سرتیتر

در پشت ماسک سوسیالیستی

mascke_6.jpg

منبع: مارکسیسم-لنینیسم امروز
نویسنده: زولتان زیگدی

تارنگاشت عدالت

اشلی اسمیت اخیراً مقاله‌ای را به نام «ضدامپریالیسم و انقلاب سوریه» ظاهراً درباره سوریه و امپریالیسم اما در واقع برای از نوبرافروختن و تکرار «چپ‌گرایی» ضدکمونیستی نوشت.

اسمیت، که یک ایدئولوگ «سازمان بین‌الملل سوسیالیستی» است هدف واقعی خود را زمانی مشخص می‌کند که به «استالینیست‌ها» دشنام می‌دهد: گروه‌های استالینیست مانند حزب جهان کارگران، حزب سوسیالیسم و رهایی، و سازمان سوسیالیستی راه آزادی…»

اسمیت خود را به این نمونه‌ها محدود نساخته، به شیوه مک‌کارتی ضرورت افزودن اسامی بیش‌تر را احساس می‌کند. به نظر او «ائتلاف جنگ را متوقف کنید» در بریتانیا و «ائتلاف ملی ضدجنگ ایالات متحده»  نیز فریب استالینیست‌ها را خورده‌اند. جیل استاین نامزد حزب سبز در انتخابات ریاست جمهوری و اجامو براکه معاون او نیز به ویروس «استالینیستی» مبتلا می‌باشند.

او به نحو مضحکی یک مأموریت جسورانه‌ به سوریه را که اخیراً توسط «شورای صلح ایالات متحده» سازماندهی شد به «حزب کمونیست آمریکا» نسبت می‌دهد، اما نسبت دادن این به حزب کمونیست ایالات متحده آمریکا که در حال احتضار است و مدت زمان طولانی است که به همان شدت گروه‌های تروتسکیست ایالات متحده از «استالینیسم» و میراث شوروی فاصله گرفته بسیار نابجاست.

بدون بازگشت به جنگ‌های ایدئولوژیک قدیمی (از مرگ تروتسکی ۷۶ سال و از مرگ استالین ۶۳ سال و از مرگ اتحاد شوروی ۲۵ سال می‌گذرد)، لازم است به یک مشخصه مشترک سازمان‌های تروتسکیست ایالات متحده اشاره شود: کمونیسم‌ستیزی ثابت و مستمر آن‌ها. از شروع جنگ سرد، آن‌ها با فاصله گرفتن از «دشمنان» امپریالیسم غرب کاسبی کرده‌اند. نفوذی که این گروه‌ها اغلب بر جوانان طبقه متوسط داشتند به علت انکار هرگونه ارتباط سرخ بود.

یک دانشجو  با پیوستن به یک سازمان ضدکمونیستی که اعلام می‌کرد کمونیسم‌ستیزی آن حتا از کمونیسم رادیکال‌تر است می‌توانست از انگ مک‌کارتی فرار کند! تروتسکیسم آمریکایی بخشی از چپ «بله، اما…» می‌باشد. بله، کمونیسم، استالینیسم، مائوئیسم، مارکسیسم-لنینیسم و غیره بد می‌باشند، اما ما شبیه آن‌ها نیستیم! مانند شما، ما نیر با آن‌ها مخالفیم! ما هواداران بی‌خطر و دوست تغییر هستیم…

در دوره جنگ سرد و پس از آن، این یک تاکتیک امن بود که با آن می‌شد بدون انگولک کردن خرس سرکوب رادیکال به نظر رسید. البته این همیشه کسانی را که مأموریت خنثا کردن حتا شُل‌ترین مخالفت با سرمایه‌‌داری را داشتند گول نمی‌زد. کمونیست‌های قربانی سرکوب دوره جنگ سرد اغلب بشوخی می‌گفتند یک سوسیالیست آمریکایی کسی است که دل و جرأت کمونیست بودن را ندارد. ادغام بخش بزرگی از روشنفکران تروتسکیست در سلسله‌مراتب ضدکمونیستی و ورود متعاقب آن‌ها به محافل حاکم مطمئناً فرصت‌طلبی این تاکتیک را نشان می‌دهد.

از زمان فروپاشی اتحاد شوروی، تروتسکیسم ایالات متحده در بحران بوده است. با رفتن شر مطلق، رادیکالیسم کمونیسم‌ستیر جذابیت خود را از دست داده است. جدای از نئاندرتا‌ل‌های روشنفکری که (با حمایت «بررسی کتاب نیویورک»، «واشنگتن پست»، و تعداد دیگری از ارگان‌های ثابت کمونیست ستیزی) به ارتجاع اروپای شرقی خدمت می‌کنند، لقب «استالینیست!» در گفتمان جاری معنی چندانی ندارد.

اشلی اسمیت امیدوار است آن‌را برای قرن بیست‌ویکم احیاء کند. او پشت‌بند تروتسکیسم را بمثابه یک گزینه نحیف و کج در برابر ضدامپریالیسم «استالینیست‌ها» قرار می‌دهد. اسمیت مانند اسلاف جنگ سرد خود امیدوار است با فاصله گرفتن از رقبای مخالف امپریالیسم آمریکا و اتحادیۀ اروپایی کاسبی کند. در نبود اتحاد شوروی، روسیه سرمایه‌دار بمثابه منبع شر کافی خواهد بود.

و در این رویای تروتسکیستی سوریه اسد نقش یک مستید خونخوار-یک مینی استالین-را بازی خواهد کرد. اسمیت گزینه روشنی را مطرح می‌کند: «در کدام سمت قرار دارید؟ آیا از مبارزه مردمی علیه دیکتاتوری و برای دموکراسی حمایت می‌کنید؟ یا با رژیم ددمنش بشار الاسد، روسیه امپریالیست حامی او، متحد منطقه‌ای آن ایران و یا با نمایندگان ایران مانند حزب‌الله لبنان هستید؟»

حیرت‌انگیز است که اسمیت چقدر ساده‌انگارانه، اما گستاخانه تراژدی سوریه را توصیف می‌کند. بدفهمی او از تراژدی سوریه نیز به همان اندازه حیرت‌انگیز است. ندیدن منابع اطلاعاتی بغیر از گزارشگران غربی در بیروت، امان، و آنکارا، تکیه اصلی بر روی داستان‌نویسی غیرمستقل،ناپالودۀ، مستقر در لندن مانند «دیده‌بان حقوق بشر سوریه» و اعتبار دادن به «انقلابیون» تحت حمایت ایالات متحده و اتحادیۀ اروپایی بمعنی انحراف از جاده حقیقت است.

ناخشنودی سوری‌ها از اسد هر چه که بوده باشد، دشوار بتوان به مبارزه مسلحانه‌ای اعتبار داد که تقریباً چند هفته پس از به اصطلاح‌ تظاهرات مسالمت‌آمیز مورد ستایش اسمیت شروع شد. بدون کمک خارجی هیچ شورشی چنین سریع و مؤثر علیه نیروهای امنیتی و یک ارتش مدرن براه نیافتاده است. ما اکنون از افشاگری‌های رسانه‌های آمریکایی درباره رسوایی بنغازی می‌دانیم که «سیا» به شدت درگیر ارسال سلاح‌های بدست آورده از ماجراجویی خود در لیبی به سوریه بود. و می‌دانیم که رژیم‌های شبه‌جزیره عرب نیز به همان شدت در ارسال تجهیزات نظامی و جذب داوطلب درگیر بودند.

حتا منابع آمریکایی و اروپایی اعتراف می‌کنند که پرشمارترین و مؤثرترین جنگندگان مخالف اسد دموکرات و اصلاح‌طلب نبوده، یا انقلاببون آرمانخواهی که اسمیت ترسیم می‌کند نیستند، بلکه بنیادگرانی می‌باشند که تعصب مذهبی و ایدئولوژی فئودالی محرک آن‌هاست. در واقع، مستشاران آمریکایی و اروپایی از دشواری گزینش نیروهای مخالف اسد که برای دریافت سلاح‌های پیشرفته اعتبار کافی داشته باشند، شکایت می‌کنند. تعدادی از دریافت‌کنندگان موشک‌های ضدتانک آمریکایی، گرایش نگران‌کننده‌ به انتقال آن‌ها به بدترین جهادگرایان را نشان داده‌اند.

اسمیت نخوت عظیمی نشان می‌دهد، از جای امن خود، در یافتن احساس مردم سوریه به سیاستمداران غربی می‌پیوندد. سلحشورانه انتخابات سوریه را نفی می‌کند، او-همراه با رسانه‌های غربی- غیب‌گویانه ادعا می‌کند که اکثریت مردم سوریه از اسد متنفرند و آپوزیسیون مملو از احساس دموکراتیک و ترقی‌خواهانه است. در حالی‌که ما شاهد رأی‌گیری مستقل-بعنوان نمونه، رأی آوارگان سوری در لبنان در انتخابات ملی مه ۲۰۱۴ بودیم که لیز اسلای گزارشگر هار ضداسد «واشنگتن پست» اعتراف کرد که آوارگان بدون وجود زور از اسد حمایت کردند.

شخص باید توجه داشته باشد که برخلاف فصل‌های پیشین به‌اصطلاح «بهار عربی» هیچ گزارشگر غربی در صحنه وجود ندارد که مارش دموکراسی یا شکست استبداد را ثبت کند. آیا سی.ان.ان نمی‌تواند در آپوزیسیون سوریه یک دمکرات پیدا کند؟ آیا هیچ رزمنده آزادیخواهی وجود ندارد که خبرنگاران ان.بی.سی با آن مصاحبه کنند؟ البته دعوت رژیم اسد از گزارشگران غربی خبیثانه رد می‌شود. برای یافتن گزارش میدانی از مناطق جنگی سوریه، شخص باید به «لیزی فلان» یک گزارشگر مستقل انگلیسی که گزارش‌های او از جبهه مقدم اغلب در «روسیه امروز» نشان داده می‌شود مراجعه کند (تاکسی‌سواری ۲۰ دقیقه‌ای اخیر او در حلب قاطعانه تصویر متفاوتی از جایی که رسانه‌های غربی از راه دور «استالینگراد» سوریه توصیف می‌کنند بدست می‌دهد).

اسمیت در ستایش از رسوایی لیبی نیز بمثابه یک انقلاب دموکراسی‌خواه بخود تردید راه نمی‌دهد. شخص فکر می کند که بی‌ثبات‌سازی فاجعه‌بار لیبی می‌تواند داروی ضدخمار تخیلات اسمیت باشد. مانند سوریه، انقلابیون دموکراسی‌خواه عمدتاً زاییده تخیلات سیاستمداران و روزنامه‌نگاران آمریکایی و اروپایی بودند، گروهی که «سوسیالیست‌» پیشین ما با خوشحالی به آن ملحق می‌شود. اما این تنها نظر من یا نظر دیگر «استالینیست‌ها» نیست.

در روز چهارشنبه ۱۴ سپتامبر کمیته فراحزبی روابط خارجی پارلمان بریتانیا گزارشی را درباره مداخله سال ۲۰۱۱ بریتاینا در لیبی منتشر کرد.به گزارش وال‌استریت ژورنال، کمیته به این نتجیه رسید که درگیری «بر فرضیات نادرست و شناخت ناقص قرار داشت… و نتوانست ببیند که شورشیان تعداد قابل توجهی از عناصر اسلام‌گرا را شامل می‌شود و این‌که  درباره خطر [قذافی] برای غیرنظامیان غلو شد. تعجب‌آور است که دولت بریتانیا می‌تواند توهمات خود را کنار بگذارد، اما اشلی اسمیت به توهمات خود می‌چسبد.

تعجب‌آور نیست که نوشته طولانی اشلی اسمیت فقط بطور گذرا به کارگران یا طبقه اشاره می‌کند. «سازمان بین‌الملل سوسیالیستی» مانند اکثر سازمان‌های تروتسکیست ایالات متحده، عمدتاً از جانب عناصر خرده بورژوا حمایت می‌شود. نتیجتاً، موضوع کارگران و سرنوشت آن‌ها هرگز در بحث‌ او مطرح نمی‌شود. در نوشته او هیچ اشاره‌ای به «فدراسیون سراسری اتحادیه‌های کارگری سوریه» که از اسد حمایت می کند و در سندیکالیسم جهان عرب یکی از مخالفین سازش طبقاتی است و یکی از ستون‌های مبارزه طبقاتی سندیکالیسم «فدراسیون جهانی اتحادیه‌های کارگری» بشمار می‌آید وجود ندارد. هیچ اشاره‌ای به نظرات کارگران یا تأثیر خشونت شورشیان بر طبقه کارگر وجود ندارد. این موضوعات برای کسی که از همه دعوت می‌کند «با انقلابیون سوریه همکاری کنند»، «انقلابیونی» که فقط در ذهن رمانیتک‌های سیاسی وجود دارند، چندان مهم نمی‌باشند.

اسمیت بجای این‌که نگران طبقه کارگر سوریه باشد ترجیح می‌دهد تبلیغات رسانه‌های آمریکایی و اروپایی را در باره بمب‌های بشکه‌ای و گازهای سمی تکرار کند، ادعاهایی که هرگز بطور عینی تأیید نشده‌اند. اما او در دامن زدن به ترس، از آن تبلیغات فراتر رفته تخمین سامان ملل از ۴۰۰ هزار تلفات جنگ را کلاً به «قتل‌عام اسد» نسبت می‌دهد.

اخیراً، هیأتی که توسط شورای صلح ایالات متحده تشکیل شده بود به سوریه سفر کرد و با شماری از سوری‌ها، سازمان‌های آن‌ها، و حتا با آپوزیسیون ملاقات کرد. آن‌ها ایالات متحده  را با این باور ترک کردند که سوری‌ها باید سرنوشت خود را تعیین کنند. آن‌ها با همین باور، اما حتا با حسی قوی‌تر بازگشتند.*

اما، علاوه براین، آن‌ها با این نظر بازگشتند که رویدادهای سوریه پیچیده‌تر از تصویر ساده‌انگارانه‌ای است که وزارت امورخارجه ایالات متحده ترسیم می‌کند. آن‌ها با این ایده بازگشتند که صلح در سوریه به مداخله خارجی یا با حمایت از تخلیات ساخته رسانه‌های تضمین نخواهد شد.

متأسفانه، بسیاری در چپ مانند اشلی اسمیت و برخی در گروه‌های محافظه‌کارتر صلح نمی‌خواهند گزارش شورای صلح را بشنوند، ترجیح می‌دهند ساخته‌های خودخواهانه آمران تغییر رژیم را بپذیرند.

——————————————

مجله هفته:

 از جمله جفنگیات ظاهرا «کمونیستی» ترجمه ای است که در اینجا منتشر شده مترجم و نویسنده غلامی امپریالیسم آمریکا و شیوخ  دیسنیلندهای خلیج فارس را به مبارزه به تجاوز خارجی ترجیح داده ند و مانند رسانه های امپریالیستی سربریدن، آتش زدن ، تجاوز و بردگی مردم سوریه توسط داعش و النصره  و حامیان امپریالیستی شان را «انقلاب مردم» سوریه نام نهاده اند.

روسیه، حتماً امپریالیست
سلامه کیله نویسنده‍ی فلسطینی ـ سوری؛ برگردان: حماد شیبانی 

——————————————
* عدالت: برای شنیدن گزارش این هیأت به نشانی‌های زیر مراجعه نمایید.

http://uspeacecouncil.org/?p=3019

https://www.youtube.com/watch?v=AOB5vgdoAko

مقاله بالا از چهره‌های بسیاری ماسک بر‌می‌دارد، از جمله از چهره دوستان «۱۰ مهر» که هنوز «هم از توبره می‌خورند، هم از آخور»… دوستانی که: در اوج به‌اصطلاح «جنبش سبز» همراه با دیگر گرایشات سوسیال دمکرات و برخاً «چپ‌رو»، با اتکا به نظرات «یرواند آبراهامیان»، امپریالیسم را دگرگون شده و ناتوان و حتا شاید نامتمايل به تحمیل اراده و تسلط بر ایران ارزیابی کرده و وزن کمی برای مبارزه ضدامپریالیستی نیروهای بینابینی که قوه مجریه را برخلاف اراده ائتلاف «کارگزاران-مشارکت» در دست گرفته بودند، قايل می‌شدند و می‌گفتند: «آمریکا دیگر قدرت آن دوران را ندارد و مشکلات ایران بیشتر داخلی هستند تا خارجی…. دورهٔ امپریالیسم به شکل گذشتهٔ آن به‌پایان رسیده است. ما باید این واقعیت را در نظر بگیریم.»

http://www.edalat.org/sys/content/view/8493/5/

و حالا پنهان از چشم متحدین سبز خود، مخفیانه در هیأت شورای صلح ایالات متحده به سوریه سفر می‌کنند! جل الخاق! در این دو روز زندگی چه چیزها که نمی‌بینیم!