اخبار ایران و جهان

ایرج مصداقی، آستان بوسی سلطنت در وحشت از خمینی

naghd_908

ایرج مصداقی

آستان بوسی سلطنت در وحشت از خمینی

شکست خوردگان بجای آنکه با نقد علمی از تجربه گذشته ره به سوی آینده ببرند و در تلاش برای کسب پیروزی هایی باشند که ایده آل های بشری را محقق سازند، در گردابی از یاس و نومیدی، دائما به گذشته رجوع می کنند و تلاش می نمایند از میان بد و برتر ها، کمتربد ها را، و از میان بیراهه های شکست، بیراهه های کمتر زیان آور را انتخاب کنند. باین ترتیب است که با آه و افسوس، دست به مقایسه میان خمینی و بختیار میزنند و با پشیمانی از گذشته دانما تکرار می کنند که کاش از بختیار دفاع کرده بودیم، کاش با ایستادن در برابر شاه راه را برای ورود خمینی به قدرت نگشوده بودیم. اینها توابین تاریخ هستند که بجای آنکه از گذشته و اشتباهات خود برای حرکت به سوی آینده درس بگیرند، در گذشته درجا می زنند. آنها توجه ندارند که در مبارزه برای آزادی و عدالت جائی برای توقف وجود ندارد. همانگونه که آرمانخواهی و به پیش نگریستن انسان را به جلو می برد و او را به ایده آل های خودش، اگر هم که کاملا نرساند، ولی بطور قطع نزدیک می کند، تقلیل گرایی و جستجوی خوشبختی در زباله های گذشته او را به جایی جز به قهقرا سوق نمی دهد.

جدیدترین این افسوس خوردگان، ایرج مصداقی است که شنبه 25 جون در تورنتوی کانادا سخنرانی داشت. در این سخنرانی بعلت تحریم گروه های چپ و مترقی بیش از بیست و چند نفری که تعدادی هم از خود برپا کنندگان مجلس بودند شرکت نکرده بودند. اما آنچه که مهم بود سخنان سخنران بود. سخنان ایرج مصداقی را بطور کلی در دو قسمت می شد خلاصه کرد. بخشی از آن که بطور خسته کننده و ملال آوری تکراری و پر از مطالب غیر ضروری و بی ربط به موضوع اصلی سخنرانی بود. بخش دیگر آن هم که موضوع اصلی سخنرانی وی را تشکیل می داد تماما انتقاد و کوبیدن نیروهای چپ در جریان انقلاب 57 و بعد از آن، منتها از موضع راست بود. هیج چیز تازه قابل توجهی در سخنان او وجود نداشت. در واقع با مشت خالی به جنگ چپ و عملکرد آن در انقلاب 57 و بعد از آن رفته بود. فشرده انتقاد او از نیروهای چپ و مترقی این بود که چرا آنها از حکومت بختیار در برابر خمینی دفاع نکردند.

این راه را قبلا کسان دیگر هم مثل میرفطروس و خویی رفته و به جایی جز آستان بوسی سلطنت نرسیده بودند. مصداقی هم با قرار دادن حکومت بختیار در کنار خمینی و مقایسه آندو، اینطور وانمود می کرد که گویا راه درستی که چپ، مجاهدین و سایر نیروها می باست در پیش می گرفتند، انتخاب میان بد و بدتر، یعنی حمایت از حکومت بختیار و شاه در برابر حکومت سیاه و سرکوبگر خمینی بود. بنابراین، نقد او از چپ و نیروهای مترقی در آن زمان بجای نشان دادن کمبودها و ضعف های آنها در مبارزه برای سرنگونی شاه و تغییر و تحول انقلابی در آن مقطع، دعوت این نیروها به تسلیم و مماشات با رژیم شاه بود. سیامک ستوده

telegram_majaleh
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: