اخبار ایران و جهان

 چرا من به روحانی رای نمی دهم؟ – رضا رخشان

rohany

دولت روحانی که بعد از شکست جنبش سبز و در زمانیکه سایه ناامیدی و سکوت بر طرفداران آنها حاکم بود واصلاح طلبان ناامیدانه تلاش می کردند تا با بازسازی توان از دست رفته خود ،دوباره به چرخه قدرت بر گردند و پنجه بر هر دیواری می کشیدند.کمااینکه رد صلاحیت بهت آور هاشمی رفسنجانی می رفت که اندک امیدشان هم از دست برود اما با تایید صلاحیت عارف و روحانی شانس آن را یافتند تا دوباره به صحنه قدرت ورود کنند. جهت یک سو کردن توان خود در انتخابات و پرهیز از هرگونه ریسکی ،عارف از صحنه کنار کشید تا راه برای روحانی باز شود.و این چنین بود که دولت یازدهم با اکثریت نچندان قوی به روی کار آمد.خط مشی این دولت با توجه به نزدیکی به مکتب اقتصادی دولت بااصطلاح سازندگی از قبل آشکار بود. منجمله سیاستهایی مانند حل مسئله هسته ای ،که البته به انجام رسید.پیوستن به سازمان تجارت جهانی ، سازمان مبارزه با پولشویی و بازار ازاد و کلا نزدیکی به اقتصاد سرمایه داری جهانی از اهم آنها بود.هر چند که در عمل وبه دلایل متعدد دولت در زمینه تغییر در جهت بهبودی اوضاع اقتصادی وسیاسی واجتماعی دستاورد قابل ملموسی نداشت. درین میان، حرکت سریع و کور در چرخش اقتصادی به سمت اقتصاد بازار ازاد، برای طبقه کارگر چیزی جز دشواریهای بیشتر ،حقوق پایینتر از خط فقر و رها سازی های اقتصادی (بنا به گفته آقای سید راضی نوری نماینده شهر شوش در مجلس)به اسم خصوصی سازی که حتا بدون رعایت مسائل بورکراتیک رایج در مناسبات بورژوازی صورت می گرفت ،نکته دیگری در بر نداشت. دولت یازدهم گویا کارگران را بار گرانی بر دوش خود می داند. تلاش می کند که هرطور شده به بهانه کوچک کردن حجم دولت و با سپردن همه امور به بخش خصوصی بخوانید سرمایه داران ،این بار را از سر دوش خود بردارد .سیاستهای تاکنونی این دولت برای این طبقه هیچ بوده است.یه روز یارانه نقدی را بیماری اقتصادی می داند و یواش یواش در صدد حذف یارانه بگیران گام برمی دارد و روزی دیگر مسکن مهر را عامل بدبختی اقتصادی می خواند.این در حالیست که، مسکن مهر جدای از همه مشکلاتش ولی برای بسیاری که استطاعت خرید خانه را بصورت نقدی نداشتند فرصت خرید فراهم کرد در نتیجه طبقه کارگر بیشترین متقاضی این طرح بودند.ازاد سازی های اقتصادی،چه در ازاد سازی قیمتها بر اساس عرضه وتقاضا ومخالفت علنی نزدیکان دولت با هرگونه نهادهای حمایتی ،مانند سازمان حمایت از مصرف کننده و سایر اتحادیه ها که البته درین مورد هم طبقه کارگر بیشترین حمایت را نیازمند می باشد همچنین این دولت در زمینه تشکلات کارگری ورفع موانع در جهت ایجاد نهادهای مستقل کارگری ،گامی بر نداشته است.برعکس، این دولت بیشترین توجه خود را بر رفع نیازها و مسائل مربوط به کارفرماها وسرمایه دارها معطوف کرده است.درین راستا میتوان به تلاش گسترده دولتیان به بهانه ایجاد رونق اقتصادی ،جهت تغییر قانون کار به نفع کارفرمایان وبه ضرر کارگران اشاره کرد.چرا که میخوانند با تغییر معدود موادی در قانون کار که حامی کارگر است ،دست کارفرمایان را جهت هر گونه عملی به ضرر کارگران باز نگه دارند نتیجه چنین عملی به بی پناهی ومصائب بیشتر کارگران می انجامد. با اینهمه اکنون که کمتر از یک سال تا انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم در سال اینده باقی مانده است رفته رفته فعالیتهای انتخاباتی هم شروع می شود.اینبار هم اصلاح طلبان مانند سال 92پشت سر دولت روحانی سنگر گرفته اند.من نمی دانم این دولت قرار است که چه چیزی را به نفع مردم اصلاح کند؟. ولی اگر قرار باشد که سیاستهای تا کنونی خود را به پیش ببرد برای طبقه کارگر چیزی جز رنج بیشتر دستاورد دیگری نخواهد داشت.درین سه سال گذشته تنها کاری که دولت انجام داده است کوبیدن دولت قبلی بوده است. حتا در مورد رسوایی حقوقهای نجومی هم عنوان می کردند که این حقوقها در دولت قبلی طرح وبرنامه ریزی شده بودند. اما برای این سئوال که ،پس دولت درین سه سال چه می کرده است؟ با سکوت گذر می کردند.حتا علارغم اصرار منتقدین هم، این دولت حاضر نشد که فیش حقوقی مدیران خود را جهت شفاف سازی به پیشگاه ملت منتشر کند.در زمینه های سیاسی وصیانت از حقوق شهروندی هم نمره این دولت علارغم تمامی شعارهایش ،نمره قابل قبولی نیست.هر چند که برای طبقه بزرگ کارگر ،با وجود این همه مصائب و دشواری ،مسائل معیشتی و زیستی اولویت اول میباشد. واصولا بدون حل این مسائل اقتصادی ، حتا دموکراسی بورژوایی هم خواب وخیالی بیش نیست.تا زمانیکه حاصل دسترنج افراد کفاف زندگی انسانی وشایسته ای را ندهد سایر حقوق فردی وسیاسی میسر نمی شود.

در خاتمه،دولت یازدهم چه در تحقق شعارها وچه در پیشبرد سیاستها برای ما کارگران دستاوردی نداشته است که هیچ ، موجب فقر وبیکاری و ناامنی شغلی بیشتری را فراهم کرده است که با در نظر گرفتن همه اینها ،مرا به این جمع بندی رسانیده است که در انتخابات بعدی به این دولت رای ندهم البته این بمعنای حمایت از جریانات رقیب هم نیست بلکه در مورد عدم حمایت از این دولت با این سیاستهای خاص می باشد.

با آرزوی دورانی که دیوار کارگر اینقدر کوتاه نباشد

رضارخشان

23/شهریورماه/1395

telegram_majaleh

1 Comment on  چرا من به روحانی رای نمی دهم؟ – رضا رخشان

  1. من به سبب باور به تضاد عمیق بین رسالت روشنفکری با رویکردهای ایئولوژیک رایج در بین اهل سیاست، بویزه در جهان سوم، کلاً نه طالب دخالت در امور سیاسی هستم و نه حامی یا برانداز نظام می باشم و در کل اصالت را به رای اکثریت جامعه می دهم و اعتقاد دارم که جامعه اگر هم امروز در انتخاب خود خطا کند، وظیفه یک دوستدار استقلال و توسعه کشور است که با تن در دادن به این انتخاب، این فرصت را در اختیار جامعه قرار دهد تا در مرور زمان با کثرت تجاربی از این نوع به تکامل و تعالی نزدیکتر شود. آن زمان این ملت دیگر اشتباه نخواهد کرد یا کمتر احتمال اشتباه آن می رود. در عین حال در این سه سال و اندی این سوال همواره اینجانب را آزار داده که چرا اینهمه مدعی ارادت به ملت و فدایی کشور که مداوم تمامی کاستی ها و ناکامی های این ملت در طول سه هزار سال گذشته، بویزه سه دهه سلطنت اکبر شاه و حاکمیت اصلاح طلبان و کارگزاران بر منابع ثروت و قدرت کشور، را به احمدی نژاد و فساد وی و …. نسبت می دهند، چرا یک بار این ادعاها، خصوصاً بحث درامد 800 میلیارد دلاری و برباد دادن ان را به صورت مستند تثبیت نمی کنند. آقای دکتر رئیس دانا به پشتوانه ی تخصص و جایگاه علمی ارزشمند خود در حوزه اقتصاد خوب می دانند که هر دولتی تنها در صورتی می تواند امور مالی و شرایط مالی دولت قبلی را پیگیری کند که ترازنامه ی ارائه شده ی دولت قبلی را با امضاء و تأیید تحویل بگیرد. خود احمدی نژاد نیز تمامی مستندات خود را در مجموعه ای از مدارک در سایت خود گذارده، چرا هرچه می شنویم ادعاهایی است که از قول این و ان مطرح شده و سندی پشتوانه ندارد؟ باز هم تأکید می کنم که این سخنان با هدف تأیید ایشان مطرح نشده، بلکه بیشتر برای ارائه ی شعور ملت و آشنایی و قرابت ان ها با پدیده های تمدن ساز تفکر و تعقل، پژوهش و تحقیق و …. می باشد.

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: