اخبار ایران و جهان

گفتگو با رهبران کارگری

arbeiter_karegar

گفتگو با رهبران کارگری

نوید غلامی

مقدمه

مصاحبه ی زیرگفت وگویی است با یک کارگری که درخدمت شرکتی وابسته به جهادسازندگی بود که به علت عقب افتادن دستمزدها وشرایط فلاکت باراقتصادی کارگران آن قسمت، به همراه کارگران دیگر دست به اعتراض وتحصن زدند.این مصاحبه گفت وگویی است بایکی ازکارگرانی که درصف اول این اعتراض قرارداشت .نگاهی دوباره به تجربه کارگران معترض درشرکت جهادسازندگی وتجاربشان می تواند برای طبقه کارگرنکات خوبی داشته باشد.اعتصاب واعتراض وتحصن کارگری براستی پدیده ی پیچیده ایی است وآمادگی وبرنامه ریزی وسازماندهی هوشیارانه ایی می طلبد. ازنحوه ی برخورد باپلیس سرمایه، تا مذاکره وانتخاب نماینده به وسیله کارگران چالش هایی به همراه دارد که کارگران درمتن اعتراض واعتصاب با آن آشنا شده وهمچنین می آموزند.

***

نوید غلامی: اجازه بدید اولین سوال خود را از اینجا شروع کنم که کارخانه، یاجایی که شما کارمی کردید،کدام شهربود وچه کارمشخصی راانجام می دادید؟(تاهمین اول یه آشنایی بامحیط کاروحرفه ات داشته باشیم)

پاسخ: جایی که ماکارمی کردیم، کارخانه نبود. آنجا کارفرمای ما ،دراصل جهادسازندگی بود. یک شرکت پیمانکاری وابسته به جهادسازندگی ،که کارکارگران آنجا کندن تونل وریل کشی وهمچنین در کارهای دیگری که مربوط به احداث راه آهن مشغول بودند. ماچند کیلومترنرسیده به تبریز، منطقه ایی بود به اسم سرچم که حدفاصل بین میانه وتبریز،که آنجا کارمی کردیم.

نوید غلامی:

شماخودتان کدام بخش کارمی کردی ؟آیاشرکت دولتی بود یاخصوصی؟

پاسخ:من خودم قسمت نقشه برداری کارمی کردم وهمان طورکه گفتم شرکت وابسته به جهادسازندگی بود. ودرواقع جهادسازندگی پروژه ی ریل گذاری رابه یک شرکت پیمانکاری سپرده بود. واینکه به نوعی نیمه دولتی بود.

نوید غلامی:

دستمزدکارگران چه قدربود وشما ازچه سالی آنجامشغول به کاربودید؟

پاسخ: دستمزدکارگران طبق قانون کاربود. ولی من به خاطرمهارت وکمی کارتخصصی تر،دستمزدم بیشتربود. واینکه من ازسال ۱۳۹۱قرارداد نوشتم ومشغول کارشدم.

نوید غلامی:

به خاطرشرایط کارتان، سختی کارهم می گرفتید یا نه؟

پاسخ: نه سختی کارنمی گرفتیم. شرایط جوی طوری بود که همیشه نمی توانستیم کارکنیم .در آن هوای سرد تبریزکه زمستان وپاییزاکثرروزها برف وباران می بارد. اگرهوا خراب می شد، کارماهم تعطیل میشد. و روزهایی که کارنمی کردیم ،حقوق هم نمی گرفتیم. یعنی عملا روزمزد بودیم.

نوید غلامی:

محل زندگی خودت هم نزدیکی های راه آهن بود؟

پاسخ: خانه مان با راه آهن پانزده دقیقه فاصله داشت ونزدیک محل کارم بود. بعدازاینکه اعتصاب واعتراض کردیم ،از آنجا آمدم تهران.

نوید غلامی:

ازاعتراض کارگران آنجا بگو؟ چی شد که اعتراض کردید؟

پاسخ: ببینید ،شرایط خیلی سختی بود. آنجامعمولا دستمزدها ۴تا۵ماه عقب می افتاد.تازه بعدازپنج ماه حقوق یک ماه مان رابه مامی دادند. یعنی شرایط این جوری بود که همین طوری دستمزدهامان دست کارفرما می ماند.

نوید غلامی:

پس معمولا حقوق ها عقب می افتاد.کارگران دیگر، نسبت به این وضعیت چطورنگاه می کردند وچی فکرمی کردند؟ باهم سراین مشکلات بحث هم میکردید؟

پاسخ: ببینیداصلا روال آن شرکت این بود که دستمزد کارگر، پنج شش ماه پرداخت نمی شد. وهمیشه پنج شش ماه حقوق طلبکاربودیم. تازه عیدی وسنوات ماراهم نمی دادند. ما مرتب باکارگران دیگر نماینده می فرستادیم تا این خواست هایمان رابه گوش پیمان کاراصلی برساند. وهربارکه می رفتیم ،میگفتند درست می شود. جهاد بودجه نمی دهد و

نوید غلامی:

به خاطراینکه جواب قانع کننده ایی ازسمت کارفرما نگرفتید دست ازکارکشیدید واعتصاب کردید؟

پاسخ: نه این طورنبود.ماباشرایط داشتیم می ساختیم. ومدام هم باکارفرما ونمایندگانش صحبت میکردیم وحرفها ومشکلاتمان رابهشان می گفتیم. ولی بعدازیک سال با اینکه ما شش ماه حقوق طلب داشتیم وهمین طورعیدی وسنوات این دوسال ما را نداده بودند، به همه کارگرها گفتند، شرکت تعطیل است. وبیاید تسویه کنید.جالب اینجاست که ماباید امضا ی تسویه را میزدیم ولی بدون حقوق ودستمزدهایمان که عقب افتاده بودند.

نوید غلامی:

یعنی کارفرما گفت که اخراج اید ودستمزدهایی که عقب افتاده بودند راهم نمی خواست پرداخت کند؟

پاسخ: بله! ومی گفت دولت بودجه نداده وکارگران بایستی تسویه کنند وشش ماه دیگر بیاند برای گرفتن مطالباتشان، مثل حقوق ومزایاو… . ما کارگران بین خودمان گفتیم ، اگر ما امضا کنیم وبریم، به خاطراینکه مدرکی دستمان نداریم، نمی توانیم به حقوقمان برسیم .که همه کارگرها بااین حرف من موافقت کردند. وتصمیم گرفتیم که نماینده بفرستیم، برود پیش کارفرما که دونفرازبین ما رفتند دفترکارفرما وگفتندعیدی وسنوات ومزایای دیگر را نمیخواهیم! سگ خورد!!!همون شش ماه حقوق عقب افتاده ماروپرداخت کنید.ماراضی می شویم وپای برگه تسویه هم امضا می زنیم.

نوید غلامی:

وقتی که نماینده فرستادید واین حرفها رازدید ،جواب کارفرما چی بود؟

پاسخ: ماحتی بعد ازآن هم نماینده هایمان را پیش فرماندارهم فرستادیم وهمه شان می گفتند که حقوقتان دست ما نیست. دست دولت است. ودولت بودجه نریخته، درصورتی که بودجه دولت را شرکت صرف خرید ماشین آلات ودستگاههای جدید کرده بود.

نوید غلامی:

بعدش اعتراضاتتان به کجارسید، وچه کارکردید؟

پاسخ:ماگفتیم این طوری نمی شود! جمع شدیم جلوی درب کارفرمایی. وگفتیم که ما نه برگه تسویه راامضامی کنیم، نه ازمحل کارمان تکان می خوریم؛ تااینکه به خواسته هایمان رسیدگی کنید. حتی فرماندارهم آمد برای ما حرف زد.

نوید غلامی:

فرمانداردرجواب به این خواست روشن شما که دستمزدهایمان چی میشود، چه گفت؟

پاسخ: همان حرفهای تکراری! سعی داشت مارا بفرستد خانه. ولی مامصمم شده بودیم که تاوقتی که دستمزدهایمان رانگرفته باشیم، نباید متفرق بشیم . چندساعت بعد مامورهای انتظامی وبعداش هم چندتا لباس شخصی آمدند ویکی شان ازمن که صف اول هم ایستاده بودم، عکس گرفت . کارفرما یک ساعت بعد گفت، نماینده هاتان رابفرستید تابا هم صحبت کنیم. تابه توافق برسیم. ازآن طرف، ازدست ما به خاطرشلوغی و برهم زدن نظم وامنیت شکایت کرده بودند ومامور خبرکرده بودند.

نوید غلامی:

عکس العمل مامورهای انتظامی وامنیتی چه بود؟

پاسخ:مامورین، من ویکی دیگر ازکارگرها رادستگیرکردند. ازهمان اول دنبال این بودند که بدانند چه کسانی این اعتراض رابه اصطلاح راه انداخته، وبه قول خودشان «عامل این شلوغی» چه کسانی بودند. که مادونفر را دستگیرکردند ،که اگر کارگرهای دیگر دخالت نکرده بودند، معلوم نبود ما دونفر را کجا می بردند.

نوید غلامی:

نماینده هایتان که رفتند دفترکارفرما، چه نتیجه ایی گرفتند؟

پاسخ: بعدازاین همه دردسر واینکه ما دونفرراازدست مامورها نجات دادیم ،ودرگیرهم شدیم .نماینده هایمان هم راضی شدند که کارگران یک چک برای چهارماه دیگر ازشرکت بگیرند، وبرگه تسویه حساب راامضا بزنند. که البته این چک شامل سنوات ومزایا نمی شد وفقط دستمزد عقب افتاده این مدت راشامل می شد.

نوید غلامی:

الان فکرنمی کنی که می توانستید تمامی مطالبات خودتان رادریافت کنید؟ شرایط برای این کارمحیارنبود؟

پاسخ: مامجبورشدیم. همین را هم به زورگرفتیم. درثانی کارفرما به کارگران قول داد که درآینده با آنان دوباره قرارداد ببندد وکارگران را دوباره استخدام کند. که ازهمان اول برای من روشن بود که وعده ی کارفرماست. وهیچ وقت این کاررانخواهدکرد.

نوید غلامی:

درآخرمی خواهم بپرسم که به نظرتان طبقه کارگردرمقابل این همه بی عدالتی وسیاست های ضدکارگری دولت وکارفرما، که مدام به ضرر کارگرقانون وتبصره وضع میکنند چه باید باشد؟

پاسخ :ببینید بستگی به موقعیت دارد. شرایط برای کارگرها خیلی سخت است. تا کارگربخواهد حرف اش رابزند، ومطالبات اش رابخواهدبگوید، مامورامنیتی ودستگاه انتظامی ومشغول به کارمی شوند. ولی چاره ایی هم نیست. بایستی دربرابراین نوع سیاستها جامعه بی توجه نباشیم.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: