اخبار ایران و جهان

«رود» نه؛اقیانوسی از اتهامات بی اساس – امیرحسین محمدی فرد

سال هاست که از نقد چپ پوپولیست و سنت های عقب مانده چپ حاشیه ای و غیر سوسیالیست می گذرد. و مدت ها است که سوسیالیسم علمی به عنوان سنت نیرومند و تاثیر گذار در سرنوشت طبقه کارگر و آینده جوامع طبقاتی شناخته شده و در برهه های مختلف ابزار دگرگونی های ژرف و انقلاب اجتماعی و سوسیالیستی بوده است. در محیط دانشگاه های ایران- پس از پیروزی های متعدد و هژمونیک شدن و رهبری کردن سیاست ها و مطالبات طبقه کارگر و مردم آزادیخواه توسط چپ دخالتگر و سوسیالیست- تصور همگان بر این بود که احکام شبه مذهبی چپ در خود فرورفته عرفانی و آکادمیک به فراموشی سپرده شده اند. گمان می رفت سنت سنگ اندازی، نفرت پراکنی و جنگ های شخصی و فردی علیه سوسیالیست های کارگری و اجتماعی مدفون شده باشد. اما عفونت نامه ای که علی ودادی و هم پالگی هایش منتشر کردند، ثابت کرد که این سنت در بین چپ روشنفکری ایران همچنان زندگی تک سلولی خود را حفظ کرده باشد. چرا که نه! وقتی می توان با فحاشی و جعل ، دنیا را خطاب قرار داد، چه نیازی دارد به مبارزه طبقاتی بپردازیم و تئوری ها، سیاست ها و سبک کارها را بررسی کنیم؟ اما خیال باطل است که می توان با آسمان و ریسمان بافی، کارگر کارگر گفتن و مستضعف پناهی، چنین توهماتی را به نام مارکسیسم و«نقد و افشاگری» به خورد خواننده و فعالین دانشجو داد. آکادمیسم چپ روی دیگر فرقه گرایی و چپ منفعل روشنفکری است که به دلیل نگاه ماوراء طبیعی و ماوراء طبقاتی، و تلقی آکادمیستی از تئوری، در عمل نیز به اکونومیسم، دنباله روی از بورژوازی و دفاع از سندیکالیسم نیم بند ایرانی در می غلطد.
ودادی در«مطلب» اخیراش، مجموعه ای از موارد ذهنی و مادی همان«چپی» که سویه نقد من در دو مقاله «فعالیت چپ در دانشگاه از تئوری تا واقعیت» و «معضل چپ پوپولیست و یک می» بوده را در اختیار دید عموم قرار داده است. ایشان تعریف درست مارکس که طبقه کارگر ارزش اضافی تولید می کند را نیمه کاره رها کرده و آگاهانه مفهوم اجتماعی و پراتیک طبقه کارگر را ندیده می گیرد. طبقه کارگر پدیده اقتصادی صرف نیست، بلکه موجودی اجتماعی است و دخالت این طبقه در سرنوشت اش مورد تاکید است. دریچه ای که ودادی از آن طبقه کارگر را می بیند، تعریفی پوچ و «همه با هم» را ارایه می دهد. این آغاز تئوری سازی چپ غیر پراتیک است. جعل شیادانه ایشان و تبدیل کردن حکم مارکس به متر اندازه گیری «طبقاتی» برای خط کشی علوم، اخلاق، خورد و خوراک، راه رفتن و نفس کشیدن، بیشتر به یک شوخی مضحک شبیه است. طبقاتی کردن همه چیز، از خصوصیات فردی تا صدور شناسنامه های طبقاتی برای دانشجویان، سنت به جا مانده چپ شرق زده و مردسالار است. تقسیم بندی دانشجوی کارگر و غیر کارگر همان تقسیم بندی جنسیتی در دانشگاه از سوی نظام حاکم است.
زمین آنقدر زیر پای ودادی و محفل «رود» داغ شده که علاوه بر هذیان گویی های تب آلود، به لمپنیزم و استفاده از عبارات ضد زن و راسیستی روی آوردند. البته این چهره به یک خانه کارگری بیشتر می آید تا آن نوشته های شیک و اتو کشیده ای که در «نقد» مالجو تا کنون ارایه کرده است. ودادای با نقل قول های بی ربط از مارکس و با بسته بندی مشتری پسند «نقد آکادمیک» مالجو، رقاصی مشمئز کننده ای به راه انداخته است. عفونت نامه و اتهامات اش را در قالب «نقد» سوسیال دموکراسی منتشر کرده تا چهره ای «تئوریک» و«فرهیخته» از خود ارایه دهد. اما فحاشی های رکیک مکرر و زبان بیمار قابل مشاهده در متن، شخصیت واقعی ایشان و بغل دستی هایش را نشان می دهند. استفاده از عبارت ضد زن «دوشیزه» برای تحقیر، یادآور ادبیات مردسالارانه و بازاری عیاران و لوطی های زنجیر به دست است که تمام توان «نظری» چپ فرقه ای و مردسالار در فضای روشنفکری دانشگاه بر آن استوار است. به همین دلیل است که جنبش زنان برایش «موجود غریبی» است و مطمئنا پس از شنیدن، جمله «رهایی زن، رهایی جامعه است»، شاخ در می آورد!
اگر هذیان گویی ها و فحاشی های ودادی را کنار بگذاریم، از «رود» فقط نقد بی وقفه و بی امان مالجو که از آن هویت می گیرند، اخلال، نفرت پراکنی و سنگ اندازی در مسیر فعالان صنفی در دانشگاه ها، و مخالفت با هرگونه عمل و اعتراض از سوی دانشجویان چپ و معترض و گانگستر بازی باقی می ماند. البته اخیرا دست گل زشتی به آب دادند و بر حضور در مراسم خانه کارگر مهر تایید زدند و برای دنباله روی از بورژاوازی، «نظریه پردازی» کردند. این فرقه نوین در دانشگاه، شکل جدیدی از اپورتونیسم و پوپولیسم ناشیانه است. ما از دنباله روی شما عکس بزرگی گرفتیم و بر گردنتان می آویزیم.
اما چپ دخالت گر و جریان سوسیالیست اجتماعی و کارگری ، به طور مداوم در معرض حمله نظام سرمایه داری است. ما تصمیم گرفتیم تا با شرایط موجود مبارزه کنیم و در مسیر دشوار و پر از موانع، دستان یکدیگر را صمیمانه گرفته و از میدان آتش عبور خواهیم کرد. اتحاد ما امری داوطلبانه و آزاد است. شما مختار و«آزادید» تا در منجلاب دست وپا بزنید و ما هم مصمم هستیم تا به صورت مجزا راه جدال و عدم مصالحه را برگزینیم.
شهریور1395
telegram_majaleh

3 Comments on «رود» نه؛اقیانوسی از اتهامات بی اساس – امیرحسین محمدی فرد

  1. سجاد مرادی // سپتامبر 7, 2016 در 6:53 ق.ظ. //

    نازنین عزیز ممنون از پاسخگویی. واما بعد: به چندتا مسئله اشاره کردی که سعی میکنم کوتاه و در حد توان به آنها پاسخ دهم. 1- اینکه رفاقتی و محفلی با قضیه برخورد میکنم شاید درست باشد. چون جوری که معلوم است هیچ راهی برای رد این ادعا وجود ندارد. شاید تنها راهش این باشد که من هم مثل نویسنده این مطلب فحش های بی معنی را که در هیچ کجای ادبیات مارکسیستی هیچ معنایی نمیدهند نثار رود کنم. 2- آنچه که در صحبت من مهم بود و بنظرم باید به آن پرداخته میشد این است: اقای امیرحسین میگوید رود عفونت نامه است. من از خودم میپرسم چرا؟ مطلب او میگوید برای اینکه به نقد مالجو دست زده است.به همین سادگی. اگر چیزی غیر از این است حتما من اصل مطلب را نگرفته ام. مطلب او میگوید ودادی مارکس را درست درک نکرده است. راه اثبات این گزاره این است که درک درست از مارکس عنوان شود. 2*2=4
    3- در مورد ساختار سلسله مراتبی رود: بیشتر از آنچه من بتوانم در اینجا بنویسم بحث و گفتگو شده است. استدلالهای دو طرف هم همانها هستند. نظر شخصی من این است که در شرایط فعلی، رود دموکراتیکترین شکل فعالیت حداقل در محدوده دانشکده علوم اجتماعی است. 4- نوشتن خود یک فعالیت عملی است. ضمن اینکه بنظرم ما در مورد چیزهایی که میبینیم و میدانیم باید نظر بدهیم و در نهایت اینکه بعضی کنشهای عملی بنا به تحلیل اشتباه از نیروهای موجود در جامعه و صف بندی های موجود، همان بهتر که انجام نشوند. 5- در مورد مرد محورانه یا زن ستیز که تو و امیرحسین بر آن تاکید میکنید: من معنی این واژه را حداقل از جانب تو نمیفهمم. چه کنش مردمحورانه ای در رود؟ این را در بوق و کرنا کرده اید و هر کس از راه میرسد در جواب نقدهای رود، مدام زن ستیز زن ستیز میکند. آن کارهایی که در رود تو نتوانستی یا اجازه ندادند انجام دهی، ده برابرش را هم من اجازه نیافتم. بنظرم تو باید متوجه باشی که نباید تمام مسائل موجود در رود را به جنسیت تقلیل بدهی. منظور دقیقتر من این است که تو باید در جایگاهی متفاوت با فمنیستهای لیبرال بایستی. 5- و اما مهمترین مسئله: قضیه ساده تر از آن است که بخواهیم بپیچانیمش تا چیز دیگری از دل آن بیرون بیاید: یک نفر، یک نشریه، یا یک جریان یا هرچیز دیگر، مطالبی را در جایی مثل رود، مجله هفته یا هرجای دیگر، در مورد سوسیال دموکراتها، خانه کارگر، مالجو یا هر کس و هر چیز دیگر منتشر میکند و تقریبا تمام گروه ها در پاسخ به نقدهای به نظر من اصولی و محکم فقط فحش میدهند (که نمونه هایش بسیار است و این مطلب یکی از آنهاست) یا به شیوه ای دیگر قضیه را بدون فحشهای رکیک میپیچانند که نمونه این مورد دومی دقیقاً خود تویی. فحش که باد هواست اما منظور من این است که تو باید مرز خود را با تمام این جریانات حداقل در پیچاندن اصل مطلب معلوم کنی.

    دوست داشتن

  2. سجاد مرادی عزیز، دور از حمایت از دوستان نزدیکت که احتمالا با انها هم عقیده هستی و به این خاطر از آنان دفاع می کنی با تو وارد گفت و گو می شوم. بعد از این گفت و گو اگر با خودت صادق باشی، متوجه خواهی شد که تو نیز با مسائل کاملا مهم و غیر شخصی، شخصی و محفلی برخورد کرده ای. منشا نظر بالای تو نیز چیزی جز این نیست. این را در ادامه به تو توضیح می دهم. گویا برای تو نیز مساله فحاشی کردن در فعالیت سیاسی به صورت یک معضلی در آمده که جایگزین تحلیل و فعالیت واقعی و عملی شده است. من نیز کمتر از تو تجربه فعالیت کردن ندارم. هر دو نیز دارای تجربه ای مشترک در نشریه » رود» هستیم. برای من فعالیت سیاسی از وسایل آن جدا نیست. همچنین شعار برابری در نوشته ها از فعالیت عملی برابر نیز جدا نیست. فعالیت سیاسی فقط نمی تواند فعالیت نوشتاری در یک نشریه باشد. نشریه در کنار فعالیت عملی و تاثیر گذار در میان دیگران، معنا دار می شود. وگرنه آیا حجم سنگین اوراق به تنهایی می توانند کاری از پیش ببرند؟ مطمئنم که جواب تو هم به این سوال منفی است. اما زمانی که فعالیت سیاسی به فعالیت نشریاتی صرف کاهش می یابد، خود نشریه به شکلی کاملا سلسله مراتبی و مردمحورانه اداره می شود که بازتاب سلسله مراتب طبقه حاکم است، اعتراض به این ساختار دقیقا با فحاشی و تهمت زنی روبرو می شود، چرا کسانی که منتقد فحاشی به جای نقد و دیالوگ هستند، اعتراضشان را به صورت علنی اعلام نمی کنند؟ منظورم خود توست. رفیق عزیز، ما راه درازی داریم تا به صورت محفلی با مباحث سیاسی و تاریخی برخورد نکنیم. بنابراین از جانبعالی می خواهم با همان نقدی که به نویسنده مطلب بالا رواداشته ای، به صورت غیر فرقه ای برخورد کنی. در نتیجه آن را در سبک کار عملی رود هم- که برداشت اشتباه از روش مارکسیستی یکی از عوامل مهم آن است- خواهی دید. دوست عزیز من، لازم است در خاتمه به تو بگویم که دعوت کردن دیگران به جدال نوشتاری و نظری که رود تا حد زیادی آن را برجسته می کند و از این بابت به خودش می نازد، نامش مبارزه سیاسی نیست. چرا که پیروزی هیچوقت در کاغذ رخ نمی دهد و کاغذ تنها یکی از وسایل کوچک آن است. من نمیدانم رود آیا اصلا به پیروزی فکر می کند؟ به هر حال از آنجایی که مقاله من نیز مورد نقد قرار گرفته است، با وجود اینکه تفکر فرقه ای و مرد محور مقاله » مدافعان کار یا هافبک های سرمایه» در پوشش الفاظ توریک قرار گرفته است و گویا چفت و بست محکم و استواری هم دارد، من نیز به صورتی نظری و سیاسی وارد این جدال نوشتاری خواهم شد. ظاهر استوار آن را خواهم شکست و ضعف هایش را نشان خواهم داد.

    دوست داشتن

  3. سجاد مرادی // سپتامبر 2, 2016 در 6:13 ق.ظ. //

    امیرحسین عزیز! برای شما فحش پراکنی تبدیل به بک عادت شده است. اگر تمام مطالب منتشرشده در رود در تمامی شماره های آن را بشمارید به اندازه همین چند خط مهملات شما (به قول خودتان) لجن پراکنی ندارد. برای شما فحش دادن مهمتر، ارجع تر و حتا آسان تر از ارائه تحلیلی از سویه های اشتباه یک مقاله یا نقد است. بسیاری ازفحش هایتان را مشخص است از کجا آموخته اید که در مورد آنها صحبتی ندارم. اما در مورد فحشهای دیگرتان مثل پوپولییم یا زن ستیز. استفاده در جای نادرست آن نشان میدهد که برخلاف فحشهای قبلی تان، ابنها را درست نیاموختید. ممکن است در حال خواندن این کامنت، چند فحش هم نثار من کنید. اما این تاثیری در بی سوادی شما ندارد. برای مثال، شما میگویید درک نادرست ودادی از مارکس! خب برای اثبات این مطلب باید میگفتید درک درست از مارکس چیست نه اینکه برای اثبات فهم نادرست علی ودادی به او فحش دهید. یا مورد دیگر: اعضای رود به نقد مالجو دست زده اند. درست! اما اگر مطالبشان را خوانده باشی (که احتمالا نخوانده ای) انها مدام از چرایی اهمیت نقد این شیوه تفکر و خاستگاه طبقاتی آن سخن میگویند. اگر فکر میکنید استدلال آنها اشتباه است، استدلال کن نه اینکه با عباراتی مانند مشمئزکننده و عفونت نامه پاسخ نقد آنها را بدهید. بنظر من این نشان میدهد که یا شما مطالب دوستان رود را به طور کامل نمیخوانید، یا آنها را نمیفهمید، یا میفهمید و منافع تان اقتضای فحش دادن میکند. و نکته آخر: میخاهم از روش خودتان برای نقد خودتان استفاده کنم: آنجایی که به مفهوم دوشیزه گیر داده اید. تا حالا فکر کردید که یک موضع یا یک بخش از بدن، چرا عفونت میکند؟ عفونت نامه رود به قول شما، واکنشی طبیعی است به عناصر مخرب در یک ارگانیسم.

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: