اخبار ایران و جهان

اندر زر زدنهای جماعت هپروتی – رضا رخشان

در چند روز گذشته وبعد از انتشار مطلب «کوروش وبرخی از چپها «چه بصورت مقاله وچه بصورت کامنت در صفحه فیس بوک، مورد شماتت وسرزنش قرار گرفته که چرا کوروش را دوست دارم؟ چرا گفته ام کوروش انسان عادل ومهربانی بوده است؟ و اینکه با اشاره به نوشته های مورخین یونانی وسنگ نوشته ها و لوحه های خشتی و همچنین به نقل از کتاب خانم ماری کخ، گفته ام کوروش مناسبات برده داری را برافکنده بود.راستش من کوروش را دوست دارم بخاطر این صفاتی که به او نسبت می دهند.کوروش را دوست دارم چرا که هم به ادیان ملتهای مختلف احترام می گذاشت وهمچنین فرهنگ وزبان و باورهای خود را بر کسی تحمیل نمی کرده است. در غیر این صورت، از هند و پاکستان گرفته تا اسیای میانه ،همچنین ترکیه وشمال افریقا،امروزه می بایستی به زبان فارسی تکلم کرده و دین مردمان این مناطق بیشتر زردشتی می بود.با این همه تعصبی هم ندارم واگر روزی بر من ثابت شود که این صفاتی که به کوروش نسبت می دهند یه دروغ تاریخیست.دروغی که بر اثر توطئه  مشترک و نانوشته نویسندگان یونانی از یک سو تا سنگ نوشته ها  و دانشگاه شیکاگو از سوی دیگر وتا خانم ماری کخ  بما القا شده باشد تا بخواهند فضایل دروغینی را به کوروش نسبت دهند درین صورت  باید با آن مقابله کرد و کوروش را رسوا نمود.اینکه نویسندگان یونانی با علم به اینکه در دوهزار وپانصد سال بعد بخاطر اسیب زدن به اندیشه ها و ایدئولوژی گروههای چپ و در راستای ایجاد متولوژی دروغینی که در خدمت شوونیستها و فاشیستهای  آریایی باشد دست بکار شده اند تا با برانگیختن کوروش دوستی در بین ایرانیان ،آنها را از احزاب چپ عدالتخواه وبرابری طلب جدا کنند .و دانشگاه شیکاگو هم در زمان رضاشاه و بعد از حفاریهای تخت جمشید  برای هشتاد سال بعد برنامه ریزی کرده و بهمین منظور درین توطئه مشترک سهیم شده است تا برای ایرانیان اسطوره سازی وقهرمان سازی  کنند همچنین خانم ماری کخ که در کتابش(از زبان داریوش)در مورد لغو برده داری و  حق وحقوق کارگران و معماران سازنده تخت جمشید سخن رانده است بواقع درین اتحاد مثلث در نقش مکتب سازی وایجاد حقانیت برای کوروش ظاهر شده است.خلاصه مطلب اینکه این دروغ بدین شکل طراحی وبرنامه ریزی شده است. شاید این خطوط برایتان مسخره باشد. ولی مسخره نیست نوشته سعید صالح نیا (رضارخشان ،منصور اسانلو ،بخش کارگری نهضت کوروش کبیر)همین را میگوید.در زر زدنهای بی سروته نامبرده دقیقا همین معنا استنباط میشود. رضا رخشان از موضع «کارگری» می خواهد کوروش کبیر را جامی کارگرها جا بزند! او می گوید که کوروش کبیر ضد برده داری بوده و به تمام کارکنانش حقوق می پرداخته و حتی سربازانش مزدور بوده اند (یعنی کارگر سرباز بوده اند!)
اینقدر کوروش کبیر خوب بوده که کارگرها امروزه حتی نمی توانند خواب شرایط شاهی کوروش را ببینند! يعني اینقدر کوروش کبیر کارگر نواز بوده! باور ندارید؟ اول مقاله رضا رخشان را بخوانید بعدش بروید گزنفون را بخوانید ، راضی نشدید «دانشگاه شیکاگو» که دروغ نمی گوید باز هم شک دارید بروید کتاب خانم هاید ماری کخ را بخوانید! بازم شک دارید؟ حتما چپ بیسواد هستید
این نمونه ای از حرفها مفت وبی سروته سعید صالح نیاست که متاسفانه شیوه رایج در ادبیات خیلی از چپهای امروزیست.من درین چرت نوشته ایشان هیچگونه دلیل و سند تاریخی در رد مقاله ام نیافتم.بلکه بیشتر یاوه هایست که پشت سرهم ردیف کرده است.پس بخاطر اینکه نوشته ایشان از هرگونه بحث تاریخی و حقیقی تهی است.من هم به سیاق ایشان پیش میروم.
و با کنار گذاردن برخی از اداب رایج در مناسبات بورژوایی به ایشان جواب میدهم.امثال ایشان را خوب می شناسم.موجودات بی خاصیتی که نه در بین طبقه کارگر(خدا نکنه)جایگاهی دارند وحتا نه دربین رفقای بااصطلاح چپ خارج نشین مقبولیتی دارند ولذا  برای اینکه نامشان به هر قیمتی برده شود فقط بلدند بر سر راه مردم برینند.او در حالیکه بمن نسبت راست وضد چپ و چرت وپرتها دیگر نسبت می دهد با این حال، وابستگی های ایشان در گذشته با برخی از جریانات نظامی ،تردیدهای فراوانی را در ذهن خیلی از خارج نشینها ایجاد کرده است. بعدش هم اقای صالح نیا، اگر تو مرا راست و ضد چپ می دانی ،تو کی هستی ؟این چپی(منظور گروههاو احزاب چپ خارج است ونه چپ اجتماعی وعدالت خواه که خودم را جزعی ازین خط میبینم) که تو بهش می بالی واز آن منظر بسمت ما گوز گوز تراوش می کنی مگر کیانند؟اصلا بواقع چپ اند؟که رضارخشان را راست میخوانی؟این چگونه چپی است که از جنبش ارتجاعی وتماما بورژوایی سبز که اتفاقا اکثریتشان از علاقه مندان کوروش هستند ،حمایت کرده و همه تخم مرغهایشان را در سبد آنها گذاشته است؟.این چگونه چپی است ک در کنار سردستگان امپریالیسم جهانی (اوباما ،کامرون،اولاند ونتانیاهو)شارلي ابدو میشود؟این چگونه چپیست که حامی مخالفان غربگرای بشار اسد است؟این چگونه چپی است که از حمله ناتو به لیبی حمایت کرد ؟تازه اینها نمونه های اندکی از راست روی های بعضا فاشیستی این چپ است.بابا صد رحمت به راستها و ناسیونالیستها.درین صورت خیلی خوشنودم که از دید شما ،راسیسم هستم.آقایان باور کنید بد طوری ریدین.از سوی دیگر، در روز جهانی کوروش،عده قلیلی  با شعارهای واکنشی ،که تلقی نژاد پرستی ویا شوونیستی از ان شده است (هر چند برین باورم که ماهیت این شعارها بیشتر واکنشی واحساسی بوده است)در هر صورت ،این شعارها محکوم است و باید هم جلوی این تند روی ها را گرفت.حال اگر داستان کوروش راست وحقیقی باشد(که من بدان باورمندم) ویا بقول رفقا چپ ،دروغیست که از یک توطئه تاریخی ناشی شده باشد درسی که از زندگی کوروش باید گرفت همزیستی مسالمت آمیز واحترام به دیگر اقوام وملل مختلف میباشد.در غیر این صورت، مصیبت میشود و باعث رنجش اقوام مختلف ایران میگردد.با این حال ، از روز هفتم ابان بعد و بخصوص بعد از مقاله» کوروش وبرخی از چپها»،تعدادی از افراد معلوم حال هپروتی(که ازین ببعد به انها ،نه چپ بلکه هپروتی می گویم) در یاداشتهای زشت و مزخرف و صد من یه غاز و پر از نفرت ،در افشانی کرده و این احساس به خواننده دست میدهد که گویا نویسنده از عصبانیت زیاد و سوزش ماتحت ،عقل و منطق وهمچنین متانت خود را از دست داده است.افرادی مثل سعید صالح نیا،اژدر امیری،رحمت فاتحی ومجید آذری و غیره.متاسفانه برای برخی پیری بد دردیست .آقاجان پیر شدین.برین استراحت. موقع بازنشستگیتان فرا رسیده است.از شما دیگر کاری ساخته نیست.
با ارزوی بازنشست شدن  جماعت هپروتی
رضارخشان
16/8/95
 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: