اخبار ایران و جهان

جاسوسی همگان توسط آمریکا

spy

تِرِزیا راینهُلد

حميد بهشتي

پیش از اینکه ما به عراق حمله کنیم نه القاعده ای در آنجا بود و نه داعشی». الیزابت مورای و رِی مک گاوِن قریب سه دهه در خدمت شورای اطلاعات ملی آمریکا (مورای) و سازمان سیا (مک گاون) به عنوان تحلیلگر کار می کردند. آنها امروزه با «جاسوسان بازنشسته ی حامی عقلانیت»، علیه فساد و دستگاه دروغپردازی سازمان های جاسوسی همکاری می کنند. تلویزیون کنتکست با آنها در باره نقش سیاست خارجی آمریکا در بوجود آمدن جنگ ها و جریان های پناهجویان و خطرات مراقبت همگان توسط سازمان های جاسوسی مصاحبه کرده است.

تلویزیون کنتکست: بسیاری از سوریه، افغانستان، عراق و کشورهای افریقایی به اتحادیه اروپا فرار می کنند. این موج پناهجویان با حملات آمریکا، ناتو و اروپا به این مناطق چه ربطی دارد؟

رِی مَک گاوِن: بسیار! در این شکی نیست. شما با آنها در آلمان خیلی مهماندوستانه رفتار می کنید. این را باید پذیرفت. اما تا کنون هیچکس این سئوال را نمی کند که چرا این 160.000 نفر فراری گشته اند؟ چرا در داخل و اطراف عراق چهار میلیون پناهنده هست و چهار میلیون دیگر از سوریه؟ پاسخ این است: زیرا جرج بوش و دیک چنی قصد داشتند حتما به عراق حمله کنند. آنها برای این کار آنطور که ادعا می شود به اطلاعات جاسوسیِ اشتباه تکیه نکردند. از اشتباه، سخن گفتن، نادرست است. آنچه شد، اغواگری بود و تحریف. اطلاعات را در برخی موارد تحریف کردند و حتا من درآوردی نیز بود. و اگر سئوال کنید: «امروزه جنگ ها چگونه ایجاد می گردند؟ امروزه چگونه پناهجویان بوجود می آیند؟ پاسخ همان است. بی در و پیکری خاورمیانه با حمله ی ما به عراق آغاز شد، به همین گونه است مشکلاتی که ما با داعش داریم و این که ما با سوریه چه می کنیم. پیش از آنکه ما به عراق حمله کنیم در آنجا نه القاعده ای بود و نه داعشی. آدم نمی بایست کارشناس می بود تا نتایج این سیاست را تشخیص دهد و نتیجه مستقیم آنرا نیز می بینیم.

سیاست آمریکا در مورد سوریه را به خوبی می توان از منظر اسرائیل که با آمریکا در یک خط هستند توضیح داد. هنگامیکه از نمایندگان دولت اسرائیل دو سال پیش یودی رادورن، سردفتر نیویورک تایمز در بیت المقدس پرسید که آنها برای جنگ سوریه خواهان چه پایانی هستند، پاسخ دادند: «ممکن است این سخت دلانه به نظر آید، اما برای ما پایان نیافتن آن بسیار بهتر است. روزنامه نگاران پرسیدند: «چه گفتید؟» «بله، همانطور که گفته شد، بسیار شدید به نظر می رسد! تا زمانیکه شیعیان و سنی ها مسائلشان را در سوریه و در تمامی منطقه بر سر یکدیگر پیاده می کنند و به نتیجه ای نمی رسند، اسرائیل عملا در امنیت بیشتریست و لازم نیست از جانب سوریه هراسی داشته باشد». برای سیاست آمریکا در سوریه این بهترین و مناسب ترین توضیح است. این مصاحبه واقعا در نیویورک تایمز درج شد.

– شما بعنوان تحلیلگران سازمان های جاسوسی و شهروندان آمریکا مباحث داخل آلمان در باره مراقبت همکان توسط دستگاه های امنیتی را چگونه می یابید؟ و نظر شما در باره تفاوت آن با نحوه آمریکائی این مراقبت چیست؟

ری مک گاون: به نظر من آنچه در 11 سپتامبر رخ داد کاملا با قانون اساسی ما در تناقض بود. اکثریت هم این را می دانند. چهارمین ماده تکمیلی این قانون، تفتیش و مصادره را ممنوع ساخته است. برای انجام این کار باید اجازه معتبر در دست باشد و مناسبت قابل قبول. برای کاری که آمریکا کرده است هیچگونه مشروعیتی وجود ندارد، مگر اینکه همه ی ما مشکوک به تروریست بودن باشیم. من در شگفتم که چگونه آلمانها که پلیس مخفی آلمان شرقی، اِشتازی Stasi، را می شناسند و اکثرشان فیلم «زندگی دیگری» را دیده اند، موضوع برایشان ظاهرا اینگونه بی تفاوت است (1). برخی می گویند: «من که چیزی ندارم مخفی کنم». پس از افشاگری های ادوارد سنودن، شخصی از ولفگانگ شمیدت که افسر سابق اشتازی بود پرسید: «شما در باره این ها چگونه فکر می کنید که چیزی برای مخفی کردن ندارند؟» او پاسخ داد: «این ساده لوحی را نمی توان درک کرد». و او در این گفته ی خود کاملا حق دارد. آنها خودشان نمی توانند در این باره تصمیم گیری کنند که چگونه اطلاعات آنها بکار گرفته شود. این تصمیم گیری را مأموران و سازمان های نظیر اشتازی می کنند. و تحت فشار نهادن، فقط یکی از امکانات آن است.

الیزابت مورای: من خیلی علاقمند بودم بدانم سرانجام افتضاح سیاست مربوط به شبکه ی اینترنت در آلمان چه می شود. به نظر من خیلی خوب است که هر دو روزنامه نگاری که افشاگری کردن چگونه سازمان اطلاعات مخفی آلمان اقدامات مراقبتی خود در قبال مردم را تشدید کرده است، همچنان آزاد هستند. من فکر می کنم اگر نظیرش در آمریکا رخ داه بود، به دلیل لایحه اختیارات دفاع ملی و سایر قوانینی که پس از 11 سپتامبر صادر گشته اند این روزنامه نگاران اکنون احتمالا پشت میله های زندان می بودند. این قوانین به حقوق شهروندی آمریکائیان صدمه زد. بسیاری از مردم آمریکا این احساس را دارند که آزادی کافی را برای بی پرده سخن گفتن ندارند. آنها بیم این را دارند که از کار بیکار شوند یا اینکه به هر نحوی به آنها زیان وارد شود. متاسفانه در آمریکا این از خود راضی بودنِ مصیبت بار وجود دارد: «من که چیزی ندارم مخفی کنم». اما در اینجا رسانه های جمعی هم نقش بزرگی را بازی می کنند – هم در آمریکا و هم در آلمان- و من فکر می کنم که آنها این موضوع را ناچیز جلوه می دهند.

پس از افشاگری های ادوارد سنودن زمانی بود که در این مورد بسیار گفتگو می شد. آن زمان این شانس واقعی وجود داشت که ادوارد سنودن را به آلمان آورند. اما ناگهان موضوع خوابید و فکر نمی کنم که امروزه هنوز کسی در این باره حرفی بزند که ادوارد سنودن را به آلمان بیآورند. اجازه داده نشد. «ما که نمی خواهیم دست رد به سینه متحدمان، آمریکا بزنیم». من برای حقوق شهروندی آلمان ها بیمناک هستم، ابتدا فکر می کردم که این امر، یک انحراف آمریکا پس از 11 سپتامبر باشد، اما این در حال رشد است. به نظر من یک فاکتور مهم بی اهمیت بودن موضوع در رسانه هاست. زیرا بدان میزان که می باید در اذهان مردم باشد، نیست.

من امیدوارم که در آلمان هم افشاگرانی نظیر ادوارد سنودن پیدا شوند، امیدوارم که ما بتوانیم در آینده روزنامه نگاران بیشتری که نسبت به حقایق مربوط به سیاست شبکه متعهد باشند داشته باشیم. ما باید به روشنی بدانیم که در غیر اینصورت مراقبتِ حاکمیت، همواره قوی تر می شود. در آمریکا ما در حال حاضر در کشوری اشتازی زندگی می کنیم. این موضوع را فقط بدین گونه می شود بخوبی بیان کرد. به این دلیل خواهش من این است که شما کار روزنامه نگاریتان را ادامه دهید و به مردم آلمان گزارش دهید که می باید نسبت به خطر مراقبت آگاه باشند. این خطری است که برای همه ما وجود دارد.

  • (1) در این فیلم یک هنرمند در آلمان شرقی توسط یک افسر اشتازی زیر نظر گرفته می شود، در خانه او وسائل شنود کار گذاشته، همسرش را تحت فشار نهاده و خانواده او را از هم می پاشند.

با تشکر از  تلاکسکالا
مأخذ: http://www.kontext-tv.de/en/broadcasts/lives-others-reloaded-germans-and-us-surveillance-state

telegram_majaleh
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: