اخبار ایران و جهان

آمریکا- قطبی شدن و بشکه باروت – جیمز پتراس

ما در دورانی زندگی می کنیم که سیستم موجود پوسیده و در حال سقوط، و نارضایتی توده ای در حال رشد ست. با این حال، یک دوره زمانی وجود دارد که «جایگزین» دست نیافتنی و نا ملموس بنظر میرسد. چیزی که کاملاً روشن ست این ست که سقوط و پوسیدگی محض، بخودی خود شورش گسترده توده ایی ایجاد نمیکند که یک جامعه عادلانه بسازداگر دادگاه ها، روند انتخابات و دولت پلیسی به عنوان یک گروه سه نفره، فراتر از دسترس اکثریت قریب به اتفاق شهروندان آمریکایی عمل می کنند، پس بنابراین، مردم به روش ها و صداهای دیگری روی می آورند که این استبداد نخبگان را به چالش بکشند و شرایط را تغییر دهند.

usa_jeams_petras

آمریکاقطبی شدن و بشکه باروت

نوشته: جیمز پتراس

برگردان: آمادور نویدی

مقدمه:

سبک کار قانون اساسی آمریکا، به گونه ای که وجود دارد، با یک بحران عمیق مشروعیت روبرو ست، که در چند قطبی بودن جامعه آمریکا ریشه دارد. آمریکا تقسیم شده است بین: (۱) یک دولت متجاوز عمیقاً پلیسیقضایی وابسته به ریاست جمهوری علیه جامعه مدنی سازمان یافته در جامعه ای که بر مبنای کار کارگران آفریقایی – آمریکایی، اسپانیایی محروم است؛ (۲) یک پلیس فدرال، سیستم قضایی، وزارت امورخارجه و دفتر ریاست جمهوری فاسد، علیه یک نظام حقوقی مطابق قانون اساسی که مورد تأئید اکثریت قریب به اتفاق شهروندان ست؛ و (۳) یک سیستم انتخاباتی ریاست جمهوری متقلّب علیه تصدیق و رضایت اکثریت رأی دهندگان.

اختلافات در جامعه آمریکا به مراتب فراتر از ابراز «نظر» در رأی گیری و نظرسنجی است.

پولاریزاسیون (قطبی شدن) در ابراز اعتصابات توده ای خیابانی، رأی دهندگان به «طرد» و حملات خشونت آمیز دیده شده است. آیا آنها به سوی یک قیام ملی میروند؟ مقامات دولتی وضعیت را مانند «یک بشکه باروت توصیف می کنند که در آستانه انفجار قرار دارد

بازار چهره های کلاه بردار

نخبگان حاکم وانمود می کنند که قطبی شدن تحت کنترل ست. پرزیدنت اوباما درگیر التماس های لفظی بیفایده است که هیچکس را تحت تأثیر قرار نمیدهد (کسی برایش تره هم خرد نمیکند).

فساد، فریب و خیانت در مقامات بالا به حدی شایع است که مصونیت از مجازات تبدیل به اختیارات و صلاحیت ها شده است. فعالترین شهروندان مشروعیت سیاستمداران را انکار میکنند، و همه آنها را به عنوان «فاسد» رد میکنند.

سیستم انتخاباتی بازار عظیمی از لبخند خطا کاران، پوچی و وعده های خالی استکه قبل از آنکه آنها صحبت بکنند شکسته است.

اگر دادگاه ها، روند انتخابات و دولت پلیسی به عنوان یک گروه سه نفره، فراتر از دسترس اکثریت قریب به اتفاق شهروندان آمریکایی عمل می کنند، پس بنابراین، مردم به روش ها و صداهای دیگری روی می آورند که این استبداد نخبگان را به چالش بکشند و شرایط را تغییر دهند.

بشکه باروت در درون آمریکا ست

در حالی به مجموع ثروت بسیار زیاد، امتیازات و قدرت نخبگان افزوده می شود، که مردم آمریکا از دو دهه کاهش در استاندارد زندگی و بی ثباتی رنج میبرند. انتظار منفعل و صبر و شکیبایی پایان یافته است – وعده های آینده بهتر بر روی سنگ گوشهای کر افتاده است و لبخند های پوچ با چهره های عبوس روبرو میشود.

اولین نشان از «بشکه باروت» با صدای بلند ترقّه آغاز شد. جوانان و امیدواران به سوی حمایت از «سوسیال دمکرات» داخل خانه و «میهن پرست ملی گرای» خارج از خانه تبدیل شده بودند. «ترقّه ها» به ناگهان منفجر شدند و از بین رفتند! سندرز که به حامیان خود وعده آغل دمکراتیک داده بود، در آغوش خون آشام «ملکه آشوب»، کاندید دو دهه فریب و نیرنگ ذوب شد. در همین حال، طبقه کارگر میهن پرست طرفداران ترامپ به دربان های بانک داران، بوق و کرنای کتاب مقدس و مزدورین جمهوری خواه تبدیل شدند.

جدول انتخاباتی در تعدیل (مرطوب کردن) بشکه باروت شکست خورد. در سراسر کشور تعداد زیادی آتش سوزی وجود دارد و بسیاری از آتش افروزان مصمم فتیله را روشن میکنند.

پیامبر دروغین عدالت: افشا شد

برخلاف «انفجار» سخنان بیهوده انتخاباتی میان کینه رأی دهندگان، جوامع سیاه و قهوه ای از آرتیست های کلاه بردار سیاسی، قضات و روسای پلیس دستور راهپیمایی نمی گیرند . آنها از پیامبران سیاستهای انتخاباتی دروغین پیروی نمیکنند. شمار آنها رو به رشد ست و برای مبارزه به خیابانها می آیند.

پرزیدنت اوباما در هشت سال گذشته با رها ساختن نیروهای دولت پلیسی بسیار نظامی، در حالی از مقامات سیاسی سیاه پوست رهبران به غلط ») و پلیس سیاه قدردانی می کند، که جامعه سیاه پوست را به وحشت انداخته است و محلات و مدارس سیاه را ویران ساخته است. تعجبی ندارد که در محلات سیاه پوست تشدید قطبی شدن اجتماعی گسترش یافته و عمیق تر شده است. ما به دهه های ۱۹۶۰ و ۷۰ برگشته ایم، زمانیکه خشونت نژادی از دفتر رئیس جمهور تا دادگاه ها تا پلیس منجر به تحریک خشونت متقابل از پائین به بالا تا نخبگان شد.

فتیله روشن

شورش با آمریکایی های آفریقایی تبار شروع می شود و با لاتین آمریکایی ها و فراتر از آن در میان کارگران سفید پوست فقیر سیار گسترش خواهد یافت. رشد شورش طبقه کارگر سفید علیه دودمان فاسد کلینتون تا شورش مردمی علیه « آتش» سوسیالیست دروغین «برنی» مرتد گسترش یافته است تا بقیه سیستم سیاسی متعلق به میلیاردرها را در بر گیرد. اکثر آمریکایی ها به این دلیل قطبی شده اند که آنها در ثبات اساسی هر روز از زندگی روزمره خود به حساب نمی آیند. آنها به استاندار زندگی از دست رفته خود و به آینده تاریک و غیرقابل قبول خود – به ویژه جوانان و کودکان خود نگاه می کنند.

شورش آمریکا چاشنی های گوناگونی دارد: اقتصاد اشرافیان، سیستم انتخاباتی فاسد و دولت پلیسی نظامی فاقد صفات انسانی.

سیستم انتخاباتی فاسد باهم بزرگترین تعداد صداهای خصمانه را در سراسر خطوط نژادی به ارمغان آورده است، که عمیقاً در تقسیمات طبقاتی رخنه کرده است.

قطبی شدن نژادی – پلیسی فوری ترین و انفجاری است. به احتمال زیاد منجر به تقابل مستقیم منجر شود.

طبقه کارگر سفید سیار فقیر بزرگترین گروه شورشی ست، اما در توسعه به آگاهی طبقاتی و سازماندهی کند ترین بوده است. با این وجود، آنها بیشترین پتانسیل را برای سرنگونی سیستم دارند.

شورشی های سرخورده انتخاباتی (هواداران برنی) متعدد هستند و سریع عمل می کنند، اما آنها نیز راحت تر با شارلاتان ها دروغ گویان سیاسی فریب می خورند.

نتیجه گیری

تلاقی سیاه پوستان مبارز، رأی دهندگان فعال و سفید پوستان فقیر سیار تنها در شروع قیام بزرگ است. در عین حال، آنها «یکدیگر را» در زندگی، کار، همسایگی و یا زبان نمیبینند، حتی اگر آنها یک خصومت مشترک عمیق نسبت به مأموریت دولت پلیسی در حفاظت از نخبگان سیاسی و اقتصادی داشته باشند.

تحت چه شرایطی آنها میتوانند گردهم آیند؟ در حال حاضر هیچ سازمانی وجود ندارد که قادر به وحدت این پویایی و نیروهای منتقد شود.

گروه های خود پدید ظهور می کنند، اما آنها گذرا و« یک مشکلی» هستند.

سازمانهایی که دارای پایگاه اجتماعی هستند، چشم انداز استراتژیک محدود خود را دارند و در ریشه محلات خاص باقی می مانند.

احزاب سیاسی جایگزین و شخصیت ها وعده میدهند، اما درگیر در سیاست های انتخاباتی هستند و از اقدامات مستقیم، جایی که شامل پلیس، دادگاه ها و یا سیستم اقتصادی ست، فاصله میگیرند.

یک «رهبر کاریزماتیک» میتواند ظهور کند و حوزه های انتخاباتی مختلف را بهم وصل کند – کارگران فقیر سیار، سیاه پوستان مبارز و فعالین محروم سیاسی ممکن ست در موردی به نقطه ای در اطراف چنین رهبری ادغام شوند. اما در صورتی که «این رهبر» توسط یک جنبش قدرتمند سازمان ده مهار شده باشد و با فعالان جوامع رهبری بشود، در غیر این صورت تهدید به خیانت یک احتمال واقعی باقی میماند.

ما در دورانی زندگی می کنیم که سیستم موجود پوسیده و در حال سقوط، و نارضایتی توده ای در حال رشد ست. با این حال، یک دوره زمانی وجود دارد که «جایگزین» دست نیافتنی و نا ملموس بنظر میرسد.

چیزی که کاملاً روشن ست این ست که سقوط و پوسیدگی محض، بخودی خود شورش گسترده توده ایی ایجاد نمیکند که یک جامعه عادلانه بسازد.

درباره نویسنده:

جیمز پتراس، استاد بارتل (بازنشسته) جامعه شناسی در دانشگاه بینگهامتون، نیویورک است. آدرس سایت اینترنتی:

http://petras.lahaine.org/

برگردانده شده از:

http://petras.lahaine.org/?p=2093

telegram_majaleh
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: