سياسی, سرتیتر

روایت و نگاه نادر ثانی، از ایرج مصداقی

naghd_908_bw

روایت و نگاه نادر ثانی، از ایرج مصداقی

شباهنگ راد

در مصاحبه با یک ساواکی و جرم های اشرف دهقانی نوشتۀ نادر ثانی آمده است که: «ایرج مصداقی را به هیچ عنوان ساوامایی، جاسوس، خبرکش و یا لابی جمهوری اسلامی نمی خوانم. شناختی که از چند سال پیش از او از طریق خواندن نوشته ها و شنیدن سخنان اش دارم به من چنین اجازه ای را نمی دهد ….».

«بر این باورم که گفتگو و نقد در میان صفوف اپوزیسیون باید در جریان باشد اما بر این باورم که هیچگاه نمی بایست اجازه داد که ناسزا و هوچی گری، اتهام و توهین به درون این گفتگوها و نقدها راه یابد چرا که در اینصورت این تنها و تنها دشمن مشترک توده ها نظام سرمایه داری و کارگزاران آن خواهند بود که از جایگاه خود به این میدان نگریسته، شاد و خرسند خواهند شد

پس از «مصاحبه» و «گفتگو«ی ایرج مصداقی با پرویز معتمد، مامور ساواک و «هوشمند» نظام شاهنشاهی، دنیای مجازی شاهد بحث و جدلِ موافقین و مخالفین آن بوده است. در این «مصاحبه«، داستان ها و ماهیت عنصر ساواک، از جانب مصداقی گونه گونه تعریف شده است. مطالعه این «گفتگو» و همچنین یکسانی نظری طرفین، پیرامون موارد مطروحه، در خلاف این نظر نیست که نمی توان از جانب «مصاحبه کننده و مصاحبه شونده«، به بخشی از تاریخِ رو نه شدۀ جنبش کمونیستی ایران دست یافت. به این دلیل که طرز فکر و رفتار آنان، با افکار و رفتار مدافعینِ منافع کارگران و زحمت کشان، کمونیست ها و مبارزین، متفاوت از هم اندُ، بنابراین، هرگونه همردیفی، همسوئی و یا دعوتِ جانیان بشریت و واداده گان سیاسی، و آنهم با هر دلیل و برهانی ، جز اعتشاش ماهیتِ مبارزۀ ایدئولوژیک سالم و همچنین تطهیر چهرۀ کثیف آنان نیست.

کاملاً آشکار است که اساس و بنیۀ افکار و اعمال جانیان بشریت و تسلیم طلبان، در تحریف حقایق، در حفظ و محفوظ نگه داشتن اسرار طبقۀ سرمایه داری، در باوری به سرکوب و منکوب نمودن مقاومت و فداکاری مبارزین و کمونیست ها و همچنین در پاک و منزه جلوه دادن اعمال شنیع شان، ریخته شده است. اسناد و داده ها در این حوزه فراوان اند و می توان هزاران سند را در کنار هم ردیف نمود و نشان داد، که هدف و نیت حاکمان، شکنجه گران و تسلیم طلبان، تضمین مناسبات سرمایه داری، تخطئۀ جنبش های اعتراضی و همچنین نابودی مقاومت در میادین متفاو مبارزاتی طبقاتی ست. با این تفاصیل و بنابه چنین ادله ای، نیازی به دعوت و یا مقابلۀ قلمی با حافظان سرمایه برای دستیابی به تاریخِ در پس پرده ماندۀ جنبش کمونیستی نیست. جایز نیست تا از خطوط قرمز عبور نمود و به بهانۀ روشنگری، هویتِ تیره و تاریکِ دشمنان طبقاتی کارگران و زحمت کشان را کمرنگ نمود. صف ها بنابه موضعگیری ها و کارکردها چیده شده استُ، نمی توان، و یا به عبارتی دقیق تر، صحیح نیست تا با همراهی و یا در همکاری با عنصر ساواک و ساواما، به حقیقت دست یافت. به هر حال تخطی و تداخل از چهارچوبه های فوق، و یا انتخابِ مبارزۀ ایدئولوژیک انقلابی و کمونیستی، با عناصر ناسالم و کُرنش گران، جز وارونگی ماهیتِ عناصر وابسته و ناسالم، و همچنین کج فهمی از اهداف و متدهای ثمربخش مبارزۀ کمونیستی نیست.

گفتنی ست که از میان همۀ نوشته هایی که، پیرامونِ رد و یا تأئید «مصاحبۀ» ایرج مصداقی با پرویز معتمد ، توجه مرا بخود جلب نموده است، نوشتۀ نادر ثانی بود. به این دلیل که از یک طرف ادعای باوری به آرمان «چریکهای فدائی خلق» را دارد و از طرف دیگر، ایرادی به نفس «مصاحبه» و یا به میدان دادن پرویز معتمد از جانب ایرج مصداقی ندارد؛ سیاست ناصحیح ای را انتخاب نموده است و بی دلیل هم نیست، که روایت و نگاهِ اش، نه تنها با «چفخا«، بلکه با اکثریت نقادان در تضاد قرار گرفته است. نادر ثانی تلاش بسیار زیادی دارد تا حساب خود را با حساب «اتهام و انگ» زنان مجزا سازد و سر آخر می کوشد تا یکبار دیگر، توجۀ ایرج مصداقی را به باورهای اش، و به رعایت نقد صحیح و سالم جلب نماید!!

براستی و قبل از هر چیز، سئوال این است که چرا نادر ثانی در صدد است تا مضمون واژه هایی همچون جاسوس و خبرکش و غیره را زیر و رو نماید؟ آیا نخوانده و یا نه شنیده است که ایرج مصداقی در درونِ زندان های رژیم جمهوری اسلامی، پیرامون مقاومت ده ها کمونیست و مبارز و آنهم در برابر جلادان نظام، در همراهی و در همکاری با زندانبانان، ضعف بس عظیمی نشان داده است و ده ها سئوال بی پاسخ از خود بر جای گذاشته است؟ مگر برای نادر ثانی، ارتباط چندین سالۀ ایرج مصداقی با عنصر مستقیمِ کُشت و کُشتار ده ها کمونیست و مبارز در درون زندان های شاهنشاهی و همچنین در به خاک و خون کشیدن حمید اشرف و دیگر یارانش در هشتم تیرماه پنجاه و پنج، کافی نبوده و نیست، تا وی، به ماهیتِ عناصری همچون مصداقی، پی ببرد و اینگونه و با صراحت تمام، از پاکی و از مصونی پروندۀ سیاسی ایرج مصداقی ننویسد؟!

عجبا این روزها، عنصری که روز و روزگاری در درون زندان ها، میداندار نابودی مقاومت و همچنین پرچمدار به تسلیم واداشتن کمونیست ها و مبارزین بوده است، دارد در زیر چتر حمایتی نادر ثانی قرار می گیرد و چهرۀ سیاسی اش، وارونه به دنیای مجازی ارائه می گردد. بر این عقیده ام که اگر مصداقی با رندی تمام، عنصر ساواک را به «خوب و بد«، «اداری و غیر اداری» تقسیم می کند و آگاهانه دارد بر توهمات می افزاید؛ بموازات آن، نادر ثانی هم، دارد افکار عمومی را، از آنچه، ایرج مصداقی در درون زندان ها انجام داده است، منحرف می سازد. این دو کار و علیرغم آگاهی و باوری به دو جایگاه و ماهیت سیاسی متضاد از هم ، در یک ردیف است و تفاوتی از یکدیگر ندارند. نادر ثانی به کجراه رفته است و بر خلاف بعضاً نقادانِ «مصاحبه» با معتمد، از تشخیص جایگاهِ واقعی به اصطلاح مصاحبه کننده، باز مانده است و بی دلیل هم نبود که از آغاز، نگاه و تکلیف خود با دیگران و بویژه از مواضع «سازمان«اش مجزا نموده است!!

این ها روایت نادر ثانی، نسبت به اعمال ایرج مصداقی ستُ، بر خلاف دیگر منتقدان «مصاحبه«، پیرو و مبلغِ سیاستِ کمونیستی و همچنین وفادار عملی مبارزۀ ایدئولوژیکِ انتقادی اقناعی و اثباتی، با عناصر و با واداده گان سیاسی ای همچون مصداقی ست. موضوع کاملاً آشکار و روشن است. مصداقی، با حبس سه سالۀ «مصاحبه» با پرویز معتمد، و با ارتباط متعدد و چندین ساله اش با مامور ساواک و شکنجه گر نظام شاهنشاهی، نشان داده است که در کدامین جایگاه و میدان فعالیتی قرار گرفته است. «مصاحبه» و یا «گفتگو«ئی که بدون چالش، و با توافقِ دو طرف تنظیم گردیده است، و قصد و هدف اش، افشای اسرار و اعمال ساواک در حق کمونیست ها و مبارزین در درون زندان ها و جامعه نبوده و نیست. بنابراین پیداست که، چنین «گفتمان» و یا «مصاحبه«ای، فاقد ارزش، اعتبار و اتکاء است؛ پیداست که انتظاری فراتر از آنچه خوانده و شنیده ایم، نبود؛ پیداست که، کار انقلاب و مدافعین آن، رو در روئی نظری سیاسی، با شکنجه گران و همکاران نظام های شاهنشاهی و جمهوری اسلامی نیست؛ پیداست که هیچگونه مراوده، نشست و برخاست و یا ایاب و ذهابی، مابین انقلابیون و منادیان سرمایه و آنهم به بهانۀ روشن سازی حقایق نیست؛ پیداست که رسالت افرادی همچون معتمد، در بازگوئی حقایقِ در پس پرده ماندۀ جنایات و سیاست نظام پهلوی نیست. بیهوده نبوده است که ایرج مصداقی در چنین بازی سیاسی ای، و آنهم با تمام توان و علیرغم باوری کاذب به اعمال حمید اشرف، جانب معتمد را گرفته است؛ عکس العمل های زودهنگام و شتاب زدۀ ایرج مصداقی با نقادانِ «مصاحبه» و بویژه برخوردهای هستیریک و مشئمز کننده با اشرف دهقانی، مبین این حقیقت است که نه تنها وی نیآمده است، تا بخشی از تاریخ پنهان و تحریف شدۀ کمونیستی را روشن و تصحیح نماید، بلکه میدانی یافته است، تا بر اعمال زشت خود سرپوش بگذارد و کالای بُنجل و نامرغوب خود را به دنیای مجازی بفروشد. مصداقی داد و فغان براه انداخته و با وقاحت تمام، مقاومت اشرف دهقانی در زمان شاه را به سُخره گرفته است، تا واداده گی خود را، پاک و خالص، بخُورد بیرون دهد؟ با رندی تمام می گوید که اگر اشرف دهقانی دو سال در زندان بوده است، من ده سال بودم!! امّا نمی داند که یک روز، زندگی سیاسی اشرف دهقانی در زندانِ شاهنشاهی، به میزان ده سال، زندگیِ حقارت بار ایرج مصداقی در درون زندان های جمهوری اسلامی بوده است. واقعیت این است که ایرج مصداقی بهمراه شکنجه گران، در پی به تسلیم واداشتن، و شناسائی کمونیست ها و مبارزین بودُ، در عوض، اشرف دهقانی، در درون زندان نظام شاهنشاهی، حافظ جان چریکها، مبارزین دهۀ پنجاه و آنهم در مقابل زندانبانان، شکنجه گران و جانیانی همچون پرویز معتمد بوده است. بنابراین فرق بسیار عظیمی مابین این دو زندانی، در درون زندان هاست. ایرج مصداقی در بندها، در رفت و آمد و با بازجوهای متفاوت جمهوری اسلامی، در داد و ستد بود، ولی اشرف دهقانی، در بند اسیر، و هر لحظه در انتظار تحقیر، توهین و شلاق بازجویان و شکنجه گران سرمایه بوده است.

حقیقتاً که خطاب من، نه ایرج مصداقی، بل نادر ثانی ست که در چنین بلبشو بازاری و آنهم بدون علم به نفس و درستیِ موضوع، و همچنین بدون اشراف کامل به مضمونِ مبارزه مابین دو طبقۀ انقلاب و ضد انقلاب، و به بهانۀ دفاع از مبارزۀ ایدئولوزیک سالم و ثمربخش، به میدان آمده است تا چهرۀ حقیقی ایرج مصداقی را وارونه جلوه دهد. ناشیانه دارد از جایگاهِ فرهنگ کمونیستی در میان اپوزیسیون حرف می زند در حالیکه، ماهیت و سمت و سوی مبارزه ایدئولوژیک سالم و نقد کمونیستی را نه شناخته، و بموقع و بجا، پیرامون دفاع از فرهنگ کمونیستی بمیدان نیآمده است.

خلاصه اینکه به صلاح جنبش انقلابی نیست تا از جنبۀ انتقادی اقناعی و اثباتی، با افرادی همچون معتمد و مصداقی، وارد بحث و دیالوگ و آنهم با هر دلیل و برهانی شد. توهم و انتظاری نیست تا حقایق را، از زبان و از قلم آنان شنید و خواند. این ها نیآمده اند تا دالان های تاریک را روشن، و بخشی از تاریخ تحریف شدۀ جنبش کمونیستی انقلابی را بازگو نمایند. بیهوده نیست که پرخاشگری و تحریف حقایق، در افکار و در اعمال جانیان بشریت و واداده گان سیاسی نهادینه شده است. علاوه بر اینها صحیح نیست تا همچون نادر ثانی، بار دیگر توجۀ ایرج مصداقی را به باورهای اش همچون «به هوش باشیم و اجازه ندهیم دستگاه اطلاعاتی و امنیتی نظام و پادوهایش در خارج از کشور، تحت عنوان تاریخ نگار و پژوهشگر و فعال سیاسی به چهره های خوشنام تاریخ میهن مان چنگ بکشند«، جلب نمود. چرا که ارتباط و نشست و برخاست چندین ساله، تبادل اطلاعات، همیاری و همکاری با جانیانی همچون پرویز معتمد، و بدنباله با بر جای گذاری ترازنامۀ «درخشان» در درونِ زندان های جمهوری اسلامی، مانع هرگونه پیشداوری ها و جمعبندی های بنادرست از جایگاهِ ایرج مصداقی ست. براستی و سر آخر، سئوال این است که نادر ثانی، از چه کسی دارد، طلبِ هویت سیاسی اشرف دهقانی، و همچنین وی را از «جرائم«، «ارتکاب«ی، «تبرئه» می کند؟! از ایرج مصداقی؟!! بر این نظرم که به همان دلیل، به صلاح نیست تا هویتِ حمید اشرف را، با داده های جانیانی همچون معتمد رقم زد، به همان میزان هم نادرست است، تا با مصداقی وارد چنین معامله ای شد.

19 جولای 2016

29 تیر 1395

۱ دیدگاه

  1. shahram 15 says

    کاربر عزیز سوال! همانطور که گفته‌ام من ارزش و بهائی برای اتهاماتی که سازمان مجاهدین به ایرج مصداقی میزند قائل نیستم و اگر آن نقل قول از پرویز خزایی را در کامنتم آوردم فقط به خاطر این بود که نشان بدهم اگر او به دیگران اتهام همکاری با وزارت اطلاعات حکومت اسلامی ایران و یا بدتر از آن اتهامات اخلاقی‌ میزند، خب کسانی‌ هم پیدا میشوند که همان اتهامات و یا بیشتر از آنها را به او بزنند. اما بنا به درخواست شما باید بگویم که، پرویز خزایی در مقاله یی که در تاریخ نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۵ – هفته اول ماه می‌‌۲۰۱۶ – تحت عنوان، «گلماشته»، شارلاتان دوم، نوشته، با استناد به مصاحبه رادیو صدای آمریکا با ایرج مصداقی که تاریخ ش را هم ذکر نکرده آن اتهام را به او زده است. آن مقاله را میتوانید در سایت آفتابکاران در قسمت مقالات پیدا کنید. شاد باشید

    دوست داشتن

  2. سوال says

    shahram 15 گرامی در صورت امکان برای آگاهی بیشتر و مستندتر منبعی که پرویز خزایی ایرج مصداقی را به تیر خلاص زن به زندانیان اعدام شده در زندان متهم کرده است را ذکر نمایید. یا سپاس از شما

    دوست داشتن

  3. سوال says

    سوال از نادر ثانی: شما نامه سرگشاده مادر شایگان را خواندید؟ برایتان کافی نبود تا به حقیقت پی ببرید؟ آیا شما برای دست یافتن به حقیقت سراغ ساواک و وزارت اطلاعات میروید؟ فقط جواب همین سوال را لطف کنید و پای همین اظهارنظرات بنویسید؟

    دوست داشتن

  4. مجید says

    نادر ثانی اساس استدلالش را بر «مبارزه ی ایدئولوژیک انتقادی ـ اقناعی و اثباتی» می گذارد که حرف درستی ست، البته اگر آن را از یک کلیشه ی کلی به در آوریم و در وضعیت مشخص ارزیابی کنیم. مبارزه ی ایدئولوژیک انتقادی ـ اقناعی و اثباتی در صورتی ممکن است که هر دو طرف درگیر قائل به چنین اصلی باشند، در غیر این صورت متاسفانه فقط افسار خود را به دست طرف مقابل داده ایم.
    اجازه دهید من هم، بر اساس داده هایی که تا این لحظه از ایرج مصداقی دارم، مثل نادر ثانی بگویم که ایرج مصداقی را ساوامائی، جاسوس، خبرکش و یا لابی جمهوری اسلامی نمی دانم. اتهام هم کاری با جمهوری اسلامی، اتهام شنیعی ست که بدون سند و شواهد انکارناپذیر نمی توان به هیچ کس وارد کرد. با این وجود، بر اساس همین داده های موجود و عملکرد چندین ساله ی اخیر ایرج مصداقی ـ بازی کردن نقش یاردانقلی در جریان دادگاه ایران تریبونال، با آن نتیجه ی مشعشع اش و محول شدن رای دادگاه به رای عربستان سعودی!؛ برخورد تخریت کننده اش به وزیر فتحی به خاطر بازی نکردن در میدانی که ایرج مصداقی برای دادگاه ایران تریبونال تدارک دیده بود؛ نامه ی سرگشاده به مسعود رجوی که در آن خواب رهبری مجاهدین را می دید؛ مشارکت در جلسات سلطنت طلبان در پاریس؛ و این رسوائی آخری، همنشینی و همسفره شدن با فرد مشمئزکننده ای مثل پرویز معتمد ـ نمی توان او را دست کم بر لبه ی خطرناک دیوار جاه طلبی ندید. از این روی، «از طریق خواندن نوشته ها و شنیدن سخنان ایرج مصداقی»، حتا با چشمان بسته و هرگونه اغمازی میتوان انفجار ناگهانی معبد آرتمس توسط هیروستاتوس را چشم براه بود.

    دوست داشتن

  5. shahram 15 says

    مساله مهم و بسیار جدی که آقای نادر ثانی‌ در مقاله » مصاحبه با یک ساواکی و جرم‌های اشرف دهقانی» و همچنین آقای سیامک ستوده در مقاله شان، «آستان بوسی سلطنت در وحشت از خمینی» به آن توجه نکرده‌اند این است که اصولا ایرج مصداقی به عنوان یک مسلمان تواب صلاحیت ندارد که راجع به تشکل‌های سیاسی ایرانی‌ و افراد و فعالان سیاسی اظهار نظر بکند به ویژه، چپها و کمونیستها! چرا؟ چونکه او یک شیعه مسلک ۱۲ امامی بوده و به خاطر همین ایدئولوژی ش جذب مجاهدین شده است. او قبل از هر چیزی باید زوایا ی تاریک پرونده و پیشینه سیاهش در زندان‌های حکومت اسلامی ایران را برای دیگران روشن کند و بعد از آشفته بازار در خارج کشور سؤ استفاده بکند. او پس از اینکه به مسئولین زندان ثابت کرد که یک تواب واقعی‌ است و نه‌ تاکتیکی حکم ۱۰ سال گرفت و از حکم اعدام گریخت، در نتیجه نمی‌تواند با ۱۰ سال در زندان بودن به دیگران «پًز» بدهد. البته بودند و هستند ساده لوح‌هایی‌ که فریب دغلکاری‌های او را خورده‌اند. من هرگز به اتهاماتی که سازمان مجاهدین به او میزند بهایی نداده و نمیدهم، اما پرویز خزایی علناً و کتباً او را به تیر خلاص زدن به زندانیان اعدام شده در زندان متهم کرده است.

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.