نظری, سرتیتر

صدایی آلمانی دربارۀ جنگ

این مقاله به مناسبت آغاز جنگ جهانی نخست، در ماه اوت 1914 ، درج شده است

صدایی آلمانی دربارۀ جنگ

ولادیمیر ایلیچ لنین

ترجمۀ جواد راستی پور

منتشر شده در خیزش شماره ۵۰

lenin_89j

«در یک شب سیمای جهان تغییر کرد … هر کسی تقصیر را به گردن همسایه­اش می اندازد، همگان مدعی هستند که موضعی تدافعی دارند و فقط در حالت دفاع اضطراری عمل می کنند. آیا نمی بینید که هرکس فقط از مقدس ترین ارزش ها، از کانون خانواده و سرزمین پدری خود دفاع می کند … غرور ملی و تجاوزکاری ملی غالب اند … حتی طبقۀ کارگر بین المللی عظیم از احکام ملی تبعیت می کند، کارگران در میدان های جنگ یکدیگر را می کشند … ورشکستگی تمدن ما ثابت شده است … نویسندگان مشهور اروپایی شرمی از این ندارند که همچون شووینیست های هار و کور پا پیش گذارند … ما امید زیادی به امکان جلوگیری از دیوانگی امپریالیستی به خاطر ترس از ویرانی اقتصادی داشتیم … ما بار مبارزۀ آشکار امپریالیستی به منظور سلطه بر جهان را تحمل می کنیم… در هیچ جا اثری از مبارزه برای آرمان های بزرگ نیست احتمالا بجز مبارزه برای سرنگونی دیو روسی* … تزار و اعیان بزرگ در خدمتش که شریف ترین انسان های کشور خود را به جلادان سپرده­اند،… ولی آیا نمی بینیم که فرانسۀ نجیب، آن کشور حامل آرمان های آزادی، تبدیل به متحد تزار جلاد شده است؟ چطور آلمان صادق … زیر حرفش می زند و بلژیک بی طرف شوربخت را خفه می کند؟ … همۀ اینها چگونه به پایان خواهند رسید؟ اگر فقر خیلی گسترده شود، اگر ناامیدی تفوق یابد، اگر برادر برادرش را در لباس فرم دشمن تشخیص دهد، آنگاه شاید حادثۀ بسیار غیرمنتظره­ای به آرامی فرارسد، شاید سلاح ها علیه کسانی که مردم را به جنگ برمی انگیزند برگردانده شوند، و ملت هایی که طوری بارآورده شده­اند که از یکدیگر متنفر باشند احتمالا آن نفرت را فراموش کرده، ناگهان متحد می شوند. ما نمی خواهیم مثل پیامبران باشیم، ولی چنانچه جنگ اروپایی ما را گامی به یک جمهوری اجتماعی اروپایی نزدیک کند، آنگاه این جنگ، در نهایت، آنقدر که امروز بی معنی به نظر می رسد، بی معنی نخواهد بود.»

این صدای کیست؟ آیا از یک سوسیال دمکرات آلمانی برمی خیزد؟

به هیچ وجه! سوسیال دمکرات های آلمانی به رهبری کائوتسکی تبدیل به «یاوه گویان پست ضد انقلابی»[1] شده­اند، یعنی همان نامی که مارکس بر روی سوسیال دمکرات هایی گذاشته بود که بعد از انتشار قانون ضد سوسیالیستی «بر وفق شرایط» عمل کرده بودند، همان طور که امروز هاسه، کائوتسکی، سودکوم و شرکا می کنند.

خیر، نقل قول ما از مجلۀ خرده بورژوایی دمکرات های مسیحی است که توسط گروهی از روحانیان ردۀ پائین خوش قلب در زوریخ منتشر می شود (Neue Wege، Blätter für religiöse Arbeit**، سپتامبر 1914). ما به این حد از تحقیر رسیده­ایم: افراد عامی خداترس تا بدان حد پیش رفته­اند که می گویند بد نخواهد بود اگر سلاح ها علیه کسانی که «مردم را به جنگ برمی انگیزند» برگردانده شوند، در حالی که سوسیال دمکرات های «معتبری» نظیر کائوتسکی «به طور علمی» از پست ترین شووینیسم دفاع می کنند، یا نظیر پلخانف، تبلیغ جنگ داخلی علیه بورژوازی را یک «یوتوپیای» مضر اعلام می کنند!

به راستی، اگر چنین «سوسیال دمکرات هایی» می خواهند در اکثریت باشند و «انترناسیونال» رسمی (اتحادی برای توجیه بین المللی شووینیسم ملی) را شکل دهند، بهتر نخواهند بود که عنوان «سوسیال دمکرات» را، که توسط آنها لکه دار و به انحطاط کشیده شده است، کنار گذاریم و به عنوان قدیمی مارکسیستی کمونیست ها بازگردیم؟ کائوتسکی یک بار زمانی که به نظر می رسید فرصت طلبان برنشتاینی[2] به تسخیر رسمی حزب [حزب سوسیال دموکرات] آلمان نزدیک شده اند تهدید به این کار کرد. چیزی که آن زمان تهدیدی توخالی از زبان وی بود احتمالا به عمل دیگران تبدیل خواهد شد.

سوتسیال دمکرات، شمارۀ 24

5 دسامبر 1914

مجموعه آثار لنین، جلد 21

توضیحات

1- رجوع کنید به نامۀ مارکس به ف. ا. سورژه، مورخ 19 سپتامبر 1879.

2- اشاره است به پیروان برنشتاین رویزیونیست، رهبر جریان فرصت طلب در سوسیال دمکراسی آلمان که در اواخر قرن نوزدهم پدیدار شد.

 

 

** در متن انگلیسی از کلمه Minotaur استفاده شده است که در اساطیر یونان جانوری که نیمی از بدنش گاو و نیمی دیگر انسان بوده است می باشد – ویراستار.

**** « راه های نو، صفحاتی برای کار مذهبی » – ویراستار.

۱ دیدگاه

  1. آهنکار says

    برای سپیده:
    سپیده چرا از مجید طلب نمیکنید، چنین برگردان های خوب و پر مغزی از لنین در اختیار خود دارند و بطور حتم یک مقاله پیش از آن و یک مقاله پس از آنرا هم – از همان جلد ۲۱ ام را در اختیار خوانندگان قرار دهند تا مساله روشن ترگردد.
    لنین شرایط ۲۰ سال آخری تا شروع جنگ را توانسته است در این سه مقاله بخوبی تحلیل و عامه فهم نماید.

    در مقاله پیشینِ «صدای آلمانی در باره جنگ» لنین نظریات و نامه های رد و بدل شده مارکس و انگلس را در باره جنگ و انقلاب از طرفی و نظریات آنان درباره اپورتونیسم راست «سازش با سرمایداران»، و چگونگی جدال مابین نیروهای کارگری انقلابی و اپورتونیستی آنزمان را شفاف در اختیار خوانندگان قرار میدهد.
    در مقاله پسا «صدای آلمانی در باره جنگ» لنین این مقاله را جان مایه بحث با کارل کائوتسکی مرتد نموده است و اپورتونیسم راست و گرویدن نامبرده به بورژوازی و دلایل تعویض جبهه را با ذکر پایه های مادی آن و رشد وبلوغ نیروهای مولده آنزمان که بنقطه گرهی خود رسیده بودند را باز هم شفاف تر بیان میدارد.
    این سه مقاله در کنار یکدیگر میتواند کلیدی بدست دهد تا اپورتونیسم راست را اکنون بتوان بروشنی کشف و آنان را در میان خوانندگان بی اعتبار ساخت.

    دوست داشتن

  2. سپیده says

    با درود بر مجید عزیز،
    با کمال تاسف این مقاله شما «صدای آلمانی در باره جنگ» را متوجه نشده بودم که خطاب بمن بوده است.
    از قدیم ندیم ها گفته اند «ماهی را هر موقع از آب بگیرید تازه است.»
    شما با این مقاله و بخصوص دیدگاه خود که بسیار بجا و مفید میباشد و معتقدید که دست لنین را گرفته اید تا از زیر آور لنین ستیزان بیرون آورید، کمک بزرگی به فهم مطلب کرده اید که حتی خود متوجه آن نگردیده اید.
    من باری دیگر، برای اینکه خوانندگان محترم که در درجه اول اهمیت قرار دارند، از گفتمان ما مطلع گردند، تحت همان نام گذشته « آیا میتوان از گفته لنینی بر علیه لنین استفاده بُرد؟ شماره (۵)‌ پاسخ بگویم و بتوانم گفتمان هایی را بصورت کامل چه از شما و چه از خودم را بدون کم کاست در آنجا بازگو نموده (که در دیدگاه امکان ندارد) و نشان دهم که با زحمت بسیار بسیار مفیدی که کشیده اید کاری جز تایید گفته های لنینی که بعد ها در مقالات خود که انقلاب شکل مشخص(کنکرت) تری بخود گرفت و گسستن حلقه زنجیر امپریالیستی را برخلاف ترتسکی، … زیمنیوف، پلخانف، بوخارین…ها، شروع کرد، نکرده اید. ولی همین یاد آوری بسیار پاسخ گوی سوالات امروزی ما و شرایط جهانی کنونی میباشد.
    یکبار دیگر اظهار تاسف بابت تاخیر که علتی برحق داشت.
    ارادتمند سپیده
    ۲۶شهریور۹۵

    دوست داشتن

  3. پیش تر، در کامنتی که بر مقاله ی «آیا می توان از گفته های لنین بر علیه لنین استفاده برد؟» ـ مقاله ای که خود واسطه ای بر مقاله ی لنین تحت عنوان «شکست دولت خودی در جنگ امپریالیستی» بود ـ سعی کردم دست لنین را برای بیرون کشیدن او از زیر آوار تحریفات شوینیستی بگیرم. در این باره نوشتم: «معیار تدافعی یا تهاجمی بودرن یک جنگ یک معیار اخلاقی است که هر دو طرف درگیر در جنگ برای مشروعیت بخشیدن به جنگ خود به آن متوسل می شوند و یقینا هر دو طرف دلایل خاص خود را برای درگیری شان در جنگ دارند. و دقیقا به همین خاطر لنین بر خلاف سمکوفسکی، تروتسکی و دیگران به «عبارت پردازی های پرطمطراق» نمی آویزد و در بحث اش بی تعارف و مستقیم بربنیاد منافع انقلاب و سیاست پرولتاری حرکت می کند.» ناگفته نماند که دفاع از موضع انقلابی لنین نمی توانست از پی آمد خصمانه ی شوینیست ها در امان باشد.
    اکنون، اما، این لنین است که با تائید من به یاری متقابل پرداخته است. او با آوردن نقل قولی از «یک مجله ی خرده بورژوائی دمکرات های مسیحی»، که توسط «افراد عادی خداترس» نوشته شده است، حقارت «سوسیال دموکرات»هائی مثل کائوتسکی ها و پلخانف ها را، که با دفاع از بورژوازی خودی سهم خود در دمیدن به شعله های جنگ را اداء می کنند ،به رخ آن ها می کشد.
    اجازه دهید یک بار دیگر آن چه را که «افراد عادی خداترس» نوشته اند و اسباب شرمندگی شوینیست های پرمدعای ما را فراهم آورده اند برجسته کنیم:
    «در یک شب سیمای جهان تغییر کرد … هر کسی تقصیر را به گردن همسایه­ اش می اندازد، همگان مدعی هستند که موضعی تدافعی دارند و فقط در حالت دفاع اضطراری عمل می کنند. آیا نمی بینید که هرکس فقط از مقدس ترین ارزش ها، از کانون خانواده و سرزمین پدری خود دفاع می کند … غرور ملی و تجاوزکاری ملی غالب است … حتی طبقۀ کارگر بین المللی از احکام ملی تبعیت می کند، کارگران در میدان های جنگ یکدیگر را می کشند … ورشکستگی تمدن ما ثابت شده است … نویسندگان مشهور اروپایی شرمی از این ندارند که همچون شووینیست های هار و کور پا پیش گذارند … در هیچ جا اثری از مبارزه برای آرمان های بزرگ نیست …همۀ اینها چگونه به پایان خواهد رسید؟ اگر فقر خیلی گسترده شود، اگر ناچاری حاکم گردد، اگر برادر برادرش را در لباس فرم دشمن تشخیص دهد، آنگاه شاید حادثۀ بسیار غیرمنتظره­ ای به آرامی فرارسد، شاید سلاح ها علیه کسانی که مردم را به جنگ برمی انگیزند برگردانده شوند، و ملت هایی که طوری بارآورده شده­ اند که از یکدیگر متنفر باشند احتمالا بر آن نفرت فائق می آیند و بر خلاف انتظار متحد می شوند. ما نمی خواهیم مثل پیامبران باشیم، ولی چنانچه جنگ اروپایی ما را گامی به یک جمهوری اجتماعی اروپایی نزدیک کند، آنگاه این جنگ، در نهایت، آنقدر که امروز بی معنی به نظر می رسد، بی معنی نخواهد بود.»

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.