اخبار ایران و جهان

محکومیت جعفر عظیم زاده، شاپور احسانی و اسماعیل عبدی را محکوم می کنیم!

در روزهای اخیر جعفر عظیم زاده و شاهپور احسانی فعالان کارگری عضو اتحادیه آزاد کارگران ایران با حکم دادگاه ساوه به ترتیب به 11 و 6 سال زندان محکوم شدند. پیش از صدور این حکم، جعفر عظیم زاده محکومیتی 6 ساله داشته که حدود 8 ماه از حکم خود را در زندان اوین محبوس بوده است و به دنبال 63 روز اعتصاب غذا و با قول رسیدگی به وضعیت اش از زندان مرخص گردید و اکنون زیر تیغ محکومیت بیشتر قرار گرفته است. حکم محکومیت 6 سالۀ اسماعیل عبدی دبیر کل کانون صنفی معلمان ایران نیز تأیید گردیده است.
می بینیم که باز هم دو کارگر و یک معلم دیگر در دادگاه جمهوری اسلامی به زندان های دراز مدت محکوم شدند. آنها را به اتهام «اجتماع و تبانی و اقدام علیه امنیت کشور» و «تبلیغ علیه نظام» محاکمه کردند و احکام سنگین 11 و 6 سال زندان برای شان صادر کردند.
این کارگران و این معلم نه قاتل، نه دزد و نه اختلاس گرند. جرم آنها دفاع از حقوق کارگر و معلم است. آنها همصدا با همۀ فعالان کارگری می گویند: ما برای حقوق و منافع کارگران و معلمان مبارزه می کنیم و نسبت به معوق ماندن مزد کارگران اعتراض کرده ایم. می گویند: به سیاست خصوصی سازی و تعطیلی کارخانه ها و سیاست هایی که منجر به اخراج کارگران می شود معترض هستیم و از اجرای نظام هماهنگ حقوق ها دفاع کرده ایم و آسایش و رفاه نسبی و مزد متناسب با تأمین زندگی کارگران و معلمان را، حق هر کارگر و معلم می دانیم. آنها می گویند: تلاش مبارزان برای امنیت جامعه و حفظ شأن انسانی ِ اکثریت زحمتکش مردم است. آنها می گویند این مبارزات جرم نیستند و به ویژه جرم امنیتی نیستند و مبارزات حرفه ای، اقتصادی، اجتماعی، مدنی و سیاسی کارگران و توده های مردم نباید جرم امنیتی تلقی شود. آنها می پرسند چرا باید زندگی و مبارزه کارگران و فعالانی که برای حقوق کارگر مبارزه می کنند توسط احکام ضد انسانی تهدید و تباه گردد؟
در قانون جمهوری اسلامی مبارزه برای حقوق اولیه زندگی، به معنی «تبلیغ علیه نظام و تبانی و اقدام علیه امنیت ملی» است. قوۀ قضائیه، دادگاه ها و قاضی، آشکارا به قلب واقعیت می پردازند و براساس منافع کارفرمایان، سرمایه داران و دولت سرمایه داری رأی صادر می کنند.
رأی آنها بر محکومیت و به تسلیم واداشتن کارگران و زحمتکشان، حکم به بند کشیدن کسانی است که برای آزادی طبقۀ کارگر مبارزه می کنند. سرمایه داران با قلدری مزد کارگران را نمی پردازند، دولت و مجلس قوانین ضد کارگری تصویب می کنند، مقامات قضائی با توسل به زور و سرکوب، ظلم و ستم سرمایه داری را قانونیت می بخشند. سرمایه داران، زورگویان و قلدران استثمارگر با کارگران و زحمتکشان دشمنی می ورزند. آیا براساس این واقعیات و دلایل روشن، طبقۀ کارگر می تواند با دشمنان ِ خود از طریق صلح و آشتی وارد شود و با آنها مماشات کند؟ طبقۀ کارگر، به ویژه کارگران و معلمان آگاه، محاکمه و زندانی کردن رفقای خود را محکوم می کنند و برای آزادی همۀ کارگران و معلمان که در بند ِ رژیم محبوس اند و رهایی همۀ زندانیان سیاسی مبارزه می کنند. برای آنکه هیچ کارگری و هیچ معلمی و هیچ آزادی خواه و مبارزی در زندان های رژیم ضد کارگری جمهوری اسلامی گرفتار نباشد، باید به همۀ مظاهر ستم سرمایه داری معترض شویم و با اتحاد و همبستگی، برای نان و آزادی مبارزه کنیم.
زنده باد آزادی
کارگران، معلمان، دانشجویان ِ زندانی و همۀ زندانیان سیاسی باید آزاد شوند!
به بند کشیدن کارگران و معلمان را به خاطر مبارزات به حق شان محکوم کنیم!
 
کارگران انقلابی متحد ایران                               
27/7 /1395
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: