اخبار ایران و جهان

فرانسه پشتیبان تروریسم؟ از برده داری تا نو استعماری بخش 9

france_7h

 گاهنامۀ هنر و مبارزه

ا سپتامبر 2016

19 اوت 2016

مائل آلبرکا

Maël Alberca

فرانسه در جنگ علیه تروریسم؟ با نگاهی به گذشته به یاد می آوریم که فرانسه نسبت به روشهائی که مدعی مبارزه علیه آنهاست هیچ چیزی کم نمی آورد. نکتۀ نگران کننده این است که، در حال حاضر نیز واقعاً امیدوار کننده نیست


در اینجا نمی توانیم به تاریخ برده داری و استعمار بپردازیم که اروپای سرمایه داری به شکل گسترده و بی شرمانه از آن برای ثروت اندوزی طبقۀ بورژوا طی قرون و اعصار بهره برداری کرده است. پروندۀ این دورانها به شکل گسترده در آرشیو ها موجود است. جنایاتی که قدرت های بزرگ استعمارگر مرتکب شده اند موضوع کتابها، پژوهشها، مقالات و حتا فیلمهای مستند بسیاری بوده و خوانندگان می توانند به آنها مراجعه کنند.

در دوران معاصرتر،برای مثال می توانیم از کشتار تیاروی در اول دسامبر 1944 (تیاروی Thiaroye شهری در شرق سنگال) که 70 کشته برجای گذاشت (1) یاد کنیم. ارتش فرانسه تیراندازان سنگالی را که یگانه گناهشان مطالبۀ حقوق ماهیانه شان بود به شکل خونباری پاسخ گفت و سرکوب کرد.

تاریخ فراموش نشدنی : نقاشی دیواری در داکار به یاد کشتار تیاروی در 1 دسامبر 1944

کشتار سطیف ، قالمه و خراطه (شهرهایی در الجزایر) در ماه مه 1945، علیه مبازان ملی گرائی که به شکل صلح آمیز در تظاهرات  علیه استعمار فرانسه شرکت کرده بودند. این کشتارها بین 3000 تا 8000 کشته برجا گذاشت. این جنایات دولتی وقتی بیش از همیشه شرم آور بنظر می رسد که می بینیم  سرکوب  مبارزان استقلال طلب در روزهائی به وقوع می پیوندد که فرانسه در حال بر پا کردن جشن پیروزی و «آزادی» اش از اشغال نازیها ست.

ایو بونو Yves Bonot در کتاب «کشتار در مستعمرات 1950-        1944 : چهارمین جمهوری و به زانو در آوردن کشورهای تحت سلطۀ استعمار فرانسه» (2) می گوید که در جنایات و کشتار شهروندان غیر نظامی طی عملیات ارتش فرانسه علیه مبارزان استقلال طلب، از کشتار رباط و فاس (در مراکش) به سال 1944، تا ساحل عاج در 1950-1949، و سپس کشتار سطیف (1945)، هایفونگ (ویتنام در سال 1946)، کازابلانکا (1947) و ماداگاسکار (1947)، در مجموع، ده ها هزار مرد و زن و کودک در قربانگاه امپراتوری استعماری فرانسه به هلاکت رسیدند. ده ها هزار شهروند غیر نظامی به قتل رسیدند زیرا جسارت درخواست آزادی و مبارزه برای استقلال را به ذهنشان راه داده بودند.

به این فهرست باید 44282 الجزایری را اضافه کنیم که طی منازعات در فرانسه بازداشت شدند (3)، و هزاران نفر از مهاجران الجزایری در فرانسه زندانی و به اردوگاه ها محکوم کردند. به گفتۀ بنیامین استورا Benjamin Stora تاریخشناس : « بین 1957 و 1962، بر اساس تخمین 10000 الجزایری پس از محاکمه بین یک تا دوسال در اردوگاه های دایر در فرانسه محکوم شدند (4).

 بی آن که آخرین کشتار استعماری در خاک خود فرانسه را فراموش کنیم که در 17 اکتبر 1961 در پاریس به وقوع پیوست. چند ماه پیش از استقلال الجزایر، پلیس فرانسه تظاهرات صلح آمیز الجزایری ها را با خشونت تمام سرکوب کرد. الجزائریها را به حکومت نظامی که فقط برای افراد آفریقای شمالی تبار اعلام شده بود اعتراض داشتند. سرکوب تظاهر کنندگان ده ها کشته و سدها مجروح بر جای گذاشت و حدود سد نفر نیز ناپدید شدند. رئیس پلیس فرانسه موریس پاپون Maurice Papon مدیریت این سرکوب را به عهده داشت، او در گذشته در مقام رئیس شهربانی ژیروند بین 1942 و 1944 جزء همکاران رژیم اشغالگر نازی در فرانسه بود.

یک بار دیگر در 8 فوریۀ 1962، تظاهراتی که علیه سازمان نظامی سرّی به راه افتاده بود، با مداخلۀ پلیس (همواره به فرماندهی موریس پاپون) سرکوب شد و 9 کشته بر جای گذاشت (این رویداد به نام «واقعآ ایستگاه متروی شارون» شهرت دارد). برای پوشش دادن به خشونت پلیسی، در سال 1966 قانونی را برای عفو جرائم مرتبط به امنیت دولتی در رابطه با رویدادهای الجزایر به تصویب رساندند، به ویژه برای جرائمی که بین اول ماه نوامبر 1954 و 3 ژوئیۀ 1962 در چهارچوب عملیات پلیس دولتی و قضائی صورت گرفته بود (5).

جای آن دارد تا یادآور شویم که استعمار و جنایاتی که به همراه داشت در موج استقلال در سالهای 1960 به پایان نرسید. در واقع به محض این که استعمار زدائی آغاز شد، روی همان ویرانه های ساختار استعماری و وقتی که هنوز آکنده از گرد و غبار و دود فرو پاشی بود، فرزند خلف آن، هیولای حریص نو استعماری پا به عرصۀ وجود نهاد.

در اینجا نیز ما از یادآوری فهرست جامع جنایاتی که در چهارچوب «فرانسه و آفریقا» (Françafrique) (6) به وقوع پیوست خود داری می کنیم، و خوانندۀ کنجکاو را به کتاب فرانسوآ اگزاویه ورشاو  (François-Xavier Verschave) و انتشارات association Survie مراجعه می دهیم که بیش از 30 سال است که بی وقفه منافع فرانسه در آفریقا را افشا می کنند : از جمله ماجرای Elf (شرکت نفتی در بطن شرکت توتال)، کشتار جمعی توتسی ها در روآندا در سال 1994، مداخلۀ نظامی در ساحل عاج، مالی و در آفریقای مرکزی، فعالیتهای شرکتهای چند ملیتی فرانسوی و امثال اینها.  سیاست نو استعماری روی شبکه های نفوذی از نوع مافیائی متشکل از گروه های صنعتی، سیاسی و نظامی تکیه دارد، و منافع دولت فرانسه نیز به شکل خطرناکی با منافع شرکتهای فرانسوی در بخش خصوصی درهم آمیخته است (توتال، آروا، ونسی، بولوره، کاستل…) و در خدمت سیاستی به سر می برد که هیچ چیزی را  به هیچ کسی هدیه نمی دهد. ژان لوئی کاستلنو (Jean-Louis Castelnau)، رئیس هیئت نمایندگی در شورای فرانسه برای سرمایه گذاران در منطقۀ آفریقا این موضوع را انکار نکرده و به روشنی می گوید : « آیا باید در آفریقا سرمایه گذاری کنیم؟ البته! ما انجمن خیریه نیستیم. اگر نفعی در آفریقا نمی داشتیم به آنجا نمی رفتیم. علاوه بر این، شرکتهای بزرگی در این قاره حضور دارند (7)».

انجمن سوروی (association Survie)   یادآور می شود که «غارت مواد اولیه در آفریقا و بازرگانی محصولات تولید شده در مرکز فرآیند استعماری بود (8)». غارت منابع افریقا (نفت، گاز، طلا، نقره، الماس، مس، کلتان، اورانیوم، پلاتین، منگنز، کاکائو، قهوه، کائوچو، پنبه، روغن نخل…) چیزی بجز تداوم سیاست خارجی فرانسه در قرن نوزدهم نیست که عبارت است از صدور سرمایه به مستعمرات نوین. این موضوع را ژول فری Jules Ferry رویس شورا در سال 1885 (سالی که کنفرانس برلن برگزار شد) توضیح داده است : «برای کشورهای ثروتمند، سرمایه گذاری در استعمارات مزیتهای فوق العاده ای دارد (…) سیاست استعماری فرزند سیاست صنعتی ست. اروپا می تواند به مثابه اتاق بازرگانی تأویل شود که درآمدهایش در حال کاهش به سر می برد، زیرا وضعیت مصرف در اروپا به مرحلۀ اشباع رسیده است (9)».

در نتیجه، بهره برداری از ذخایر طبیعی آفریقا در پیوند با بزهکاری رهبران و دستیازی فرانسه به پول مشترک (فرانک سی اف ای franc CFA پول رایج در آفریقا به ضمانت خزانۀ فرانسه)، فقط می تواند برای این کشورهای آفریقائی مصیبتبار باشد : فقر مزمن، افزایش شکاف و نابرابری اجتماعی، نبود خودگردانی، از دست دادن حاکمیت در امور تغذیه و انرژی، بیکاری جوانان، تنش های اجتماعی و قبیله ایکوتاه سخن این است که در چنین وضعیتی زمینه برای گسترش تروریسم بسیار مساعد بنظر می رسد و ریشه های آن را نیز می توانیم در ناامیدی نسل جوان مشاهده کنیم که هیچ چشم اندازی برای آیندۀ خود نمی بیند.

ولی « ترور » تنها در پشت سر ما نیست و به گذشته منحصر نمی شود، امروز ما حتی در فرانسه با « ترور » روبرو هستیم و پدیده ای ست که به روزمرۀ ما تعلق دارد. برخی بر این باورند که «تروریسم دولتی» در آینده می تواند به این جریان مخرب نیز بال و پر بیشتری بدهد. در فوریۀ 2016، سازمان عفو بین الملل در گزارشی دربارۀ وضعیت حقوق بشر در جهان، از کشور فرانسه برای سیاست آزادی ستیزش که به نام مبارزه علیه تروریسم به اجرا گذاشته، نام برده است. مقررات مربوط به « تقویت حفاظتی »، بستن سایتهای انترنتی، تحت تعقیب قرار دادن افرادی که برای تروریسم تبلیغ می کنند، بازرسی و حبس خانگی بدون کنترل قاضی، منع تظاهرات» به پیکرۀ قانون استثنائی تعلق دارند که « به شکل اغراق آمیزی حقوق فردی را پایمال می کند و در برخی موارد حاکی از تبعیض است» (10). مدیریت اسفناک « بحران مهاجرت »، شرایط غیر انسانی « جنگل » کاله (منطقه ای در فرانسه)، اخراج اجباری، سرکوب پلیسی، بازداشت اختیاری در وضعیت اضطراری، و توافقات همکاری با کشورهائی که شکنجه را مجاز می دانند، از جمله اموری ست که نام فرانسه را قاطعانه در فهرست کشورهائی به ثبت رسانده که تروریسم دولتی را اعمال می کنند.

Source: Investig’Action

Notes:

[1]              . Armelle MABON, « Sénégal : le camp de Thiaroye, part d’ombre de notre histoire. », Liberation.fr, 25 décembre 2012.

[2]              . Yves BENOT, Massacres coloniaux : 1944-1950 : la IVe République et la mise au pas des colonies françaises, Paris, éd. La Découverte, 2001.

[3]      . Benjamin STORA, « Camps d’internement en métropole pour “suspects” algériens de La guerre d’Algérie in L’Histoire N° 140, janvier 1991 », Univ-paris13.fr, janvier 1991.

[4]      . Idem.

[5]      . « L’affaire du métro Charonne », Grand Larousse encyclopédique.

[6]      . Néologisme popularisé par le livre de François-Xavier Verschave : La Françafrique, le plus long scandale de la République (1998). Le terme « Françafrique » désigne les relations qu’entretient la France avec ses anciennes colonies africaines, à travers des réseaux d’influence politiques, diplomatiques, économiques, militaires, et culturels.

[7]      . « Les entreprises françaises en Afrique », Survie.org, 16 février 2010.

[8]              . Idem.

[9]      . Cité par Damien MILLET, L’Afrique sans dette, Syllepse, 2006, p. 29.

[10]     . « 5 choses à savoir sur les droits humains en France », Amnesty.fr, 23 février 2016

لینک متن اصلی :

http://www.investigaction.net/la-france-sponsor-des-terroristes-de-lesclavage-au-neocolonialisme-ya-bon-la-francafrique-910/

توضیح مترجم :

کشتار سربازان سنگالی بدست ارتش فرانسه

72 سال پیش از این، تیراندازان سنگالی در بازگشت از جهان دوم جهانی به اردوگاه انتقالی در 15 کیلومتری مرکز داکار فرستاده شده بودند. اول ماه دسامبر 1944، طی تظاهرات این سربازان سنگالی که حقوق های عقب افتاده شان را مطالبه می کردند، 70 نفر از آنان بدست ارتش فرانسه تیرباران شدند.

ترجمۀ حمید محوی

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: