اخبار ایران و جهان

نابود باد نیروهای امپریالیستی اشغالگر ، پیروز باد مبارزه مردم علیه امپریالیسم و بنیادگرایی

پانزده سال از زمانی که اشغالگران آمریکایی و انگلیسی و متحدینشان کشور ما را به خاک و خون کشانده و اشغال کردند، می گذرد. این اشغال مسایل، مشکلات و تضادهای جامعه ما را به مراتب پیچیده تر کرده است. اشغالگران اینبار به بهانه، مبارزه با تروریزم و برانداختن بنیادگرایی و با وعده رهایی زنان و ایجاد نظام دمکراتیک، بازسازی اقتصاد کشور، ایجاد ثبات و امنیت و «استقلال» و خلاصه انواع وعده های عوامفریبانه ده ها هزار از نیروهای مسلح خود را در کشور ما مستقر کردند که این رقم بعدها به یکصد و پنجاه هزار نیروی نظامی کشورهای بیگانه افزایش یافت.

آنها وعده دمکراسی دادند. آیا منظور آنها از دموکراسی بر سر کار گماردن حکومت دست نشانده ای است که گردانندگان قبلی و فعلی آن از رسواترین و فاسد ترین عناصر شناخته شده هستند ؟ آیا مجلس و لویه جرگه ای با اکثریت قریب به اتفاق بنیادگراها و جهادی های رسوا نمادی از دمکراسی آنهاست؟ این است آن دمکراسی و نظام دمکراتیکی که 15 سال اشغالگری را برای مردم ما به ارمغان آورده است؟ 

آیا منظور از رهایی زنان، موقعیت میلیون ها زنی است که در شهر و ده، در زیر ظلم و تعدی رژیم دست نشانده و یا طالبان قرار دارند؟ آیا تحت بدترین خشونت های دولتی، مذهبی، اجتماعی و خانگی قرار گرفتن را می توان رهایی زنان نامید؟

در کشوری که 80 فی صد بودجه اش را کمک های مالی اشغالگران و متحدینشان فراهم می کند، کشوری که در پانزده سال گذشته محصول زراعتی و تولید مواد غذایی اش بیش از پیش کاهش یافته و هر چه بیشتر به کارخانه تولید مواد مخدر برای بازارهای جهانی مبدل شده است و سلطانهای مواد مخدر از بالاترین قدرت برخوردار اند، در کشوری که فقر و گرسنگی اکثریت جامعه را در بر گرفته است، کشوری که نیروی کارش بیکار و در جستجوی کار در کشورهای همسایه سرگردان است، کشوری که جوانانش از آینده نا امید و در تلاش مهاجرت وپناه گزینی به کشورهای دیگر جهان است، آیا در آن نشانی از بازسازی اقتصادی به چشم می خورد؟ بویی از بهبودی اقتصادی در آن به مشام می رسد؟

خیر! توده های مردم آنچه احساس می کنند فشار ستم و ظلم و نابرابری و بی عدالتی است، آنچه که به چشم می بینند صورت رنگ پریده ی اطفال و جوانان رها شده در فقر و گرسنگی و نا امیدی از آینده است، آنچه می شنوند صدای فریاد خشم و ناله فرخنده ها در زیرمشت و لگد نگهبانان جهل و خرافه است، صدای غرش رخشانه ها در زیر طوفان پرتاب سنگ جهل و عقب ماندگی است. صدای ناله هزاران هزار زنی است که در زیر بار ستم و فشار نابرابری و زن- ستیزی خورد می شوند، صدای مردان و زنانی است که در زیر بار سخت و پیچیده زندگی له می شوند. آنچه به مشام می رسد بوی گندیده ی ظلم و ستم، بوی گندیده اشغالگری و تجاوز امپریالیستی و بوی گندیده ی فساد و ارتشاء حکومتی است. همچنین بوی گندیده ی قدرت گرفتن بنیاد گرایی طالبانی و داعشی فضا راپرکرده است. 

امپریالیسم آمریکا نیز نشان داد که مبارزه اش با تروریزم همانا افزایش هراس افکنی و قدرت بخشیدن به تروریزم است. اشغالگران بدترین شکل ترور را در طول 15 سال گذشته علیه توده های بی دفاع اعمال کردند. شب و نیمه شب به خانه ها حمله کردند و خانواده ها و کودکانشان را هراسان از خواب پراندند. خانه و کاشانه و مجالس جشن و عروسی آنها و بیماران بیمارستانهای آنها را بمب باران کردند، این قساوت ها به همراه هراس افکنی های طالبان و دیگر گروههای بنیاد گرا بیش از صدهزار نفر از جمعیت غیر نظامی را مستقیما به قتل رسانده و تعداد بیشتری را مجروح کرده است.

طالبان و دیگر گروههای بنیادگرا در نتیجه اشغال کشور توسط نیروهای بیگانه امپریالیستی تقویت شده اند. مناطقی را در کنترل خود درآورده و توده های این مناطق را مورد ظلم و ستم قرار داده و می دهند و طبق قوانین عقب مانده شریعت بر مردم حکومت می کنند. داعش یک نیروی بنیادگرای ارتجاعی دیگر است که در نتیجه اشغالگری امپریالیستها در کشور پایه گرفته و تقویت شده است و آنان نیز به کشت و کشتار خود علیه مردم و توده ها ادامه می دهند. آیا این است نتیجه وعده های » جنگ علیه تروریزم؟ تقویت بنیادگرایی و تقویت تروریزم!      

اوباما رئیس جمهور امپریالیزم امریکا، که وعده بیرون کشیدن نیروهایش از افغانستان را داده بود، این وعده را پیوسته به تعویق انداخت و سرانجام در تابستان امسال اعلام کرد که امپریالیزم آمریکا 8400 نیروی ویژه نظامی را در افغانستان باقی خواهد گذاشت. او همچنان خبر داد که 6000 نیروی دیگر از متحدین اشغالگرش در افغانستان باقی خواهند ماند. تا به همراه ارتش ضد ملی افغانستان که 320 تا 350 هزار نفر را تشکیل می دهند به جنگ علیه مردم ادامه دهد.  

دولت اشرف غنی و امپریالیزم آمریکا در صدد اند که طالبان را به میز مذاکره بکشانند. طالبان نیز در برخی از این مذاکرات شرکت داشته است. اوباما نیز این مسئله را تایید کرد که با طالبان جنگی ندارد بلکه » تنها راه پایان جنگ را مذاکره با طالبان» می داند. در این راه آمریکا و دولت قبلی کرزی و دولت کنونی اشرف غنی، امتیازات سیاسی بسیاری را به طالبان داده اند. بسیاری از مفاد قوانین شرعی را به نفع طالبان پررنگ کرده اند، و آماده اند تا طالبان و متحدانشان را نیز در قدرت سیاسی سهیم سازند.

طالبان نه نیرویی مستقل، نه ملی، نه مردمی و نه علیه اشغالگران است. هدفش اعمال ظلم و ستم بر مردم از طریق اعمال قوانین مرتجعانه، عقب مانده و بیرحمانه شریعت و یا بعبارت دیگر اعمال دیکتاتوری دینی علیه مردم و بخصوص زنان است و همچنین مجبور است که در خدمت منافع متحدین و حامیان منطقوی خود پاکستان و عربستان قرار گیرد.

اما علیرغم مناقشات کشورهای مرتجع در منطقه همگی به این بستگی دارد که آیا منافع امپریالیسم آمریکا که قصد و هدفش از اشغال، سلطه کامل بر افغانستان و از آن طریق کنترل کل این منطقه استراتیژیک برای منافع جهانی اش است، برآورده خواهد شد یا خیر؟

15 سال اشغال امپریالیستهای آمریکایی هدفی غیر از دنبال کردن منافع جهانی شان نداشته است و به همین خاطر است که جنگ 15 ساله ای را به مردم ما تحمیل کرده اند. و با تحمیل موافقت نامه دو جانبه استراتیژیک بین دولت فاسد و آمریکا می خواهد ادامه حضور نظامی اش در افغانستان و منطقه و در صورت لزوم ادامه جنگ را تضمین کند.

برای پایان دادن بر اشغال و مداخله گری های قدرتهای جهان و منطقه و برای رهایی مردم افغانستان و منطقه از این اوضاع نابسامان، تنها یک راه موجود است. با یک خط انقلابی و کمونیستی واقعی، علیه نیروهای اشغالگر امپریالیستی و نمایندگان وطنی آنها و همچنین علیه نیروهای بنیادگرای مذهبی و حامیان آن به پا خواست و مبارزه ای انقلابی را که با شفافیت و وضوح هر چه کاملتر در مقابل نیروهای مرتجع و پوسیده امپریالیستی و بنیادگرای مذهبی قرار دارد، دامن زد. مبارزه ای که هدفش از بین بردن هر گونه ستم و استثمار و رسیدن به جامعه ای کمونیستی باشد.

نابود باد اشغالگری ها و مداخلات امپریالیستی

پیروز باد مبارزات توده ها برای جامعه ای بدون ستم و استثمار

«جمعی از کمونیست های انقلابی افغانستان»

16 میزان(مهر) 1395 ــ 7 اکتبر2016

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: