اخبار ایران و جهان

چگونه اتحاد شوروی سوسیالیستی از روسیه، اکراین وسوریه حمایت کرد؟

udssr167

چگونه اتحاد شوروی سوسیالیستی از روسیه، اکراین وسوریه حمایت کرد؟

سایت قاسیون متعلق به حزب کمونیست سوریه

مترجم: احمد مزارعی، بیستم مهرماه 1395

روسیه فعلی ، اتحاد شوروی سابق نیست، اتحاد شوروی سوسیالیستی، از نظر نظامی قوی ترین دولت در تاریخ بود، شوروی سوسیالیستی همچنین توانست انواع اسلحه های گوناگون به استثنای ناوهای هواپیمابر، که همه آنها بر ضد دشمن اصلی ، یعنی آمریکا بود ، تولید نماید ، در مورد ناوهای هواپیمابرباید گفت که شوروی سوسیالیستی به  چنان ناوهائی نیاز نداشت ، زیرا نمیخواست بر روی اقیانوسها و مناطق دور دست جهان ، قدرت نمائی کند.

نوشته : خانم رنا مقداد

اتحاد شوروی سوسیالیستی در مورد ناوهای هواپیمابر آمریکا دارای یک استراتژی هوشیارانه بود واز ساختن چنان ناوهای مشابه وبسیار پرخرج اجتناب میورزید، وبجای آنها موشکهای ضد کشتی ساختند که در صورت وقوع جنگ میتوانست به راحتی ناوهای آمریکائی را از چرخه خدمت خارج کند.

شوروی سوسیالیستی از نظر تکنولوژی در بسیاری زمینه ها ، بویژه نظامی، بسیار پیشرفته تر از آمریکا بود ،درحالی که دربعضی زمینه های دیگر مشابه آمریکا ودر بعضی موارد از آمریکا عقب تر بود.

اما علی العموم ، به جز در زمینه ناوهای هواپیمابر، همه دلایل نشان میداد که دربسیاری زمینه ها ، شوروی سوسیالیستی برتری دارد ودرمورد ناوهای هواپیمابر نیز ، شوروی برای جبران آن گزینه های دیگری داشت ، ومهمترین آن، ازنظر سلاحهای اتمی ، شوروی از نظر تعداد وتکنولوژی هسته ای، تا نیمه سالهای 1970، از آمریکا برتری داشت.

استمدادی بسیار کوتاه ازدوره سوسیالیستی، به نجات روسیه فعلی منجر گردید

پنج سال بعد از متلاشی شدن شوروی سوسیالیستی به علت خیانت وبدون در نظر گرفتن عوامل ذاتی،روسیه خودرا در زمینه ها ی نظامی بطور عموم ، چه از نظر تعداد پرسنل ویا تکنولوژی به استثنای سلاخهای اتمی عقب تر ازآمریکا یافت.

تنها وجود موشکهای بزرگ بالستیکی بزرگ وقاره پیمای دوره گذشته بود که روسیه را ازخطر تقسیم نجات داد. هم اکنون روسیه از نظر تکنولوژی در تمام زمینه ها در حدآمریکا بوده ، وبلکه در بخشهائی از آمریکا نیز جلوتر افتاده است.برعکس دوره سوسیالیستی ، روسیه از ناحیه تعداد پرسنل در بخشهائی از آمریکا عقب تر است، اما روسیه همانطور که قبلا گفته شد، به نیروی نظامی در اماکن دور نیازی ندارد.اما قدرت فعلی روسیه ، برای محافظت از سرزمینهای همه اوراسیا وطرد آمریکا از مرزهای این مناطق وهمچنین از کشورهای وابسته به اتحاد شوروی سوسیالیستی سابق، کافی میباشد.

گامهای اقتصادی مطلوب که باید برداشته شود ؟

درزمینه اقتصادی باید گفت که طی یک دهه اخیربه علت فروش نفت وگاز پیشرفتهای قابل توجهی نصیب روسیه گردیده است، از آنسو آمریکا با تحمیل تحریمها وعقوبات اقتصادی به جنگی بر علیه روسیه برخاست، وبدتر اینکه برای کاهش دادن قیمت نفت ووارد آوردن ضربه بیشتری به روسیه ، آمریکا،عربستان را وادار نمود تا قیمت نفت را دربازار جهانی کاهش دهد.:

«شرکای» آمریکائی ما کشورهای دیگر اروپائی را وادار نمودند تا به خیل تحریم کنندگان بر علیه ما پیوسته وهمچنین حجم بازرگانی میان ما وخودشان را کاهش دهند. آنها همچنین قوانین ومقررات بانک بین المللی را نیز تغییر داده تا ما نتوانیم وامهائی را که به اکراین قبل از کودتای آمریکائی در کییف ، پرداخته بودیم باز ستانیم، «شرکای»ما از طرفی دیگر بانکها وموسسات مالی جهانی را موظف کردند که به روسیه وام ندهند. همه اینها به این دلیل بود که ما قبول نکردیم «مجلس نظامیان» که آمریکائیها بعد از کودتا در کییف بر سرکار آورده بودند،به رسمیت بشناسیم ویا تسلط آمریکا را بر خود بپذیریم. از اینجا است که میتوان به وضوح دید که ادعای آمریکا مبنی بر «آزادی بازار»تنها ابزاری است برای تسلط شرکتها ومراکز مالی خود بر کشورهای دیگر ویا هر آنکسی که نخواهد سلطه انها را بپذیرد».

روسیه باید از تبعیت اقتصادی غرب خارج شود ، زیرا آنها مورد اعتماد نیستند وبه کرات این امر ثابت شده است، با این حساب بانک مرکزی روسیه تنها وتنها باید تابع حکومت روسیه باشد.

در باره دموکراسی دروغین آمریکائی

روسیه همچنین از آمریکا نیز بیشتر دموکرات است، بنای دموکراسی آمریکا و»افتخاراتش» بر خونهای بیگناهان بنا شده است: آمریکا 95%، از ساکنان اصلی آمریکا ونیمی از ملت همسایه خود مکزیک را به قتل رسانیده است ،این کشور دو بمب اتمی را بر سرمردم ژاپن ، پس از شکستشان فرو انداخت . ازسال 1945، در بیش از چهل کشور دنیا کودتا نمود ویا آنها را به اشغال درآورد، بسیاری از روسها ویا شهروندان سایر کشورها را از سراسر جهان ربودوانها را درزندانهائی نامعلوم سر به نیست کردوهمه تعهدات ومواثیق بین المللی را زیر پا نهاد.

نگاهی سریع ومجرد به «دموکراسی آمریکائی»روشن میکند که مطلقا این دموکراسی نیست. رئیس جمهور بتوسط تعدادی کمتر از 25% شرکت کنندگان در انتخابات ، برگزیده میشود، مردم باید در وضعیتی پیچیده ویکجانبه بر ضد»سیاهان»و رنگین پوستان لاتینی، رای دهند واکثریت مردم فرصت انتخاب کردن را نمییابند، تنها 50% کسانی که برای شرکت در انتخابات ثبت نام کرده اند، رآی میدهند وبا یک سیستم عجیب وغریب وغیر دموکراتیک ، رئیس انتخاب میکنند.

در آمریکا دوحزب وجود داردکه به نوبت قدرت را در کنترل میگیرند، میان این دو حزب حد اقل اختلاف وجود داردوگزینه دیگری در میان نیست:

«آیا باید بودجه نظامی یکصد ملیارد دلار باشد ویا یکصدودو ملیارد ؟، آیا بایداول عراق را اشغال کنیم ویا ایران ویا اینکه اول ایران وسپس عراق را ؟ (1) ،آیا باید همچنان به اسرائیل کمک کنیم ویا اینکه فلسطینیها را محکوم و تقبیح کنیم؟ آیا» پوتین فاشیست وقاتل» است؟ یا برعکس «قاتل وفاشیست»؟، وبر همین اساس است که یکی از دو حزب  در آمریکا انتخاب میشود.

روسیه از منافع خود ومنافع سایرملتها دفاع میکند

از همه آنچه که گفته شد، چه میتوانیم بیاموزیم؟ بعضیها میگویند روسیه باید در»مرز روسیه»کنونی باقی بماند، اما «مرز روسیه»امروز کوچکتر ازمرزروسیه «عادلانه»است که شامل روسیه سفید ، نوواروسیا، ترانسنیستریا،کشورهای بالتیک، آسیای میانه میگردد.این مناطق البته نباید در درون مرزهای روسیه قرار بگیرند ، اما اینها باید درکنار روسیه ودر جنگ بر علیه هیمنه امپریالیستی آمریکا ودردنیای اوراسیائی باشند.

دراین چهارچوب ، لزوما باید اعتراف کردکه یک انتقال کیفی درسطح عملکرد روسیه وسلاحهای روسی انجام گرفته است وامواج اولیه آن از سال 2008،آغاز گردید ونقش برجسته ای در نقش روسیه درجهان ایفا نمود، باید اعتراف نمود که اگر»بقایای اتحاد شوروی» سابق نبودروسیه نمیتوانست درسالهای گذشته ودر مقابل ضربات سرسختانه آمریکاایستادگی کند. به تعبیری دیگر : اگر اتحاد شوروی سوسیالیستی سابق نبود، روسیه نمیتوانست امروز از سوریه، اکراین وهمه سرزمینهای اوراسیا، حمایت کند.

در جریان تحولات توسعه یابنده جهانی ، نباید اهمیت نقش روسیه را تقلیل داد، نبایداز آنچه روسیه دراکراین وسوریه انجام میدهد، احساس شرمندگی کرد، اقدامات روسیه در درجه اول درجهت حمایت ازملت خود ودر درجه دوم حمایت ازسایر ملتهای جهان است . روسیه که بار سنگین جنگ نظامی سوریه را بردوش میکشد ، تنها به خاطر دفاع از بشار اسد نیست، بلکه با هدف دفاع ازآن منطقه ای است که ضمن جغرافیای اوراسیائی بوده ودرعین حال برعلیه دخالتهای آمریکا است که هیچگونه رحمی ندارد وتنها هدفش متلاشی نمودن دستگاههای اداری ومدنی این دولتها  است وسپس رهاکردن تمامی آنها بدون هیچگونه حمایتی برای سلب حقوق ، غارت وتخریب جهانی آنها.پایان ترجمه

زیرنویس از مترجم: (1)  درسال 2002، یکسال قبل از تجاوز نظامی آمریکا به عراق، آریل شارون واعضای کابینه اش به آمریکا رفته تا دولت آمریکارا به لزوم حمله نظامی به ایران ، قبل از حمله به عراق، قانع کنند، امریکائیها نپذیرفته وباور داشتندکه ما افغانستان را در اختیار داریم وچون عراق راهم اشغال کنیم، ایران درمحاصره مامیباشد وآنها با پای برهنه به استقبال ما خوهند آمد، درهمین زمان بشار اسد به ایران آمده وبا رهبران ایران مذاکراتی انجام داد وایران هم قبل از این با سران مخالفین عراقی مذاکرات لازم را انجام داده بودند، سه کشور تصمیم گرفتند که پس از ورود آمریکائیها به کمک مردم عراق شتافته وبا راه انداختن جنگهای پارتیزانی تجاوز کاران آمریکائی را به زباله دان بریزند وچنین شد.

telegram_majaleh
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: