تاریخی, سرتیتر

روز هیروشیما، مبارزه تاریخی برای صلح

hiroshima
ایالات متحده امید دارد با استفاده از برتری تکنولوژیک خود بتواند هر ملتی را با ویرانگری اتمی تهدید نماید و قلمرو خود را دست‌نخورده حفظ کند. ريیس‌جمهور ترومن در سال ۱۹۴۵ در پوتسدام نخستین بمب اتمی را روی میز قرار داد تا اتحاد شوروی را به پذیرش سلطه جهانی ایالات متحده مجبور کند. امروز، ایالات متحده، با دنبال کردن «دفاع موشکی ملی» یک‌بار دیگر امید دارد چین، روسیه و دیگر کشورها را به زانو زدن در برابر دیکتاتوری آمریکایی مجبور کند. هنگامی‌که تظاهرکنندگان امروز بمباران اتمی آمریکایی هیروشیما در سال ۱۹۴۵ را به یاد می‌آورند و می‌گویند «هیروشیما، هرگز» آن‌ها به مبارزه دیرپا برای صلح در جهان ادامه می‌دهند.

در سال ۱۹۴۵ با وجود این‌که جنگ جهانی دوم پایان یافته بود، هری ترومن ريیس‌جمهور وقت ایالات متحده اعلام کرد: «پیروزی بار مداوم مسؤولیت برای رهبری جهانی را بر دوش مردم آمریکا قرار داده است.» هدف برقراری سلطه جهانی و زیر دست قرار دادن همه کشورهای دیگر، انگیزه اصلی سیاست‌ ريیس‌جمهورهای متوالی ایالات متحده، چه جمهوری‌خواه چه دمکرات، بوده است.

در کنفرانس آخر جنگ جهانی دوم که در پوتسدام در نزدیکی برلین برگزار شد، ريیس‌جمهور ترومن در تلاش برای  تشر زدن به اتحاد شوروی و تهدید آن، تهدید بمب اتمی را روی میز قرار داد.

ایالات متحده در آن زمان انحصار سلاح‌های اتمی را داشت اما تلاش آن برای مرعوب ساختن اتحاد شوروی شکست خورد. کمی بعد از پایان جنگ جهانی دوم، وینستون چرچیل در فولتون در ایالات متحده سخنرانی جنگ‌طلبانه‌ای را ایراد کرد و طی آن اعلام کرد که یک «پرده آهنین» در اروپا فرود آمده است. او از ایالات متحده خواست از انحصار بمب اتمی خود استفاده کند و سلاح‌های اتمی را بر روی شهرهای اتحاد شوروی بیاندازند. این آغاز جنگ سرد بود.

گام بعد تشکیل سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) بود، که هدف اعلام شدۀ به راه انداختن مبارزه برای نابودی کمونیسم و سوسیالیسم را داشت، شبیه کاری که هیتلر سعی در انجام آن داشت، اما شکست خورد.

ناتو دولت‌های سرمایه‌داری اصلی، به علاوه ایالات متحده و کانادا را گرد آورد. ایالات متحده به مثابه قدرت سرمایه‌داری اصلی ایجاد پایگاه‌های نظامی را در سراسر جهان آغاز کرد. امروز، ایالات متحده بر شبکه‌ای از پایگاه‌ها در بسیاری از کشورها، از جمله استرالیا، همراه با پست‌های شنود ماهواره‌ای و دیگر تأسیسات را تحت فرمان دارد تا سلطه جهانی را دنبال کند.

اما اتحاد شوروی و دیگر کشورهای سوسالیستی از هدف ایالات متحده آگاه بودند و در برابر آن مقاومت می‌کردند. در سال ۱۹۵۲، رهبری اتحاد شوروی اعلام کرد: «امروز، امپریالیسم ایالات متحده نه فقط به مثابه یک متجاوز، بلکه به مثابه ژاندارم جهانی عمل می‌کند، سعی دارد در هر کجا که می‌تواند آزادی را نابود کند…»

بیانیه ادامه داد: «وظیفه اکنون تقویت کنش‌گری توده‌های مردمی، برای نیرومند ساختن سازمان‌های هوادار صلح، برای افشای جنگ‌طلبان و جلوگیری از انداختن مردم در شبکه‌ای از دروغ‌ها است…» سازمان‌های صلح در همه کشورهای جهان رشد کردند و خواستار پایان دادن به آزمایش سلاح اتمی و از بین بردن همه سلاح‌های اتمی شدند. پانصد میلیون نفر در دهه ۱۹۵۰ «فراخوان استکهلم» را که خواهان پایان دادن به آزمایش‌های بمب اتمی بود، امضاء کردند.

اتحاد شوروی و چین و بسياری کشورهای دیگر از این فراخوان‌ها حمایت کردند و هیچ فرصتی را در دعوت به خلع سلاح و مذاکره برای حل اختلافات بین‌المللی از دست ندادند. در سراسر جهان تظاهرات بر پا می‌شد. در حالی‌که ساعت اتمی به نیمه‌شب نزدیک و نزدیک‌تر می‌شد، اندازه تظاهرات رشد می‌کرد. تجاوزگری ایالات متحده در کره و ویتنام نیز مخالفت شدید را به میدان آورد.

اما با وجود این‌که توافق‌نامه‌هایی برای محدود ساختن سلاح‌های اتمی و منع آزمایش‌های اتمی در فضا و زیر‌زمین به امضاء رسید، حرکت تسلیحانی متوقف نشد. همين توافق‌نامه‌ها بودند که دولت بوش در ایالات متحده به طور سیستماتيک پاره کرد.

در دهه ۱۹۹۰، فروپاشی فاجعه‌بار اتحاد شوروی، که سد اصلی در برابر نقشه‌های جنگی ناتو  بود، رخ داد. پیمان ورشو متلاشی شد و دولت‌های صلح‌جوی سوسیالیستی اروپای شرقی سرنگون شدند و جای آن‌ها را دولت‌هایی گرفتند که بازیچه ایالات متحده و ناتو شدند.

این نه فقط در را به روی حملات ددمنشانه کنونی به زحمتکشان و جنبش‌های سندیکایی همه کشورها گشود، بلکه دست جنگ‌طلبان و تولیدکنند‌گان اسلحه را باز کرد. این بستر جنگ علیه عراق و جنگ ددمنشانه علیه یوگسلاوی و اشغال نظامی بالکان بود.

ناتو پیوسته به مرزهای سابق اتحاد شوروی نزدیک‌تر شده و کشورهای اروپای شرقی را به درون شبکه تجاوزگری خود فرو برده است. در عمل یک ناتو در پاسیفیک تشکیل شده و ژاپن، کره جنوبی و استرالیا را به مثابه شرکای اصلی همراه با ایالات متحده به مثابه سرکرده در «محور آسیایی» ایالات متحده گرد آورده است. هدف آن چین است، گرچه با سخنان اغوا‌کننده سعی می‌شود مردم را به تور دروغ‌ها بیاندازند.

ایالات متحده با پاره کردن توافق‌نامه‌هایی که قبلاً طی مذاکرات امضاء کرده بود نقشه‌های تجاوزکارانه خود را علیه چین به اجرا گذاشته است، به حرکت بلاانقاع خود برای سطله جهانی که با انداختن ببم اتمی بر روی هیروشیما آغاز شد، ادامه می‌دهد.

ایالات متحده امید دارد با استفاده از برتری تکنولوژیک خود بتواند هر ملتی را با ویرانگری اتمی تهدید نماید و قلمرو خود را دست‌نخورده حفظ کند. ريیس‌جمهور ترومن در سال ۱۹۴۵ در پوتسدام نخستین بمب اتمی را روی میز قرار داد تا اتحاد شوروی را به پذیرش سلطه جهانی ایالات متحده مجبور کند. امروز، ایالات متحده، با دنبال کردن «دفاع موشکی ملی» یک‌بار دیگر امید دارد چین، روسیه و دیگر کشورها را به زانو زدن در برابر دیکتاتوری آمریکایی مجبور کند.

هنگامی‌که تظاهرکنندگان امروز بمباران اتمی آمریکایی هیروشیما در سال ۱۹۴۵ را به یاد می‌آورند و می‌گویند «هیروشیما، هرگز» آن‌ها به مبارزه دیرپا برای صلح در جهان ادامه می‌دهند.

این یک فراخوان برای پایان دادن به مسابقه تسلیحاتی غیرمنطقی و احترام به حقوق همه کشورها برای استقلال و حاکمیت و حق همه خلق‌ها برای انتخاب هر نظام اجتماعی و اقتصادی است که ترجیح می‌دهند. نخستین بمب اتمی که بر روی هیروشیما انداخته شد ۱۴۰ هزار مرد، زن و کودک را سوزاند و به خاکستر تبدیل کرد. سه روز بعد از آن ۷۴ هزار نفر دیگر در ناگازاکی توسط دومین بمب اتمی سوختند و خاکستر شدند.

اگر نقشه‌های دیوانگانی که در حال حاضر در برخی کشورها حکومت می‌کنند عملی شود، سوختن و خاکستر شدن کل بشریت محتمل است. دولت [تونی] ابوت استرالیا را به درون نقشه‌های آمریکایی می‌اندازد، و استراليا را به قلمرویی مبدل می‌سازد که رهبران ایالات متحده هر زمان بخواهند در اختیار آن‌ها خواهد بود.

این نقشه‌ها تضمین می‌کنند در صورت وقوع یک جنگ فراگیر استرالیا یک هدف اتمی بشود. این نقشه‌ها هم‌چنین استرالیا را دشمن کشورهای آسیایی می‌کند، مسیری که استرالیا در آینده برای آن بهای سنگینی خواهد پرداخت.