اخبار ایران و جهان

حکم شش سال زندان برای اسماعیل عبدی را به شدت محکوم می کنیم

 

اسماعیل عبدی دبیر کل کانون صنفی معلمان ایران (تهران)، با حکم دادگاه تجدید نظر  شعبه 36  دادگاه انقلاب تهران، به شش سال زندان محکوم شد. این حکم که در 16 مهر ماه به وکیل ایشان ابلاغ شد، تایید حکم صادره توسط دادگاه بدوی در بهمن 94 با ریاست قاضی صلواتی است که عبدی را با اتهامات کلیشه ای مانند » اجماع و تبانی علیه امنیت ملی»   به شش سال زندان محکوم کرده بود.

 

اسماعیل عبدی در تیر ماه سال 94 پس از اعتراض ها و تجمع های گسترده و سراسری معلمان، هنگامی که عازم سفر به ارمنستان برای دریافت ویزای کانادا به منظور شرکت در کنگره آموزش بین الملل بود، اطلاع یافت که ممنوع خروج است، و از او خواسته شد که خود را به معاونت قضایی دادستانی کشور معرفی کند. او با مراجعه به معاونت قضایی دادستانی، همان جا دستگیرشد و در 6 تیر ماه به زندان اوین انتقال یافت. اسماعیل عبدی بیش از 11 ماه را در زندان گذارند و پس از  اقدام به اعتصاب غذای مشترک با جعفر عظیم زاده و به دنبال حمایت های گسترده معلمان در ایران و اتحادیه های معلمان، اتحادیه های کارگری و دیگر تشکل های مترقی بین المللی، رژیم جمهوری اسلامی مجبور شد که ابتدا اسماعیل عبدی و سپس جعفر عظیم زاده را بطور موقت از زندان آزاد کند.

 

تائید حکم شش سال زندان برای اسماعیل عبدی توسط دادگاه تجدید نظر بیان گر آن است که رژیم همچنان تلاش می کند که با سلاح سرکوب و زندان به خواسته های انباشته شده معلمان پاسخ گوید تا شاید بتواند از پیگیری این خواسته ها  توسط  معلمان جلوگیری کند.

 

حکم شش سال زندان برای اسماعیل عبدی در حالی صادر می شود که سیاست ها ی رژیم جمهوری اسلامی، سیستم آموزش و پروش  و وضعیت معلمان را  به بحران همه جانبه کشانده است. اعمال سیاست های نئولیبرال و خصوصی سازی و کالا سازی آموزش توسط رژیم باعث شده که از اصل فرصت برابر و آموزش رایگان و همگانی چیزی به جا نماند. بسیاری از کودکان خانواده های کم در آمد عملا از حق آموزش محروم شده اند. طبق گزارش ها، تنها در سال جاری تحصیلی بیش از 5/3 میلیون کودک به دلیل نبود امکانات آموزشی از تحصیل باز مانده اند. فرزندان خانواده های مهاجر افغان به دلیل هزینه بسیار بالای تحصیلی، بالاترین رقم محرومیت از تحصیل را دارند، این خانواده ها برای تمدید مدارک تحصیلی برای هر فرزند باید سالی ۳۰۰ هزار تومان هزینه کنند تا فرزندانشان بتوانند به مدرسه بروند. بنا بر آمارهای رسمی، حدود دومیلیون کودک و طبق آمار های غیررسمی که به واقعیت نزدیک تر است حدود 7 میلیون کودک کار در ایران وجود  دارد. تقریبا همه کودکان کار، فرزندان خانواده های کارگری و کم درامدی هستند  که در کنار همه مسایل دیگر به بی سوادی نیز محکوم شده اند.

 

افزون براین، بخش بزرگی از دانش آموزان که شانس تحصیل  داشته اند، مجبورند که  در اماکن و فضاهای غیر استاندارد در کشور به تحصیل بپردازند  که در پاره ای موارد چون آوار بر سرشان فرود می اید و جانشان را می گیرد. طبق آمار منتشر شده، ۷ میلیون متر مربع از فضای مدارس کشور کهنه و فرسوده است و برای بازسازی نیاز به بودجه ای کلان دارد. برای نمونه  در خراسان شمالی، به گفته معاون پژوهش و برنامه ریزی اداره کل آموزش این استان، هم اکنون 59 درصد کلاس های درس استان غیر استاندارد و 20 درصد نیز خشتی و گلی است. و یا نماینده مردم ایذه در مجلس اسلامی از برگزاری برخی از کلاس های درس در طویله خبر می دهد.

 

این گوشه ای از وضعیت آموزش در کشوری است که ارقام منتشر شده از دزدی ها و اختلاس های مسئولان، کارگزاران و دست اندرکاران رژیم و حقوق مدیران ارشد دولتی سر به آسمان می ساید. در چنین شرایطی شاهد آن هستیم که دانش آموزان دختر در شهرستانهای دورافتاده از مرکز، در استان کرمان، به دلیل عدم توانایی مالی والدینشان در پرداخت شهریه مدرسه بی شرمانه با ضربات شلاق مورد مجازات قرار می گیرند.

 

معلمان ایران در چنین فضا و شرایطی تدریس می کنند، آنهم هنگامی که خود از بسیاری از حقوق اولیه محروم شده اند: حقوق و دریافتی معلمان از خط فقر رسمی نیز بسیار پایین تر است. معلمان حق التدریسی  به رغم سابقه کارطولانی، امنیت شغلی  ندارند و از بسیاری مزایای شغل رسمی بر خوردار نیستند. حقوق معلمانی که بعد از سالهای سال تدریس بازنشسته شده اند، کفاف زندگی با حداقل امکانات را هم نمی دهد. نظر کارشناسی معلمان در مورد  محتوای کتاب های درسی و بطور کلی در مورد چگونگی مدیریت آموزش  و جایگاه معلمان در نظام آموزشی بطور کلی نا دیده گرفته می شود، و حق بدیهی واولیه آنان برای داشتن تشکل مستقل با چماق سرکوب رژیم پاسخ می گیرد.

 

اعتصاب ها و  تجمع های اعتراضی سراسری توسط معلمان در سالهای اخیر به خوبی نشان می دهد که معلمان از این وضعیت بیزارند و خواهان تغییربنیادی این شرایط غیر انسانی، تبعیض آمیز و خفقان آور هستند. رژیم اسلامی بر آن است که با سرکوب اعتراض های معلمان و دستگیری و زندانی کردن فعالان حقوق معلم ، صورت مسئله را بطور کلی پاک کند. این حربه رژیم را باید خنثی کرد. آزادی اگر چه موقت اسماعیل عبدی و جعفر عظیم زاده به دنبال موج همبستگی و اعتراض در ایران و در سطح بین المللی نشان داد که این کار شدنی است، اما تا هنگامیکه فعالان حقوق معلم در زندان باشند و یا حکم زندان هر لحظه تهدیدشان کند، معلمان برای تحقق خواسته های خود با موانع دو چندانی روبرو خواهند بود . بنابراین در خواست لغو همه احکام زندان و توقف صدور احکام امنیتی علیه فعالین معلمان، کارگران  و بطور کلی همه فعالان عرصه های اجتماعی جزیی جدایی ناپذیر از تلاش و فعالیت  معلمان برای تحقق دیگر خواسته های آنان است.

 

اتحاد بین المللی، صدور حکم زندان علیه اسماعیل عبدی را به شدت محکوم می کند، و بنا به وظیفه خویش از همه تشکلات کارگری بین المللی به ویژه از تشکلات معلمان و آموزش بین الملل (EI) خواهد خواست که به این حکم اعتراض کنند و به سهم خویش مانع اجرایی شدن این حکم  شوند.

 

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

۱۳ اکتبر ۲۰۱۶

info@workers-iran.org

http://etehadbinalmelali.com/ak/

telegram_majaleh
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: