اخبار ایران و جهان

جنگ پنهان امپراتوری سرمایه داری وچگونگی رویارویی نیرو های تحول طلب و مردمی با آن در خاورمیانه

                                                            barresi

    طیار یزدان پناه لموکی

        وارد شدن به چنین مقوله ای حساس و مهم (جنگ پنهان امپراتور ) به ظاهربسیار سخت ودشواراست ، زیراعرصه های پر تنوع جنبش های اجتماعی داد خواهانه در خاورمیانه  که  به طور فزاینده دامنه می یابد ، میدانی آشکار دارند . گر چه  بنا به عامل هایی ، متمرکز و متحد عمل نمی کنند با این همه ، علایم و نشانه ها حاکی از آن است ، جبهه های مقاومت در عرصه ای گسترده با تظاهری پر تنوع در حال شکل گیری است که در این کشاکش  ،  جنگ پنهان امپراتور، علیه دانشمندان میهنی  خاورمیانه  بسیارهشدار دهنده است ، بیش تر از آن جهت که به لحاظ کیفی ، گُردانی پر هیمنه اند. گرچه در روند مبازره علیه زورگیرهای امپراتوردر منطقه ، تنها ، با فروغی کم سو ، پراکنده  و پر هزینه جلوه گرشدند ، و با بردی نامحسوس حضوری ملموس دارند .  بااین همه، برای پیشگیری از واقعه ی تلخ دیگر، لازم است روی این نطفه نو بسته ، که در صورت شکل گیری اجماعی آن ، از جمله جبهه ها ی به نسبت پیچیده و تازه ی دوران ما ست ،   مکث سیاسی عمیق تری صورت گیرد . تاکید به این مهم ، در شرایط کنونی که اتحاد ارتجاع در سطحی کلان  و صف آرایی تازه شان برای اجرا نقشه خاورمیانه ی جدید با تبانی امپراتور با هم و علیه هم در منطقه شکل گرفته ، بیش تر از آن روست که صدای گام های ضربه سنگین و مهلک دوم که پس از تهاجم به عراق رویداد ، زمزمه یافته  ،  گفتنی است آنان ( دانشمندان ) درعرصه ی جنگ پنهان ، مورد شدید ترین تهاجم عامل های امنیتی – نظامی امپراتور، قرار دارند ،این  دور مانده گی ، از پیکره ی اصلی خیزش های ملی و منطقه ای ، بیش تر به نگاه می آید ، بسته به ویژگی خاص این جنبش دارد ، که نسبت به زمینه های عام آن باید اندیشید زیرا بازویی پر قدرت برای شکستن توان علمی ـ نظامی امپراتوربه ویژه درمنطقه اند . بنا به این اهمیت ، پس از تسخیر عراق  ، به عنوان خاکریز نخست ، تهاجم گسترده ای  نسبت به آنها تظاهر یافت ، و سنگین ترین ضربه یعنی قتل عامی باور نکردنی بنا به آمارهای منتشر شده ، علیه شان رقم خورد  .  دوم ، در گیری های فردی آن ها بنا به عرق ملی ، بدون پشتوانه حمایتی نیروهای تحول طلب و مردمی ، برای رویارویی با امپراتور است ، که پاشنه آشیل سنگینی به حساب می آید. و آخر، انفعال آن هاست که از نظر امپراتور همیشه به صورت خطری بالقوه باقی است که به هر بهانه می تواند فعال شود وبه طریق اولی غیر قابل تحمل محسوب می شود

شایسته اشاره است  وارد شدن به این گفتار( جنگ پنهان ، نسبت به عدم تمکین دانشمندان میهنی  کشورهای خاورمیانه بزرگ ) و اهمیت کلیدی مقاومت آنان تا آن اندازه برای امپراتور ی سرمایه داری مالی – نظامی به سرکردگی نظام حاکم بر امریکا و اسرائیل … در شرایط کنونی اهمیت حیاتی دارد ،  که در سرکوب خونین این جبهه مهم ، با درنده خویی کم نظیر ی ، متحد و هماهنگ عمل می کنند زیرا وحشت ازعدم سازش و دانایی شان در دارا بودن توان علمی بالا واندیشه ی خلاق  و به طریق اولی وارد بودن در به کار گیری تکنولوژی بسیار پیچیده روز جهانی ، که در بعضی عرصه ها خو پیش قراول اند قراراز کف شان ربوده است ، به نظر می رسد با شرحی که خواهد آمد این بالندگی فوق العاده به عنوان پدیده ای مهم که بیش از هر چیز باید آن ها را در جای خویش و در مرتبه دفاع میهنی دید از ضرورت های اجتناب ناپذیرتاریخی  دوران  ما ست . زیرا خاورمیانه ظاهرا در هیچ زمانی تا این اندازه  به توانمندی علمی ـ دفاعی پیشرفته حتی به تصادف ویا پیمانکاری های پژوهشی دست نیافته بود

پر واضح است ابعاد وسیع سرکوب امپراتور، علاوه بر جنگ پنهان ، علیه خیزش ها و جنبش های اجتماعی و نیز، تشکل های سیاسی ، صنفی و مدنی ، و همچنین تلاش در تغییر ماهیت انقلاب های فرصت آفرین ، به شکل های تروریسم دولتی، جنگ ها نیابتی ، ترورشخصیت ها … در چند دهه اخیر بی وقفه ادامه دارد .  و نیزنفوذ های تشکیلاتی ، راه اندازی گروه های شبه انقلابی ، برپایی انشعاب ها ، ایجاد تشکیک در مسایل نظری ، فراهم آوردن چالش ها ی جدی تا حد فروپاشی احزاب ، سازمان ها و گروه های وفا دار به آرمان های انسانی  هستند، جز اصول راهبردی آن ها محسوب می شود. بی شک ماندن در چنین آورد گاهی نا برابر، با امکانات بسیار اندک ، که در هر عرصه اش گرگانی در کمینند  . هوشیاری و بیداری فوق العاده  می طلبد . آن چه  در این رویارویی  هرگزنباید از نظر دور داشت  انگشت تدبیر و شکیبایی سیاسی ژرف ، جهت گسترده کردن جبهه ها ی رهایبخش ملی – منطقه ای می باشد زیرا «دستاورد هایی که مردم تاکنون داشته اند ، گسترش آنها امکان پذیر نخواهد بود مگر آن که نیروهای [ تحول طلب و مردمی ] به صورت موثری وارد عمل شوند . «، رسیدن به چنین ارتفاعی ، بسیار نفس گیر، پیچیده و دشواراست تا آستین های همه  بالا برود . بدون تردید برای باز آفرینی آگاهانه چنین فضایی باید از همه امکان بهره گرفت .  چشم پوشی کردن و میدان ندادن به برجسته شدن برخی نقطه ضعف ها ی » دوران عقب نشینی » باید کوشید  و انعطاف نشان دادو گام های بلند بر داشت . اتحاد کلان دزدان ، قاچاچیان  آدم کشان حرفه ای با در آمدهای سیاه و مافیای قدرت و ثروت خاورمیانه بزرگ که هیچ سنخیتی به لحاظ قومی ، آئینی و نژادی جز منافع مشترک نسبت به هم ندارند ، پیش روی ماست ، . چگونه نمی توان برای منافع همه مردم خاورمیانه متحد شد ؟! بدیهی ست اتحاد کلان مدیریت کلان می خواهد . مساله ای که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی شدیدا آسیب دیده است با این همه بنا به وضع موجود ، به نظر می رسد باید بار نگاه را سبک تر کرد .  دیدگان را  روی نقطه قوت های دوران تیره روزی ها متمرکز نمود ، وبدون هیچ واهمه ای ، وسعت نظربه خرج داد. برای روشن داشت این مهم، و اهمیت خطر پیش رو ، و ضرورت اتحاد همه جانبه ی مردمی ، لازم است به دو گزارش مهم اشاره شود

نخست اقدام  میدانی سنجش افکارعمومی وکتابخانه ای به صورت  پژوهشگاهی امپراتور، که به احتمال قریب به یقین پس از اوج گیری فزاینده جنبش های حماسی مردم خاورمیانه در ملازمه با رشد و آگاهی وسیع مردمی نسبت به درک و تبیین پدیده ها و مسائل سیاسی –  اجتماعی یک دهه اخیر، و دور شدن آن ها از خرافه های قرون وسطایی ، شکل گرفته ، اشاره شود که دست به اقدام اجرایی برنامه  » نقشه راه ، پروژه جدید [ ی ] برای تغییر خاورمیانه بزرگ » طراحی کنند که نخستین قسمت آن را عملیاتی نمودند. این پروژه که » کارگروه راهبردی خاورمیانه » نامیده می شود حاوی برنامه ی استراتژیک به نسبت پیچیده و خاصی است که ابعاد اجرایی آن ، بسیار گسترده است . بدین خاطر  » ریاست گروه متخصصان و محققان این پروژه که مورد حمایت دو حزب جمهوری خواه و دموکرات هاست به عهده دوتن از سیاست مداران کهنه کار امریکایی یعنی مادلین آلبررایت ، وزیرامور خارجه در زمان بیل کلینتون و استیون هدلی ، مشاور امنیت ملی کاخ سفید در دوران ریاست جمهوری جورج بوش گذاشته شده است .

مرکزعهده دارنده این پروژه » اندیشکده معتبر امریکایی  شورای آتلانتیک [ است که ] روز4 ژوئن ( 12 خرداد )  با هدف یک استراتژی دراز مدت برای دولت امریکا در جهت مقابله با چالش های موجود در خاورمیانه آغاز به کار کرد . این طرح راهبردی قرار است از ظرفیت های جهانی و بازیگران منطقه ای نیز یاری گیرد .»

در باره ی هدف های مذکور در این پروژه  که در تاریخ 27 خرداد 94 به صورت گزارش تحلیلی در بی بی سی  بازتاب یافته، آمده است که اندیشکده باید » از خواست های مردم منطقه  آگاه شود » دوم  ، » با درک ریشه های اصلی هرج و مرج بی سابقه در منطقه ، ( بخوان جنبش های عظیم اجتماعی سال های اخیر در خاورمیانه ی بزرگ ) سیاستی را تدوین کند که هم مردم منطقه به خواسته هایشان برسند و هم امریکا از آن نفع ببرد . » آنچه در تبیین این دو هدف  می توان اشاره کرد آن است که تاکنون به مطالبات مردمی توجه نمی شده است و دوم آن که وضع به گونه ای است که باید برای مردم سهمی در ادامه حیات قایل شد . در زمینه شناخت خواسته های مردمی ، گزارشی از جانب مدیر عامل خدمات پژوهشی زاگبی  در جلسه 4 ژوئن از طرف جیمز زاگبی ، فعال سیاسی و یکی از متخصصان طراز اول در امر نظر سنجی و پژوهش در کشور های عربی ، ارایه شد . زاگبی توجه سیاست گذاران امریکایی را به این نکته جلب کرد که اعراب به مردم امریکا نظر مثبتی دارند ، اما نظر سنجی ها نشان می دهدکه از سیاست های [ نظام حاکم بر ]  امریکا منزجرند « وی اضافه می کند که در 15 سال گذشته وقتی از در نظر سنجی ها ی مختلف از اعراب پرسیده شده است که » بزرگ ترین تهدید صلح و ثبات » در منطقه چیست دو مورد را [ یاد آورشدند نخست ] رویارویی اسرائیل و فلسطین و [ دیگری ] دخالت امریکا در جهان عرب  » [که ] همواره در بالای فهرست قرار گرفته است .» از جمله نکته ی آموختنی در این گزارش  ، به کار گیری سیاست نظر سنجی است و صراحت بیان دیدگاه های مردم و بیان علنی آن ها بدون هیچ پرده پوشی ست .  شایسته اشاره است که این آشکار گویی نه به مفهوم  اصلاح سیاست دخالت جویانه ی امریکا در خاورمیانه ویا صلح طلبانه ، بین اسرائیل و فلسطین است بلکه به مسلخ کشاندن جمعی مردم خاورمیانه به تقاص  این بیداری است که اتحاد کلان همراه با بازیگران منطقه ای شکل  دادند ، زیرا این آگاهی عمومی ( جنبش مسالمت آمیزداد خواهانه ) زهرکشنده یی است،عمیقا خطرناک

به هر ترتیب ، زاگبی در ادامه گزارشش در جلسه گشایش » کار گروه راهبردی خاورمیانه » گفت :» اعراب اعتقاد خود را به این که امریکا بتواند کار صحیحی ( در منطقه) انجام دهد از دست داده اند » بنا به این شرح ، چالش های بر شمرده شده در این نشست عبارت است از :» منازعه  اسرائیل و فلسطینیان که با وجود نتانیاهوقابل تحقق نیست . و حمایت یک جانبه امریکا از اسرائیل در این وضعیت … احساسات ضد امریکایی را در منطقه بالا نگاه می دارد و مانع از عملی شدن هر نوع برنامه راهبردی امریکایی برای غلبه بر بحران های منطقه خواهد بود و چالش پیچیده دیگری که پروژه شورای آتلانتیک و خیل عظیم متفکرانش با آن روبرو خواهند بود ، حمایت راهبردی و اجباری امریکا از متحدان خود در منطقه است که تقربیا جملگی حکومت های غیر دموکراتیک هستند . » ( همان منبع ) پیش از این (30/2/94 ) بی بی سی گزارشی در باره ی دکترین اوباما در مورد ایران و کشورهای عرب منطقه منتشر کرده بود که در آن گزارش  » اوباما در مصاحبه با توماس فریدمن ، ستون نویس سرشناس نیویورک تایمزآورده  که : ممکن است  بزرگ ترین خطری که کشورهای خلیج فارس را تهدید می کند ، از ناحیه تهاجم نظامی ایران نباشد ، بلکه از نارضایتی های درون خود این کشور ها باشد است .»  در مورد عربستان اوبیکاری در میان جوانان ، ایدئولوژی مخرب و نبود مجراهای قانونی برای ابرازنارضایتی را از جمله تهدیدات جدی درون کشور دانست » با توجه به وخامت اوضاع سیاسی – اقتصادی داخلی عربستان تحت نظامی مستبد تحلیل گربی بی سی ( 27 خرداد 94 ) به دلمشغولی مهم نظریه پردازان می پردازد که :» اگر امریکاحمایت خود را از حکومت های غیر دموکراتیک متحد دست بکشد ، معلوم نیست که کار به کجا خواهد کشید و کنترل منابع عظیم انرژی در این کشورها به دست کدام گروه یا گروه ها خواهد افتاد »

اکنون با چنین تحلیل نظری و میدانی ازنگرانی عمیق امپراتور، در دفاع ، یا تغییر رژیم ها ، با آینده ای نا معلوم ، در خاورمیانه ی بزرگ، ظاهرا به این نتیجه رسید که برای حفظ منافع هنوز باید به آن ها ( حکومت های غیر دموکراتیک) تکیه کند . ظاهرا بنا به این نتیجه است که دست به اقدام  اتحاد کلان بین حکومت های غیر دموکراتیک علیه نیرو های مردمی  زد زیرا آن ها (حکومت های غیر دموکراتیک ) حد اقل در یکی دو سده ی اخیر امتحانشان را در دفاع از منافع امپراتور پس دادند  با این حساب پرداختن به موضوع جنگ پنهان که به نوعی خلع سلاح منطقه از نیروهای انسانی متخصص است بیش تر خود را می نمایاند که امپراتور و بازیگران منطقه ای اش ، سه جبهه سرکوب را در نظر گرفته اند  با این وصف ، لازم است نیروهای تحول طلب و مردمی علاوه بر دو جنبش بزرگ اجتماعی ( متشکل با تظاهری صنفی – سیاسی / آگاهانه و دیگری توفنده و انفجاری در پی انباشته شدن مطالبات اجتماعی  ،) که حاضر در میدان نظرند به جنبش سوم  که  با چراغ  خاموش سایه وار در تحرک است از نظر دور ندارند ضمن حفظ این نکته که  آن ها را باید در جای خویش و در مرتبه دفاع میهنی دید   . شاید برای بیان این نکته بسیار زود باشد که جنبش سوم درپشتیبانی  دو جنبش سنتی دیگربه عنوان عنصری نوین در مقطعی خاص  نقشی تاثیر گذارویا تا حدی  تعیین کننده داشته باشند . مانند کارگران صنعت نفت و راه آهن  در جنبش های اجتماعی قرن بیستم که در کسوت تمام کننده ی کار علیه حکومت های ارتجاعی وارد عرصه کارزار مبارزاتی شده بودند . یعنی در دوره ی  پیش از اینترنت ، ممکن است امپراتور جهت پیشگیری از چنین پیوندی دست به اقدام پیش گیرانه زد ه وسیاست  قلع و قمع آنان را در پیش گرفته است وگرنه دریدن گرگانه آن ها تا این اندازه سبعانه چه معنایی دارد ؟! بنا براین با حفظ به کار گیری تمامی احتیاط در باره جایگاه دانشمندان و پژوهشگران میهنی مراکز تحقیقاتی در منطقه ، به لحاظ تبیین تئوریک این مقوله ، جای امعان نظراست . زیرا حذف فیزیکی آنان به سبب عدم تمکین علیه منافع میهنی شان به ویژه در باب بنیه دفاعی ، از جانب آژانس های امنیتی امپراتوری سرمایه داری مالی – نظامی از : سیا ، موساد ، اینتلجن سرویس و یا به طور کلی کمیته اطلاعات و امنیت مرکزی اروپا به دست مافیا ی قدرت و ثروت غالب کشور های خاورمیانه ، مانند گرگانی که به گله زده باشند ، بی وفقه ادامه دارد که گاه برجستگی چهره برخی دانشمندانی با توانمندی بسیار بالا، موجب بهت و حیرت ملی  است . این هسته های به ظاهر خود آفرین  با تمایل های گریز از مرکزو داشتن شکل های هندسی نا منظم ، سایه وار حضورشان در خاورمیانه محسوس و گاه ملموس  است .  جایگاه مهم علمی آنان و تاثیر عمیق دانش کاربردی شان بنا به واکنش های قهر آمیز امپراتوری سرمایه داری ، به آن سقفی رسیده است که شور بختانه ترور آن ها را به همراه دارد ، جهت روشن داشت این مهم به سخنان اوماباما که در 15 مرداد 94 در دوئیجه وله آلمان با عنوان » رای منفی کنگره به توافق هسته ای ، یعنی شروع جنگ با ایران » منتشر شده ، اشاره می شود که اظهار داشتند :» وقتی هشت سال پیش خواستم رئیس جمهور بشوم مخالف جنگ با عراق بودم ، مخالف ذهنیتی بودم که طرفدار حل معضلات با روش نظامی است . این ذهنیت ، مخالفان جنگ را سازشکار و بزدل می خواندند . در جنگ عراق یک تریلیون هزینه شد و هزاران نفر [ امریکایی ومتحدانش ] کشته شدند …بوش که رئیس جمهور شد ایران سانتریفیوز نداشت . من که آمدم [ایران ] هزاران سانتریفیوژ داشت .» نکته شایسته توجه آن که  واقعا اوباما و نظام حکومتی حاکم بر جهان سرمایه داری که وی رهبری اش را به عهده دارد  برای حفظ این سرمدی ، می تواند انسانی صلح دوست ، . ضد جنگ و متعهد به حقوق ملت ها باشد ؟ . امپراتوری سرمایه داری به سرکردگی امریکا که زمامداریش به دست اوباماست در طی هشت سال گذشته در سه عرصه جنگ  به صورت تهاجم مستقیم ، جنگ نیابتی و جنگ پنهان علیه ملت ها و دولت ها به ویژه در خاورمیانه  قربانگاهی آفریده که در طول تاریخ خاورمیانه کم نظیر ست .

در مورد جنگ پنهان و ابعاد خونبار آن ، که بار هزینه تحمیل شده ی آن برای مردم خاورمیانه بیش از ده ها تریلیون مخارج جنگی ست ، که اوباما در مورد هزینه ی جنگ امریکا در عراق نمونه آوردند می توان به نشست کمیته روابط خارجی سنا که با شرکت جان کری و ارنست مونیز تشکیل شده وبی بی سی در 9 مرداد طی یک گزارش تحلیلی با عنوان » آیا امریکا متعهد شده که از تاسیسات هسته ای ایران در برابر اسرائیل حمایت کند » پرداخته ، اشاره گردد . در این نشست مارک روبیو سناتور راست گرا ایالت فلوریدا که یکی از داوطلبان نامزد انتخابت ریاست جمهوری سال آینده امریکا از حزب جمهوریخواه است از کری و مونیز خواست که در موردیکی از مواد پیوست شماره 3 … موسوم به » برنامه جامع اقدام مشترک توضیح دهند . در ماده مذکور آمده است که هر شش قدرت جهانی ، از جمله امریکا ، به اضافه اتحادیه اروپا موظف شده اند که، با [ایران [ همکاری کنند و از طریق » برنامه آموزشی و کار گاهی » که به همین منظور بر پا می شوند قابلیت ایران را برای محافظت از تاسیسات هسته ای خود و مقابله با تهدیدات امنیتی ، از جمله خرابکاری ، افزایش دهند .[!!! ] روبیو با اشاره به این ماده سوال خود را این گونه مطرح کرد که » اگر اسرائیل به این نتیجه برسد که این توافق باب میل او نیست و بخواهد در برنامه هسته ای ایران یا تاسیسات آن خرابکاری کند ، آیا این توافقی که ما آن را امضا کرده ایم مارا موظف می کند که از ایران در برابر » خرابکاری اسرائیل حمایت کنیم ؟ » مونیز گفت :» باور من این است که این [ ماده ] بیشتر به چیزهایی مانند امنیت فیزیکی [ دستگاه ها ] اشاره می کند… [ وگرنه ] تمام گزینه های ما و متحدان ما و دوستان ما سر جای خود باقی است . » روبیو بلافاصله واکنش نشان داده و گفت :» این دقیقا نکته است که من دارم . اگر اسرائیل دست به حملات هوایی علیه تاسیسات [ ایران ] بزند آیا این توافق … مارا موظف می کند که از ایران در برابر آن تهدید مخالفت کنیم و به آن تهدید پاسخ دهیم . » کری … گفت :» مقصود از این ماده این بوده است که در حالی که ما داریم وارد دنیایی می شویم که جنگ های سایبری به طور روز افزونی برای هرکس مایه نگرانی شده [ ایران ] از یک تضمین دراز مدت برخوردار باشد …» روبیو در پاسخ به این گفته جان کری از وی سوال کرد که آیا این ماده معنایش این است که می باید در برابر جنگ سایبری اسرائیل ، از ایران دفاع کنیم » کری … گفت » من به شما اطمینان می دهم که ما بسیار بسیار از نزدیک با اسرائیل همکار ی و هماهنگی کنیم .» بنا به  این تضمین ،می توان این برداشت را ارایه داد که ظاهرا اسرائیل از دو امکان مهم برخوردار شد و امریکا به عنوان پشتیبان در امور نظامی – امنیتی کنارش خواهد بود  ، ا-  امتیاز حمله به تاسیسات هسته ای ایران  . 2- در برابر ستیز سایبری اسرائیل علیه ایران به قول کری «اطمینان میدهم که ما بسیار بسیار از نزدیک با اسرائیل همکاری و هماهنگی کنیم .» آن چه جدی بودن این همکاری مشترک امریکا واسرائیل را مسلم می دارد . ادامه بیانات روبیواست که در این نشست به پیشینه  حمله سایبری به تاسیسات هسته ای ایران می پردازد که :» در سال 2012 نیویورک تایمز … در گزارشی اعلام کرد که حمله وسیع ویروس استاکس نت که بخشی از تاسیسات هسته ای ایران را از کار انداخته ، کار مشترک امریکا و اسرائیل بوده و با دستور باراک اوباما ، رئیس جمهور امریکا انجام شده است در پی حمله سایبری مزبور در همان سال حمله شدید تری که از آن با نام ویروس » فلیم » یاد می شد به سیستم های هسته ای ایران صورت گرفت ، موشه یعلون ، وزیردفاع وقت اسرائیل تلویحا گفت که اسرائیل می تواند پشت این حمله بوده باشد . سایت خبری بی بی سی هم در 28 فوریه 2015 مطابق با 19 اسفند 93  گزارشی از مئیرداگان رئیس پیشین موسا د با روزنامه اسرائیلی یدیعوت آحارونوت  که در انتقاد از سیاست های نتانیاهو صورت گرفته ، منتشر کرد در این گزارش  از قول داگان آمده که ما » علیه برنامه اتمی ایران دست به عملیات مخفی زدیم » در ادامه این گزارش بی بی سی می آورد :» آقای داگان در سال 2002 تا 2010 ریاست موساد را به عهده داشت و در دوران او برخی دانشمندان هسته ای ایران مورد حمله قرار گرفتند و کشته شدند … » رادیو فردا ( 9 شهریور 94 )از قول مئیر داگان می آورد :» از تمیزی اجرای ماموریت های عملیاتی شده در ایران رضایت کامل دارد : بدون هیچ سرنخی ، هیچ رد انگشتی حتی یک موتور سیکلت هم از این ماموریت ها بر جای نمانده است » هم چنین در دوره ی اوبه گزارش بی بی سی » چندین حمله سایبری به قصد مختل کردن برنامه هسته ای ایران صورت گرفت … در  گزارش بی بی سی (19 اسفند 93 ) از قول داگان آمده:» این یک چالش جهانی است چون 65 در صد ذخایر نفتی جهان در ایران و کشور های اطرافش است .» از نظر داگان در شرایط کنونی :»  باید زمان بخریم [ تا ] دست به عملیات مخفی بزنیم … »

بنا به این اعتراف عریان ، به نگاه می آید برای روشن داشت دیدگاه سناتور روبیو  به گوشه ای از اهداف راهبردی اسرائیل در امر ترور و حذف دانشمندان هسته ای که تحت لسیانس سیاسی – نظامی امریکا قراردارد اشاره شود  که بیش از همه بیانگر واکنش های خونبار راست های افراطی حاکم براسرائیل علیه  دانشمندان هسته ای برخی از کشور های خاورمیانه است . اسرائیل با پشتیبانی همه جانبه نظامی – امنیتی امریکا برای کنترل مراکز تحقیقیاتی پروژه های هسته ای به طور کلی دو گزینه در پیش رو دارد نخست تطمیع و تمکین کشورها و» دعوت به همکاری از دانشمندان هسته ای آن کشور ها به انجام پروژه های تحقیقاتی با هزینه مناسب و اعطای کرسی ویژه  به این دانشمندان است . راه دوم که معمولابیش از اولی در پیش گرفته می شود ، راه ترورو حذف این دانشمندان  است » که به عنوان نمونه بارز اقدامی که دستگاه امنیتی اسرائیل – موساد » برای از بین بردن دانشمندان اتمی عراق طی سال های گذشته صورت داده است . مجله تایم طی [ گزارشی ] تحلیلی ضمن اشاره به تغییر رئیس موساد » مئیر داگان» اشاره کرده است که فعالیت های این نهاد در دوران دا گان پیشرفت چشمگیری داشته است . و بیش از پیش در عملیات تروریستی  ، هدفمند و سریع عمل می کند . باید گفت پیش از سرنگونی دیکتاتور عراق ، صدام حسین ، اسرائیل با روش قهر آمیز از دستیابی عراق به انرژی هسته ای جلو گیری کرد . در سال 1980 خلبان های اسرائیلی با فریب کشورهای حایل توانستند خود را به نیرو گاه های اتمی عراق که از فرانسه خریداری شده بود برسانند و طی یک حمله برق آسا آن را برای همشیه از بین ببرند .

راه دیگری که اسرائیل در خصوص برنامه هسته ای عراق در پیش گرفت ترور و حذف دانشمندان هسته ای عراق بوده است . به واقع فضای آشفته امنیتی عراق … به کمک جوخه های مرگ و کماندوهای اسرائیل آمده است … در سال 2007 روزنامه البینه الجدیده عراق ، طی گزارشی به زوایای این ترور ها اشاره کرد … که [ موساد ] با همکاری نظامیان امریکایی در عراق توانستند تا آن زمان 350 دانشمند هسته ای و بیش از200 استاد دانشگاه را در عراق به قتل برسانند … » روند این اقدام مشترک جنایتکارانه امریکا و اسرائیل پس از آن شروع شد که روش های اول که همان تطمیع و دعوت به همکاری است با شکست مواجه شد . براساس گزارش مذکور ، با وجود این که برخی از این دانشمندان مجبور به فعالیت در مراکز پژوهشی رسمی امریکا شدند ،» اما بیشتر این دانشمندان همکاری با دانشمندان امریکایی را در بعضی تجربه ها رد کردند و همچنین شمار زیادی از آنان از خاک امریکا به دیگر کشور ها فرار کردند . اما آن دانشمندانی که تصمیم به باقی ماندن در خاک عراق گرفتند از سوی امریکایی ها تحت چندین مرحله باز جویی و تحقیقات قرار گرفتند و به گونه ای که حتی شکنجه نیز شدند … و یکی از دلایل وقوع انفجارها دربرخی از خیابان های شهرهای عراق هدف قرار دادن دانشمندان است . برای مثال فاضل الجنابی رئیس سازمان سابق انرژی اتمی سابق عراق می گوید : پیش از این عراق از ترور 1500 دانشمند عراقی به دست عوامل امریکا و اسرائیل پرده بر داشته بود . وی می گوید : پس از اشغال عراق دغدغه اصلی اسرائیل و امریکا تخریب تجهیزات و مراکز هسته ای و کشتار و قلع و قمع دانشمندان متخصص در زمینه هسته ای … بود . .. از جمله این دانشمندان که القدس العربی پرده ازقتل او بر داشت یحیی امین المشد دانشمند هسته ای مصری بود که در ساخت تاسیسات هسته ای عراق فعالیت داشت … که به طرز ماهرانه ای در محل اقامتش در هتل مریدیان  پاریس ترور شد …. از دیگر دانشمندان هسته ای عرب که توسط اسرائیل ترورشدند سمیره موسی دانشمند مصری درسال 1952 در امریکا ست که پیش از این روی داد . همچنین باید از ترور سمیر نجیب دانشمند هسته ای مصر در سال 1967 میلادی در دتروید امریکا یاد کرد. و به قتل سعید بدیر دانشمند علوم ارتباطات مصری در سال 1980 نیز می توان اشاره کرد . » ویکی لیکس ترور 350 دانشمند هسته ای عراق و 300 استاد دانشگاه این کشور را از ابتدای جنگ عراق در سال 2003 توسط موساد را اعلام کرد » جورج بوش بنا به گزارش سایت ویکی لیکس عنوان کرد »  موساد با یاری نیروی های امریکا و شبه نظامیان توانستند دانشمندان برجسته عراق و اساتید دانشگاه های این کشور را ترور کنند . رادیو فردا در تاریخ 9شهریور 94 در بررسی کتاب» ماموران ویژه موساد … » به این نکته ی مهم اشاره می کند که :» تفکر راهبردی اسرائیل – که در مصر ، سوریه ، عراق و دیگر نقاط اجرایی شده – مبتنی بر این اصل است که اخلال موقت در پروژه های خطرناک دشمن ارزش کافی ریسک کردن و عملیاتی کردن چنین ماموریت هایی را دارد » وی در ادامه این گزارش می آورد :» بالا گرفتن تنش ها در خاورمیانه بسیار محتمل است »

جنگ پنهان امریکا و اسرائیل علیه غالب کشورهای خاورمیانه در دوره ی اوباما به عنوان سیاست محوری و اصولی هر دو حزب تداوم دارد . ساختن چهره ای انساندوستانه از او و نظام حاکم بر امریکا تنها خیال خوشی است  که باورش خوف انگیز است . 12/6/94

5 Comments on جنگ پنهان امپراتوری سرمایه داری وچگونگی رویارویی نیرو های تحول طلب و مردمی با آن در خاورمیانه

  1. آقای محترم محمد رضا/شاید هم نویسنده مقاله «طیار یزدان پناه لموکی» نه من و نه مجید این نکات برجسته کرده شما را بیان نکرده است. که گفته‌های من ـ(سپیده) با گفته‌های مجید بغیر از یک بخش آن تفاوت چندانی ندارد. نکات برجسته شده توسط شما در دیدگاه قبلی:
    …««هم به طبقه متوسط يا هر طبقه ي ديگري تعلق دارند، آيا خونشان مباح است؟…
    …آيا مجاز است دانشمندانراتمي ايران را روز روشن بكشند؟ …
    …بعد اپوزيسيون بگويد عيب ندارد از هر طرف كشته شود به سود ماست!!…»»
    این اعمال برشمرده شده توسط شما همگی مردود بوده و متعلق به جانیان «حقوق بشری و دمکراتیک و عادل آنهم عدلی بانکی که حتی با عدالت تا یک ریال دقیقِ بانکی عمل میکند» که همه جا زور میگویند و زورگیر میکنند و انسان‌ها را شکنجه و کشورها را بمباران…آری متعلق به امپریالیست های آمریکایی، استعمار فرتوت انگلستان صغیر، فرانسوی، آلمانی … میباشد.

    اتفاقاً افراد صنعت گر و تولید کننده، پژوهشگر، چه در دانشگاه و چه در آزمایشگاه در محل کار همگی بسیار مهم بوده و میتوانند با دانش خود با اهرمی چند برابر تقویت کنندهِ دانایی های خود بسود مردم کشورشان و یا برضرر مردم کشورشان و بنفع تصمیمات طبقه حاکمه بکار مشغول باشند. که ما گروه اول را افراد دانشمند متعهد بمردم (چه با ریش و پشم و پیشانی کبره زده باشند و چه با فکل وکراوات و یا فاقد هردو) و تیزهوشان «انتلیگنس»‌متعهد مینامیم. و گروه دوم را هم کسانی میدانیم که برای پول- بهر کاری دست میزنند که در اتفاقات جنگ جهانی دوم مثالهای زیادی را از دکتر منگله و مهندس تُپف(مهندس دیگ ساز) با اختراع کوره آدم سوزی گرفته تا گاز سیکلون دو که میلیونها انسان یهود را(با جهود های صهیونیست شده امروزی اشتباه نگیرید که تبعیض نژادی آپارتایدی را نتنها در مورد فلسطینی ها«ایاب ذهاب جداگانه، محله های جداگانه«گتو» خیابان‌های مجاز جداگانه، جهت ترافیک… مدارس و بهداشت جداگانه حتی در میان یهودیان آفریقایی/آسیایی و اروپایی/آمریکایی… هم اجرا میکنند و خود از هر فاشیست هیتلری هم بدتر هستند) خفه کرده و سپس سوزاند را بکارگرفتند.
    گروه اول افرادی چون «آین اشتاین»ها و «استخانف» ها و مندلیف ها، استالین ها، لنین ها، … میباشند که از مردم نودو چند درصدی بوده و برای آنان کار میکردند و شخصی چون آین اشتاین از کارهای خود برای ام.آمریکا و بمباران ناکازاکی و هیروشیما از خود بشدت ناراضی بود!
    میان آنان اختلافی مانند ماه من و ماه گردون است. منظور آقای مجید هم باید این چنین اشخاصی بوده باشد.
    اتفاقاً پاراگراف آخر دیدگاه نویسی شما را میتوان تأیید کرد:
    «چه کسي ميتواند به كشوري اجازه دهد …كاران است. حالا ميخواهد جنايتكار جمهوري اسلامي و يا صدام باشد يا جورج بوش و نتانياهو از هر طرف كشته شود به نفع شماست،… چون به گفته شما بايد طبقاتي ديد همه ارتجاعي اند هر دو طرف نه؟…»
    شما به دیدگاه نویس آقای مجید نسبت‌هایی داده‌اید که خود میتواند جوابگوباشد ولی من در دیدگاه خودم، سعی کردم کاملاً روشن و شفاف نخبگان اقتصاد خویشاوند سالار را از دیگر دانشمندان جدا کنم. افرادی که اکنون پس از سالیانی دراز میلیونی و میلیاردی از بیت المال تحت نام حقوق ماهانه دزدی کرده‌اند(مدیران نخبه و کلان) و اکنون داوطلبانه چندرقاضی از آنرا حاضرند پس بدهند و همگی خود را از مدیران کلان برای اتحادی کلان میدانند که میوه کار تراشکاران و پژوهشگران داخل کشور چه در صنایع دفاعی و چه در تکامل بخشیدن تولیدات صنعتی کشور ایران و چه در پهنه بهداشت عرق میریزند را بنام خود ثبت میکنند (اختراعات متعلق بکارخانه و یا دانشگاه بوده و پژوهشگر از آن طرفه ای بدست نمی آورد) را از یکدیگر جدا کرده بودم.
    درثانی مهمترین آموزه برجام چای حاصل کار باند رفسنجانی قاتل زنجیره ای – روحانی بمردم و ارتش ایران این بوده است:
    «برو قوی شو که ضعیف پایمال است»!
    فقط یک چیز را نباید فراموش کرد، هرچند که من خود طرفدار بمب اتمی داشتن ایران، کشوری که بیخ گوش کشوری فاشیستی که دست دراز شده بانکها و صنایع آمریکایی در منطقه یعنی اسراییل و عربستان سعودی میباشد بوده و خواهم بود، به نقش مردم ایران ایمان دارم تا بمب اتمی ایران.
    بمب اتمی ایران برای شکستن حق انحصاری چند طبقه حاکمه یک درصدیِ گانگستر که در همه جهان در حال قتل و جنایت هستند و خودی ها را هم بدان مجهز مینمایند، لازم و ضروری میدانم ولی قدرت اصلی در دست مردم زحمتکش ایران میباشد. اگر دولت بتواند بکارگران و دهقانان و خدمت دهندگان مردمی تکیه کند، و از منافع ملی آنان دفاع نماید، تازه آنوقت است که شکست ناپذیر خواهد شد. این است اصل مساله که باید خر فهم شد و الا باز هم در شناخت دوست و دشمن دچار اشتباه و کوری خواهیم گردید.
    این جانیان که از آموزگاران خود در ام.آمریکا و اسراییل خود آموزی مینمایند، کارگران را شلاق زده و در سال نزدیک به هزار نفر را اعدام میکنند که هم از نظر عددی و هم از نظر نسبی تعداد جمعیت در راس همه کشورها قرار دارد. آمریکا کافیست هیچ کاری نکند تا این حکومت خود خود را به بن بستی دچار سازد که تمام کشورهای عضو سه ابراهرم بانک جهانی،‌ صندوق پول و سازمان تجارت جهانی به آن دچار گردیده و همیشه میگردند! به برزیل روسوفی و ونزوئلای مودرویی نکاهی بیندازید که چه ساده و راحت آنها به دولتی ورشکسته تبدیل خواهند گردید و پشتیبانی مردم را ازدست خواهند داد.
    منتها از اینکه آمریکا به هیچ کاری نمیتواند با موفقیت دست یازد، دلیلش قدرت ایران نبوده بلکه رشد ناموزون کشورهای سرمایداری در دوران انقلابات کارگری در جهان میباشد. که خود مقوله ای دیگر است.
    ناگفته نماند اسد و حماس و حزب الله نمیتوانستند حتی یک هزارم این مقاومت را که تقریباً میتوان برای بعضی‌ها از «معجزه» سخن گفت بوجود آورند، اگر فقط ده درصد از مردم که اکنون آن‌ها را تأیید میکنند، آنانرا رها نمایند.(اکثریت شکننده زحمتکشان و کارگران آنان را تأیید میکنند، هرچند اعتراف بضعف خودمان میباشد)
    خوشبختانه امپریالیسم آمریکا بخاطر مازاد تولید و فشار تسخیر بازار های فروش، امکان هرنوع تخیل و خواب خرگوشی را از مردم منطقه بخصوص خلقهای عربی گرفته و بعیان نیت خود را مانند استعمار کهن نشانداده است و نفرت مردم همیشه همراه آنان خواهد ماند.
    سپیده
    ۱۹ تیرماه ۹۵

    دوست داشتن

  2. محمد رضا // ژوئیه 9, 2016 در 7:01 ب.ظ. //

    دوست محترم مجيد لطفا پاسخ دهيد، اين همه متخصصان كه در ايران و يا فرانسه و يا … كار ميكنند و در بخشهاي اتمي و يا هر بخش مهم ديگري و بري قدرت و مقام و دست به هر كاري ميزنند و به لحاظ طبقاتي هم به طبقه متوسط يا هر طبقه ي ديگري تعلق دارند، آيا خونشان مباح است؟ اسرائيل اجازه دارد بيايد عراق و يا ايران آنها را به قتل برساند؟ رژيم ايران ارتجاعي است آيا مجاز است دانشمندانراتمي ايران را روز روشن بكشند؟ آيا برخورد شما ماستمالي كردن جنايات امپرياليسم و نوكرش صهيونيزم به بهانه فرياد هاي ضد ارتجاع داخلي نيست؟ چه كسي ميتواند به كشوري اجازه دهد برود در امور داخلي دخالت كند كه هيچ يك سري مامورانش را به قتل برساند و بعد اپوزيسيون بگويد عيب ندارد از هر طرف كشته شود به سود ماست!! اين ديگر چه استدلالي است ؟ استدلال شما كاملا سخيفانه و در خدمت جنايتكاران است. حالا ميخواهد جنايتكار جمهوري اسلامي و يا صدام باشد يا جورج بوش و نتانياهو از هر طرف كشته شود به نفع شماست، پس افشاي تجاوز و كشتار و اشغال و نابودي ميليونها نفر در عراق و سوريه هم را ولش كن دراماتيكش نكن چون به گفته شما بايد طبقاتي ديد همه ارتجاعي اند هر دو طرف نه؟

    دوست داشتن

  3. در این نوشته سعی شده است از طریق دراماتیزه کردن یک مشت عملیات جنائی ـ کشتار غیرانسانی دانشمندان هسته ای ـ که کار یومیه و و ظیفه ی تعریف شده سرویس های امنیتی رژیم هااست، از احساسات ناسیونالیستی خواننده ی بی خبر و یا وامانده، در جلب حمایت از حکومت های جبار «خودی»، بهره گیری شود. بر هیچ خواننده ی آگاه به مبارزه ی طبقاتی پوشیده نیست که «دانشمندان میهنی» هم مثل هر کس دیگری دارای خاستگاه طبقاتی و جهت گیری طبقاتی هستند. از میان آن ها هستند کسانی که دارای جهت گیری انسانی و آزادی خواه و عدالت طلب باشند، همچنان که هستند کسانی که ـ متاسفانه اکثریت قریب به اتفاق آن ها ـ در پی پول و موقعیت فردی جذب قدرت می شوند، به هر خیانت و جنایتی گردن می نهند، و در ابداع و اختراع وسایل غیرانسانی و علیه انسان، از مشارکت در ساخت تسلیحات هسته ای و اختراع انواع و اقسام گازهای سمی گرفته تا ابداع و سرهم بندی انواع و اقسام سلاح های پیش رفته، مشارکت می کنند. و البته که دور از فهم نیست که این «دانشمندان» باید توسط این رژیم ها ـ که دوام و بقایشان نه بر حمایت اکثریت مردم کارگر و زحمت کش بلکه بر استثمار و لشکرکشی و جنگ افروزی ست ـ به عنوان «میهنی» مفتخر گردند. مگر نه این است که برای این رژیم ها میهن نه زادگاه میلیون ها انسانی است که در آن خاطره های نسل در نسل شان شکل گرفته و هم زیستی شان به هم سرنوشتی معنا یافته است، بلکه قلمروی ست که بر آن حاکمیت رژیم ها بر مردم ممکن گردیده است.

    دوست داشتن

  4. من نمیدانم که چرا بعضی‌ها بخصوص اسرار دارند که خارج از چارچوب موجود سیاسی که متکی بر تحقیقات همه دانشمندان چه در زمان پیشا لنینی و یا پسا لنینی مورد قبول عموم دانشمندان و پژوهشگران است، از خود واژه‌هایی از من در آوردی، بخورد دیگران دهند؟
    نامبرده بجای واژه امپریالیسم که بیش از صد سال است از طرف همه بکار میرود، از واژه امپراتور استفاده کرده است که اصولاً ربطی به وضعیت کنونی و علل جنگ‌ها نداشته و نمیتواند جوابگوی اینهمه مجهول در دستگاه تضادهای کشورهای امپریالیستی کنونی باشد. امپراتور یک شخص استکه سکان کشوری را در دویست سال پیش در دست داشت، تا سرش زیر گیوتین رفت و از آنزمان تاکنون هیئت های پارلمانی و متخصصین و تکنوکرات ها و دیوان سالارها هستند که در ظاهر سکان را در دست دارند.
    نیروی اصلی که جنگ را فرمان میدهد، بچند بانک در کره گیتی محدود گردیده اند که در‌واقع فقط میتواند به دوگروه تقسیم کرد.
    اول- گروه بانکهای غربی بسر کردگی ام. آمریکا که در دوبانک فدرال رزرو(اکنون نظام فد نامیده میشود) و گلد من ساکس که اکنون در هچ فوند(بانک خدماتی بدون باجه که کمترین خدمت آن با نیم میلیارد دلار شروع میشود) «بلاک رک» متحد شده‌اند و متعلق به خانواده راکفلر و رتشیلد میباشد. این دو گروه بانکی هستند که اکنون عاملین جنگ در سوریه، عراق، افغانستان… میباشند.
    دوم- گروه کشورهای روسیه، چین و ایران که در کنار چندین کشور دیگر محور مقاومت و کشورهای بریکس را تشکیل میدهند که از انسجام مانند اتحادیه اول برخوردار نیستند و هرکدام با شرایط خود عمل میکنند.
    در چنین شرایطی جنگی که تا کنون هر ۳۰ سال بنام جنگ جهانی یکبار اتفاق میافتاد و تاکنون برای تقسیم مجدد مستعمرات و بازارهای فروش و غارت منابع طبیعی و مواد خام بوده است، بصورت جنگی متصل در آمده است و هرنوع خوش باوری و یا خوشبینی که شاید روزی یکی از این دسته ها میتواند بر دیگری پیروز شده و بصورت ممتد به غارتی یک‌طرفه دست زده و بتواند برای مدت چندی بر جهان بدون رقیب حکومت کند (بدون جنگ) را از سر بیرون کرد.امپریالیسم به پله تکاملی رسیده است که دیگر قادر نیست با سرعتی که به نیروهای مولده داده است، برای مدت چند سالی بدون جنگ سرکند و از زمان جنگ کره ۱۹۵۳ تا کنون دایما از جنگی بجنگ دیگر روان است و در هیچکدام از این جنگ‌ها هم پیروز نگردیده و فقط و فقط بخرابی زیرساخت ها و مزارع و کارخانه ها مشغول است. تعداد کشتاری که در جنگ پشته میکند، در مقام مقایسه با تعداد نابودی زحمتکشان درجهان تقریباً قابل اغماض است. رفیق عزیزمان امادر نویدی تعداد مقتولین جنگی را بعد از جنگ دوم جهانی بیست میلیون اعلام کرده است که من با مقایسه‌ای سرانگشتی از آمار یونسکو در باره مرگ ومیر کودکان گرسنه و مؤسسه غذای جهانی در این مدت تعداد مقتولین به بیش از دویست میلیون نفر بالغ می‌شود که اگر امراض لابوری آمریکایی را هم بدان اضافه کنیم این نسبت خیلی بیشتر خواهد گردید.
    چنین جنگهایی و چنین احتیاجی بچینین جنگهایی فقط و فقط میتوان از کشور امپریالیستی آنهم با فرمان چندین گروه و چندین ارگان کنترل بنام دموکراسی و بنام حقوق بشر و راستی و درستی آنجام گیرد و نه بدست یک مستبد بنام «امپراتوز»
    نویسنده در چند پاراگراف پایین‌تر نشان میدهد چرا بدنبال فرار از واقعیت هاست. شاهد:
    «…اشایسته اشاره است  وارد شدن به این گفتار( جنگ پنهان ، نسبت به عدم تمکین دانشمندان میهنی  کشورهای خاورمیانه بزرگ ) و اهمیت کلیدی مقاومت آنان … این بالندگی فوق العاده به عنوان پدیده ای مهم که بیش از هر چیز باید آن ها را در جای خویش و در مرتبه دفاع میهنی دید از ضرورت های اجتناب ناپذیرتاریخی  دوران  ما ست . زیرا خاورمیانه ظاهرا در هیچ زمانی تا این اندازه  به توانمندی علمی ـ دفاعی پیشرفته حتی به تصادف ویا پیمانکاری های پژوهشی دست نیافته بود»
    ایشان امپراتوری را «سرمایه مالی نظامی آمریکا و اسراییل» میدانند، ایشان هنوز نمیدانند که اسراییل دست درازشده صنایع (توبخوان انحصارات) نظامی و شیمیایی و انرژی ام.آمریکا میباشد و ام.امریکا خود بدون شرکت دادن نسبی تحت فرمانِ خود یعنی اروپا و حکومتهای کشورهای عقب نگه داشته، در آسیا و آفریقا بدین کار نمیتوانست موفق گردد. و اینکار راهم بکمک دلارهایی که هرچند ساله بصورت بیلیارد دلاری بدون پشتوانه چاپ کرده که (بار آخر ۱۶ بیلیارد دلار «ام. شیری») که نیم بیلیارد آن سهم مؤسسه دختر گلدمن ساکس یعنی دویچه بانک گردید، میباشد. (البته که دارای پشتوانه است آنهم پشتوانه ای بسیار مهم یعنی پنتاگون میباشد که بچنین کاغذهای سبزی ارزش مبادله میدهد)
    در همین پاراگراف ایشان مدعی هستند که مبارزه تعیین کننده برعلیه آمریکا را در توانمندی‌های علمی دفاعی پیشرفته در خاور میانه میداند.
    این همان تئوری نخبگان است که تخبگان باید خود را همیشه جلو بیاندازد و خود را تافته دیگر و برتر دانسته و در خاتمه در دنیای خود ساخته خود بخمره تیزآب فرار نماید!!
    بزرگترین جنگ قرن بیستم از جنگ جهانی دوم با ۷۲ میلیون قربانی که بگذریم، جنگ ویتکنگ و خمرهای سرخ برهبری رفیق هوشی مین-ژنرال ژیاب و رفیق لونل و پرنس سیهانوک بود که شکستی ننگین بر فرانسه و سپس آمریکا وارد کرد و فراری ننگین را در دین بین فو برایشان تهیه دید.
    هم ویتکنگ و هم خمرهای سرخ کامبوجی و لائوسی در ابتدا با تیرو کمان شروع کردند(بلی درست خوانده‌اید همان تیرکمانی که در بچگی با آن بشکار گنجشک میرفتید، میتوانید به کتاب‌های پیتر شارلاتور در باره جنگ ویتنام رجوع نمایید) و توانستند پس از مدت کوتاهی آمریکایی ابرقدرت را با هزاران تُن سم نارنجی که سعی در پیاده کردن دکترین جان اف کندی داشت شکست دادند. در انقلاب کبیر بورژوا دمکراتیک چین هم با دست خالی شروع شد و توانستند امپریالیسم انگلیس آمریکا فرانسه آلمان… را بدریا بریزند.
    گویا آخوند های ایرانی هنوز بایستی خیلی فرا گیرند تا بفهمند که مبارزه با امپریالیسم فقط میتواند بدست توانای زحمتکشان صورت پذیرد و نه بدست نخبگان.
    ایشان مینگارد …«! بدیهی ست اتحاد کلان مدیریت کلان می خواهد .» پایان شاهد
    همه جا این دیوانسالاران چپاولگر با حقوق های میلیون تومانی در میان دعوا نرخ تعیین میکند و مدیریت کلان را لازم میداند.
    این نخبه گو باید اول برادری اش را ثابت کند تا ببینیم سهم ارث وی کدام است. تا بحال کدام مدیریت کلان که در هر اداره‌ای مانند زالوهای خونخوار و کرمهای جسدی کرم گذاشته که هرچه پشمش بیشتر و کِبِرِه پیشانی اش گنده‌تر باشد، مدیریت کلانش و حقوق میلیون تومانی کلانش بیشتر می‌شود و یا اکنون در دولت یازدهم هرمدیر خصوصی که کراواتش پهن تر باشد، حقوقش هم بیشتر است، چه گلی بسر مردم ایران زده اند؟
    نامبرده در طرف مقابل فقط دو نفر را میبیند که خاور میانه بزرگ را طراحی کرده اند: «…دوتن از سیاست مداران کهنه کار امریکایی یعنی مادلین آلبررایت ، وزیرامور خارجه در زمان بیل کلینتون و استیون هدلی ، مشاور امنیت ملی کاخ سفید جورج بوشی» نویسنده واقعاً از امپریالیسم آمریکا و وضعیت بنگاه های مالی و تولیدی انحصاری تحت قیمومیت امپریالیسم آمریکا در سراسر دنیا بی اطلاع است که سالانه کوه‌های زیادی مواد غذایی مازاد را نابود میکند و دریاچه های شیر و کوه‌های کره و کالاهای صنعتی را در اقیانوس ها نابود مینمایند تا نرخ سود را حد اقل ثابت نگه دارند!
    در یک جمله اگر بگوییم، این یک مبارزه ضد امپریالیستی بزبان یک سرمایدار است که از امپریالیسم کوچکترین اطلاعی ندارد.
    باشد که روزی کتاب «امپریالیسم بمثابه آخرین مرحله سرمایداری» را هزاران بار رج بزند تا شاید روزی بفهمد که امپریالیسم بچه معنی میباشد و چگونه میتوان برعلیه آن مبارزه کرد. این درست است که مبارزه امپریالیستی از کانال مبارزه ملی عبور میکند! ولی بدست زحمتکشان ومردم آن کشور.
    مبارزه ضد امپریالیستی بدون تکیه بخلقهای آن کشور حرف مفت است و در خاتمه همیشه سازش های برجام چایی را بدنبال خود یدک میکشد. هرچند که رهبر اینجا و آنجا از آن گله دارد ولی وی در چپاول مردم ایران و حکومت این چنینی دیوان سالاران، آنهم با اقتصادی خویشاوند سالار و گمرک های خصوصی و مناطق تجاری آزاد که بایستی از چهار عدد به چهار صد عدد برسند، بحکومت و سازش در نهایت با امپریالیسم پکر میکند.
    راهی را که این مدیریت کلان میرود بهمان جایی ختم میشود که قاجار ختم گردید یعنی گلچمن چای و همان جایی که پهلوی ها ختم شدند و همان جایی که برجام انجامید!
    ولی اینبار مردم ایران بدست کارگران، آنان را یکبار ولی برای همیشه درسی بس آموزنده خواهند داد.
    سپیده

    دوست داشتن

    • بسیار مهم!
      با عرض پوزش از خوانندگان
      یک اشتباه بزرگ از من سرزده است و دشمنی خونخوار را با دوستی ضد امپریالیست و دوست خلق کامبوج اشتباه گرفته ام، که بدین صورت تصحیح میشود:
      …«بزرگترین جنگ قرن بیستم از جنگ جهانی دوم با ۷۲ میلیون قربانی که بگذریم، جنگ ویتکنگ و خمرهای سرخ برهبری رفیق هوشی مین-ژنرال ژیاب و رفیق **پُل پُت** و پرنس سیهانوک بود که شکستی ننگین بر فرانسه و سپس آمریکا وارد کرد و فراری ننگین را در دین بین فو برایشان تهیه دید.»…
      آری اشتباهی بود که ملایی بالای منبر بجای امام حسین شمر را در صحرای کربلا شهید کرد و امام حسین بدبخت را ظالم خواند.
      پل پت نماینده مردم زحمتکش کامبوج بود؛
      و لونل مانند روحانی/ظریف/رفسنجانی، قاتل زنجیره ای و نخبگان چند ده میلیون حقوقی در ماه، برای پرکردن جیب خود به همراهی و همکاری امپریالیسم بخصوص امپریالیسم غرب بسرکردگی ام.آمریکا در چپاول سفره زحمتکشان شریکند، تلاش میکرد.

      دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: