اخبار ایران و جهان

تسخیر شمال سوریه توسط ایالات متحده، ناتو و ترکیه : کودتای «نافرجام» در ترکیه پیشدرآمد زمینۀ جنگی گسترده تر در خاور میانه؟

Michel Chossudovsky

گاهنامۀ هنر و مبارزه

5 اوت 2016

تسخیر شمال سوریه توسط ایالات متحده، ناتو و ترکیه :

کودتای «نافرجام» در ترکیه پیشدرآمد

زمینۀ جنگی گسترده تر در خاور میانه؟

میشل شوسودوسکی

مرکز مطالعات جهانی سازی، 31 اوت 2016

syr_01

در اواسط ماه ژوئیه، رئیس جمهور اردوغان با انگشت سازمان سیا را نشان داد و سرویس های مخفی ایالات متحدۀ آمریکا را نیز به پشتیبانی از کودتائی متهم کرد که علیه دولت او صورت گرفت یعنی همان طرح کودتائی که خیلی زود به ناکامی انجامید. در نتیجه، پس از امتناع واشنگتن از استرداد فتح الله گولن، که به مثابه طراح اصلی کودتا متهم شده بود، مقامات ترکیه از مخدوش شدن مناسبات بین ایالات متحدۀ آمریکا و ترکیه خبر دادند.

بکیر بزداغ، وزیر دادگستری اردوغان در این مورد قاطعانه گفت :

«اگر ایالات متحدۀ آمریکا او (گولن) را تحویل ندهد، مناسباتشان را با ترکیه فدای یک فرد تروریست خواهند کرد.»

به این ترتیب افکار عمومی متقاعد شده بود که مناسبات ایالات متحده نه تنها رو به وخامت رفته بلکه اردوغان قاطعانه تصمیم گرفته است تا « محور مناسبات دوستانه » را با مسکو حتا برای «همکاری در زمینۀ دفاع» ترمیم کند. ولی این گزارشات را در کل باید شوخی تلقی کنیم.

اشغال سوریه توسط ترکیه

اجرای طرح اشغال سوریه توسط ترکیه با مشاورت دائمی ایالات متحدۀ آمریکا و ناتو، و به همین گونه به همآهنگی لوژیستیک نظامی، سرویس های اطلاعاتی، سامانه های ارتباطاتی، عملیات هوائی و زمینی و امثال این امور نیازمند بود. برای کارائی این حرکت نظامی باید مناسبات دوستانه ای بین ترکیه و ایالات متحده مناسبات «دوستانه ای» وجود داشته باشد.

در اینجا موضوع به ابتکار عمل نظامی دائمی مربوط نمی شود. عملیات سپر فرات برای ترکیه بی آن که از پشتیبانی پنتاگون برخوردار باشد که سر نخ جنگ در سوریه را در دست دارد ممکن نبود.

طرح احتمالی مرتبط به اواسط ژوئیه تا اواسط اوت، می تواندچنین باشد که مقامات ایالات متحده، ناتو و ترکیه برای طراحی مرحلۀ جدید جنگ در سوریه فعالانه بسیج شده بودند، و طرح اشغال (غیر قانونی) نیز این بود که نیروی زمینی ترکیه با پشتیبانی ایالات متحدۀ آمریکا و ناتو وارد کارزار شود.

syr_02

نقشۀ حملۀ ترکیه به شمال استان حلب حرکات گسترش نیروهایی را که در غرب فرات در شرف تکوین است نشان می دهد

کودتای ناکام زمینه را برای اشغال زمینی فراهم کرد

  1. پاکسازی در بطن نیروهای مسلح و دولت فوراً پس از کودتا در ماه ژوئیه آغاز شد. پاکسازی ها کاملاً طراحی شده بود. « پاکسازی علیه توطئه فوراً شروع شد، 2839 نفر از اعضای نظامی و 2745 قاضی و وکیل بازداشت شدند. طی کمتر از یک هفته 60000 نفر اخراج یا دستگیر شدند و 2300 مؤسسه درهایشان را بستند (…) » (به مقالۀ فلیسیتی آربوتنوت Felicity Arbuthnot در مرکز مطالعات جهانی سازی، 2 اوت 2016 مراجعه کنید)
  2. پیشبینی شده بود که کودتا به نافرجامی بیانجامد. اردوغان و به همین گونه واشنگتن مطلع بودند. توطئه ای از سوی سیا علیه اردوغان تدارک دیده نشده بود، کاملاً بر عکس. بر اساس ظواهر امر سیا کودتای تقلبی را با همکاری خود اردوغان به اجرا گذاشت. هدف این بود که رژیم اردوغان را تقویت کند و مردم را برای پشتیبانی رئیس جمهور و برنامۀ نظامی او «به نام دموکراسی» بسیج کنند.
  3. پاکسازی در بطن نیروهای مسلح به هدف حذف اعضای عالی مقام نظامی که مخالف اشغال سوریه بودند صورت گرفت. آیا سازمان سیا برای تهیۀ فهرست افسران نظامی، قضات و مقامات عالی رتبۀ دولتی که باید بازداشت یا برکنار می شدند به اردوغان کمک کرده است؟ رسانه های ترکیه نیز در میدان تیر همین توطئه به سر می بردند و بسیاری از آنها مجبور شدند کارشان را تعطیل کنند.
  4. اردوغان از کودتای 15 ژوئیه برای متهم کردن واشنگتن به پشتیبانی از جنبش گولن استفاده کرد و سپس بگونه ای رفتار کرد که گوئی می خواهد به مسکو نزدیک شود. در 9 اوت برای دیدار پوتین پشت درهای بسته به سن پترزبورگ پرواز کرد. بر اساس شواهد امر، سناریوی اختلاف بین آنکارا و واشنگتن با همۀ «دوست گرامی ام پوتین» که بدرقۀ آن شده بود، دولت اوباما تأیید کرده بود، و به استراتژی سرویس های اطلاعاتی که ماهرانه پیشبینی شده بود تعلق داشت. طبیعتاً این استراتژی با تحریف خبری در رسانه ها نیز هماهنگ شده بود. بر اساس گزارشهای منتشر شده در رسانه های غربی، رئیس جمهور اردوغان اعلام کرده است که می خواهد « در دورانی که اختلافات بین ترکیه و غرب به شکل فزاینده ای رو به وخامت می رود، محور دوستی بین آنکارا و مسکو را بازسازی کند.»
  5. آشتی کنان با روسیه، دستگاه نظامی و اطلاعاتی ترکیه در همآهنگی با واشنگتن و مرکز فرماندهی ناتو در بروکسل برای اشغال شمال سوریه طرح ریزی می کردند. هدف پنهانی مقابله و تضعیف هم پیمانان نظامی سوریه، یعنی روسیه، ایران و حزب الله است.

در فردای کودتای نافرجام 15 ژوئیه، اردوغان در سن پترزبورگ از « دوست گرامی» ولادیمیر پوتین سپاسگذاری کرد.

« در مصاحبۀ با روزنامه نگاران ( Telegraph, August 7, 2016 ) اردوغان گفت : این امر که آقای پوتین با من در فردای کودتا تماس گرفتند موجب آرامش خاطر بسیار بزرگی بود. محور دوستی بین مسکو و آنکارا ترمیم خواهد شد.»

آیا پوتین می دانست که کودتای نافرجام مخفیانه از سوی سیا پشتیبانی شده و نافرجام ماندن آن نیز جزء طرح از پیش ساخته بوده است؟ حدس می زنیم که سرویس های مخفی روسیه به این برنامه و از طرح اشغال شمال سوریه توسط ارتش ترکیه نیز آگاه بوده اند :

آقای پوتین در ملاقات با اردوغان در کاخ کنسانتین گفت : «بازدید شما امروز با وجود وضعیت سیاسی بسیار سختی که در ترکیه پیش آمده، نشان می دهد که ما همه می خواهیم گفتگو کنیم و برای منافع مردم هر دو کشور ترکیه و روسیه مناسبات نزدیکی تدارک ببینیم.»

(…) آقای پوتین روز سه شنبه گفت که روسیه تحریم ها را به شکل «تدریجی» حذف خواهد کرد، (…) اقای اردوغان نیز به سهم خود قول داد که از طرحهای انرژی روسیه در ترکیه پشتیبانی کند، به انضمام ساخت نخستین مرکز هسته ای کشور و لولۀ انتقال نفت به اروپا.

او اضافه کرد که هر دو کشور « همکاری در زمینۀ دفاع » را گسترش خواهند داد، ولی بی آن که توضیح بیشتری بدهد.

از دیدگاه رسانه ها دیدار پوتین و اردوغان در سن پترزبورگ، نزدیکی به مسکو به مثابه پاسخ به مداخلۀ سازمان سیا در کودتای نافرجام تأویل شد.

در گزارش واشنگتن پست، چرخشی که در مناسبات بین ایالات متحده، ناتو و ترکیه، با وجود دیدار « دوستانۀ » اردوغان و پوتین، روی داده چنین آمده است که :

روز چهار شنبه ناتو با دقت روی این موضوع پافشاری کرد که ترکیه، با وجود اینکه رئیس جمهور این کشور در این هفته به رئیس جمهور روسیه ولادیمیر پوتین که دائماً او را « دوست گرامی » می نامید قول داد که مناسباتش را با او گسترش دهد، همچنان به مثابه « هم پیمان گرانبهائی» باقی می ماند و تعلق ترکیه نیز به «پیمان ناتو زیر سؤال نمی رود».

ناتو در پاسخ به « گمانه زنی های رسانه ها دربارۀ دیدگاه ناتو در مورد کودتای نافرجام در ترکیه و وضعیت این کشور در بطن پیمان آتلانتیک» موضع گیری اش را طی بیانیه ای در سایت انترنتی توضیح داد.

پوچ است. در واقع، ناتو، فرماندهی عالی ترکیه و اسرائیل در پیوند دائمی با یکدیگرند. اسرائیل عملاً به مثابه عضو ناتو در زمینۀ نظامی و اطلاعاتی مناسبات بسیار نزدیکی با ترکیه دارد.

اشغال مناطق مرزی در شمال سوریه و ورود تانکهای تهاجمی و خودروهای زرهی ترکیه در واقع پاره آجری بود که به روی مناسبات ترکیه و روسیه پرتاب شد. و همین امر هدف نهائی سیاست خارجی ایالات متحده است.

نیروهای نظامی روسیه به نام سوریه، کشور هم پیمان خود مداخله می کنند.

کرملین و فرماندهی عالی روسیه چگونه به رویدادی که اشغال زمینی سوریه توسط ایالات متحده، ناتو و ترکیه نام دارد پاسخ خواهند داد؟

چگونه علیه نیروهای ترکیه و هم پیمانانش عمل خواهند کرد؟ حدس می زنیم که روسیه از مقابلۀ نظامی مستقیم اجتناب خواهد کرد.

ترکیه پس از ایالات متحده دومین نیروی ناتو در دستۀ سنگین وزن است.

تا اینجا، عملیات ترکیه به بخش کوچکی از مناطق مرزی محدود شده است. با وجود این مرحلۀ مهمی در سیر تحولی جنگ در سوریه است : یعنی اشغال کشوری حاکم با نقض قوانین بین المللی. هدف نهائی واشنگتن همواره «تغییر رژیم» در دمشق است.

آیا ابتکار عمل نظامی پیش درآمدی ست برای عملیات نظامی وسیعتر از سوی ترکیه به پشتیبانی ایالات متحدۀ آمریکا و ناتو؟ در خیلی از امور ترکیه به نمایندگی از سوی ایالات متحدۀ آمریکا دست به عمل می زند :

به گزارش وال استریت ژورنال، حملۀ ترکیه از پشتیبانی و پوشش هوائی، پهپاد و نیروی های ویژۀ ایالات متحدۀ آمریکا برخوردار بود. حضور آنان تا حدود زیادی برای جلوگیری از روسیه و سوریه بود که فکر اقدامات ضد حمله را به ذهنشان راه ندهند.

ترکیه نه تنها نیروهای نظامی خود را بلکه هزاران نفر از «گروه های شورشی اپوزیسیون»، از جمله بریگادهای ارتش آزاد سوریه به پشتیبانی از ایالات متحده هم پیمان با القاعده/النصره/شام و قصابان کودک کش مثل جنبش نورالدین الزنکی (که در زمینۀ شقاوت روی داعش را سفید کرده اند) که طلایگان را تشکیل می دهند. سرزمین سوریه به مثابه طعمه توسط ارتش ترکیه به کام این گروه ها تقدیم می شود که کاری نمی کنند بجز انتقال کنترل از یک گروه تروریست جهاد طلب (داعش) به گروه تروریست جهاد طلب دیگر که در رسانه ها نیز قابل قبولتر بنظر می رسد و مستقیماً از سوی رژیم اردوغان، ایالات متحدۀ آمریکا، عربستان سعودی و قطر پشتیبانی می شوند.

به سخن دیگر، مبارزان داعش هیچ مقاومتی در مقابل پیش رویهای ارتش ترکیه از خود نشان ندادند، و ناپدید شدند، (یگانه کاری که انجام دادند تعویض لباسهایشان با لباسهای گروه های دیگر بود) (Moon  of Alabama).

آیا نیروهای ارتش سوریه بی آن که از پشتیبانی روسها و ایرانیها بخوردار باشند قالیت مقابله با نیروی زمینی ارتش ترکیه را در اختیار دارند؟ تهران در مقابل این تجمع نظامی ترکیه چه واکنشی نشان خواهد داد؟ آیا به کمک هم پیمان خود سوریه خواهد آمد؟

از دیدگاه ناتو هر رویدادی می تواند به مثابه بهانه و توجیهی برای بر پا کردن جنگ گسترده تری به کار برده شود. مادۀ 5 منشور واشنگتن (منشور بنیانگذار ناتو) بر اساس اصل « امنیت جمعی» مقرر داشته است که هر گونه تهدیدی علیه کشور عضو پیمان آتلانتیک (برای مثال ترکیه) به مثابه تهدید همۀ کشورهای عضو پیمان تلقی خواهد شد.

ما به چهار راه خطرناکی رسیده ایم. نفوذ نیروهای زمینی ترکیه به شکلی ست که برخورد نظامی با هم پیمانان سوریه، مثل ایران و روسیه یکی از احتمالاتی ست که می تواند آتش جنگ را به فرامرزهای سوریه گسترش دهد.

syr_03

دیدار بین اردوغان و جو بایدن

از دیدگاه واشنگتن اشغال شمالی سوریه زمینۀ پیوست احتمالی آن را به ترکیه فراهم می کند. و در عین حال مقدمۀ مساعدی ست برای گسترش نیروهای زمینی ایالات متحده و ناتو که مرکز و جنوب سوریه را هدف گرفته اند.

اردوغان پس از پیشروی تانکهای ترکیه در شمال سوریه، معاون رئیس جمهور جو بایدن را در 23 اوت ملاقات کرد. این حمله در همآهنگی کامل با ایالات متحدۀ آمریکا صورت گرفت که پشتیبانی هوائی را تضمین کرده است. اختلافی بین آنکارا و واشنگتن وجود ندارد، کاملاً بر عکس :

به سختی بتوانیم باور کنیم که ترکیه حقیقتاً ایالات متحدۀ آمریکا را به تلاش برای کودتا و سرنگونی رهبران عالی مقام کشور در کمتر از یک ماه پیش متهم بداند، و سپس به همکاری ایالات متحده به داخل خاک سوریه حمله کند، و علاوه بر این نیروهای نظامی آمریکا را در خاک ترکیه حفظ کند.

آنچه بیش از همه احتمال آن وجود دارد، این است که ترفند پیاده شده بر آن بوده که به گونه ای جلوه دهد که گوئی بین ایالات متحدۀ آمریکا و ترکیه اختلافی به وقوع پیوسته، و به این ترتیب توجه روسیه را جلب کنند و برای ترکیه نیز فرصتی فراهم آید تا عناصری را که با اشغال سوریه مخالف بودند از صحنه خارج کند.

(Voir The New Atlas, Global Research, 24 août 2016)

رسانه ها در اذهان ما این توهم را تزریق کردند گه گوئی ملاقات جو بایدن و اردوغان برای گفتگو دربارۀ استرداد گولن (به اصطلاح طراح کودتای نافرجام) صورت گرفته است. ولی در واقع این ملاقات دود استتار برای پنهان نگهداشتن طرح اصلی بود. جو بایدن که در ماه ژانویه نیز با اردوغان دیدار داشت، به نام واشنگتن، چراغ سبز را برای عملیات نظامی مشترک ایالات متحدۀ آمریکا، ناتو و ترکیه در سوریه روشن کرد.

مسئلۀ کُرد

عملیات اشغال مستقیماً علیه داعش که از حمایت آنکارا برخوردار است انجام نگرفت، بلکه ارتش عرب سوریه و به همین گونه یگانهای مدافع خلق کرد را که « رسماً » از پشتیبانی ایالات متحده برخوردارند هدف گرفت. شورشیان متعلق به شبکه های داعش و القاعده با پشتیبانی ایالات متحدۀ آمریکا در همآهنگی با ارتش ترکیه عمل کردند.

عملیات اشغال نیز طرح قدیمی ترکیه برای ایجاد « منطقۀ حفاظتی » در شمال سوریه است (به نقشۀ بالا نگاه کنید) که می تواند برای گسترش عملیات نظامی ایالات متحدۀ آمریکا، ناتو و ترکیه به سوی جنوب در قلب سرزمین سوریه به کار برده شود.

واشنگتن به هم پیمانان کُرد خود هشدار داد که علیه نیروهای ترکیه اقدام نکنند :

جو بایدن گفت : کردهائی که ترکیه آنان را به ایجاد دولتی جداگانه در طول مرز مشترک با کردهای ترکیه متهم می کند، اگر به تعهداتشان عمل نکنند یعنی اگر به سوی شرق بازگردند، از پشتیبانی ایالات متحدۀ آمریکا برخوردار نخواهند بود.

بی گمان واشنگتن سرانجام با طرح گسترش مرزی ترکیه در شمال سوریه مخالفت خواهد کرد. هدف دراز مدت واشنگتن عبارت است از ایجاد یک دولت ترک در شمال سوریه، در چهارچوب تجزیۀ سرزمین سوریه و عراق (به نقشۀ زیر نگاه کنید، برگرفته از آکادمی ملی جنگ در ایالات متحده). شوخی تلخ این است که این «خاور میانۀ نوین» نیز عبارت است از ضمیمه کردن بخشی از خاک ترکیه به دولت کُرد طراحی و تقدیم شده. به سخن دیگر، هدف نئو عثمانی برای گسترش خاک ترکیه با اهداف واشنگتن در طرح تجزیۀ عراق، سوریه، ایران و ترکیه در تضاد قرار می گیرد. باز هم به سخن دیگر، طرح امپریالیستی و نهائی ایالات متحدۀ آمریکا تضعیف ترکیه به مثابه قدرت منطقه ای ست.

پنتاگون نقشۀ نظامی خود را تعریف کرده است : «جادۀ به سوی تهران از دمشق می گذرد». اشغال شمال سوریه وضعیت مناسبی برای گسترش جنگ فراهم می کند.

علاوه بر این، طرح ایالات متحده یک هدف دراز مدت را نیز در بر می گیرد که عبارت است از جنگ علیه ایران. به همین علت، استراتژی نظامی ایالات متحده خاصه عبارت است از ایجاد شرایط مساعد برای اختلاف بین بهترین هم پیمانانش (ترکیه، عربستان سعودی، اسرائیل) و ایران، و اقدام غیر مستقیم برای حفظ منافع ایالات متحده (یعنی به نفع ما و بجای ما آمریکائی ها کار کنند)

 

نقشۀ خاورمیانۀ نوین


khawar_1

این نقشه توسط سرهنگ رالف پیترز Ralph Peters، سرهنگ باز نشستۀ آکادمی ملی جنگ در آمریکا. این نقشه در ژوئن 2006 در روزنامۀ نیروهای نظامی منتشر شد.

گرچه نقشه حاوی دکترین رسمی پنتاگون نیست، ولی از آن در برنامۀ آموزشی در کالج دفاع ناتو برای افسران عالی رتبۀ ارتش استفاده شد. این نقشه و به همین گونه نقشه های مشابه مورد استفادۀ آکادمی ملی جنگ قرار گرفته است.

کودتا عملاً از سوی سازمان سیا پشتیبانی شده بود، ولی نافرجام ماندن آن در همآهنگی با رئیس جمهور اردوغان صورت گرفت. هدف عملیات اطلاعاتی این بود که افکار عمومی را گول بزنند.

.

Michel Chossudovsky

لینک متن اصلی

http://www.mondialisation.ca/invasion-du-nord-de-la-syrie-par-les-usa-lotan-et-la-turquie-le-putsch-rate-en-turquie-a-t-il-jete-les-bases-dune-guerre-plus-etendue-au-moyen-orient/5543409

ترجمۀ حمید محوی

telegram_majaleh

1 Comment on تسخیر شمال سوریه توسط ایالات متحده، ناتو و ترکیه : کودتای «نافرجام» در ترکیه پیشدرآمد زمینۀ جنگی گسترده تر در خاور میانه؟

  1. رفیق حمید محوی و آقای احمد مزارعی دو قطب مخالف یکدیگر در انتخاب مقالات جهت ترجمه بخاطر تعلق به خواستهای متفاوت سیاسی میباشند که هرچند باعث غافلگیر کردن خوانندگان و گاهی هم تفنن برای داده های آنان میگردد.
    رفیق حمید محوی!
    سپیده در حین شرف کودتا با رجوع به قوانین خاطی ناپذیر لنینی که در باره امپریالیسم در کتاب امپریالیسم خود تجزیه و تحلیل و اثبات (مقام گندیدگی امپریالیسم) کرده است، بدون دسترسی به آکادمی جنگ پنتاگون و دستگاه وزارتی پوتین در مسکو…؛ دلایل این سایت‌های کنونی را در کنار هم قرار داده است و نتیجه گرفت که:
    ۱- هم آمریکا و هم روسیه از آن مطلع بوده‌اند!
    ۲- در تاریخ شصت سال گذشته هیچ کودتا ویا تعویض نوکرِبی اختیاری نبوده است که سازمان جهنمی سیا در آن نقش کارگردان نداشته است، بخصوص کشورهای منطقهِ ایران، عراق، عربستان سعودی، کشورهای حوزه، خلیج پارس، افغانستان پاکستان…
    ۳- این اطلاع و توضیح مشترکِ جان کری-لارف در تلویزیون مسکو (کمنیکه مشترک) و ادعای جنگ سوریه را بسرانجامی مشترک خواهند رسانید که مخفی خواهد ماند، دال از تبانی آنان بر سر منافع خلق کرد در منطقه های کردنشین و عرب نشین دارد.
    ۴- ترکهای ناسیونالیست مانند جنگ در کره، مثل همیشه از آن‌ها بعنوان بردگان جنگی ارزان‌قیمت برای مبارزه با کمونیسم استفاده شده است و همیشه فدای بیضه اسلام گردیده و خونبهای آنان برای هر کشته ۳۵ هزار دلار از زمان جنگ کره تا کنون ثابت مانده است.(بغیر از حقوق ماهانه آنان که همیشه تا چند برابر درآمد آنان بعنوان کارگر و دهقان در کشور خود میباشد)…
    ۵- انفجار یک کامیون پراز مواد منفجره در نزدیکی مرز بازرگان، توسط نیروهای ترکیه دال بر ببازی گرفتن ایران اگر عکس‌العمل دلخواه آنان را نشان بدهد بوده است

    اکنون باید اضافه کرد:
    ۶- ایران از روی ناعلاجی برای فرار از خشم مردم ایران از خصوصی سازی و لاسیدن های مقبون شده با ام.آمریکا که به انواع نوع ایران و ایرانی فروشی و عضویت در سه ابراهرم بانک جهانی…؛ بستن قراردادهای چک سفید با امضا با امپریالیستها، نتنها در باره نفت، معادن، تولیدات+ کشاورزی، آثارباستانی، نیروی کار(روزنامه های ایران پراز آگهی های تَرک ایران «مهاجرت» است)… حتی بانکهای خصوصی ایران که اکنون هیچ نیرویی قادر نیست از آنان پرس و جو نماید که رفسنجانی بانک مرکزی را با آقای سیف در راس آن، مستقیماً در زیر فرمان این سه ابراهرم بانک جهانی … قرار داده‌ بوده اند و اکنون این بانکها به غلام حلقه بگوش امپریالیسم آمریکا تبدیل شده اند.(بمقاله امروز صبح فارس نیوز نه تنها تحریم‌های خارجی برداشته نشد بلکه تحریم‌های داخلی هم رقم خورد ،‌ رجوع فرمایید)
    اگر به جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم نگاهی بیاندازیم که دومی خیلی پیچیده تر و پر استطار تر عمل کرد و عملیاتی که در حین آن انجام پذیرفت، خواهیم دید که این دو جنگ چه اهدافی را دنبال کرده و اصولا برای چه منظوری سامان داده شده بوده اند.
    عیب کار در این است که این افراد خوش نیت و ساعی (مترجمین محترم) از قوانین لنینی خروج و با پروازی بلندبالا به عرش تخیلات میزنند و از هر ابری کوهی به بزرگی کوه دماوند میسازند. البته که، در جریانات جلوی جنگی چنین دست آویزهای زیادی موجود و اکنون بطوریکه حمید محوی ترجمه کرده اند، مبتکر اکثریت دست آویز ها، غرب برهبری امپریالیسم ام.آمریکا تو بخوان وال استریت بوده است و تا اواسط سال دوم حکومت ترامپ-هیلاری شکل و جهت اصلی آن بشکل کنونی ادامه خواهد یافت.
    آنچه این جهت را تعیین میکند همان سرریز تولید است که امپریالیسم آمریکا در سراسر دنیا با سرمایه هایی که سرنخ آن‌ها، در دست وال استریت تمرکز دارد بوجود آورده است، تا تنزیل این دارایی‌های صوری در بانکهای وال استریت را به سپرده گذاران بپردازد.
    ام.آمریا، کشورهای ناتو و همچنین ژاپن که تولید کننده بخش اعظم ارزش اضافه در ام.آمریکا و اروپا میباشد*)، چین و بشکل مستقل و جداگانه ای سرمایداران روسی همگی از این جنگ استفاده برده و نابودی زیرساختها و کلیه دارایی‌های موجود در مناطق جنگی را ساعی هستند، بدون اینکه به نیروی بازوی کار تا حد امکان خسارت جدی وارد آورند.
    تبدیل خاورمیانه کنونی به خاور میانه بزرگ و بزرگ‌تر و از بین بردن حکومتهای ««چپ!!»» در آمریکای لاتین و دیگر قاره ها برای وال استریت دردی را دوا نخواهد کرد و آن‌ها بجستجوی ایجاد بازار و مواد خام جهت پر کردن این بازار ها میباشند. بنابراین هیچکدام این سیاست‌ها که بیان فشرده اقتصاد است، بدون این مولفه گنگ ومبهم میماند.
    اگر این دو مترجم محترم نوشته‌های خود را با ارقام اقتصادی چهار کشور اصلی ام.آمریکا، چین، روسیه، ژاپن، انگلیس صغیر+ اتحادیه اروپا، نتنها زینت بلکه مدلل میساختند، پرتوی بود که بر تمام این عصازدن ها در تاریکی میافتاد. و هر تازه واردی تاکتیک‌های غرب و تلاش روسیه برای خروج از آن‌ها را بخوبی و شفافیت میفهمید.
    در مورد ایران هم آمار و ارقام موجوده دربارهِ کالای قاچاق گرفته تا زدو بند های پشت پرده خصوصی ولی الله سیف در سویس FTAF و انواع خصوصی سازی ها و هدیه دادن های ۲۸ تریلیون دلاری احمدی نژاد(امام زمان) بترکیه و اکنون ساخت نیروگاه حرارتی سه میلیارد دلاری!!؟؟ به شرکت ریق ترکی که بخاری هم بتنهایی نمیتواند بسازد! و ترس روزانه طبقه حاکمهِ ایران، چین، آمریکا، اروپا و کشورهای عقب نگه داشته آنان، از مردم خودی و ساختن دژهای نظامی برای دفاع در مقابل آنان هم برای همه مستدل و شفاف میشد و منِ حقیر هم از آن بهره میبردم.
    شاد و پرکار بمانید
    +++++++++++++++++++
    *)- بمقاله تهدید انگلیس توسط ژاپن/ بتاریخ امروز، رجوع شود

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: