اخبار ایران و جهان

اسماعیل عبدی: جعفر عظیم زاده را آزاد کنید

jafarazimzadeh

دهم اردیبهشت سال 95 بود که در زندان اوین جعفرعظیم زاده دبیر اتحادیه آزاد کارگران ایران و اسماعیل عبدی دبیرکل کانون صنفی معلمان در اعتراض به حق قانونی معلمان و کارگران یعنی برداشتن اتهامات امنیتی از فعالان صنفی، پس از صدور بیانیه ای مشترک دست به اعتصاب غذای نامحدود زدند.
اسماعیل عبدی در 25 اردیبهشت و پس از 16 روز اعتصاب غذا با قرار وثیقه تا نهایی شدن حکم دادگاه تجدیدنظر آزاد شد ولی گویا مسئولین امر صدای عدالتخواهی جعفر عظیم زاده را نشنیده یا خود را به نشنیدن زده اند. تا جایی که عظیم زاده در پنجاه و دومین روز اعتصاب غذا به دلیل شرایط حاد جسمانی نظیر خونریزی روده، تاری دید، عدم تعادل در راه رفتن، خواب رفتگی در ناحیه سمت چپ سر و… به بیمارستان سینا انتقال یافته و بستری شد. ولی او تا امروز که در آستانه پنجاه و هشتمین روز اعتصاب غذای خود است همچنان بر خواسته اش اصرار داشته و ایستادگی می کند.
اسماعیل عبدی دبیرکل کانون صنفی معلمان امروز جمعه سوم تیرماه پس از ملاقات خانوادگی با جعفر عظیم زاده اینگونه می گوید:

فردی که دست به اعتصاب غذا زده با گرسنگی دادن به خود، “مرگ” و “رنج” را که امری بسیار شخصی است، همگانی می‎کند و رنج او منبع انرژی برای حمایت‎کنندگان و ناظران می‎شود. فرد اعتصاب‎کننده که صدایش به جایی نمی‎رسد، با بر سر دست گرفتن جان خود، می خواهد پیامش را به صاحبان قدرت برساند. میزان مقاومت و پایداری بر سر خواسته نشان از برحق بودن آن است. 
پس از بستری شدن عظیم زاده در بیمارستان سینا هر روز به ملاقاتش رفته و از نزدیک تمامی روند آزمایشات او را زیر نظر داشتم. از مسئولان بیمارستان سینا به خاطر تلاش و نهایت همکاریشان در بستری کردن او و جلوگیری از بروز فاجعه سپاسگزاری می‌کنم. حمایت بی‌دریغ و همیشگی خانواده عظیم زاده به ویژه همسرش نیز قابل تحسین و تقدیر است. در این مدت کارگران و معلمانی را دیدم که از اقصی نقاط کشور برای حمایت از جعفر به بیمارستان آمدند که خود نشانه همدلی معلمان و کارگران ایران است. حمایت نهادهای بین‌المللی از خواسته مشترک ما یعنی برداشتن اتهامات امنیتی نیز قابل ستایش و قدردانی است.
اما روی سخن من با مسئولین و قضات و ضابطان قضایی است که هیچ توجهی به فریادهای برآمده از جان عظیم‌زاده ندارند. ما بر خواسته‌های مشترک قانونی خود همچنان ایستاده و بر آن تأکید داریم. با توجه به وضعیت وخیم جعفر عظیم‌زاده بیم آن می‌رود که این بی‌توجهی‌ها منجر به فاجعه‌ای جبران ناپذیر شود. اگر چنین فاجعه ای رخ دهد مسئولیت آن تنها متوجه کسانی است که فریادهای دادخواهی عظیم زاده را نشنیده اند.

telegram_majaleh
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: