر در جنگ جهانی دوم. آمریکا تنها کشوری بود که بغیر از حمله نیروی دریائی ژاپن به پایگاه دریائی «پریل هاربر» در هاوائی از گزند تخریب و ویرانی در جنگ جهانی دوم مصون ماند. ولی تمام شهرهای بزرگ دیگر کشورهای صنعتی ویران شده بودند. در نتیجه سایر قدرتهای جهانی دیگر رمقی برای اعتراض به آمریکای جهان خوار نداشتند.

در کنفرانس کبک که از 17 تا 24 اوت 1943 در کبک سیتی کانادا برگزار شد ژنرال دوایت آیزنهاور به سمت فرمانده  عالی نیروهای متفقین در اروپا گمارده شد و در ضمن پروژه «تیوب آلویز» که بمنظور تحقیق و تولید بمب اتمی از اوائل جنگ (قبل از پروژه منهتن آمریکا) توسط انگلستان و کانادا در جریان بود به آمریکا تحویل داده شد. روزولت حتی به نخست وزیر کانادا «ویلیام مکنزی کینگ» اجازه شرکت در مذاکرات کنفرانس کبک را نداد! اروپای ویران شده دیگر در موقعیتی قرار نداشت که با برنامه ها و سیاستهای آمریکا موافق نباشد. کشورهای اروپا عاجزانه به آمریکا التماس میکردند که هر چه زودتر جبهه دوم گشوده شود. انگلستان که تا قبل از شروع جنگ جهانی دوم امپراتور جهان بود و خورشید در قلمرو مستعمراتش غروب نمی کرد برای ترغیب آمریکا به گشایش جبهه دوم هر آنچه در توانش بود را انجام داد. با تعیین ژنرال آیزنهاور به سمت فرمانده عالی نیروهای متفقین در اروپا موافقت کرد و مضافا به تحقیقات اتمی خود پایان داد و متعهد شد بدون اطلاع و موافقت آمریکا تحقیقات جدیدی را از سر نگیرد. بعلاوه همه دارائی هایش در این زمینه از دانشمندان گرفته تا ابزار و وسائل و دانش فنی را در بست در اختیار آمریکا قرار داد!

روزولت در کنفرانس تهران (28 نوامبر تا اول دسامبر 1943) بدون مشورت با دیگران اروپای شرقی را به استالین بخشید. استالین ساده لوحانه فکر می کرد پس از جنگ میتواند در پناه «سپر دفاعی» اروپای شرقی که شوروی را از حمله مستقیم دشمنان محفوظ می کرد به ساختمان جامعه سوسیالیستی در کشورش بپردازد. غافل از آنکه نظام سلطه جهانی در تدارک جهانی دو قطبی و ایجاد بلوای عظیم «جنگ سرد» بود که زیر سایه آن جنبشهای رهائی بخش (که در بسیاری از کشورها سر بر آورده بودند) را نابود کند بعلاوه با ایجاد مترسک «خطر کمونیزم» کشورهای جهان را متشکل کرده و منابع انسانی و مادی موجود جهان را بنحو دلخواهش مورد بهره برداری قرار دهد.

در این اوضاع و احوال استالین غرق در توهم امکان ایجاد سوسیالیزم در یک کشور مشغول مماشات و سازشکاری با سرکرده امپریالیستها و خیانت به جنبشهای انقلابی جاری در بسیاری از کشورهای جهان بود. شرایطی که میتوانست با سیاست صحیح به پیروزی انقلاب جهانی منجر گردد! از جمله مشخصات این دوران ارتباطات وسیع و علنی بین ایادی شناخته شده نظام سلطه جهانی با کرملین بود. آنها با انتقال دانش فنی بسیاری از صنایع بخصوص هوائی, فضائی و اتمی به آنجا شوروی را آماده جنگ سرد میکردند. از قضا رابطه «هری دکستر وایت» (رئیس هیئت نمایندگی آمریکا در کنفرانس برتون وودز) با کرملین در حدی بود که سازمانهای اطلاعاتی آمریکا او را جاسوس شوروی می دانستند!

آیا تحت رهبری ساده لوحانه استالین و بقیه روسای حزب کمونیست شوروی سرنوشتی بجز فروپاشی می توانست در انتظار اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی باشد؟

سیستمهای مالی و پولی جهان اولین بار طبق «برنامه یانگ» با تاسیس «بانک برای حل و فصل بین المللی» بوسیله بانکهای مرکزی کشورهای آمریکا, سوئیس, آلمان, فرانسه, انگلستان, بلژیک, ایتالیا و ژاپن در «بازل» سوئیس در 17 می 1930 تاسیس شد. «اوون دانیل یانگ» سرمایه داری آمریکائی و از اعضای هیئت امنای بنیاد راکفلر بود.

پس از پایان جنگ جهانی دوم آمریکا بدون قبول هیچ مسئولیت و تعهد نسبت به جامعه جهانی کنترل تمامی پول جهان را در اختیار خود گرفت. آمریکا بعد از احراز این موقعیت ممتاز به هیچ کشوری اجازه شرکت در تصمیم گیری ها را نداده است, و مهمتر آنکه هنوز سیستم دلار را تعریف نکرده است. آمریکا آزادانه بدون اطلاع رسانی به بقیه کشورهای جهان هر دخل و تصرفی را که خواسته در سیستمهای مالی و پولی عملی کرده است. البته پس از آن شرح وظایف جدید سایر کشورها را به آنها ابلاغ کرده است!

ایالات متحده آمریکا پس از جنگ جهانی دوم با در اختیار داشتن بانک مرکزی جهان و تسلط بر پول دنیا «برنامه مارشال» را که اولین طرح عمده برای ایجاد پول و تزریق آن به اقتصاد بود را تحت لوای کمک به باز سازی شهرهای مخروبه اروپا به کشورهای اروپائی هدیه داد. برنامه مارشال کمکی بلاعوض بود که رقم سخاوتمندانه 13 میلیارد دلاری آن موجب شگفت و تقدیر مردم دنیا به خصوص خود اروپائیان شد. با توجه به محدودیت ذخیره طلای آمریکا این کمک بلا عوض آنقدرها هم سخاوتمندانه نبود زیرا عمده ترین هزینه آن برای آمریکا خرید کاغذ و مرکبی بود که در چاپ اسکناسهای بدون پشتوانه, پرداخت. البته نکته حائز اهمیت در پول اینست که ماهیت [متغیر] آن برای همه بغیر از تعداد قلیلی از بانکداران بزرگ جهانی که عرضه و کنترل آنرا در دست دارند روشن نیست.

بکار گرفتن واژه بی ربط  پشتوانه در تعریف پول صرفا به منظور گمراهی دیگران و پنهان کردن مفهوم واقعی پول میباشد!

درک این مطلب استعداد خارق العاده ای نیاز ندارد. نگاه کنید به برنامه مارشال. شکی نیست که رقم 13 میلیارد دلار مورد توافق بانکهای مذبور و حاصل محاسبات کارشناسانه و نسبتا دقیقی بوده است, که حدودا معادل هزینه بازسازی شهرهای مخروبه اروپا بود. بازسازی خرابه ها مطمئن ترین و راحت ترین طریق برای تزریق پول در جامعه می باشد.

اهمیت عمده برنامه مارشال این بود که وسیله تمرین و آموزش و ارتقا اعتماد بنفس نظام سلطه جهانی در ایجاد پول شد. تجارب حاصل از اجرائی کردن برنامه مارشال به بانکداران کلان آموخت که چگونه میتوانند دارائیهای پولی خود را افزایش دهند. فکر می کنید رقم فرا نجومی حدودا  750   تریلیون دلار که گویا مجموع دارائی های پولی جهان امروز است چگونه آفریده شده است. البته بخش بزرگی از این رقم متعلق به قرارداد های باز و تصفیه حساب نشده مربوط به مشتقات میباشد.

ایران در 18 دسامبر 1946 عضو «صندوق بین المللی پول» شد. در آنزمان هر دلار 32.50 ریال بود. ولی بعلت ناآرامی های آن سالها که متمولین و تجار پولهای زیادی را از ایران خارج کردند قیمت دلار در بازار آزاد به بیش 75 ریال هم رسید. دلیل افزایش قیمت دلار محدود بودن مقدارش بود که فدرال ریزرو آمریکا از قبل برای ایران تعیین کرده بود. اما دولت ایران قیمت رسمی دلار را همان 32,50 می دانست. که بالاخره 4 سال پس از برکناری دولت دکتر محمد مصدق و سرکوب جنبش مردم در 18 می 1957 بانک ملی قیمت دلار را به 75 ریال افزایش داد. که پس از گشایش بانک مرکزی ایران در سال 1960 تا 1971 قیمت دلار بین 60 تا 70 ریال محدود ماند. البته کشور ایران جزء استثناها بود و در اکثر کشورهای جهان تغییرات نرخ دلار یک یا دو درصد بیشتر نبود.

موقعیت منحصر بفرد دلار

در سال 1971 دلار 26 سال بود که بعنوان رکنی مهم از ساختار تجارت جهانی وسیله معاملات بین کشورهای جهان و ارز رایج در داخل آنها عمل می کرد. سخنرانی 15 اوت 1971 نیکسون که به «شوک نیکسون» معروف شد طلا را که از سال 1945 پشتوانه دلار مقرر شده بود را بی مقدمه و ناگهانی از میان برداشت. تاثیر عمده این تصمیم آمریکا بر سایر ارزها از بین رفتن ثبات ارزش آنها بود. حدود دو سال طول کشید (مارس 1973) که ارزش گذاری دلار کاملا از طلا جدا گردد و سیستم شناور نرخ تبادل ارز که تا امروز ادامه دارد جایگزین سیستم برتون وودز شود. در سیستم شناور نرخ تبدیل ارز بانکداران بزرگ ارزش پول کشورها را تعیین میکنند.

یکی از دلایل بارز دروغ بودن مفهوم پشتوانه در پول مقدار دلار موجود در جهان در زمانی است که مثلا طلا پشتوانه آن است. در سال 1966 بانک های مرکزی جهان بغیر از بانک مرکزی آمریکا مجموعا 14 میلیارد دلار ارز مرجع داشتند. درصورتیکه مقدار طلای ذخیره در آمریکا معادل 13.2 میلیارد دلار بیشتر نبود که با در نظر گرفتن مقدار 10 میلیارد دلار موجود در داخل آمریکا  فقط 3.2 میلیارد از 14 میلیارد دلار خارج از آمریکا پشتوانه طلا داشت! با این حساب 10.8 میلیارد دلار بدون پشتوانه ایجاد شده بود. از میان همه کشورهای جهان تنها سوئیس  (معادل 50  میلیون دلار) و فرانسه (معادل 191 میلیون دلار) در ازای بخشی از دلارهای خود در ماه های اول سال 1971 توانستند از آمریکا طلا بگیرند.

پرزیدنت نیکسون در همان 15 اوت 1971 به تمام کشورهای جهان اعلام کرد که آمریکا به تعهد خود نسبت به پرداخت طلا در ازای دلار خاتمه داده است. پس از بر چیده شدن قصه پشتوانه طلا و لغو ارزش پولهای کشور های جهان بر مبنای دلار قیمت پولهای موجود در جهان بصورت شناور و در بازار پول « اف ایکس یا فورکس » تعیین می شود. بازار پول بزرگترین مقر داد و ستد در جهان است که حجم معاملات روزانه اش رقم حیرت آور بیش از 5 تریلیون دلار است. یکی از ویژگی های بازار اف ایکس نداشتن مرکز و پراکندگی در سطح جهان است و دیگری آنکه از ساعت 5 بعد از ظهر روز یکشنبه که باز می شود تا ساعت 5 بعد از ظهر روز جمعه یکسره در تمامی 24 ساعت شبانه روز فعال است (به وقت نیویورک). لازم است اشاره شود که مهمترین ابزار نظام سلطه جهانی در تعدی و تهاجم به اقتصاد کشورهای دیگر همین بازار پول می باشد. امروز مهمترین عامل تعیین کننده ارزش پولهای کشور های جهان تعداد قلیلی بانکدار بزرگ میباشد. نه عرضه و تقاضا و نه هیچ مورد دیگری. 

نظام سلطه جهانی پس از تغییراتی را که در مقررات و قوانین حاکم بر سیستم مالی آمریکا ایجاد کرد (دورانی که به «مقررات زدائی مالی در آمریکا» شهرت پیدا کرد) ده ها سال است که مشغول غارت بازارهای بورس سهام, کالا و پول می باشد. بنحوی که تحت نطام پولی و مالی امروز جهان هیچ نیروئی از گزندش در امان نیست. آنها بسهولت میتوانند قیمت نفت, طلا, یورو, روبل و … تحت تاثیر قرار دهند. 

«ظهور» پترودلار

دلار از سال 1945 بعنوان ارز مرجع مهمترین وسیله رایج در تجارت جهانی بوده است. واژه غلط و انحرافی «پترودلار» اولین بار در سال 1974 توسط «ابراهیم اویس» اقتصاد دان مصری آمریکائی و «پیتر پیترسون»  وزیر بازرگانی آمریکا (1972 تا 1973) و از نزدیکان خانواده راکفلر به بخشی از دلار که مختص معاملات نفت و گاز می باشد اطلاق گردید.

قصه از این قرار است که آمریکا در سال 1973 به عربستان سعودی پیشنهاد کرد چنانچه آنها نفت خود را فقط با دریافت دلار بفروشند آمریکا وظیفه دفاع از عربستان صعودی در مقابله با هر متجاوزی را به عهده می گیرد. در ضمن فروش اسلحه به عربستان آزاد می شود. عربستان سعودی با قبول این پیشنهاد و ادامه فروش نفت بر مبنای دلار باعث «تولد» پدیده پترودلار شد. اما پترودلار که قبلا وجود داشت! و فقط شامل خرید و فروش انرژی نیز نبود و تمامی تجارت بین کشورهای جهان را شامل می شد.

نکته ای را که نظام سلطه جهانی با امضای قرارداد با عربستان از نظرها دور می کند این واقعیت است که کشورهای جهان از سال 1945 همواره نه تنها نفت مورد نیاز خود را به دلار خریده اند بلکه کلیه تجارت بین کشورهای جهان بوسیله دلار انجام پذیرفته است. در واقع دلار فقط واحد پول آمریکا نیست بلکه بخش مهم و جایگزین ناپذیر ساختار تجارت جهانی است که تازه نظام سلطه جهانی اجازه رشد کافی به آنرا نداده است. دلار تنها ارزی است که بسهولت خرید و فروش می شود و در ضمن از عمق کافی برخوردار است که این داد و ستد ها بر قیمت آن تاثیری نمی گذارند. چنین موقعیتی را 70 سال تلاش و حسن نیت همه کشورهای جهان برای دلار بوجود آورده است. لذا دلار متعلق به همه کشورهای جهان می باشد. امتیاز دیگر امن بودن معاملات مبتنی بر دلار است که مورد حمله قرار نمیگیرد. زیرا تنها دلار است که به سایر ارز های رایج کشورهای دیگر حمله ور می شود, و بعلت حجم بسیار زیادش به آسانی قادر به خود زنی نیز نمی باشد. بعلاوه چون بخشی از ذخیره بانکهای مرکزی کشورهای جهان دلار می باشد تاثیر تهاجمات آمریکا به اقتصاد کشورهای دیگر به نسبت حجم دلار موجود در آن اقتصادها کمتر می شود.

امروز که نظام سلطه جهانی سعی در اشاعه بی نظمی و اغتشاش در جهان را دارد «پترودلار» عاملی است در جهت ثبات و سهولت داد و ستد در اقتصاد جهان. و دقیقا به همین دلیل نظام سلطه جهانی قصد دارد آنرا تا آنجا که ممکن است از میان بردارد.

بنابراین قرارداد با عربستان سعودی در سال 1973 بیشتر جنبه نیرنگ دارد و ربطی به ترغیب آن در اصرار به فروش نفت در قبال دلار ندارد و شاید هم اهداف نظامی و استراتژیکی خاصی را مد نظر داشته باشد. چه آنکه سایر کشورهای جهان که قراردادی هم با آمریکا منعقد نکردند کماکان از دلار در تجارت خارجی خود استفاده کرده و می کنند. پیشنهاد آمریکا به عربستان سعودی ابزاری است به دقت مهندسی شده که کشورهای صادر کننده نفت را دچار گیجی و توهم میکند. و میتواند باعث بروز سیاستها و اقدامات نسنجیده ای شود که بی ثباتی در اقتصاد جهانی را افزایش دهد و بیشتر به زیان مردم جهان باشد تا صاحبان دلار!

پر واضح است که رهائی از سیستم پولی و مالی امروز جهان در راس اولویتهای کشورهای در حال توسعه و تحت سلطه می باشد. اما نباید مبارزات بر علیه سیستمهای مالی و پولی موجود مرحله بندی و گام به گام طراحی شود. باید کل نظام مالی و پولی یکجا کنار گذاشته شود و نظام دیگری فارغ از نفوذ سلطه گران جایگزین آن شود. در شرایط کنونی نفی دلار به تنهائی می تواند بیش از آنکه بر علیه نظام سلطه جهانی باشد به خود ما ضرر بزند!

اما جایگزینی سیستم موجود (سیستم دلار) که زندگی و ادامه حیات بخش اعظم مردم جهان در گِروی آن است می بایستی بوسیله تدوین (تا حد امکان مخفیانه) برنامه ای بی نقص و فراگیر و با کمال دقت و سنجیدگی و اطمینان کامل به پیروزی با تلاش مشترک و یکپارچه وسیعترین کشورهای جهان با قاطعیت و صراحت به اجرا گذارده شود. مدیریت تدوین چنین طرحی را حتی یک نفر و به تنهائی میتواند انجام دهد. بشرطی که شخص مذبور از میان متخصصان عالی رتبه امور بانکداری مانند رؤسا و معاونان بانکهای مرکزی انتخاب نشود.

فرصت زیادی در میان نیست باید هر چه زودتر در فکر رهائی کل سیستمهای مالی و پولی دنیا بود. نظام سلطه جهانی عملا از ژوئن 2013 دوران تحقق «بی نظمی نوین جهانی» را آغاز کرده است که به «سقوط عظیم» ختم خواهد شد. نظام مالی و پولی یکی از سلاحهای موثر آنهاست.

سعید روشندل

تهران – اردیبهشت 1395

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: