اخبار ایران و جهان

جنگ های اقتصادی امپریالیسم آمریکا علیه دوست و دشمن

usa_jeams_petras

اهداف حمله اقتصادی آمریکا ازجمله مراکز قوه محرکه اقتصادی کشورهایی مانند روسیه، چین، آلمان، ایران و عربستان سعودی، هم چنین سوریه، یمن، ونزوئلا، کوبا و منطقه دونباس اوکراین است سازش آمریکا اتحادیه اروپا و ایران به جنگ تجاری واشنگتن علیه تهران پایان نداد. علیرغم توافق ایران برای ازبین بردن تأسیسات غنی سازی صلح آمیز اورانیوم و برنامه های تحقیقات هسته ای خود، واشنگتن سرمایه گذاری با ایران را مسدود کرده است و تلاش می کند که روابط تجاری را تضعیف نماید، در حالی هنوز میلیاردها دلار دارایی های دولت ایران را نگه داشته، که از زمان سرنگونی شاه، از سال ۱۹۷۹ بلوکه کرده است. با این وجود، کمیسیون تجارت آلمان یک توافق تجاری سه میلیارد دلاری را با ایران در اوایل اکتبر۲۰۱۶ امضاء کرد و از آمریکا خواست تا به تعهدات خود با تهران عمل کند – که تا حال فایده ای نداشته است.ایران علیرغم تحریمات آمریکا، بازارها و تجارت با آلمان، روسیه، چین و اتحادیه اروپا را بدست آورده استبازار میلیارد دلاری ایران به دنبال همه چیز از هواپیماهای تجاری گرفته تا ماشین آلات معدن ست. در حالی که رقبای اروپایی و آسیایی در حال امضای قراردادهایی با ایران هستند، بخاطر ادامه اعمال عملا تحمیل تحریمات اوباما معاملات تجاری عظیمی با شرکت های آمریکایی از دست داده رفته اند.

جنگ های اقتصادی امپریالیسم آمریکا علیه دوست و دشمن

نوشته: جیمزپتراس

برگردان: آمادور نویدی

جنگ های اقتصادی جهانی واشنگتن

مقدمه:

واشنگتن متجاوزانه، در طول اغلب دو دهه گذشته، بطور مستقیم و یا از طریق کمک های نظامی به متحدان منطقه ای و پروکسی های خود، جنگ های اقتصادی و نظامی را علیه حداقل نُه کشور، به راه انداخته است. نیروهای هوایی و زمینی آمریکا کشورهای افغانستان، عراق، پاکستان، لیبی، سومالی، سوریه، یمن و لبنان را بمباران کرده و یا به آن ها حمله برده اند.

واشنگتن اخیراً جنگ اقتصادی خود را علیه رقبای اقتصادی بزرگ و هم چنین علیه کشورهای ضعیف تشدید کرده است. آمریکا دیگر انگیزه تجاوزکارانه خود را به اقتصاد کشورهای پیرامونی در خاورمیانه، آمریکای لاتین و آسیای جنوبی محدود نمی کند: آمریکا جنگ های اقتصادی خود را علیه قدرت های جهانی در آسیا، اروپای مرکزی و شرقی و کشورهای خلیج فارس اعلام کرده است.

اهداف حمله اقتصادی آمریکا ازجمله مراکز قوه محرکه اقتصادی کشورهایی مانند روسیه، چین، آلمان، ایران و عربستان سعودی، هم چنین سوریه، یمن، ونزوئلا، کوبا و منطقه دونباس اوکراین است.

بین جنگ نظامی و اقتصادی یک تمایز فزاینده نازک تر قابل تشخیص وجود دارد، در حالی که آمریکا بارها از یکی به سوی دیگری حرکت می کند، به ویژه وقتی که تجاوز اقتصادی منجر به «تغییر رژیم» نشده است – مانند مورد کمپین تحریم علیه عراق که منجر به حمله ویرانگر و نابودی آن کشور گشت.

در این مقاله، ما استراتژی ها و تاکتیک های اساسی جنگ اقتصادی واشنگتن، موفقیت و شکست، و عواقب سیاسی و اقتصادی را به نسبت به کشورهای هدف و ثبات جهانی بررسی می کنیم.

جنگ اقتصادی واشنگتن و قدرت جهانی

در حالی که آمریکا کمپین اقتصادی را علیه دشمنان هدف قرار گرفته و حتی علیه متحدان بلند مدت خود تعقیب می کند، از سلاح های تاکتیکی گوناگونی استفاده کرده است.

دو تا از به اصطلاح متحدان آمریکا، آلمان و عربستان سعودی، توسط دولت اوباما و کنگره آمریکا مورد حمله قرار گرفته، و از طریق دستکاری «قانونی»، سیستم های مالی و منابع خارج کشور آنها را نشانه گرفته اند. این سطح از تجاوز علیه قدرت های مستقل، قابل توجه و گستاخانه است. در سال ۲۰۱۶، وزارت دادگستری آمریکا یک جریمه ۱۴ میلیارد دلاری را علیه بانک بین المللی بزرگ آلمان، دویچه بانک به اجرا گذاشت، که منجر به هرج و مرج در بازار سهام آلمان شد، قیمت سهام را تا ٪۴۰ پائین کشید و سیستم مالی آلمان را بی ثبات ساخت. این حمله بی سابقه بر بانک بزرگ یک متحد در تلافی مستقیم علیه حمایت آلمان از ۱۳ میلیارد دلار خراج مالیات کمیسیون اروپا علیه فرار مالیاتی شرکت بزرگ آمریکایی اپول برای حقه بازی مالی بدنام خود در ایرلند بود.

رهبران کسب و کار و سیاسی آلمان بلافاصله لفاظی قانونی واشنگتن را برای آنچه بود رد کردند: اقدامات تلافی جویانه دولت اوباما را به منظور حفاظت از فرار مالیاتی آمریکا و پولشویی شرکتهای بزرگ چند ملیتی دانستند.

رئیس کمیته اقتصادی مجلس آلمان اعلام کرد که تلاش زشت آمریکا برای اخاذی از دویچه بانک تمام عناصر یک جنگ اقتصادی را داشت. او اشاره کرد که واشنگتن « چنانچه به نفع اقتصادی خودش باشد، یک سنت تاریخی برای استفاده از هر گونه فرصت طلبی در به راه انداختن چیزی دارد که منجر به یک جنگ تجاری شده استو «ادعای خسارت گزاف» علیه دویچه بانک یک نمونه تنبیهی بود. تحریم های اقتصادی آمریکا علیه برخی از شرکای تجاری بزرگ آلمان ، مانند روسیه، چین و ایران، ایجاد تاکتیکی دیگر برای تضعیف اقتصاد صادراتی عظیم آلمان است. از قضا، وقتی که به جنگ های آمریکا علیه سوریه، افغانستان و عراق می رسد، که میلیون ها نفر پناهنده را به اروپا رانده و باعث ایجاد خرابی سیستم سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آلمان شده و دولت «متحد» آنجلا مرکل را تهدید به سرنگونی می کند، آلمان هنوز «یک متحد با ارزش» درنظر گرفته می شود.

وقتی که کنگره آمریکا قانونی را تدوین و تصویب کرد تا قربانیان آمریکایی تروریست های اسلامی، به ویژه مرتبط با حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، حق شکایت از دولت عربستان داشته باشند و دارایی های خارج از کشورش را که شامل «وجوه مستقل» بسیار زیاد پادشاهی می شود، مصادره کنند، این عمل آمریکا به منزله نقض خودسرانه و آشکار حاکمیت عربستان است، و یک جنگ اقتصادی – قضایی را علیه نزدیک ترین متحد خود در منطقه خلیج فارس راه اندازی کرده است. این قانون جعبه پاندورای جنگ اقتصادی را باز می کند که فوراً به قربانیان اجازه می دهد از هر دولتی برای حمایت از تروریسم شکایت کنند، از جمله آمریکا! رهبران سعودی بلافاصله با تهدید به خروج میلیاردها دلار دارایی خود از خزانه آمریکا و سرمایه گذاری ها واکنش نشان دادند.

تحریم های اقتصادی امریکا علیه روسیه جهت تقویت خفه گاه اقتصادی اروپایی خود طراحی شده است که متکی به تجارت با روسیه اند. این به ویژه باعث تضعیف روابط تجاری آلمان و لهستان با روسیه شده است، که بازار بزرگی برای صادرات صنعتی آلمان و محصولات کشاورزی لهستان است. در اصل، تحمیل تحریم های اقتصادی آمریکا علیه مسکو قرار بود برای آسیب رساندن به مصرف کنندگان روسی باشد، تا باعث تحریک ناآرامی های سیاسی گردد و منجر به «تغییر رژیم» شود. در واقع، ناآرامی هایی که برانگیخته است، بطور عمده در میان صادرکنندگان اروپایی است، که قراردادهای آنها با روسیه را از بین برده و میلیاردها دلار ضرر کرده اند. علاوه براین، در حالی که واشنگتن به سوی رویکرد نظامی بیشتر «روی آورده»، آب و هوای سیاسی و دیپلماتیک بین اروپا و روسیه رو به وخامت گذاشته است.

نتایج در آسیا حتی بیشتر سئوال برانگیز ست: کمپین اقتصادی واشنگتن علیه چین به دو مسیر ناشیانه حرکت کرده است: معاملات زیان رسان با کشورهای آسیایی و اقیانوسيه و افزایش محاصره نظامی مسیرهای تجارت دریایی چین توسط آمریکا.

رژیم اوباما جک لو، وزیر خزانه داری را جهت ترویج مشارکت ترانس پاسیفیک (ت ت پ) به یک دوجین از کشورهای منطقه اعزام کرد، که آشکارا شامل چین، بزرگ ترین قدرت اقتصادی نمی شود. کنگره آمریکا با یک تودهنی به دولت در حال خروج اوباما، نمایش سلاح اقتصادی او، ت پ پ را علیه چین رد کرد.

در همین حال، اوباما فیلیپین «متحد» سابق خود و ویتنام را «تشویق کرد» تا از چین برای نقض قوانین دریایی بر روی مسئله مناقشه «جزایر اسپارتلی» در دیوان دائمی داوری شکایت کنند. ژاپن و استرالیا با هدف اخلال در مسیر تجاری چین معاهدات نظامی و توافقات پایگاهی با پنتاگون به امضاء رساندند. باصطلاح «محور آسیا» ی اوباما کمپینی شفاف برای جلوگیری از بازارهای چین و شرکای تجاری او در آسیای جنوب شرقی و کشورهای پاسیفیک آمریکای لاتین است. جنگ اقتصادی آشکار واشنگتن منجر به سیلی سخت تعرفه های وارداتی بر صادرات صنعتی چین، به ویژه بر فولاد و لاستیک شد. آمریکا همچنین یک ناوگان دریایی و هوایی تقویت شده برای «مانورهای مشترک» در مسیرهای تجاری منطقه ای و قابل دسترس چین برای نفت مورد احتیاج در خلیج فارس فرستاد، که باعث شعله ور شدن «تنش جنگ» می شود.

در پاسخ به تجاوز وقیحانه واشنگتن، دولت چین ماهرانه بانک سرمایه گذاری زیرساخت آسیا (ای آی آی ب) را تأسیس نمود که بیش از پنجاه کشور مشتاق عقد قرارداد برای تجارت پرسود و معالات سرمایه گذاری با پکن هستند. موفقیت شگفت انگیز بانک سرمایه گذاری زیرساخت آسیا نشانه خوبی برای «هژمونی محور پاسیفیک» اوباما نبود.

به اصطلاح سازش آمریکا اتحادیه اروپا و ایران به جنگ تجاری واشنگتن علیه تهران پایان نداد. علیرغم توافق ایران برای ازبین بردن تأسیسات غنی سازی صلح آمیز اورانیوم و برنامه های تحقیقات هسته ای خود، واشنگتن سرمایه گذاری با ایران را مسدود کرده است و تلاش می کند که روابط تجاری را تضعیف نماید، در حالی هنوز میلیاردها دلار دارایی های دولت ایران را نگه داشته، که از زمان سرنگونی شاه، از سال ۱۹۷۹ بلوکه کرده است. با این وجود، کمیسیون تجارت آلمان یک توافق تجاری سه میلیارد دلاری را با ایران در اوایل اکتبر۲۰۱۶ امضاء کرد و از آمریکا خواست تا به تعهدات خود با تهران عمل کند – که تا حال فایده ای نداشته است.

آمریکا در ارسال ناوگان نیروی دریایی هسته ای خود به خلیج فارس تنهاست و روابط تجاری را تهدید می کند. حتی پادشاهی عربستان سعودی، دشمن دیرینه جمهوری اسلامی ایران، در جلسه اخیر اوپک با توافق نامه تولید نفت ایران موافقت کرده است.

اعلام جنگ اقتصادی واشنگتن علیه دو تا از مهمترین متحدان قدرتمند استراتژیک خود، آلمان و عربستان سعودی و سه تا از قدرت های جهانی رقیب در حال ظهور، رقابت اقتصادی آمریکا را فرسوده ساخته، باعث تضعیف دسترسی اش به بازارهای سودآور گشته و وابستگی اش را به استراتژی های نظامی تهاجمی بر دیپلماسی افزایش داده است.

چیزی که درباره سبک جنگ اقتصادی واشنگتن قابل توجه و مبهم است، آن ست که چه گونه این جنگ های اقتصادی برای اقتصاد آمریکا پرهزینه و برای متحدان آمریکا، با سود واقعی بسیار کم بوده است.

شرکت های نفتی آمریکا به خاطر تحریم های اوباما میلیاردها دلار در معاملات بهره برداری مشترک با روسیه از دست داده اند. بانکداران، صادر کنندگان کشاورزی، شرکت های با فن آوری بالای آمریکا فقط برای «تنبیه» روسیه به خاطر رژیم کودتا و به شدت فاسد و ورشکسته در اوکراین، فروش های سودآوری را از دست داده اند.

شرکت های چند ملیتی آمریکا، به ویژه آن هایی که درگیر در ساحل حمل و نقل و کشتی سازی پاسیفیک، صنعت فن آوری سیلیکون والی و تولید کنندگان صادرات کشاورزی ایالت واشنگتن هستند، توسط توافقات تجاری آمریکا که شامل چین نباشد، تهدید شده اند.

بازار میلیارد دلاری ایران به دنبال همه چیز از هواپیماهای تجاری گرفته تا ماشین آلات معدن ست. در حالی که رقبای اروپایی و آسیایی در حال امضای قراردادهایی با ایران هستند، بخاطر ادامه اعمال عملا تحمیل تحریمات اوباما معاملات تجاری عظیمی با شرکت های آمریکایی از دست داده رفته اند.

علیرغم وابستگی واشنگتن بر دانش فن آوری آلمان و سرمایه گذاری های دلار نفتی سعودی به عنوان کلیدی برای جاه طلبی های جهانی خود، سیاست های غیرمنطقی اوباما به تضعیف تجارت آمریکا ادامه می دهد.

واشنگتن در جنگ های اقتصادی علیه «قدرت های اقتصادی کم تر» درگیر بوده است که با این حال نقش های سیاسی مهمی در مناطق خود بازی کرده اند. آمریکا تحریم اقتصادی کوبا را حفظ می کند؛ تجاوز اقتصادی علیه ونزوئلا به راه می اندازد و تحریمات اقتصادی علیه سوریه، یمن و منطقه دونباس در اوکراین شرقی را تحمیل می کند. در حالی که این کشورها از نظر ضرر اقتصادی برای منافع کسب و کار آمریکا پرهزینه نیستند، آنها نفوذ ایدئولوژیک و سیاسی قابل توجهی در مناطق خود اعمال می کنند، که جاه طلبی های آمریکا را تضعیف میکند.

نتیجه گیری

متوسل شدن واشنگتن به جنگ های اقتصادی مکمل تقویت نظامی ساختمان امپراتوری او ست.

اما جنگ های اقتصادی و نظامی گزاره ها را از دست می دهند. در حالی که آمریکا ممکن ست چند میلیارد دلار از دویچه بانک بیرون بکشد، اما در روابط با صنایع ، سیاستمداران و سرمایه داران مالی آلمان در دراز مدت، در مقیاس بزرگ خیلی بیشتر از دست می دهد. به این خاطر که آلمان در شکل دادن سیاست های اقتصادی در اتحادیه اروپا نقش کلیدی دارد، این شرایط بسیار بحرانی است. وقتی که کمیسون اروپایی تحقیقات کنونی خود را به اتمام برساند، عمل شرکت های بزرگ چند ملیتی آمریکا که به دنبال بهشت های مالیاتی خارج از کشور در اتحادیه اروپا هستند ممکن ست به پایان پرزحمت برسد. آلمان ها ممکن ست نسبت به رقبای آمریکایی خود بیش از حد همدرد نباشند.

مشارکت ترانس پاسیفیک (ت پ پ) اوباما نه فقط فروپاشیده است، بلکه چین را را مجبور ساخته است تا بازارهای جدیدی برای تجارت و همکاری با کشورهای آسیا و پاسیفیک باز کنددرست جهت مخالف هدف اصلی منزوی کردن پکن. بانک سرمایه گذاری و زیرساخت آسیایی چین (ای آی آی بی)، ۴ برابر بیشتر شرکت کننده از ت پ پ واشنگتن جذب کرده است و پروژه های زیرساخت گسترده ای برای اتصال بیشتر کشورهای آسه آن را به اقتصاد چین تأمین مالی کرده است. رشد ٪۶.۷ اقتصادی چین، بیش از سه برابر رشد ٪۲ آمریکا ست. از این بدتر، در حالی که چین، روابط اقتصادی و قراردادهای همکاری با تایلند، فیلیپین، پاکستان، کامبوج و لائوس را عمیق تر کرده است، واشنگتن قابل اطمینان ترین متحدان تاریخی خود را برای دولت اوباما بیگانه ساخته است.

ایران علیرغم تحریمات آمریکا، بازارها و تجارت با آلمان، روسیه، چین و اتحادیه اروپا را بدست آورده است.

درگیری سعودی و آمریکا هنوز باید بازی شود، اما هر گونه تشدید تعقیب قانونی علیه پادشاهی منجر به از دست رفتن صدها میلیارد دلار سرمایه گذاری در آمریکا می شود.

در واقع، کمپین جنگ اقتصادی اوباما ممکن ست منجر به جنگ نظامی پرهزینه تر بی پایان و از دست دادن مشاغل و سودها برای اقتصاد آمریکا بشود. واشنگتن بشدت منزوی شده است. تنها متحدانی که از تحریمات اقتصادی اش حمایت می کنند، قدرت های درجه دو و سه، مانند لهستان و انگل های فاسد کنونی در اوکراین هستند. تا زمانی که لهستانی ها و اوکراینی ها بتوانند از صندوق بین المللی پول(آی ام اف) «تلکه» بکنند و از اتحادیه اروپا و آمریکا «وام» بگیرند، آنها مشوق اتهام اوباما علیه روسیه خواهند بود. اسرائیل، تا زمانی که بتواند حریصانه ۳۸ میلیارد دلار اضافی را در «کمک» از واشنگتن قورت بدهد، بزرگ ترین حامی جنگ علیه ایران باقی می ماند.

واشنگتن میلیاردها دلار از دلارهای مالیات دهندگان آمریکایی را برای پایگاه های نظامی خود در ژاپن، فیلیپین و استرالیا خرج می کند تا سلطه خود را بر منطقه آسیا و پاسیفیک حفظ کند. اگرچه، متحدان او، در چشم انداز برای تجارت و معاملات سرمایه گذاری زیرساختی بیشتر با چین، دهانشان آب افتاده است.

جنگ اقتصادی برای واشنگتن کارساز نیست. برای این که اقتصاد آمریکا نمی تواند رقابت کند، به ویژه زمانی که به متحدان و شرکای سنتی خود حمله می کند. متحدان منطقه ای او مشتاق پیوستن به بازارهای «ممنوع شده» و مشارکت در پروژه های سرمایه گذاری بزرگ با بودجه چین هستند. رهبران آسیا بطور فزاینده ای واشنگتن و «محور نظامی» اش را از نظر سیاسی غیرقابل اعتماد، ناپایدار و خطرناک می بینند. پس از اعزام هیئت اقتصادی دولت فیلیپین به چین، باید منتظر کشورهای دیگری برای «پریدن از کشتی» باشیم (اصطلاح انگلیسی، یعنی فرار برای نجات جان و مال خود – م).

جنگ اقتصادی علیه دشمنان اعلام شده تنها زمانی می تواند موفق شود که آمریکا متعهد به تجارت آزاد با متحدان خود باشد، به تحریمات تنبیهی و فشار برای پیمان های تجاری منحصر بفرد که اقتصاد متحدان او را تضعیف میکند، پایان دهد. بعلاوه، واشنگتن باید به آذوقه رسانی هوی و هوس منافع خاص داخلی پایان دهد. در نبود این تغییرات شکست کمپین اقتصادی او فقط می تواند منجر به جنگ نظامی شود– (چشم اندازی ویرانگر برای اقتصاد آمریکا و صلح جهانی.

درباره نویسنده:

جیمز پتراس، استاد بارتل (بازنشسته) جامعه شناسی در دانشگاه بینگهامتون، نیویورک است. آدرس سایت اینترنتی:

http://petras.lahaine.org/

برگردانده شده از:

Washington’s Global Economic Wars,

By James Petras

http://petras.lahaine.org/?p=2107

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: