اخبار ایران و جهان

دولت و انقلاب در ایران – پیشگفتار مازیار رازی به دولت انقلاب

دولت و انقلاب  در ایران

پیشگفتار مازیار رازی به دولت انقلاب اثر لنین

لنين کتاب «دولت و انقلاب» را در اوت- سپتامبر ۱۹۱۷ در مخفی گاه خود به رشته تحرير در آورد. انديشه ی ضرورت تنظيم تئوريک مسأله دولت در نيمه ی دوم سال ۱۹۱۶ توسط لنين اظهار شده بود. در همان زمان بود که مقاله ی «انترناسيونال جوانان» را نوشت و در آن خط مشی انحرافی بوخارين را درباره ی مسأله ی دولت مورد انتقاد قرار داد و وعده کرد مقاله مفصلی در باره روش مارکسيزم نسبت به دولت بنويسد.

شناخت ماهیت دولت همواره یکی از مسایل محوری مارکسیسم بوده است. لنین در این کتاب به درستی به یکی از مسایل اساسی آن دوره اشاره کرده و در مقابل انحرافات موجود مقابله می کند. کتاب «دولت و انقلاب» لنین برای شناخت دولت سرمایه داری در ایران بسیار حائز اهمیت است. زیرا در جامعه ما نیز اختشاش و سردرگمی در مورد دولت سرمایه داری همواره توسط گرایشات سانتریست و خرده بورژوا و استالینیست وجود داشته است.

در واقع می توان اذعان داشت که بدون شناخت ماهیت دولت سرمایه داری، ماهیت انقلاب آتی و رهبری آن انقلاب نیز مورد درک دقیق قرار نمی گیرد. برخی مفهوم دولت را با حکومت اشتباه می گیرند. با استبداد سرمایه داری مخالفند اما از نهادهای موجود در آن حمایت می کنند. دولت سرمايه داری از ديدگاه مارکسيستی بسيار فراتر از اين هاست. فردريک انگلس به درستی تعريف دولت را به «دسته افراد مسلح» خلاصه می کند. بی شک دولت افزون بر مسلح ساختن طبقه حاکم و خلع سلاح کردن طبقات توليد کننده، کارکردهای ديگری نيز دارد. اما در تحليل نهائی، کارکرد دولت اِعمال زورِ بخشی از جامعه عليه بخشی ديگر است. هيچ چيز در تاريخ به اين نظریه بورژوا- ليبرال صحه نمی گذارد که دولت از يک «قرار داد» و يا يک «پيمان» ناشی شده که تمامی اعضای جماعت آزادانه آن را پذيرفته اند. همه چيز نشانگر آن است که دولت برآيند زور و قهری است که عده ی قليلی عليه سايرين اعمال می کند.

هر چند که در تحليل نهائی، دولت دسته ای از افراد مسلح است و هر چند که قدرت طبقه حاکم در وهله ی نهائی متکی بر جبر قهرآميز است، با اين همه دولت نمی تواند خود را منحصراً به اين جبر محدود سازد. جامعه طبقاتی ای که فقط از راه قهر مسلحانه پايدار است، در وضع جنگ داخلی دايمی، يعنی در منتهی درجه بحران، به سر می برد.

بنابر اين برای تثبيت حاکميت يک طبقه بر طبقه ای ديگر، برای هر مدتی  که باشد، مطلقاً ضروری است که توليد کنندگان، يعنی اعضای طبقه تحت   يوغ استثمار، تصرف افزونه توليد اجتماعی توسط اقليت را به منزله امری اجتناب ناپذير، جاودانی، و به حق بپذيرد. از همين روست که دولت صرفاً عامل اختناق نيست، بلکه عامل ادغام ايدئولوژيک نيز هست. اين کارکرد را «سازندگان ايدئولوژی» به عهده دارند. بيشتر افراد به کمک تبلیغاتی که در مدرسه يا در مساجد آموخته اند، و افزون بر اين به کمک آرائی که از تلويزيون، راديو،آگهی ها و يا روزنامه ها به امانت گرفته اند، می انديشند. از اين رو توليد جاری آرا و نظام پندارها که آن را ايدئولوژی می ناميم بسيار محدود بوده و تا حدود زيادی در انحصار اقليت کوچکی از جامعه است.

در هر جامعه طبقاتی ايدئولوژی حاکم، ايدئولوژی طبقه حاکم است. دليل اصلی اين امر اين است که توليد کنندگان ايدئولوژی به صاحبان افزونه توليد اجتماعی وابستگی مادی دارند. در سده های ميانين هزينه زندگی شاعران، نقاشان و فيلسوفان را مستقيماً اشراف و کلسيا (که گذشته از اشراف، خود بزرگ ترين مالک فئودال بود) می پرداختند. زمانی که اوضاع اجتماعی و اقتصادی دگرگون شد، بازرگان و بانک داران، ادب، فلسفه و هنر را در   پناه لطف خود گرفتند. اين جا نيز وابستگی مادی عريان بود. پيدايش توليد کنندگان ايدئولوژی که ديگر سر راست وابسته به طبقه حاکم نباشند تا ظهور سرمايه داری به طول انجاميد. ولی اين توليدکنندگان ايدئولوژی نيز برای «بازار آزادی» کار می کنند که  سرمايه داران و دولت بورژوايی تنها خريداران آنند.

ايدئولوژی حاکم هر چه که باشد، کار کردش جز تثبيت شکل موجود اجتماع، يعنی تثبيت حاکميت طبقاتی چيز ديگری نيست. قانون شکل غالب مالکيت را حمايت و توجيه می کند. خانواده نيز همين نقش را دارد، و مذهب به استثمار شدگان می آموزد که سرنوشت خود را بپذيرد. آرمان های سياسی و اخلاقی حاکم از راه سفسطه يا بيان فقط نيمی از حقايق می کوشند حاکمیت طبقه حاکم را توجيه کنند.

دولت سرمايه داری در داخل ايران نیز شامل نماز جمعه ها، رسانه های عمومی، مطبوعات، نهادهای کارگری وابسته به دولت هست. مانند خانه ی کارگر، شوراهای اسلامی کار، حزب اسلامی کار، تمام اين ها ابزار دولت و ابزار سرکوب سرمايه عليه طبقه ی کارگر هستند.

دولت ايران در مجموع درعصر كنونی همواره يک دولت سرمايه بوده است. زيرا كه سلطه ی انحصارات بين المللی در اقتصاد ايران منجر به پيدايش يک دولت سرمايه داری شد. اما، برخلاف دولت های سرمايه داری غربی، دولت ايران ما حصل يك انقلاب بورژوا دمكراتيک نبوده، كه محصول دخالت مستقيم امپرياليزم بوده است. نظام سرمايه داری توسط امپرياليزم، از بالا جايگزين يک نظام پيشا سرمايه داری شد.

از اين رو، دوران انقلاب دمكراتيک در ايران (از لحاظ انتقال قدرت دولتی به بورژوازی و نه از لحاظ تحقق تكاليف دمكراتيک)، سپری شده است. قدرت دولتی در دست بورژوازی است و هيچ بخشی از آن در انقلاب سهيم نخواهد بود.

چنانچه ماهيت طبقاتی دولت فعلی، بورژوايی باشد و چنان چه اين دولت قادر نباشد كه تكاليف مركب انقلاب را حل كند، پس بديهی است كه تنها طبقه ی كارگر قادر به حل نهايی مجموعه تضادهای جامعه است. در نتيجه، انقلاب آتی نيز يک انقلاب كارگری است. در ايران، علی رغم تعداد قليل طبقه كارگر نسبت به ساير زحمتكشان، اين طبقه تنها طبقه ای است كه قادر به بسيج ساير قشرهای تحت ستم و تدارک انقلاب در راستای حل تكاليف آن تا به آخر است. بديهی است كه دولت آتی، پس از سرنگونی دولت سرمايه داری، تنها يک دولت پرولتری است. به سخن ديگر، «رهبری» در دست طبقه ی كارگر است. متحدان طبقه ی كارگر نيز در انقلاب آتی، صرفاً دهقانان فقير و نيمه پرولترها (و زنان و مليت های تحت ستم) هستند. اما، در دوره ی پيشا انقلابی می توان حول مسائل خاص عملی با ساير قشرها، با حفظ استقلال سياسی، در «اتحاد عمل»ها عليه رژيم سرمايه داری شركت كرد.

مفهوم «رهبری» كارگری در انقلاب نيز اين است كه قدرت سياسی بايستی در دست طبقه ‌ی كارگر باشد (اكثر آراء در دولت انقلابی از آن نمايندگان كارگران و دهقانان فقير است- يعنی «نظام شورايی»). منظور از «انقلاب كارگری» نيز آغاز انقلاب سوسياليستی است. پس از سرنگونی دولت سرمايه داری در ايران، طبقه ی كارگر و متحدانش متشكل در دولت كارگری، آغاز به حل تكاليف مركب دمكراتيک و ضدسرمايه داری می كنند. ديوار چينی حل تكاليف دمكراتيک و ضدسرمايه داری را از هم جدا نمی كند.

اما، با آغاز انقلاب كارگری در يک كشور، جامع (از لحاظ اقتصادی) «سوسياليستی» نخواهد شد. ساختن سوسياليزم يک مسئله ی ملی نيست. سوسياليزم صرفاً در سطح بين المللی قابل تحقق است. در يک كشور عقب افتاده مانند ايران، می توان ساختمان سوسياليزم را پس از تسخير قدرت،آغاز كرد (اقتصاد با برنامه را مستقر كرد)، اما نمی توان آن را در محدوده يک كشور به پايان رساند. سوسياليزم صرفاً در مقياس بين المللی و پس از انقلاب های سوسياليستی، حداقل در چند كشور پيشرفته به پيروزی خواهد رسيد.  اما، اين به اين مفهوم نيست كه بايد امر تدارک انقلاب های سوسياليستی را   به تعويق انداخت. تسخير قدرت توسط پرولتاريا بايد در هر كشوری كه   شرايط ذهنی (رهبری انقلابی) آماده ای داشته باشد، آغاز گردد. اين خود پيروزی انقلاب ها را در ساير كشورها تسريع می كند. دوره ی كنونی، دوره ی طغيان های توده ای و انقلاب های كارگری است. در ايران  نيز وضعيت عينی برای تسخير قدرت آماده است. در نتيجه وظيفه ی سوسياليست های انقلابی تدارک برای تسخير قدرت توسط پرولتاريا و آغاز انقلاب سوسياليستی است.

کتاب «دولت و انقلاب» برای درک انقلاب آتی در ایران ضروری است.

مهر ۱۳۹۵

دولت و انقلاب لنین

https://www.marxists.org/farsi/archive/lenin/works/1917/dolat-enghelab.doc

10 Comments on دولت و انقلاب در ایران – پیشگفتار مازیار رازی به دولت انقلاب

  1. اولا این علنی گرایی و اصرار به پی بردن به هویت شخصی (و نه مواضع سیاسی) افراد نشان می دهد کسانی که اصرار بر این کار دارند انقلابی نیستند. من هیچگاه هویت شخصی ام را علنی نخواهم کرد چون ممکن است روزی اسلحه به دست بگیرم و علیه حکومتهای ایران یا سایر کشورها بجنگم. اگر مناظره شما «بیش از هر چیز» به دلیل شناختن هویت افراد است، پس شرکت در این مناظره از سوی یک انقلابی اشتباه و از سوی شما در بهترین حالت فرصت طلبی و در بدترین حالت یک اقدام ضدانقلابی است که چه آگاه باشید یا خیر، به نیروهای سرکوبگر بورژوازی کمک می کند. برای خود من پیش آمده که با رفقایی بیش از ده سال در تماس بوده ام و با هم بحث کرده ایم بدون اینکه هویت شخصی یکدیگر را بدانیم.
    دوما هویت شخصی افراد به چه دردی می خورد؟ بر فرض هم که شخص من را رسوا کنید، من باز هم می توانم با نام «اصغر» باز گردم! اما اگر نظرات من را رد کنید، نظرات هر کسی که حتی از وجود من بی اطلاع باشد ولی نظرات مشابهی داشته باشد را رد کرده اید.
    سوما در منظره چه می توان گفت که اینجا نمی توان آن را نوشت؟ همانطور که نوشتم من تمام نظراتم را در مورد مسائل مورد بحث بیان کرده ام و دیگر چیزی برای اضافه کردن به آنها ندارم. اصلا احتیاجی به مناظره نیست. اگر اصرار بر تهیه ویدئو هم دارید می توانید نظراتی که قبلا نوشته ام را بخوانید و به آنها پاسخ دهید. ولی مسئله آنست که شما پاسخی برای دادن ندارید! مثلا پاسخ تان به اینکه منشور MIA را زیر پا گذاشته اید چیست؟ وقتی گفتید «کجا قانون گذاشته شده نباید پیشگفتار نوشت؟» من قانون مربوطه را برایتان ترجمه کردم و پیوند به اصل انگلیسی آن را هم گذاشتم. آن وقت شما چه پاسخی دارید؟ هیچ؛ از بحث طفره می روید و می گویید ما «بیش از هر چیز» می خواهیم هویت شخصی تو را بدانیم. می گویید من ترسو هستم تا مرا تحریک کنید برای اثبات شجاعت خودم هویتم را علنی و کار نهادهای سرکوبگر را آسان کنم!
    مناظره واقعی (اگر هدفش پی بردن به هویت سیاسی و نه شخصی باشد) انجام شده است. حالا خواننده عاقل خودش قضاوت خواهد کرد که کدام طرف بر حق است.

    دوست داشتن

  2. آقا یا خانم جواد، مقصود از مناظره رو درو بیش از هرچیز این است که مشخص باشند طرفین حقیقی بحث چه کسانی و از چه گرایشی هستند؛ یک آی دی مجازی به نام «جواد» که نشد هویت حقیقی! چنین کسی اگر در پلمیک های دلخواه شما هم قافیه را ببازد، میرود با نام «اصفر» بر میگردد و همان چیزهای قبل را تکرار می کند. اما در یک مناظره، نه تنها وقت برابر بلکه شرایط برابر نیز مطرح است؛ به این معنی که مخاطب می فهمد این خانم یا آقای جواد کیست و اگر صحت نظراتش ثابت شد به حساب فرد حقیقی یا گرایشی شناخته ای شده نوشته شده، و اگر هم روشن شد خزعبلاتی بیش ندارد که بگوید، باز با نام خود فرد حقیقی و گرایش او به ثبت خواهد رسید. شرایط برابر در بحث یعنی مشخص بودن هویت طرفین بحث. مازیار رازی با علیرضا بیانی دارای هویت آشکار و نام و نشان رسمی هستند، اما آدم از کجا باید بداند جواد در پشت کدام کامپیوتر و در کدام اتاق یا اداره ای نشسته و چیز می نویسد! سبک کار نقد و بحث در شرایط برابر را اهالی اهل نقد و بحث خوب می شناسند، فقط کسانی از آن وحشت دارند که می دانند چیزی برای گفتن ندارند و بیش از پلمیک های صد من یک غاز چیز دیگری سرشان نمی شود. حال اگر شما نگران حضور افراد محدود و از قبل تعیین شده در مناظره هستید، می توانید با تبلیغات گسترده، امکان حضور هرچه بیشتر مخاطب را فراهم کنید. از این گذشته، ویدئو مناظره را می توانید در وسیع ترین سطح؛ و به آدرس هایی که مدعی هستی «بحثهایت» را منعکس کردی هم بفرستی تا بازدیکنندگان آن چندین برابر شود. اما اگر هنوز هم جرات حضور در چنین مناظره ای را نداشته باشی، اولا به این معنی است که لاف تر از آن هستی که بتوانی از ادعاهای پوچت دفاع کنی، ثانیا ناچار میشوی با پرت و پلاهای بی ربط موضوع را با سایت MIA و مقدمه و موخره تغییر ریل دهی که به این کار هم می گویند تردستی. ما در طول همه این سالهای فعالیت سیاسی به اندازه موی سر شما تجربه برخورد با تخریب گران غیرانقلابی و دشمن گرایش مارکسیستی کسب نکرده ایم که در مقابل یک آی دی مجازی بحثی نداشته باشیم، بلکه بحث اصلی این است که شما و خیلی ها مثل شما توان مقابله رودرو با هویت حقیقی با ما را نداری، موضوع به همین سادگی است که عرض کردم، به همین سادگی.

    دوست داشتن

  3. کسی که بقول خودش خیلی می تواند دلیل داشته باشد که یک جریان را بکوبد و محکوم کند ،ولی می ترسد و بهانه می آورد و آسمون و ریسمون می کند که از مناظره فرار کند و در یک جای عمومی نتواند از گفته هایش دفاع کند بنظرت ارزش دارد آدم برایش وقت تلف کند ؟ !

    دوست داشتن

  4. آقا یا خانم جواد؛ شما مدعی هستی که ما نظرات شما را حذف کرده ایم و بعد بقیه صغرا کبرا های خود را بر روی این ادعا گذاشته ای. اما موضوع بسیار ساده تر از این حرفهاست. اگر شما نظری در نقد به گرایش مارکسیست های انقلابی و رفیق مازیار رازی داری، و اگر فکر می کنی قدرت دفاع از نظرت را داری، اینجانب علیرضا بیانی از شما دعوت میکنم به یک مناظره دقیقا بر سر همان ادعاهایی که گفته ای از سایت کمیته اقدام حذف شده است. در این مناظره شما و من با وقت برابر رو به مخاطبین وارد بحث شده و نظرات یکدیگر را نقد می کنیم، در این صورت هم شما نظرت را بدون سانسور بیان کرده ای و هم کسی آن را حذف نخواهد کرد و هم مخاطبین می توانند بفهمند آنچه شما تحت عنوان «نظر» مطرح می کنید چیست. پس از این و یا در ادامه این بحث می توانیم بر سر تنگ نظری سنتا استالینیستی خرده بورژوایی شما بر سر نوشتن مقدمه نیز بحث کنیم.
    می بنیم که همیشه دریچه های ابراز نظر ونقد باز است، فقط لازم است صاحب نظر و صاحب نقد جرات به خرج دهد از این امکانات استفاده کند که هم شبیه به شوالیه بزدل پنهان شده در زیر چادر جاغچول نشود و هم دائما نوک زدن و غر و لُند را به جای نقد جا نزند. حال این شما و این رد یا پذیرش دعوت به مناظره؛ تا ببینم چقدر جربزه و شجاعت دفاع از چیزهایی که به عنوان «نظر» عنوان می کنی را داری.

    دوست داشتن

    • یک شیوه عوام فریبی و فرار از بحث بدین صورت است که طرفی که توانایی پاسخگویی ندارد می گوید به نظرات پاسخ خواهد داد، اما فقط اگر به این یا آن شکل، در این یا آن مکان، در این یا آن زمان، بیان شوند. اگر مطابق میلش رفتار شود بحث در جمعی دستچین شده صورت خواهد گرفت که پیشاپیش عقاید او را پذیرفته اند و به هیچ وجه حاضر نیستند نظرشان را تغییر دهند و دیگران کلا از بحث به کنار می مانند. اما من منتظر نماندم که شما اجازه «مناظره» به من بدهید بلکه نظراتی که شما حذفشان کرده بودید را در جاهای دیگری (از جمله همین سایت مجله هفته) بیان کردم. همین الان هم نظراتم را درباره سوء استفاده فرقه ای از بخش فارسی سایت MIA را نوشتم و فکر نمی کنم بتوانم چیزی به آن اضافه کنم. حالا پاسخ شما چیست؟ هر چقدر هم بخواهید زمان و فضا برای نوشتن در اختیار دارید. اما پاسخی جز این ندارید که نظرات من را «تنگ نظری سنتا استالینیستی خرده بورژوایی … بر سر نوشتن مقدمه» بنامید. اگر اینطور است پس سایت MIA که مطابق منشورش با من هم نظر است، گرفتار «تنگ نظری سنتا استالینیستی خرده بورژوایی» است! البته امیدوارم اینقدر جسارت داشته باشید که این نظرتان را صریحا به مسئولین سایت نیز بگویید! اما اگر اینطور است، پس اصلا چه اصراری دارید که از این سایت استالینیست استفاده کنید؟ بخش فارسی را به کسانی که علاقمند به فعالیت در آن و متعهد به منشور سایت هستند بسپارید، سایتی مطابق سلیقه خود ایجاد کنید، هر چقدر دوست داشتید مقدمه، مؤخره یا غیره بنویسید و روی آن منتشر کنید.
      بهتر است خواننده را دنبال نخود سیاه («مناظره» یا غیره) نفرستید. من فرصت برابر هم برای دفاع از نظراتم نمی خواهم. آنچه باور داشتم (در مورد سوء استفاده شما از اعتبار شاهرخ زمانی، سوء استفاده از سایت MIA و غیره) را نوشته ام. حالا اگر می توانید پاسخ دهید.

      منشور MIA که به آن استناد کردم از طریق پیوند زیر قابل مشاهده است:
      https://www.marxists.org/admin/intro/index.htm

      دوست داشتن

  5. دلت برای پیشگفتار شکسته لول مگر کسی جلوتان را گرفته شما اگر می تونی بنویسید یا بزار مثل ان نامه برات بنویسند و کجا قانون گذاشته شده نباید پیشگفتار نوشت ؟ مگر آثار مارکسیستی قرآن یا انجیل تبدیل شده اند! ؟ چرا بصورت مذهب داری رفتار می کنی .

    دوست داشتن

    • اینکه می گویید «کجا قانون گذاشته شده نباید پیشگفتار نوشت؟» نشان می دهد که شما حتی منشور آرشیو اینترنتی مارکسیستی را مطالعه نکرده اید. در بند 5 این منشور نوشته شده است:
      «آرشیو اینترنتی مارکسیستی همیشه از نظر سیاسی مستقل خواهد ماند. ما هیچگاه اجازه نخواهیم داد که آرشیو اینترنتی مارکسیستی توسط هیچ حزب سیاسی، ائتلاف یا گروهی کنترل شده، بخشی از آن یا وابسته به آن گردد.»
      به علاوه اگر من هم مقدمه خودم را بر آثار مهم کلاسیک بنویسم شما آن را به اصل آثار اضافه خواهید کرد؟ اگر صد نفر دیگر با نظرات متفاوت مقدمه های خود را بنویسند چطور؟ حتی اگر چنین کنید، بعد از مدتی این آثار به ملغمه ای تبدیل می شوند که اصل آثار کلاسیک در آنها گم خواهند شد! اما رازی دقیقا به این دلیل که بخش فارسی سایت را تبدیل به بخشی از گروه خودش کرده از این حق انحصاری برخوردار شده که مطالب خودش را به آثار کلاسیک بچسباند.
      در بخش انگلیسی سایت نیز حتی یک نمونه وجود ندارد که کسی مطالب خودش را به آثار کلاسیک اضافه کرده باشد. اما بخش فارسی به بخشی از یک گروه تبدیل شده که نوشته های رهبر خودش را به آثار کلاسیک اضافه می کند و آثار مارکسیستی را به صورت دستچین شده انتخاب می کند. کیفیت ترجمه ها و کمیت مطالب روی آن نیز علیرغم گذشت سالها از آغاز کار آن اسفبار است.
      همانطور که گفته بودم برای مسئولین آن سایت نامه نوشتم و مسئله سوء استفاده فرقه ای گروه رازی از بخش فارسی را به آنها اطلاع دادم. حالا اگر آنها برخوردی با سوء استفاده کنندگان نکنند و به همکاری شان ادامه دهند، این نشان می دهد که هم دست می باشند و به منشور خودشان اعتقاد ندارند.

      دوست داشتن

  6. اقا جواد یک فاکت تعریف شده از گفته و نوشته لنین توسط این جریان بیاورید ! بعد خواستید ما دهه ها فکت سانسور و حذف شده و هم تحریف شده از جریانات استالینیستی ارائه خواهیم داد .

    دوست داشتن

    • تحریف بزرگ تر از اینکه مدعی هستید اختلافات لنین و تروتسکی بر سر مسائل کوچک یا محدود به 1903 بوده و لنین در تزهای آوریل نظریات تروتسکی را پذیرفته؟ اینها همه در حالی هستند که خود تروتسکی به نادرستی نظریاتش اعتراف کرد.
      اگر استالینیستها مرتکب حذف، سانسور و تحریف شده باشند، لابد این دلیل خوبی برای این می شود که آرشیو اینترنتی مارکسیستی به ملک خصوصی تروتسکیستها تبدیل شود و آنها پیشگفتار رهبر خودشان را روی آثار لنین بگذارند!
      اینها همه در شرایطی است که خود تروتسکیستها حاضر نیستند نظرات مخالف را تحمل کنند. من چند بار روی وبلاگ آنها نظر گذاشتم. ابتدا حذفش کردند و حالا اصلا اجازه انتشار نمی دهند. البته این خیال باطلی است که فکر می کنید با اجازه ندادن به انتشار نظرات از شر آنها خلاص می شوید. تنها نتیجه این کار آنست که شما از فرصت پاسخ دادن به نظرات و دفاع از موضع خود محروم می شوید زیرا آن نظرات در دنیای امروز در هر صورت منتشر خواهند شد و افرادی که بطور جدی به دنبال یافتن پاسخهایی برای مشکلات هستند نه تنها از آنها مطلع می شوند بلکه می فهمند که شما پاسخی برای آنها ندارید. بعد از اینکه مرتکب حذف، سانسور و تحریف شدید می آیید مظلوم نمایی می کنید و می گویید استالینیستها ما را حذف می کنند! اتفاقا خود شما هستید که به همان روشهای استالین متوسل می شوید؛ فقط از آنجا که قدرت او را ندارید به شکلی بدوی یا کاریکاتوری این کار را می کنید.
      اعضای با سابقه و کلیدی فرقه تروتسکیستها که همین چند هفته پیش از گروه رازی جدا شدند اعتراف کردند که در فرقه شان رازی تا سطح لنین بالا برده شده (هر چند نقش خود را در این بالا بردن، یا بهتر است بگوییم باد کردن رازی، انکار کردند). اما رازی چه دستاورد تئوریک یا کارنامه عملی داشته که اینقدر باد شود؟ چرا فقط او حق انحصاری استفاده خصوصی از آرشیو اینترنتی مارکسیستی را دارد؟ حتی پورهرمزان که سابقه درخشانی در ترجمه آثار مارکسیستی دارد هیچگاه به خود یا دیگران اجازه نداد اینگونه از آثار لنین سوء استفاده و با پیشگفتار گذاشتن بر آنها خودشان را باد کنند، علیرغم اینکه حزب توده مسلما از این کار استقبال می کرد و این کار می توانست به ترقی پورهرمزان در حزب و مطرح شدن حزب توده در جامعه کمک کند. اما تروتسکیستهایی که ادعای ضد استالینیست بودن دارند حتی از توده ایها هم فرصت طلب تر شده اند و با زیر پا گذاشتن اخلاق از هیچ فرصتی برای باد کردن خود صرف نظر نمی کنند!
      من تصمیم گرفتم مسئله سوء استفاده تروتسکیستهای ایرانی از بخش فارسی سایت آرشیو اینترنتی مارکسیستی را با مسئولین آن سایت در میان بگذارم. امیدوارم آنها برای حفظ آبروی خودشان هم که شده به همکاری با این فرصت طلبان خاتمه دهند و مطالب آنها را از روی سایت حذف کنند. نتیجه تماس با مسئولین آن سایت را نیز به اطلاع عموم خواهم رساند.
      خیلی از آثار مارکسیستی تاکنون ترجمه و روی اینترنت منتشر شده اند اما به دلیل رفتار فرقه گرایانه و فرصت طلبانه تروتسکیستها، مترجمان این آثار حاضر نیستند آنها را برای انتشار به بخش فارسی آرشیو اینترنتی مارکسیستی بسپارند و به درستی نیز چنین کاری نمی کنند. مسلما اگر این سایت در اختیار افرادی متعهد و مجرب قرار گیرد می تواند هم از نظر کیفیت ترجمه و رعایت بی طرفی در ترجمه و انتشار و هم از نظر کمیت آثاری که روی آن قرار می گیرند ترقی چشمگیری نموده و به یک مرجع مورد استفاده برای همه علاقمندان به آثار مارکسیستی تبدیل شود.

      دوست داشتن

  7. رازی به چه حقی پیشگفتار خودش را روی اثر لنین می گذارد؟ مگر سایت آرشیو اینترنتی مارکسیستها نباید بی طرف باشد؟ یا شاید این سایت به ملک خصوصی تروتسکیستها تبدیل شده؟
    من از علاقمندان به مطالعه آثار مارکسیستی دعوت می کنم این آثار را از منابع معتبر (حتی الامکان به زبان انگلیسی یا سایر زبانهای خارجی) دریافت کنند. ترجمه تروتسکیستهایی که رهبر خود را تا سطح لنین بالا می برند قابل اعتماد نیست زیرا توسط کسانی که اندیشه لنین را تحریف می کنند و فقط به منظور تبلیغات فرقه ای تهیه شده.

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: