گوناگون, سرتیتر

وهم باره

barzin_azar_65

وهم باره

*

شب،

با شکست خورشید،

زد فاتحانه فریاد :

« دیگر

تمام

شد.»

ننهاده چشم برهم

نی ،

در نیِ سحر هنوز،

زنگی زتاج سر،

خورشیدِ نو تری بود

گسترده بال و پر…

*

جعفر مرزوقی(برزین آذرمهر)