دریافتی, سرتیتر

استفاده بمب افکنهای روسیه از پایگاه هوائی همدان در ایران به چه معنی میباشد ؟

syria-654136_640

استفاده بمب افکنهای روسیه از پایگاه هوائی همدان در ایران به چه معنی میباشد ؟

نوشته : احمد مزارعی 27 مرداد 95

خاور میانه وارد مرحله تازه ای میگردد که ملل ساکن در آن خود میخواهند سر نوشت خودرا بدست گیرند، از کودتای آمریکائی بر علیه مصدق گرفته تا جنگ تجاوز کارانه اسرائیل علیه کشورهای عربی در سال 1967، آوارگی وزندگی پر از درد ورنج بیش از هفت ملیون از ملت فلسطین، تجاوز اسرائیل به لبنان واشغال جنوب این کشور در سالهای هشتاد ، جنگ تجاوز کارانه غرب، ناتو به رهبری آمریکا بر علیه ملت عراق واستقلال این کشور وتخریب آن ، تحریم ظالمانه بر علیه ملت مقاوم ایران وانقلاب شکوهمند آن ، ترور وانواع تجاوزات اقتصادی ، سیاسی ، وفشارهای گوناگون دیگر بر علیه مقاومت ملت ایران طی سی سال گذشته، وجنگ شش ساله ای که هم اکنون به رهبری آمریکا در سوریه ادامه دارد وسایر جنگهای گوناگونی که در سایر مناطق خاور میانه در جهت تخریب وعقب نگهداشتن ملل منطقه زیر نظر آمریکا وهمپیمانان فاسد ومرتجع آن ادامه دارد.

در سالهای اخیر وبا رشد مقاومت در منطقه ودر نهایت تشکیل «محور مقاومت» شامل ایران ، سوریه ، لبنان، عراق وروسیه ، خاور میانه دارای شخصیت تازه ای شده که جبهه دشمنان خودرا از آمریکا گرفته تا ترکیه ، عربستان ، امارات واسرائیل را زمین گیر کرده ومیرود تا نقش خودرا به عنوان واحدی مستقل وایستاده بر روی پای خود ، بر حوادث منطقه وجهان ، تثبیت کند.

همکاری نزدیک ایران وروسیه در حد عملیات استراتژیک بر علیه آمریکا ومنافع غرب ووابستگان فاسد ومرتجع آن ، مقاومت سرسختانه ارتش قدرتمند سوریه بر علیه تروریسم آشکار آمریکا، قدرت گیری مقاومت لبنان بر علیه اسرائیل ، ادامه مقاومت وانتفاضه ملت قهرمان فلسطین، ایستادگی پرشور ملت بزرگ یمن در برابر وحشیگریهای آمریکا وعربستان،وسر بر آوردن مجدد ملت عراق به عنوان نیروئی مستقل وودارای شخصیت مقاوم وایستاده در برابر همه جنایتها وستمهای آمریکا ، جنبش سراسر شوروشوق ملت آزادیخواه وانقلابی بحرین برای برقرای عدالت وآزادی،همه وهمه نشاندهنده پدیده نو ظهوری است که نشان از مرحله ودور تازه ای دارد.

پس از همکاری استراتژیک ایران وروسیه در جنگ بر علیه تروریسم آمریکائی در سوریه واستفاده از پایگاه هوائی همدان در ایران بر علیه تروریسم در سوریه ، حیدر عبادی ، نخست وزیر عراق امروز اعلام نمود که علیرغم اینکه دولت روسیه رسما از ما درخواست استفاده از آسمان عراق برای مبارزه با تروریسم را نکرده است ، اما ما آمادگی داریم با برخی شروط امکانات فضائی ولجستیکی خود را در اختیارروسیه قرار دهیم ، این اظهارات نخست وزیر عراق ضربه سیاسی کوبنده ای بر علیه آمریکا وهم پیمانان وی میباشد که در عین حال موجب تقویت وقدرتمند تر شده محور مقاومت میشود .

همگان شاهد بودیم که در یکی دوهفته گذشته کنفرانسی با شرکت رهبران ایران ، روسیه وآذربایجان ، در شهر باکو پایتخت آذربایجان برگزار شد که درآن تصمیماتی بسیار مهم وزیر بنائی گرفته شد.در این کنفرانس در باره متصل کردن دریای خزر به خلیج فارس ، وبر عکس ، ایجاد راه آهن ، توسعه تجارت وبازرگانی واز همه مهمتر همکاری در زمینه مبارزه با تروریسم و بسیاری تصمیمات مهم دیگر بحث وتبادل نظر شد وتصمیمات مهم دیگری در باره امنیت منطقه حوزه خزر اتخاذ شد.

قابل ذکر است که به علت دخالتهای امنیتی وخطرناک آمریکا در امور داخلی آذربایجان ، چند ماه پیش تعدادی از نمایندگان پارلمان این کشور با بردن لایحه ای در مجلس ، خواستار معلق ساختن رابطه با آمریکا شدند.

دلایل زیادی در زمینه های نظامی ، سیاسی واقتصادی وجود دارد که به توضیحات بالا صحه میگذارد  ومیتوان به اختصار به بخشی از آنها اشاره نمود :

یکم : هم اکنون خاور میانه نوین ودر راس آن محور مقاومت ، بر اساس همکاری با یکدیگر در مقابل تروریسم آمریکا وسلطه طلبی آن سر سختانه ایستاده وجبهه گسترده ای نیز برای مبارزه با این تروریسم تشکیل داده است که مرزهای آن از روسیه گرفته تا بخشهائی از اروپا ، تا ساحل شرقی مدیترانه وبخش گسترده ای از خاور میانه را شامل میشود. این خاور میانه جدید درمسیری حرکت میکند که زمینه فعالیتها مشترک نظامی ، سیاسی واقتصادی  ، بر اساس همکاری مشترک همه اعضا ی آن ، همچون ایران، روسیه ، سوریه ، عراق ، آذربایجان وسایرجمهوریهای سابق شوروی در آسیا، میتواند تشکیل شود.

دوم درحال حاضر مرکز این همکاریها و مبارزه ضد تروریستی خاور میانه ای، در سوریه ودر دو شهر بزرگ حلب وادلب قراردارد، 24 ساعت قبل از به پرواز در آمدن بمب افکنهای روسیه از پایگاه هوائی همدان در ایران ، ارتش سوریه اعلامیه هائی را بر بالای شهر جسر الشغورمنتشر نمود که در آن گفته میشد که جنگ حلب ارتباط تنگاتنگی با آزاد سازی این شهرو ادلب دارد ، شهر جسر الشغور ، یکی از اولین شهرهای سوریه است که ترکیه با ارسال کمکهای بسیار سنگین آنرا به اشغال در آورد ، تروریستهای مزدور دولت ترکیه ، به شنیع ترین جنایان در این شهر دست زدند، برای مثال کارمندان اداره پست شهر را یکی پس از دیگری از پشت بام این اداره به زیر پرتاب وآنان را به قتل میرساندند، دراولین روز حمله به این شهر تعداد یکصدوسی تن از اعضای پلیس شامل افسر وپلیس شهر را با ساطور به قتل رسانیده وبه قعر رودخانه معروف شهر پرتاب کردند، (1)روزهای بعد اجساد ورم کرده آنها در روستاهای اطراف بدست آمد، این شهر تا هم اکنون در دست ارتش ترکیه بوده وهزاران نفر از ترکهای آسیای میانه بویژه از استان مسلمان نشین سانکیانگ چین با خانواده هایشان به این شهر آورده شده وپس از آموزشهای لازم آنها را به محافظت این شهر گمارده اند بطوری که شهر شکل وشمایل شهری چینی به خود گرفته است، ساکنان اصلی سوریه ای شهر یا کشته شده ، فرارکرده ویا به روستاها پناه برده اند ، دولت ترکیه در مذاکرات قبلی خود با روسها همیشه شرط مینمود که شهر جسر الشغور نباید مورد هجوم هوا پیماهای جنگی روسیه قرار بگیرد ، اما اکنون معادلات عمومی جنگی در سوریه، به نفع محور مقاومت تغییر کرده است ، اعلامیه های آزادسازی این شهر، درست هنگامی بر بالای شهر ریخته شد، که علیرغم همه کوششهای روسیه مبنی برجدا سازی نیروهای» معتدل» ازتروریستهای تند رو،آمریکائیها نپذیرفتند تا آنها را از یکدیگر جدا کرده وموقعیت آنها را برای روسیه مشخص کنند.

سوم هم اکنون جنگ حلب وادلب در آستانه اقدام قراردارد وشهرها وشاهراههای استراتژیک حمله به حلب ، ادلب وجسر الشغور ،همچون ، بنی زید، لیرمون  وکاستیلو ، بدست ارتش سوریه فتح شده است، در چند روز پیش تروریستهای «جیش الفتح» به ضد حمله گسترده ای بر علیه ارتش سوریه وبه قصد باز ستانی این مناطق دست زدند که با شکست خرد کننده ای مواجه شدند.

تا این لحظه دولت ترکیه به هیچ اقدامی جدی برای منع عبور تروریستها از طریق مرزهای خود به سوریه، دست نزده واین نشاندهنده نا معلوم وگنگ بودن ادعاهای دولت ترکیه است که مدعی است سیاست خود را نسبت به منطقه وسوریه تغییر داده است.

علیرغم همه آنچه که در خاور میانه گذشته ومیگذرد، اما روشن است که معادلات به نفع ملل منطقه تغییر کرده وباید منتظر روزهای روشن وامیدوار کننده ای بود.

توضیح نویسنده : (1) – اسناد این قسمت،از کتاب » بشار اسد شخصیتی اصلاح طلب بود وسوریه قربانی یک توطئه گردید» بر گرفته شده است، نویسنده کتاب میشل ریمبو، دیپلومات فرانسوی میباشد.

۱ دیدگاه

  1. shahram 15 says

    هیاهوی استفاده نیروی هوایی روسیه از پایگاه نوژه همدان، بار دیگر یک مسئله اساسی‌ را در استراتژی‌های نوین منطقه خاور میانه علنی کرد. این هیاهو نشان داد که چگونه مراکز سیاسی نمای وابسته به آتلانتیسم، در برابر حضور نظامی روسیه در منطقه عکس العمل‌های تند نشان میدهند و همزمان، حضور نظامی آمریکایی‌‌ها و همکاران اروپایی‌شان را کم اهمیت جلوه میدهند.

    پاسخ به این سوال آنقدر‌ها مشکل نیست. همانطور که می‌دانیم رژیم‌های حاکم بر منطقه خاورمیانه (از جمله رژیم آمریکایی‌ و سیا ساخته حاکم بر ایران – من)، شمال و شرق آفریقا، سنگواره‌های دوران «جنگ سرد» به شمار میروند، و جملگی از ریشه و اساس وابسته به پنتاگون و سیاست‌های کاخ سفید هستند. در نتیجه، در برابر حضور نظامی اربابان‌شان نه‌ تنها عکس العمل منفی‌ نشان نخواهند داد، که این «حضور» را نوعی حمایت جانانه از رژیم حاکم در برابر مخالفان داخلی‌ و خارجی‌ تلقی‌ کرده.

    در همین راستا شاهد جیغ و فریاد محافل در داخل و خارج ایران پیرامون حضور نظامی روسیه در پایگاه نوژه هستیم. نخست باید گفت، روسیه جهت حمله به مواضع «فرضی‌» داعش (داعشی، به عنوان یک تشکیلات نظامی – سیاسی وجود خارجی‌ نداشته و ندارد، تروریست‌های فعال در سوریه در واقع همان گردان‌های ارتش ناتو هستند که از آدم کشان حرفه‌ای و یا به قول غربی‌ها «قاتلان اجاره‌ یی» توسط پنتاگون و سازمان سیا تشکیل شده‌اند – من) که گویا در مناطق شمالی‌ سوریه و عراق و مرزهای ترکیه واقع شده به هیچ عنوان نیازی به حضور نظامی در ایران ندارد. چرا که، مسکو در سوریه پایگاه دائمی نظامی دارد (بر خلاف تبلیغات آژانس‌های اطلاعاتی – امینتی غرب و نوکران منطقه‌ای آنها (از جمله رژیم ایران – من) پایگاه هوایی روسیه در سوریه قابلیت پرواز و فرود همه نوع هواپیما‌های نظامی را دارا می‌‌باشد – من) ، در سواحل مدیترانه نیز جت‌های جنگنده و قایق‌های توپدار مستقر کرده. در نتیجه، به استنباط ما انتشار «خبر» حضور نظامی روسیه در پایگاه «نوژه» دلایل دیگری داشته.

    اگر فراموش نکرده باشیم در شرایطی تقریبا همسان امروز، و در آغاز پائیز سال ۱۳۹۴، اخبار عجیب و غریبی مبنی بر موشک باران مواضع داعش توسط روسیه، خصوصا از طریق دریای خزر، ایران و عراق در سایت‌ها منتشر شد و پیرامون آن‌ هیاهوی مفصلی نیز به راه افتاد ( آن خبر اولین بار توسط یک روزنامه محلی ایرانی‌ که معلوم نیست توسط کدام آژانس اطلاعاتی – امنیتی خارجی‌ در ایران چاپ و منتشر میشود اعلام شد و حتا بدون مدرک و سندی یا تصویری گفته شد که ۴ فروند از آن‌ موشک‌ها در خاک ایران سقوط کرده و این خبر جعلی شد مایه دست وزیر درمانده‌ و مستاصل دفاع آمریکا که آن را باز نشخوار کند- من). آن موقع هم گفتیم که روسیه هیچ احتیاجی به موشک اندازی به مواضع داعش از طریق دریای خزر ندارد. امروز نیز مساله استفاده نیروی هوایی روسیه از پایگاه نوژه از همان قماش «اخبار» است. و اصل مطلب در این میان، چه موشک اندازی از طریق خزر، و چه حضور جنگنده‌های روسی در نوژه، چیزی نیست جز بازتاب عقب نشینی مفتضحانه اتلانتیسم و شاخک نظامی آن یعنی‌ ناتو از مرز‌ها و مناطقی که «عمق استراتژیک» مسکو به شمار میرود.

    تمام مطلب یا تحلیل را به نام «نوژه و نطفه!» میتوانید در وبلاگ سعید سامان بخوانید.

    دوست داشتن

  2. سپیده says

    ادامه از:
    اول روسیه از زمان تزار تاکنون:

    حال به روسیه ابر قدرتی که اکنون در کنار ایران و خلقهای عرب در مقابل آمریکا دست به مقاومت زده و تلاش دارد که پایانی بر ادامه به مینیاتور شدنش زده و از هضم شدنش در معده امپریالیسهای غربی که کفتار مآب، از بازمانده های آمریکایی میخوردند، جلوگیری کند و با شانسی که با انتخاب شکننده مردم، برای پیوستن کریمه به روسیه توانست به غرب کارت سرخ نسان داده و اعلام کند که ماهم دندان داریم، ما خرس سپید قطبی هستیم و پنجول های تیزی داریم.
    روسیه کشوری میلیتریستی/ امپریالیستی تزاری پس از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ که بکشور اتحاد جماهیر زیادی تبدیل شد، (به قانون اساسی این کشور چاپ شده در مجله هفته رجوع شود) کشورهایی که تحت ستم تزاری قرار داشتند، پیشنهاد همکاری برادرانه با آنان کرد و خود را از سراسر کشورهایی که در آنجا حضور داشت بیرون کشید و در زمان استالین بشریت را از یوغ فاشیسم که بدست ام.آمریکا در آلمان ساماندهی شده بود (۱۹۲۴)، نجات بخشید. در این دوران واحد ارز تبادل کالا میان کشور اتحاد جماهیر شوری سوسیالیستی و کشورهای دیگر یک ساعت کار هر کشور در قبال یک ساعت کار کارگر کشور دیگر بود و نه یک روبل برابر جند هزار روپیه که غرب بکار میبرد!
    پس از بقدرت رسیدن خروشچف و کنگره ۲۰ طبق برنامه مک کارتر بکمک وی شتافتند و از همان آغاز خروشچف تا پایان برژنف رقابت وتبانی مابین روسیه و آمریکا در برنامه قرار داشت و پس از هر ملاقاتی بین رهبران این دوکشور آتش جنگی در نقطه‌ای از جهان افروخته میگردید. روسیه در سالهای ۸۰ قرن گذشته میلادی طبق درخواست کمال برمک افغانستان را آشغال کرد که تله ای شبه ویتنامی بود و آمریکا روسیه را بدان انداخت. روسیه امپریالیستی با نقابی سوسیالیستی برچهره خیلی از حنبش هایی که برای آزادی خود میجنگیدند را تنها گذاشت و از فلسطین گرفته تا ناصر و پاتریس لومومبا که همگی بدست آمریکاییها افتادند و باعث کشتار جمعی انقلابیون وسیعی شد، که در زمان استالین و لنین جنایتی فاجعه وار میبود. تازه از بین بردن این حکومت هم بدستیاری آمریکایی ها انجام گرفت و برنامه کمک به خروشچفی ها را مک کارتی تحت «نیروهای دمکراتیکی در روسیه بچشم میخورند که ایالت متحده باید کاملاً از آنان پشتیبانی کنند که پایه آنرا ترتسکی قبل از جنگ دوم جهانی بکمک بوخارین و دیگران ریخته بود. بی دلیل نبود که متن گزارش مخفی خروشچف، چهل سال آزگار در اختیار مردم شوراها قرار نگرفت ولی کمیته مک کارتی در همان روزهای پس از کنگره در نیویورک تایمز بچاپ رسانید.
    از زمان گارباچف تاکنون هم مسایل برای همه انسانهای انقلابی و غیر انقلابی کاملاً روشن است و الیگارشهای روسی بیلیارد ها چپاول دارایی که به طبقه کارگر تعلق داشت سریعاً بخارجه بردند و با اسکناس ۵۰۰ مارکی سیگار خود را روشن میکردند. و غرب هم همه جا جلوی پای آنان فرش قرمز پهن میکرد! تا اینکه پوتین به عرصه قدرت آورده شد تا از حیثیت روسیه همانند زمان تزار دفاع کرده و پاره پاره کردن آنرا جلوگیری کند.
    گارباچف احمق از غرب قول گرفت آنهم قولی بس موثق ودرمیان سرمایداران مقدس که غرب ناتو را بسمت شرق گسترش ندهد. ولی هیهات از اینهمه حماقت، چندی نگذشت که یکی پس از دیگری تکه‌هایی از باقیمانده کشور شوراها که نامش اکنون فدراسیون روسیه بود از آن جداکردند، آنهم با لومپن هایی که شعبون بی‌مخ ایرانی در مقابلشان دانشمند بود. آنهم بنام نامی انقلابهای کلاه مخملی و رنگی! امپریالیسم آمریکا بدین هم بسنده نکرده و پوسی کت های استریپتیز کن را باپول زیادی به تبلیغات ضد پوتینی مشغول داشت تا شاید بتواند افکار را برای زندگی ننگینی مانند زندگی آمریکایی ها و اروپایی‌ها که قشر کوچکی از همه چیز برخوردارند و تمام ثروت کشور را در اختیار خود دارند و تمام رسانه‌ها را شب روز بزندگی ننگین خود اختصاص داده‌اند و از طبقه کارگر و خرده بورژوازی در این رسانه‌ها خبری نیست.
    اینجا بود که روسیه به آمریکا و بازوی مخربش ناتو در کریمه ایست داد! که آمریکا از طریق فاشیست های باندوری سعی به تلافی کرد و دُورا دُور روسیه را با موشک محاصره کرد. روسیه اکنون در حالت دفاعی قرار دارد و ازتمام کشورهایی که تحت غارت روسیه در زمان برژنف قرار داشتند همگی بیرون رانده شده و تنها راه برای رسیدن به آفریقا که برای روسیه باقی‌مانده بود یعنی بندر ترتوس را هم آمریکا میخواست از آن جدا کند که همزمان با شکست مفتضحانه ارتش آمریکا در عراق که پس از شکست مفتضحانه ترش از ایران در جنگ ۸ ساله بود همزمان گردید و بالاخره روسیه از ایران فرا گرفت که کاری را که ایران بدان موفق شده است چرا وی نکند. دیر ولی مفید.
    سرمایداران روسی همانند سرمایداران ایرانی زنده ماندشان بستکی به نسبت مستقیم با استثماری دارد که از کارگران کشور خود میکنند. هردو کشور دارای شرایطی شبیه هستند، با وجودیکه نیروی محرکه شکست ناپذیر مردم ایران بخاطر نفرت و شناخت عمیق آنان از جنایتگری امپریالیسم انگلستان صغیر و آمریکا میباشد و چندین بار مزه نان قتدی آنان که در پشتش بدترین نازیانه ها نهفته است چشیده اند و با کمال وجود براین جانیان نفرت میورزند، و هرچه آمریکایی ها بیشتر تیر از ترکش خود بیرون می‌آورند و برخ مردم ایران میکشند، نفرت آنان بیشتر میگردد. دیروز امام جمعه تهران از تیر جدیدی از انبان آمریکا یعنی مجاهدین ضد خلق سخن میگفت و آن‌ها را صدها هزار مینامید، غافل از آنکه مورچه چیست که کله پاچه‌اش باشد. این‌ها تمام کیهان لندنی ها و بخشی از سبزهای وطنی مقیم خارج ازکشور و ایران تریبونالی ها و رویزیونیست های ترتسکیست شده هستند که آمریکا زیر یک پرچم و فرماندهی قرار داده است. در صورتی که روسیه در میان مردم عادی کلیه دست آورد های زنان در کشور ددار(آلمان شرق) و زنان پرچم دار آزادی سالهای ۱۹۱۷ تا ۱۹۵۵ را بیاد می آورند. آنان جنگ جهانی دوم و ارتش سرخ کارگری را بیاد می آورندکه بجز آزادی آنان از یوغ فاشیستها ده روز تمام کلیه سکنه شهر برلین را با نان ارتش سرخ سیر میکرد. مجسمه های نجات کودکان از آتش و وظیفه اولی یک سرباز سرخ خدمت بمردم چه غیر آلمانی و چه آلمانی میباشد را هنوز همه بخاطر دارند. در صورتی که آمریکایی ها با اینکه فقط در آخر جنگ دوم جهانی در جبهه نرماندی بجنگ وارد گردید، در بلژیک تمام سربازان آلمانی را زیر اسلحه خود آماده نگه داشت تا به برلین فتح شده توسط ارتش سرخ برای ادامه جنگ به جبهه بفرستد که نفرت عمیق مردم جهان را باعث گردید که بصورت مدارک زنده در مدارک دادگاه نورنبرگ، در اختیار همگان قرار دارد.
    روسیه سرمایداری و ایران سرمایه دارز اکنون همانند آمریکا در مرحله تکاملی پایین‌تری کارگر کش بوده و فقط از طریق استثمار طبقه کارگر میتواند زنده بماند. … ادامه دارد

    دوست داشتن

  3. سپیده says

    ادامه…
    و کنگره خود را مافوق سازمان ملل و تمام سازمانهای بین‌المللی قرار داده و جهان را بطرف نیستی میبرد.(زیرا خود از دشمنی بس مخوف تر تحدید میشود)
    ام.آمریکا پس از جنگ جهانی دوم، کودتایی نبوده است که وی دستان خون آلودش را در آن نداشته باشد. مرگ ومیر های روسای کشورهای وابسته و یا غیر وابسته ولی مخالف آمریکا مانند ویلی براند و پالمه عرفات شاه ایران نگودن دیم… را با دستان خود بقتل رساندند.
    هرکجای جهان که ثروتی برملا میشود، ام.آمریکا روی آن دست میاندازد و اگر مشکلی داشته باشد به جنگ متوسل میشود. در هر کشوری اختراعی که بثبت میرسد، مخصوصاً حیاط خلوتهای ام.آمریکا، ثبت آن آنقدر بعقب انداخته می‌شود تا فروش آن با تولید انبوه در نقطه‌ای از جهان با سرمایه زیر سلطه ام.آمریکا صورت پذیرد.
    امراض لابوری نیست که یکی پس از دیگری در زمانهایی که نظام ام.آمریکا بخطر می‌افتد، سراز جهان بخصوص آفریقا سردرنیاورد!! ایدز در سالهای هشتاد برای آماده کردن و انحراف افکار عمومی برای اجرای برنامه مک کارتی، باکمک باند گارباچفی ها! زهر پودرسفید در زمان ریگان، ابولا در زمان بارک اوبامای سیاه پوست که در آفریقا ظاهر گردید… همگی از افتخارات ام.آمریکا میباشند.
    تا اینجا همگی رویهم رفته گندیدگی کوچک سرمایداری آمریکا میباشد، بدتر از همه آنست که ام.آمریکا، جنگهای متوالی ایرا یکی پس از دیگری نقشه ریخته و حتی گاهی اعلام نکرده باجرا گذاشته است. همچنین جنگ جهانی دوم تماماً دست ساز ام.آمریکا بوده است. که پس از این جنگ بانکهای آمریکایی در برتون وودز برنامهِ قواینن اقتصادی برای جهان خواری خود را پایه گذاشتند و از همان زمان تاکنون نقشه های مک نامارایی/ جان فوستردالسی/ برژنسکی را یکی بعد از دیگری بقیمت جان چندین ده میلیون قربانی درسال فقط دراثر گرسنگی دادنِ آری «گرسنگی دادن ِ با برنامه» ۶میلیون فقط کودک درسال «آمار یونیسف ۲۰۱۴» ومیلیونهای دورقمی انسانهای بالغ«آمار سازمان غذای جهانیWDF » سالانه در اثر بی غذایی در اثرغارتهای موستانزایی هلاک میشوند)؛ خصوصی سازی آب؛ کلیه منابع زمینی و هوایی کشورهای سه قاره که سرنخ مالکیتش به بانکهای وال استریت وصل است. ام.آمریکا با دیکته کردن دلار بکشورهای جهان و تحدید به تحریم، سالانه بیلیارد ها دلار بکشورهای دیگر دنیا اجحاف میکند ویا رسما خسارت میزند. هیچ کشوری در جهان این چنین قلدر منشی و نقش تلکه بگیر و باج گیری را نداشته است. ام.آمریکا یک کشور بتمام معنی باجگیر و تنزیل خوار میباشد. که با فرهنگ امپریالیستی خود در هالیود همه این اعمال خود را پوشش میدهد و شکست های نظامی اش را همچون در ویت نام با فیلمهای فاشیستی ای همچون رامبون و بازیهای رایانه ای برای کودکان و جوانان بنام ویت نام را برروی تارنمای کمپوتر و پرده سینما جبران میکند. «مجید ها، خط سومی ها، «عزه خوبه یا لبنان جانم فدای ایران»ایها… اگر شکی دارند لطفاً شرف حضور پیدا کنند و بگویند که کجا ایستاده اند.
    حال نگاهی به دیگر کشورهایی که برعلیه آمریکا دست به مبارزه زده‌اند و اکنون بنام محور مقاومت مشهور گردیده اند. که مربوط به این جنگ لعنتی میباشند، بیاندازیم.
    اول روسیه از زمان تزار تاکنون:
    ادامه دارد…

    دوست داشتن

  4. جواد says

    اجازه انتشار ندادن به نظرات مخالف امپریالیسم روسیه نشان می دهد که این سایت دوست دارد تریبون توجیه گران امپریالیسم روس باشد که توانایی پاسخگویی به نظرات مخالف را ندارند.

    دوست داشتن

    • نظرات مخالفان منتشر ميشود به شرطي كه سايت هفته به تريبون نظرات هواداران ظاهرا كمونيست امپرياليسم امريكا و متحدان و مبلغين همكاري تبديل نشود، نظرات شما در مورد اوكرائين و و همكاري كردهاي سوريه از خاطرمان نرفته
      همانطور كه مشاهده ميكنيد نظر خواننده محترم مجيد منتشر شده است

      دوست داشتن

  5. سپیده says

    بحثی است بسیار بجا و بموقع!
    آنچه مسلم است و طبق قوانین اقتصادی که خارج از اراده انسان‌ها صورت میپذیرد و هم یکبار در جنگ جهانی اول و هم یکبار در جنگ جهانی دوم باثبات رسیده است، همانا رشد ناموزون کشورهای صنعتی از اوان قرن بیستم تا کنون است که بکرات توسط دانشمندان مارکسیستی باثبات رسیده است.
    این قوانین که در حوصله این دیدگاه کوتاه نیست(رشد و تکامل انحصارات بانکی)، اکنون بمرحله اوج خود رسیده است و هیچ راه فراری هم جز جنگ برای سرمایداران بعنوان تنها ابزار و یا انقلابی اکتبری برای کارگران، آنهم بعنوان تنها بدیل باقی نمیگذارد.
    در اینکه بهای تمام جنگها و انقلابات را کارگران و ساکنین زحمتکش کشور مورد تجاوز در درجه اول باید بپردازند امریست که همه قبول دارند. ولی در کشورهای تجاوزگر کنونی مانند ام.آمریکا و آلمان … بخش کارگران یقه سپید همگی پشت بورژوازی خود ایستاده‌اند و از باجی که ضمنی ار سرمایدار برای تسلیم خود میگیرند راضی هستند. لااقل تا کنون! و اگر هم جنبشی مانند جنبش ۹۹٪ ها (حنبش وال استریت و اتک) بوجود آید خواستار نگهداری همین بانکها بعنوان تعیین کننده دولت فدرال بوده و در چهارچوب سرمایه حرکت میکنند.
    این خانمها*) و آقایان مانند مجید که با گفتمانهایی که اکثراً مترقی و دیالکتیکی بوده اند، در این مورد بسختی اشتباه می‌رود و بنام نامی طبقه کارگر بموضع ۹۹٪ ها میافتد. اختلاف افکار مجید با خط سومی ها فقط اضافه کرن بهانه طبقه کارگر است و برای وی جنگ جنگ است و گربه گربه است و جنگ هم جنگ است و روابط متقابل آن‌ها در محیط وتاثیرات متقابل آن‌ها بر یکدیگر را بکلی کتمان کرده به یک متافیزیک ساده بین تبدیل میگردد.
    برای یک لحظه هم که شده جهان را فراموش میکنیم و ایران را در این صده که هنوز بپایان نرسیده است، بعنوان یک ایرانی در نظر میگیریم:
    دوران قاجار و مناسبات ایران با کشورهای امپریالیستی انگلیس، روس و آلمان و چگونگی غارت ایرانیان آنهم بخاطر کوری فئودالها و دادن امتیازها به امپریالیسم و بخشیدن سرزمینهای شمال ایران بروسیه آنهم تحت نام «آیا آب دریای مازندران بدرد قلیان میخورد؟» گلستان چای را بوجود آوردند تا بساط تخت تاج ننگین خود را حفظ کنند! و از آن بدتر بدستور انگلیسی‌ها تلاشهای انقلاب مشروطه را بخاک و خون کشیدند.
    پس از جنگ هم رضاکچل که دست درازشده انگلیس صغیر بوده و در کنار آن‌ها به ثروت اندوزی و تصرف املاک و آبادیهای ایران پرداخت. و امتیاز پشت امتیاز بود که به انگلیسی‌ها و آلمانی ها ارزانی میداشت. و سپس نوبت به پسرش رسید که فرزند خلف استعمارفرتوتِ انگلیسِ صغیر، ام. آمریکا، او را مانند آب اماله می‌آورد و میبرد. در این دوران که خیلی از ما ها شاهدان عینی آن هستیم میدانیم که بجز چند خیابان که قدری بدانها میرسیدند تمام ساکنان کشور ایران واقعاً در فقری دهشتناک زندگی میکردند واز هرگونه بیمه و حقوق مدنی بی بهره بودند. یک آجان ریق خدایی میگرد تا برسیم بیک ساواکی که بجان و مال مردم ایران کاملا مسلط بود و دربار هم که به قاچاق هرویین و کشیدن دختران مردم از مدرسه و تجاوز بدانان کار دیگری نمیکرد! و بدستور آمریکا تمام دست آوردهای انقلاب مشروطه را لگدمال کرد و هر خبرنگاری که باب میلش نبود،‌ زنده زنده با دست خود آتش میزد. هر اعدامی و هر شکنجه ای با حضور افسران آمریکایی انجام میگرفت. ایران فقط رسما مستعمره آمریکا نبود که آنهم این شاه خائن در سال ۱۳۴۲ آنرا هم رسما امضا کرد. وبرای آمریکا در منطقه نقش ژاندارم را بازی کرده و بجنگ انقلاب ظفار رفت که در آنجا در باتلاق فرورفت!
    مجید قادر نیست که دیروز را با امروز مقایسه کند و روند تکاملی ایران مستعمره آمریکایی را ۳۰ سال دیگر پیش خود مجسم کند که در بهترین حالت مانند کشور «مصر مبارک مرسی سیسی» میشد، که از زمان شاه هم زبون تر و خوارتر گردیده است و باید مانند عربستان سعودی به پابوسی صهیونیست های اسراییلی دایما مشغول باشد.
    هنوز که هنوز است و با وجود اشتباهات سرمایداران ایران و باند «اقتصاد مال خراست» و باند سبزهای برسر قدرت (سگ زرد برادر شغال)، شدت در خصوصی سازی و عمداً با قید دوفوریت و فرار از کلیه سامانه های کنترل دولتی و نظام برای قراردادهای نفتی بدتر از قرارداد دارسی(طبق گفته‌های خود دولت و مجلس) بدست زنگنه و تسلیم های برجام چایی و دیگر خرید های میلیاردی از اروپا و آمریکا، کشور ایران هنوز از انداختن طوق بردگی رسمی امپریالیسم آمریکا و اروپا برگردن خود امتناع کرده است.
    از همان اواخر سلطنت رضا کچل یعنی ابتدای آماده کردن جنگ دوم جهانی تا زمان کنونی امپریالیسم آمریکا خواست بانکهای خود را با انواع تجاوزها و بمباران ها و خرابی هایی که سراسر تاریخ انسانی رویهم نتوانسته است بوجود بیاورد، بوجود آورده است. و کنگره خود را مافوق سازمان ملل و تمام سازمانهای بین‌المللی قرار داده و جهان را بطرف نیستی میبرد.(زیرا خود از دشمنی بس مخوف تر تحدید میشود) … ادامه دارد
    *)- (زنان طبقات متوسط مرفه و زنان سرمایدار از مردهایشان نسبت به طبقه کارگر برخلاف ظاهر و عرف موجود، بی رحمتر و سختگیر ترند! از سچر گرفته تا زوسموت و از گلدامایر تا ایندراگاندی و تمام نمایندگان مجلس در کشورهای امپریالیستی همگی گوی سنگدلی را از همکاران مرد خود ربوده اند)
    سپیده
    ۲۸ مرداد ۹۵

    دوست داشتن

  6. فریبرز ر says

    نویسنده محترم نظر آقای مجید بی‌شک نظر شما هم یمی از نظرات مطروحه است اما علیرغم اینکه از نوشته احمد مزارعی و استدلالهایش بسیار نا راضی‌ام و حرف شما را در دفاع وی از رژیم ایران را تصدیق میکنم بنظرم شما نظرتاتتان اشکالات جدی دارد. امپریالیسم آمریکا و متحدان اروپائی اش تنها و تاکیدم جدی است تنها جنگ افروزان واقعی جهان فعلی اند
    از تجاوز و اشعال و تقسیم یوگسلاوی تا جنگهای تجاوزو اشغال عراق و بعد دوره جدید افغانستان و لیبی و سوریه و اوکرائین همه جنگهائی است که یک سویه و با برنامه ویرانگرانه از سوی آمریکا و متحدانش آغاز شده.
    قاطی کردن روسیه به عنوان قطب دیگر ورقیب امریکا و اضافه کردن ایران به آن برای ارتجاعی جلوه دادن جنگ احتمالی فریبکاری امپریالیستی است و در در خدمت امپریالیسم امریکا است در جنگ امپریالیستی و تجاوزکارانه آلترناتیو سوم بودن خدمت به آمریکا و متحدانش است چرا؟
    خاورمیانه از رژیم های دست نشانده ارتجاعی مانند عربستان، اردن و ترکیه ؛ افغانستان و شیخ نشینها
    رژیم های مستقل ارتجاعی مانند ایران، لبنان و سوریه
    رژیم نژادپرست و امپریالیستی اسرائیل
    حالا مورد سوریه را در نظر بگیرید که این رژیم ارتجاعی در یک برنامه از قبل تعیین شده مورد تجاوز قرار بگیرد و این ویرانه از آن باقی بماند با همکاری تمامی ارتجاع امپریالیستی و منطقه اگر رژیم سوریه در برابر این تجاوز از ایستادگی کند این جنگ ارتجاعی است؟
    آب به آسیاب آمریکا نمی ریزید؟ احتمالا روسیه بنظر شما در سوریه و اوکراین همانقدر متجاوز و گناهکار است که امریکا؟ حتما اشغالگر هم هست چون کریمه را اشغال کرده؟ نظرتان در مورد کردهای سوریه و اتحادشان با آمریکا و مرتجعان تروریست اسلامی چیست؟
    بنظر می آید چپ ایران به سپاه خجالتی امپریالیسم تبدیل شده و چشمش را بروی جنایات و تجاوزگری امپریالیستها و ابزار و ادواتشان مانند داعش و النصره بسته و تحت تبلیغات ارتجاعی رسانه ها تمام تلاش خود را مصروف به در رفتن از زیر مسئولیتهایش میکند.
    در مورد ایران و همکاری با روسیه هم واضح است چپ ایران به همین روش ادامه میدهد برای مثال استفاده از یک پایگاه نظامی با ایجاد یک پایگاه نظامی با آگاهی قاطی میشود؟ چرا؟ روی خط بی بی سی و صدای آمریکا؟ اسمشان هم چپ است؟
    ایران مدتهاست مورد حمله قرار دارد اگر آخوندها میترسند بدلایل امنیتی بچه را به اسمش صدا کنند ایران در شرق و غرب در داخل مرزهایش با عربستان و آمریکا درگیر است و ایران به لبنان حمله نکرده است و به لیبی و سوریه و عراق و افغانستان این امریکا و اسرائیلند که این حملات کرده اند یا شما هم معتقدید که ایران محرک اصلی بوده؟
    نکته دیگر جالب بحثتان کشیدن جنگ به ایران توسط روسیه است؟ جالب است که تهدید و حملات آمریکا ومتحدانش در منطقه برای شما هیچیک برهانی برای تجاوز و راه انداختن جنگ نیست ولی پرواز از همدان ناگهان جنگ افروزی است آنهم از سوی روسیه؟ سیاست شما هرچه جلوی متجاوزان و امپریالیستها کوتاه بیائید عاقلانه تر است چون جنگ نمی شود و چپ به وظیفه اش که جلوگیری از گوشت دم توپ شدن کارگران است عمل کرده؟ سوال تکلیف چیست اگر کوتاه آمدی و تجاوز کردند مثل لیبی و سوریه و عراق و یوگسلاوی و … ؟ از آمریکا تقاضا کنید بمبی بسازد که کارگران و زحمتکشان را نکشد؟
    ارتش سوریه هزار بار به شما «چپهای ترانس آتلانتیک» شرف دارد 200 هزار کشته داده کشورش را حفظ کند، شما هنوز جنگ درست راه نیفتاده در رکاب امپریالیسم شمشیر میزنید.

    دوست داشتن

  7. مجید says

    به راستی استفاده ی بمب افکن های روسیه از پایگاه همدان در ایران به چه معنا ست؟ یقینا روایت بالا تنها معنائی نیست که می توان از آن به دست داد. روایت بالا صرفا از نگاه منافع دولت های موجود، یعنی حافظان و مدافعان طبقات حاکم، صورت گرفته است که لاجرم به سینه زدن زیر بیرق این یا آن دولت، تحت عنوان های دهان پر کن «محور مقاومت» و «جنگ با داعش» یا «همیاری کشورهای دموکراسی خواه و اهدای دموکراسی به مردم جهان »، بسته به پروشرق یا پروغرب بودن راوی، خواهد انجامید. و این همه، البته در خدمت ترغیب و فراخواندن مردم کارگر و زحمت کش به گوشت دم توپ شدن در جنگ های ارتجاعی.
    به هر حال، به باور من، در افق، بر فراز قله ی الوند، شبح آن «قوی سیاه» که قرار بود کسی آن را نبیند، در آسمان خاورمیانه به پرواز درآمده است. همه چیز حکایت از جنگی گسترده ـ حتا اگر نه تمام عیار که دفتر بشری را برای همیشه خواهد بست ـ دارد. بر خلاف امریکا و شبکه ی جهانی سرمایه ی پروغرب که تلاش دارد جنگ ناگزیر را، که ناشی از اعتلای تضادهای سرمایه داری جهانی ست، به پشت مرزهای اروپائی روسیه منتقل کند، روسیه، آن سر دیگر این رابطه ی جنگ ناگزیر، پیشدستانه، بر خلاف موضع منفعلانه ی شوروی سابق، این بار هم، مثل مورد شبه جزیره کریمه، غافلگیرانه صحنه ی نبرد را از اروپا ـ که خرسندی احتمالی کشورهای اروپائی را به هم راه خواهد داشت ـ به ایران کشانیده است.
    این اما برای ایران هم معنای خود را به هم راه دارد: گسترش جنگ خاورمیانه که تا به حال به پشت مرزهای ایران محدود مانده بود، اکنون به داخل مرزهای ایران کشیده شده است که خود حکایت از بالا گرفتن تضادهای دو جناح پروغرب و پروشرق سرمایه در داخل رژیم دارد. پرواز بمب افکن های روسیه از پایگاه هوائی همدان هم زمان سقوط استراتژی «نرمش قهرمانانه» خامنه ای است که اسم رمزی برای آشتی دادن دو جناح پروغرب و پروشرق در درون رژیم بود. از این روی، تمامی اجزای لازم برای یک رو در روئی خونین تا حد یک جنگ داخلی ارتجاعی به نظر مهیا می آید. تنها معجزه ی ممکن که بتواند این جنگ را ـ که کودتای نظامی محتمل ترین شکل آن است ـ به خود صاحبان منافع در این جنگ محدود کند، مبارزه ی آگاهانه ی مردم کارگر و زحمت کش علیه هر دو جناح رژیم است.

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.