تاریخی, سرتیتر

لیبی، تقسیم بزرگ نفت، ذخیرۀ عظیم آب، میلیاردها سرمایۀ دولت حاکم. تقسیم غنائم جنگی زیر بمباران

گاهنامۀ هنر و مبارزه

4 اوت 2016

لیبی، تقسیم بزرگ

نفت، ذخیرۀ عظیم آب، میلیاردها سرمایۀ دولت حاکم. تقسیم غنائم جنگی زیر بمباران

libya_89u

Carlos Latuff

مانلیو دینوچی

Manlio Dinucci

مرکز مطالعات جهانی سازی. 3 اوت 2016

« ایتالیا عملیات هوائی ایالات متحده را که امروز روی برخی اهداف داعش در شهر سرت انجام گرفت مثبت ارزیابی کرد. این عملیات در راستای اهداف مشترک برای بازگرداندن صلح و امنیت به لیبی به درخواست دولت اتحاد ملی و برای پشتیبانی از نیروهای وفادار به دولت انجام گرفت » این است بیانیه ای که وزارت امور خارجۀ ایتالیا در 1 اوت 2016 منتشر کرده است.

آنانی که در واشنگتن، لندن و روم به « صلح و امنیت در لیبی » فکر می کنند، همان کسانی هستند که پس از بی ثبات سازی و جنگ برای تخریب دولت لیبی، با « مأمورت امداد رسانی بین المللی در لیبی» قطعات ویران شده را تحویل می گیرند.

طرح آنان را در بیانیه های رسمی کشف می کنیم. پائولو اسکارونی Paolo Scaroni (1) که در رأس شرکت انی ENI قرار دارد روی گروه های مختلف و مزدوران مسلح کار می کرد و امروز معاون رئیس بانگ روشچیلد Banque Rotschild است، او در روزنامۀ کوریر دلا سرا Corriere della Sera اعلام کرد که « باید به لیبی تخیلی پایان داد»، کشوری که طی دوران استعمار ایتالیا اختراع شده بود. باید « زمینۀ مساعدی برای دولت طرابلس فراهم کرد، تا جهت تضمین ثبات خود از نیروهای خارجی درخواست کمک کند، و به همین گونه تشویق بَرقه (یا سیرنیاک) و فزان به ایجاد دولت خاص خودشان، احتمالاً به هدف تشکیل فدراسیون در دراز مدت. تا فرا رسیدن چنین روزی، در طرابلس و بَرقه « هر یک منابع انرژی خود را مدیریت خواهد کرد ».

این سیاست قدیمی استعمار در قرن نوزدهم است که ایالات متحده و ناتو آن را بروز کرده اند و با همین شیوه دولت ملتهائی مانند یوگوسلاوی و لیبی را از بین بردند و بر آن هستند تا دولتهای دیگری مانند عراق و سوریه را نیز به همین سرنوشت دچار کنند تا کنترل سرزمین و منابع آنها را در اختیار بگیرند.

لیبی تقریباً %40 نفت آفریقا را در اختیار دارد که به دلیل کیفیت و هزینۀ اندک استخراج آن ارزش گرانبهائی دارد، و به همین گونه ذخائر گاز طبیعی که امروز بهره برداری از آنها برای شرکتهای چند ملیتی ایالات متحدۀ آمریکا و اروپائی ها خیلی بیشتر از دوران گذشته درآمد دارد یعنی دورانی که هنوز دولت لیبی سرنگون نشده بود. علاوه بر این، با براندازی دولت ملت و معاملۀ جداگانه با گروه هائی که در طرابلس و بَرقه (سیرنیاک) در قدرت هستند، می توانند خصوصی سازی منابع و در نتیجه به کنترل مستقیم آن جامۀ عمل بپوشانند.

علاوه بر طلای سیاه، شرکتهای چند ملیتی ایالات متحده و اروپا می خواهند طلای سفید را نیز از آن خود کنند : ذخائر عظیم آب فسیلی در نوبه که گسترۀ آن لیبی، مصر، سودان و چاد را نیز در بر می گیرد. دولت سابق لیبی با احداث لوله های انتقال آب آشامیدنی از 1300 چاه در صحرا میلیونها متر مکعب آب را در طول 1600 کیلومتر به شهرهای ساحلی منتقل می کرد و بیابانها را حاصلخیز کرده بود.

امروز در حملۀ هوائی ایالات متحده شکاری بمب افکنها از ناوهای هواپیمابر مستقر در مدیترانه و احتمالاً پایگاه های اردن استفاده شده است، و به همین گونه پهیادهای پرداتور مسلح به موشکهای هیلفایر که از سیگونلا (پایگاه آمریکائی در سیسیل) به پرواز درآمده اند.

دولت ماتئو رنتسی در مقام دولت حاکم ایتالیا، حرکت پهپادهای نظامی آمریکا از سیگونلا را توجیه کرد، در حالی که وزیر امور خارجه اعلام کرد که « استفاده از پایگاه های به گزارش خاصی به پارلمان نیاز ندارد» و اطمینان داد که این عملیات « سرآغاز مداخلۀ نظامی » در لیبی نیست.

در حالی که عملاً مداخلۀ نظامی شروع شده است : نیروهای ویژۀ ایالات متحده، بریتانیا و فرانسه _ به گزارش تلگراف و لوموند _ و از مدتها پیش مخفیانه برای پشتیبانی از «دولت اتحاد ملی و نخست وزیر فائز السراج» مستقر بوده و حضور داشته اند.

رسماً با پیاده کردن نیرو در لیبی به بهانۀ آزاد سازی منطقه از حضور داعش، ایالات متحده و قدرت های بزرگ اروپائی می توانند دوباره پایگاه های نظامی خودشان را که در دوران قذافی در سال 1970 بسته شده بود، در موضع گیری جغرافیای سیاسی جدید در نقطۀ تلاقی مدیترانه، آفریقا و خاورمیانه راه اندازی کنند.

بی گمان، با « مأموریت امداد رسانی به لیبی » ایالات متحده و قدرتهای بزرگ اروپائی بزرگترین غنیمت جنگی و راهزنی قرن را بین خودشان تقسیم می کنند : 150 میلیارد دلار سرمایۀ دولت حاکم لیبی را در سال 2011 توقیف کردند، که در صورتی که صادرات انرژی لیبی به سطح قدیمی برسد، این حجم سرمایه می تواند به 4 برابر افزایش داشته باشد.

بخشی از سرمایه های دولت لیبی در دوران قذافی در ایجاد پول و سازمانهای مالی مستقل برای اتحادیۀ آفریقا سرمایه گذاری شده بود. ایالات متحده و فرانسه، همانگونه که ایمیلهای هیلاری کلینتون نشان می دهد، تصمیم گرفتند از « طرح قذافی برای ایجاد پول آفریقائی » جلوگیری کنند که می توانست آلترناتیوی در مقابل دلار و فرانک باشد. به گزارش نیویورک تایمز، هیلاری کلینتون بود که اوباما را تشویق کرد که دست به کار شود. « رئیس جمهور پرونده ای سرّی را امضا کرد که مجوزی بود برای عملیات سرّی و تحویل اسلحه به شورشیان »، و حتا تحویل اسلحه به گروه هائی که تا کنون به مثابه گروه تروریستی شناسائی شده بودند، در حالی که دولت کلینتون آنها را به مثابه « دولت قانونی لیبی» بازشناسی کرده بود.

هم زمان ناتو به فرماندهی ایالات متحدۀ آمریکا از سکوهای ناوگان دریائی حملات هوائی را با ده ها هزار بمب و موشک برای تخریب دولت لیبی به پیش بردند، در حالی که هم زمان نیروهای ویژه از جمله دوست صمیمی ایتالیا و فرانسه، یعنی قطر از درون ضربه وارد می کردند.

خسارات اجتماعی که به ویژه بین مهاجران بیش از خود جنگ قربانی گرفت، دروازه های لیبی را به روی فاتحان باز کرد.

 

Manlio Dinucci 

 

1) پائولو اسکارونی Paolo Scaroni یکی از بزرگترین طرفداران ایتالیائی گروه بیلدربرگ است. مبتکر خصوصی سازی (فعلاً به شکل جزئی) شرکت هیدروکربور ایتالیائی انی ENI طی دو دوره ریاست در این شرکت است، در سال 2011 او در مرتبۀ سوّم مدیران شرکتهای ایتالیائی را بخود اختصاص داده و بهای او در بورس با حقوق 6،4 میلیون یورو در سال تعیین شده است. مراجعه شود به کتاب گروه بیلدربرگ نوشتۀ دومنیکو مورد Domenico Moro، انتشارات دلگا Editions Delga, 2014, p. 180, 201, 203 et 205..

لینک متن اصلی ترجمۀ فرانسه ماری-آنژ پاتریسیو :

http://www.mondialisation.ca/libye-le-grand-partage/5539472

ترجمۀ حمید محوی/گاهنامۀ هنر و مبارزه/ پاریس. 4 اوت 2016

mahvihamid@gmail.com