اخبار ایران و جهان

هایدرگرایان زحمتکشان را فراموش کردند.

              

     

پاره نظرات یک فیلسوف غیرطبقاتی.

علیشاه سلطانی

                      

                     هایدرگرایان زحمتکشان را فراموش کردند.

اسلوتادک ؛ متفکرآلمانی ،متولد 1942 میلادی ،همچون نیچه ، فیلسوف را پزشک،پرستار، و مواظب فرهنگ زمان خود میداند. او بجای سئوال انسان کیست،می پرسد انسان کجاست ؟ وی در تئوری زندگی گرایانه خردگریزانه، شاگرد نیچه است. غیراز نیچه اوخود را شاگرد هایدگر،فوکو،دلوژ،و دریدا نیز میداند.

اسلوتادک چون لائوتسه میگوید راه نقد از نقد راه می گذرد و تفکر ازریسک خطرکردن بوجود می آید چون از بی خطری، افکاری متعادل و بی ارزش زاییده میشوند . عظمت و اهمیت یک فیلسوف وابسته به خطر محتوای گفته هایش است .

مورخین فلسفه غرب اسلوتادک را از تبار اندیشمندانی مانند لاکان،فروید،مارکس،آدرنو، بگوان و اندیشه های بودیستی هندی در آسیای شرقی میدانند. او بیشتر یک فیلسوف فرانسوی است تا یک اندیشمند المانی.

اسلوتادک انسان را حیوانی عادت گرا نامید. او به تقلید از آدرنو مدعی است که هنر جایی است که در آنجا عام و خاص باهم دیدار میکنند. بیوگرافی نویسان اسلوتادک را تحت تاثیر روانشناسی لاکان، فنومنولوگی هایدگر،ساختارگرایی اشتراوس،تئوری انتقادی مکتب فرانکفورت،تفکر مسیحایی آدرنو و بلوخ، و ماتریالیسم دینوزیوستی نیچه میدانند.

اسلوتادک یکی از مبلغان فلسفه کلبی نو است.منقدین او را فیلسوفی اسطوره سرا میدانند که از فلسفه کلبی به فلسفه رواقی رسیده است .وی متهم به خردگریزی و عرفان گرایی نیزشده است.او بگوان،فرقه گرای هندی را یکی از متفکران قرن بیست نامید.

ماتریالیسم شبه رمانتیک و سرمستانه دینوزیوستی اسلوتادک کوششی است برای نزدیکی جریانات پست مارکسیستی و پسا نیچه ای.او زیر تاثیر کتاب «دانش فرحبخش» نیچه نیزمطالی ادبی فلسفی منتشر نموده. اسلوتادک میگوید که افکار نیچه تایید فلسفه کلبی است و انسان کلبی گرچه غیرسیاسی ولی دوستدار زندگی است.درنظراوفلسفه کلبی موجب آزادی فردمیشود.

فلسفه کلبی اسلوتادک غیرازنیچه زیرتاثیر بشاشیت افکار هاینه و شیلر،طنز ناامید کیرکگارد، و فلسفه اگزیستنسیالیسم هایدگر است.پیرامون او گفته شده به کسیکه خودرا شاگرد نیچه و هایدگر و اشپنگلر بداند،دیگر امیدی نیست.

متفکرانی مانند بلوخ،هورکهایمر،بن،کانتی،یونکر، و گونتر نیز بی تاثیر روی افکار اسلوتادک نبوده اند. او مدعی است که فضای فرهنگی اروپا التقاطی است از سرخورده گی روشنفکری،دلقک بازی و مغزشویی رسانه ای، و نیهلیسم فلسفی عصر حاضر.

در نظر اسلوتادک ،لاکان مدعی مارکسیسم، نماینده روانشناسی مسیحی کاتولیکی است و نیهلیسم غربی زمان حال نقطه اوج متافیزیک اروپایی است.اوعصر حاضر را زمان پست هومانیسم میداند که در آن هدف رسانه های غرب افزایش اشتهای مصرف و سرگرم کرن مردم و تبلیغ فردگرایی و حالات خلسه است. موضوع اصلی عصرحاضر بجای گردش زمین بدور خورشید کوشش برای گردش گلوبال پول بدور زمین است.اندیشه پست مدرنیسم از زمان کپرنیک شروع شد که آغاز تفکر جهان گلوبال نیز است.

اشاره میشود که اسلوتادک علیه بدبینی فرهنگی تئوری انتقادی مکتب فرانکفورت افشاگری نموده. او مبلغ نوعی نیچه گرایی نونیز است و همچون نیچه دارای استعداد ادبی در طرح موضوعات فلسفی میباشد .در نظر اسلوتادک نقد از پارازیت های زندگی تغذیه میکند و زبان خانه هستی است. او مینویسد در ادیان ابراهیمی از خشم مقدس سخن رفته و در فرهنگ اروپایی، آثار ادبی هومر مانند کتاب شعر الیاس نخستین اثر مبلغ خشم و خونریزی بوده اند .

اسلوتادک در دانشگاه در رشته های فلسفه و تاریخ و زبان و ادبیات آلمانی تحصیل کرده. او برنده جایزه «مقاله نویسی فلسفی» است و این ژانر را مناسب فلسفه گرایی میداند. از جمله آثار پیتر اسلوداک – توهین به تودهها- فیلسوفان روی صحنه تئاتر- تولد یعنی دیدار با زبان- بیگانگی جهان- مقررات پارک انسانی- درفضای درونی وجهانی سرمایه- ساختارگرایی بشکل هرمنوتیک- و کتاب «ادبیات،تجربیات زندگی، نظریه ژانرها و تاریخ اتوبیوگرافی در جمهوری وایمار»- می باشند.

                        

telegram_majaleh
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: