اخبار ایران و جهان

آیا جنبش ضدفاشیستی علیه حزب آزادیخواه اتریش (FPÖ) جلوگیر فاشیسم خواهد بود؟

nazi_no

آیا جنبش ضدفاشیستی علیه حزب آزادیخواه اتریش (FPÖ)

جلوگیر فاشیسم خواهد بود؟

درهمه­پرسی جدید که در رسانه­های مختلف بورژوازی دراواسط ماه مارس جاری، علیه فاشیستی ومحدود ­شدن حقوق دمکراتیک منتشرشده­است درجواب به این سوال که اگر یکشنبه دیگرانتخابات مجلس شورای ملی برگزار می­شد، انتخاب شما چگونه می­بود؟ «حزب آزادیخواه اتریش»(FPÖ) 33% رای را بدست می­آورد . همزمان حزب سوسیال دمکرات(SPÖ) وحزب مردم (ÖVP)،فعالیت خودرا جهت تحکیم وگسترش اتحادیه اروپا وممانعت ازورود فراریان از جنگ­های امپریالیستی نقش های دیگری را عهده­دار شده­اند. روندی که ما دردیگرکشور­های اروپائی هم شاهد آن هستیم : احزاب سوسیال دمکرات حاکم دردولت، دمکراسی بورژوازی را ازدرون تهی کرده و حقوق دمکراتیک را در سطح قضائی و هم در عمل پایمال می­کنند. بعنوان مثال درفرانسه درج حالت فوق­العاده در قانون اساسی ونیزتشدید قوانین ضدخارجی درآلمان،سوئد واسلواکی وحاکی ازاین تکامل سیاسی است.

امروزه نیروهای هستند که بعضی ازعملکرد­ها ویا سازمانها را بعنوان «فاشیستی«تعریف می­کنند تا بدین طریق انزجار خودرا ازآنها بیان کنند، که گویا لغت» فاشیسم» مترادف با «لجن» ویا «ارتجاعی» است. بنظرما دریک بحث جدی مفهوم «فاشیستی» ونه استفاده گل وگشاد و تورم­­آمیزاز آن، زمانی مفهوم می­شود که واقعن« فاشیسم» مورد نظر باشد. ازسالهای نه چندان دورمثلن از 1960 سردرگمی بزرگی درمورد مفهوم فاشیسم،حتی دربین نیروهای که جهت­گیری مارکسیستی هم دارند دیده می­شود. زمانیکه ما بعنوان کمونیست­های انقلابی درباره فاشیسم وفاشیستی شدن جامعه صحبت میکنیم،اساس تحلیل ما برتعریف کمینترن(Komintern) 1934 یعنی شکل تروریستی آشکارحاکمیت سرمایه انحصاری«- نوعی ازسلطه طبقه سرمایه­داری،بخصوص عناصرکاملن ارتجاعی درون سرمایه انحصاری است.جنبش­ها وسازمان­های فاشیستی خواهان چنین سلطه­ای هستند، هرچند که آنرا آشکارا اعلام نمی­کنند. «تروریسم آشکار» بدین معناست که تروردولتی بمجراینکه برقرارشود برای همه قابل رویت باشد. حداقل نیروهای دمکرات درک کنند که اساس دمکراسی (بورژوازی) برچیده شده­است ویا اینکه ازطرف پلیس ودسته­های شبه نظامی بطور غیرمحدود قهربکارگرفته ­شود ­. درآغازچنین مرحله­ای قوانین بشدت مثله وزیر پا گذاشته می­شود واصول قانون اساسی ازمحتوی تهی وتوسط قوانین، ویا دستورالعمل­های «ضد دمکراتیک«جایگزین می­گردد و قهر درتمامی سطوح بکارگرفته می­شود. فاشیستی­شدن به پروسه­ای اتلاق می­شود که قبل از انتقال قدرت به یک دولت فاشیستی،قدم به قدم حقوق دمکراتیک توسط احزاب بورژوازی پارلمانی جهت رسیدن به شکل سلطه برهنه و تروریستی بورژوازی برچیده­ ­شود. بنابراین بکارگیری تورم­آمیزفاشیسم هیچ«دلیلی» بروجود فاشیسم نیست، هرچند که پلیس ویا ارتش به تظاهراتی تیراندازی ­کند. این وقایع تاریخی بعنوان مثال دراتریش ،آپریل ویونی 1919 ،معروف به تظاهرات «پنجشنبه سبز» 17/4/1919 درجلوی پارلمان ونیز 15/6/19 درکوچه (Hörl)، یولی1927 درساختمان دادگستری وغیرهویادرماه مه خونین برلین(Berliner Bultmai)، 1929 اتفاق افتاده است. حوادث اخیر مشابه آنرا می­توان دراتحادیه اروپا، جنوا(Genau) درسال 2001،گوتنبرگ(Göteburg)2001،آتن(Athen) 2008 و نام برد.

فاشیسم وبرآمدآن زمانی است،که آتش گشوده­شود،تایک حاکمیت تروریستیفاشیستی برقرارگردد(درمواقعی که معمولن به هرتظاهرات اپوزوسیون آتش گشوده می­شود) .این« دلیلی» برای فاشیستی بودن ویا فاشیسم نیست، اگراعضائی از رهبری یک حزب کمونیست به اتهام خیانت به میهن ویا امنیت کشوردستگیرشوند(وبعد از چندروز ویا هفته آزادشوند). حادثه­ای که قبل ازبرقراری سلطه فاشیسم درسال 1934/1935 دراتریش اتفاق افتاد. بعنوان مثال دولت سوسیال دمکرات استان وین در یک روزدستور دستگیری 115 نفراز کادرهای حزب کمونیست اتریش(KPÖ) را به بهانه جلوگیری ازقیام صادرکرد. فاشیسم وفاشیستی­شدن یک دولت زمانی است که نه تنها کمونیست­ها، بلکه سوسیال­دمکرات­ها ورهبران مبارزین طبقاتی،اتحادیه های کارگری مستمرن مورد تهدید قرارگیرند وعملن مجبور به کارمخفی شوند. فاشیسم شکلی ازسرکوب است که درآن تمامی(مخالفین) جنبش کارگری غیرقانونی اعلام شوند و خطردستگیری وکشتن تمامی فعالین آن، روزبروز افزایش یابد. نمونه این واقعه دراتریش درسال 1933 ،ممنوعیت«حزب کمونیست اتریش»،«اتحاد محافظین جمهوری­خواه»(Republikanischem schutzbund) ونیز انحلال پارلمان بود. البته دمیتریوف(Dimitroff) به این مطلب صریحن اشاره می­کند که با وجودمجلسی اخته (Rumpf) و تصفیه شده ازمخالفین، بعنوان مثال درایتالیای موسلینی(Mussolini)،هنوزدلیلی براین نیست، که فاشیسم درقدرت نمی­باشد(مجلس تصفیه شده ازاپوزوسیون) می­تواند بدلایل قانونی بودنش ازطرف یک دولت فاشیستی ادامتن بکارگرفته شود. بنا به تحلیل کمینترن فاشیسم شکلی ازسلطه ناپایدار سرمایه انحصاری است، چون بخش بزرگی ازتوده­های مردم گذشته از طبقه­کارگر«آشکارا» مورد سرکوب و تعدی قرار می­گیرند،وامکانی برای بیان خواسته­های دمکراتیک خویش نمی­یابند و نمیتوانند منافع اقتصادی وسیاسی خود را نمایندگی کنند. بهمین دلیل بورژوازی ازهرفرصتی برای برقراری فاشیسم استفاده نمی­کند، بلکه زمانی دست به چنین عملی می­زند،که منافعش را دیگر نتواند با وسایل معمول سرکوب دمکراسی بورژوازی( تحریکات رسانه­ای،خفقان پلیسی و قضائی «عدالت طبقاتی») به پیش ببرد.

دروضعیتی که نیروهای دمکرات مخالف وباصطلاح« جامعه مدنی» بتوانند بدون مزاحمت واذیت وآزار اعتراض کنند ولی همزمان نیروهای کمونیست وپیکارگران اتحادیه­های کارگری مورد تعقیب قرارگیرند، صفت فاشیستی دادن به دولت، درواقع بطورعینی خطر فاشیسم را کمرنگ می­کند و باعث سردرگمی ایدئولوژیک نیروهای آگاه ومبارزین صحنه مبارزه طبقاتی می­گردد. ازطرف دیگر نباید راسیسم وفاشیسم را با هم اشتباه گرفت ودرهم آمیخت،بدین معنا که سرکوب وحشیانه راسیستی بخشی ازکارگران وهم­چنین مهاجرین معینی،دلیلی برای درقدرت بودن فاشیسم نیست. کسی که ساده­لوحانه چنین ادعای کند، درواقع ازیکطرف تحریکات ونفاق­ پراکنی«معمول» وهدفمند درون مردم، توسط نظریه­پردازان بورژوازی ودستگاه دولتی آن وازطرف دیگرامکانات (درپیش روی) بورژوازی در رابطه با سرکوب تروریستی همه کارگران ونیروهای دمکرات را دست­کم می­گیرد.

آیا «حزب آزادیخواه اتریش» (FPÖ) جریانی فاشیستی ودشمن اصلی است؟

بعداز توضیح مشروحی که ما کمونیست­های انقلابی درباره اینکه فاشیسم وفاشیستی به چه معناست؟ دادیم به (FPÖ) می­پردازیم: این حزب طبق ارزیابی ما یک حزب فاشیستی نیست، درحالیکه یک جناح پایدارفاشیستی را درون خود دارد. حزب آزادی­خواه اتریش درکل درتبلیغات رسمی­اش از «ارزش­های دمکراتیک» انتقاد نمی­کند، بلکه لبه حمله­اش به سمت سرکوب ازجانب «اشخاص متنفذ «و «انسانهای برتر» وبوروکرات­هاست » که چرا به مشکلات «انسان­های ساده» توجه ندارند

موفقیت انتخاباتی فعلی این حزب به این معنا نیست که بخش بزرگی ازطبقه کارگرو خرده بورژوازی خواهان برچیدن قانون اساسی بورژوادمکراتیک دراتریش ونیزحقوق سرودم بریده دمکراتیک اتحادیه اروپا(EU) هستند.انتقاد حزب آزادی­خواه اتریش به اتحادیه اروپا اتفاقن دراین رابطه است که«ما اتریشی­ها» چرا حقوق دمکراتیک کمی داریم. این حزب از جریانات وایدئولوژیهای ارتجاعی مانند راسیسم ،نظامی­گری،دشمنی با زنان(مردسالاری)، بنیادگرائی دفاع می­کند. ولی او آنها را بهم پیوند نمی­زند و به سطح بالاتری مانند دیگر احزاب راست افراطی وفاشیستی ارتقاء نمی­دهد. او برنامه­های اصلی­اش را بر این اساس بنا می­نهد که برای نظرات دیگرهم در باز باشد. سعی او براین نیست که قول خواست­های ارتجاعی را درسطح دولتی مانند(اخراج تمامی خارجیان، تشدید نظامی­گری، سلب اختیارات حقوقی از زنان وایجاد شرایط مناسب برای تقویت مذهب کاتولیک) بدهد، فقط یک جناح نسبتن کوچک(ولی مهم وپایدار) فاشیستی درون حزب، این خواسته­ها را بصورت برنامه ارایه می­دهد بدون اینکه درصف جلو قرارداشته باشند. کادرها،فعالین ونمایندگان رسمی همواره ازاین مواضع فاصله گرفته­اند.

ما آگاهانه براین نکته، سالهاست تاکید می­کنیم که بورژوازی در زمان کنونی وحتی درآینده نزدیک ضرورتی نمی­بیند که نیروهای فاشیستی را به قدرت برساند. اگرحزب آزادیخواه اتریش ، در حکومت استانی (ویا شاید فدرال) بعنوان شریک ائتلافی حضوریابد، دقیقن وابسته به ارزیابی تاکتیکی حزب تشکیل­دهنده دولت است که چگونه قادراست به یک اکثریت نسبی جهت تشکیل دولت وتحقق برنامه هایش دست یابد. بنابراین شرکت موردی این حزب در دولت حاصل تحلیل سیاسی سرمایه انحصاری که یک حزب و یا جناح فاشیستی را به قدرت برساند تا با روش آشکارتروریستی(متد فاشیستی) تهاجمی سرکوبگرانه را علیه طبقه کارگربرنامه­ریزی واجرا نماید، نیست. بنابراین بسیج توده­ای و تظاهرات علیه صرفن این حزب(بعنوان مثال انتخابات)،یا برنامه­های تبلیغاتی راهکارمناسبی جهت سوق­دادن علایق ضدفاشیستی مردم به سمت سرنگونی دیکتاتوری بورژوازی درکل نیست. شعارما دررابطه با بسیج علیه حضور (FPÖ) ویا کادرهای مشخصی ازآنها با گفتار روشن راسیستی باید «مبارزه برای گسترش دمکراسی فاشیست­ها را بزانو درآورید» وغیره باشد. وبهیچ­وجه نباید دراین کارزار، حفظ نظم سیاسی موجود بعنوان«بدیل بهتر» به مردم القاء شود، بلکه برعکس بایدخطرمحدودشدن حقوق دمکراتیک از طریق مصوبات احزاب پارلمانی بورژوازی وضرورت گسترش حقوق دمکراتیک درمرکز تبلیغات قرارگیرند. هدف هرحرکت سیاسی علیه (FPÖ) باید دامن زدن به فعالیتی مستقل از چارچوب احزاب بورژوازی و به نفع تحکیم اتحاد طبقه کارگرباشد وبخصوص اعتماد به خود کارگران جوان را تقویت نماید،بدین معنی که آنها می­توانند تاثیر سیاسی بگذارند، اگرآنها با سازماندهی و برنامه ریزی قدم به صحنه بگذارند.

علیه فاشیستی شدن ومحدودکردن حقوق دمکراتیک

تعداد زیادی از چپ­ها که خودرا مارکسیست هم می­نامند، « ضد فاشیست بودن» را در سیاست، دفاع ازدمکراسی بورژوازی و بخصوص حفظ آزادی­های فردی دربرابرخطر احتمالی فاشیسم توسط (FPÖ) ویا گروهای راست افراطی می­فهمند. ما این همطرازقراردادن را غلط ارزیابی کرده و در مقابل، با تمامی اقدامات فاشیستی شدن دولت بورژوازی با ویا بدون (FPÖ) مبارزه می­کنیم. جهت­گیری ما دراین منازعه کسب دمکراسی هم­جانبه و بخصوص آن حقوق دمکراتیکی است که برای مبارزه طبقه کارگردارای اهمیت است ،یعنی مجموعه حقوق دمکراتیک سیاسی.

ما همانند گذشته براین اعتقادیم که فعلن دراتریش، تمرکزاصلی برمبارزات ضدفاشیستی، راهگشای انقلاب پرولتاریائی نخواهد بود و نمی­توان صرفن ازاین کانال فعالین آگاه را به کمونیسم جلب کرد.

درجنبش موجودضد فاشیستی جهت­گیری غالب را هواداری ازسرمایه­داری وامپریالیسم تشکیل می­دهد ویا درمقابل آن سکوت می­­شود. نیروهای شرکت­کننده درجنبش ضدفاشیستی،تقریبن تمامی به دفاع ازآزادیهای دمکراتیک بورژوازی دربرابر «خطرواهی» فاشیسم بسنده می­کنند. ازاین گذشته ضد فاشیست­های امروزی اصولن (ٍEUاتحادیه اروپا» را بعنوان سدی دربرابرفاشیسم می­بینند(بعنوان مثال انتقادعوام­فریبانه(EU) به اوربان(Urban) مجارستان ویا دولت پیس(PIS) لهستان . کوشش مااین است که با نیروی محدودمان درجبهه ضدفاشیستی، مبارزات دمکراتیک را به انقلاب پرولتاریائی پیوندزنیم. با وجود وضعیت سخت موجود،نباید ازحرکات ضدفاشیستی کنارکشید، بدون اینکه لزومن درتمامی آنها شرکت داشت تظاهرات ضدفاشیستی، جوانان کارگر زیادی را بخود جلب میکند(بخصوص از طیف مهاجرین) وروی سخن ما با آنهاست. ما باید برداشت­های خودمان وراهی را که باید طی شود به تودهای رزمنده منتقل نمائیم ودیگر اینکه درمبارزه علیه فاشیستی­شدن وبرای تعمیق دمکراسی در تمامی سطوح، باید حاملین اصلی فاشیسم وچگونگی شکل­گیری آنرا به آنها بشناسانیم.سوسیال دمکراسی همواره معرف ساختمان وتوسعه دولت پلیسی بوده­است که این روند ازسال1989- 1997 به سرپرستی وزرای داخله حزب سوسیال دمکرات (ازجمله اینم(ٍEinem) «چپ«) آغازشد. دولت ائتلافی از حزب مردم اتریش(ÖVP) وحزب آزادی­خواه اتریش(FPÖ) ازسال 2000 ،کافی بود به کشوی میزکار لوشناک(Löschnak)،اینم (Einem) وشلوگل(Schlögl) نگاهی بیاندازد و«اصلاحات» آنها را ادامه دهد. درضمن باید به این مهم هم اشاره کرد که بورژوازی اتریش از همین حالا خود را برای بدیل آینده آماده می­کند(همانند آلمانی­ها «برقراری قانون استثنائی» دوران صدراعظمی ویلی برانت). بورژوازی برای ادامه حیاتش به تشدید استثماردر آینده واقف است وبهمین خاطرجلوگیری از تشدید مبارزه طبقاتی را هم اکنون دربرنامه کاری خویش دارد. این اقدامات، طبیعتن دردرجه اول پلیسی کردن وبرقراری خفقان درجامعه را مدنظردارد وثانین برای مواقع ضروری آماده بوده و اجرای نقشه ­های لازم را درسطوح مختلف تدارک می­بیند. تسلیح وآموزش هردو ابزارسرکوب ارتش وپلیس جهت مقابله با جنبش­های توده­ای وبکارگیری روزافزون ارتش برای وظایف پلیس(بعنوان مثال راندن پناهندگان درمرزها و علیه کمک­رسانان) واز طرف دیگر میلیتاریزه کردن پلیس وتجهیز آنها همانند ارتش فدرال قوای حفاظت مرزها با کلاخود،سپرو فلفل پاش که بدنبال مسلح کردن آنها باکلت ازپائیز 2015 به عمل آمده­است. ایجاد زمینه­های حقوقی تا آنجائی که لازم است وآماده کردن عملی ارتش برای درگیری­های پیش رو وانجام تمرینات لازم برای جنگ داخلی درصورت بروز،استفاده ازسربازان حرفه­ای ونه وظیفه، دراین رابطه(اشاره وزیرجنگ که سربازان حرفه­ای وپاره­وقت بدلیل شرکت درعملیات برون مرزی وتجاربی که کسب کرده­اند برای مداخله درامور وجلوگیری ازورودپناهندگان) قابل تامل است. یکی ازنکات بسیارمهم برای حاکمین عادت دادن منظم مردم به حضوردستگاه سرکوب، بخصوص ارتش درفضای عمومی است. بکارگیری ارتش هنگام بروز حوادث طبیعی ازطریق رسانه­ها به میان مردم توجیح این کوشش­هاست. درپائیز2015 واحد­های ازارتش فدرال نشان داده می­شد که بین پناهندگان غذا وپوشاک تقسیم می­کردند. درفرانسه وایتالیا وجود پایگاههای نظامی با انبوهی ازسربازان برسر چهاراه­ها به یک امرعادی تبدیل شده­است. درآلمان ویونان تانگ­ها درمیادین عمومی مستقرشده­اند. مراقبت اینترنیتی شناسائی اطلاعات فردی و کارگذاری دوربین­های مخفی درمجامع عمومی ودیگرابزاراستراق سمع وجاسوسی وغیره. در رسانه­های عمومی برای انحراف افکارمردم ازتفتیش وجاسوسی بورژوازی، بعنوان وسایل حفظ جان ومال شهروندان تبلیغ می­شود. دراین ارتباط لازم است که ازتدابیرجدید، بعنوان مثال فیلم­برداری سیستماتیک از تمامی تظاهرات وشرکت­کنندگان ومحاصره گازانبری تجمعات اعتراضی ونیز بکارگیری پهباد(هواپیماهای بدون سرنشین) نام برد. درزمینه حقوقی تغییرات اساسی درقوانین جزائی، بعنوان مثال،هماهنگی درسطح اروپا«اجرای مصوبات مافیائی» بدین معنا که نه عمل فرد معین بلکه تعلق احتمالی به یک گروه هم می­تواند مورد مواخذه قرارگیرد. دراتریش پاراگراف aStGB278 (بند278آکتاب قانون جزا)معروف به«حمایت ازحیوانات» وبند b 278 «پشتیبانی ازیک سازمان تروریستسی خارجی»، اصلاح بند 274 «اخلال درآرامش ونظم عمومی» درسال 2015 جهت تسهیل کار قاضی،ازجمله این سخت­گیری­های قضائی است. با تصویب«قوانین حفظ امنیت کشور»PStSG درسال 2016 نه تنها کارگزاران پلیس مخفی یکپارچه شدند،بلکه حوزه بکارگیری آنها هم گسترش یافت. دراین ارتباط بدون کنترل واجازه قانونی قاضی، افراد را میتوان زیرنظرگرفت وازآنها بازخواست کرد، با این استدلال که« ازخطرحمله احتمالی به قانون اساسی» پیشگیری بعمل آید. درچارچوب مذاکرات مداوم بین مسئولین ، تمرینات،هماهنگی وهمکاری بخش­های مختلف دستگاههای اجرائی(نجات دهی،آتش­نشانی، حفظ اشخاص وغیره) با پلیس وارتش بهترمی­شود وبخصوص در رابطه با حکومت نظامی احتمالی ویا برقراری وضعیت استثنائی تصمیمات لازم اتخاذ می­گردد. با مشاهده تکامل اوضاع سیاسی در دیگر کشورهای اتحادیه اروپا می توان حدث زد که بورژوازی اتریش چه وظایفی را ازهم­اکنون درمقابل خویش قرارداده­است. درفرانسه حقوق جزائی دایم سخت­تر می­شود. نگاه کنید به مقاله­ای درهمین شماره انقلاب پرولتاریائی بنام«تهاجم ارتجاع درفرانسه»، درمجارستان، لهستان،لیتوانی و غیره رسانه­های شنیداری ودیداری عملن بزیر سانسورگرفته­شده­اند. درفرانسه تولید اخبار،بخصوص در ایستگاهای تلویزیونی دررابطه با تحریکات تروریستی کاملن یکدست می­گردد ودستکم برای شش ماه حکومت نظامی برقرارشده که جدیدن تمدید شده­است.درپرتقال رئیس جمهوربا استفاده ازیک حکم استثنائی برای جلوگیری «از روی کارآمدن چپ­ها» حکومت می­کند. درآلمان سازمان و احزاب فاشیستی مانند«سازمان مخفی سوسیالیست­های ملی»(NSU)،«بدیل برای آلمان»(AFD) وازاحزاب قدیمی مانند «حزب ملی­گرای آلمان»(NPD) برای مواقع اضطراری ساخته می­شود وازآنها پشتیبانی می­گردد. درحوزه پاریس بزرگ شهرک­های یک­شکل چنان بنا شده اند که محاصره وبکارگیری قوای نظامی، تجسس وجاسوسی را برای پلیس وارتش آسان سازد.

تذکر:این مقاله ازنشریه «انقلاب پرولتاریائی»شماره62 /2016 ارگان «بدیل برای ایجاد حزب کمونیست انقلابی» گرفته شده­است. برای آشنائی بیشتربا این تشکل با آدرس زیر تماس بگیرید:

Proletarische Revolution – revolutionär-kommunistische Zeitung in Österreich

prolrevol.wordpress.com ia.rkp2017 @yahoo.com – iarkp.wordpress.com ترجمه وتکثیر<یکی ازفعالین چپ در وین اتریش >

آدرس تماس:Amerlinghaus,1070 Wien, Stiftgasse,8

email: linksaktivist@gmx.at

درج، چاپ و نشراین نوشته با ذکر نام ومنبع آن آزاد است! وین 6/آگوست/2016

telegram_majaleh
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: