اخبار ویژه, سرتیتر

زندگی زیرلایه‌ای از غبار

ghobar_ahwaz

با وجود اینکه در سال های اخیر از سوی مسئولان مباحث متعددی در مورد خروج کارخانه ها و کارگاه ها از تهران مطرح شده است، اما بررسی ها نشان می دهد هنوز در گوشه و کنار پایتخت کارخانه‌ها و کارگاه‌هایی فعالیت می کنند که تاثیری غیر قابل انکار در آلودگی هوا داشته و مشکلاتی را برای شهروندان به وجود می‌آورند.

سال هاست در شهر پرجمعیت تهران مردم با معضلی چون صنایع و مشاغل مزاحم و صنایع آلاینده در محل سکونت خویش مواجه هستند. از جمله این فعالیت ها می‌توان به فعالیت کارخانه دخانیات در محله‌ای تحت عنوان سلامت اشاره کرد که این امر سالیان طولانی موجب انتشار بخارات سمی ناشی از فرایند تولید، آلودگی محیط‌زیست و سلب آسایش شهروندان شده است. در گوشه کنار شهر ما کم و بیش شاهد فعالیت بی‌رحمانه کارخانه سیمان با مساحت بیش از ۱۰ هکتار در دل بافت‌های مسکونی محله طوس، محله حکیمیه، خاوران و… هستیم. فعالیت این مشاغل در مجاورت محله‌های مسکونی باعث انتشار بسیاری از ریزگردها و آلودگی صوتی و بصری در شهر می شود. از دیگر مشاغل مزاحم و آسیب‌زا برای سکونتگاه های شهری که همچنان در سطح شهر به فعالیت می پردازند می توان به کارگاه‌های استوک در محله خاورشهر و کارگاه‌های صنعتی مسگرآباد اشاره کرد که برای ساکنان محله مسعودیه مشکلات عدیده‌ای از جمله آلودگی محیط‌زیست ناشی از پساب‌ها و پسماندهای آلوده، کم آبی و قطعی مکرر برق به وجود آورده است.

مشاغل مزاحم از دید قانون

بر اساس بند ۲۰ ماده ۵۵ قانون شهرداري، جلوگیري از ایجاد و تاسیس کلیه اماکن که به نحوی موجب بروز مزاحمت براي ساکنان یا مخالف اصول بهداشت در شهرها هستند بر عهده شهرداري‌هاست. به این ترتیب شهرداری مکلف است از تاسیس کارخانه‌ها، کارگاه‌ها، گاراژهاي عمومی و تعمیرگاه‌ها، دکان‌ها و همچنین مراکزی که مواد محترقه می سازند و اصطبل چارپایان و مراکز دامداری و به طور کلی تمام مشاغل و کسب‌هایی که ایجاد مزاحمت و سروصدا یا تولید دود و عفونت می‌کنند و سبب تجمع حشرات و جانوران می‌شوند جلوگیري کند.از دیگر وظایف شهرداری جلوگیری از فعالیت صنایع آلاینده تخریب کوره هاي آجر و گچ و آهک پزي و خزینه گرمابه‌های عمومی مخالف بهداشت است. بر اساس تبصره موجود در زمینه مشاغل مزاحم شهری، شهرداري موظف است درباره تعطیل، تخریب و انتقال به خارج از شهر، مراتب را ضمن دادن مهلت مناسبی به صاحبان آنها ابلاغ کند و اگر صاحب ملک به نظر شهرداري معترض باشد باید ظرف ۱۰روز اعتراض خود را به کمیسیونی مرکب از سه نفر که از طرف انجمن شهر انتخاب خواهند شد تسلیم کند و راي کمیسیون قطعی و لازم الاجراست. هرگاه رای کمیسیون مبنی بر تایید نظر شهرداري باشد یا صاحب ملک به موقع اعتراض نکرده یا در مهلت مقرر شخصا اقدام نکند شهرداري به وسیله ماموران خود اقدام خواهد کرد. اصولا فلسفه وضع بند ۲۰ ماده ۵۵ قانون شهرداري حمایت معنوی از مسکن و محل سکونت و حفظ آرامش ساکنان بوده و باید تفسیري از بند فوق صورت گیرد که مخل این آسایش نباشد. بنابراین منظور قانونگذار از فراز مربوط این است که ممکن است مزاحمت مستقیم و در محیط شغلی برای مردم ایجاد شود یا غیر مستقیم از طریق سر و صدا یا تشکیل صف در بیرون محیط کار یا عبور و مرور مدام وسیله نقلیه ایجاد شود. بنابراین محدود کردن موضوع مزاحمت برای ساکنان به مزاحمت ذاتی نفس شغل به نظر مدیریت حقوقی خلاف فلسفه ماده بوده و این تفسیر را می توان از فراز دیگری از بند مذکور مبتنی بر اینکه به طور کلی تمام مشاغل و کسب هایی که ایجاد مزاحمت و سروصدا یا تولید دود و عفونت کنند و سبب تجمع حشرات و جانوران شوند، استنباط کرد.

تولید ریزگرد توسط کارخانه‌های داخلی در شهر!

در سال‌های اخیر آلودگی هوا و رفع عوامل آن به دلایل مختلف به معادله‌ای چند مجهولی تبدیل شده است. چون آلودگی هوا به دلایل داخلی و خارجی متعددی مربوط می‌شود، به نسبت رفع آن هم نیازمند اقدامات گسترده و متنوع است.این روزها واژه جدیدی تحت عنوان قاتلان خاموش به نام ریزگردها به آلودگی شهری افزده شده است؛ این واژه‌ برای شهروندان ساکن در حاشیه‌های جنوبی شهر واژه غریبی نیست، چرا که کوره‌های آجرپزی محله دولتخواه، اسماعیل‌آباد و خاورشهر با بیش از هزار هکتار که اطراف بافت‌های مسکونی را محاصره کرده‌اند، علاوه بر آسیب‌های اجتماعی و از بین بردن سیما و منظر شهر، منشأ انتشار ریزگردها و آلاینده‌های محیطی در سطح محلات شهر تهران هستند. در محله حکیمیه با بافتی کاملا مسکونی کارخانه بتن سازی همچنان فعال است. کریمی یکی از ساکنان محله حکیمیه درباره فعالیت این کارخانه به «آرمان» می گوید: دور تا دور این کارخانه پر شده است از آپارتمان ها و منازل مسکونی. فعالیت این کارخانه به غیر از تولید آلودگی های زیست محیطی و بروز بیماری های ریوی و قلبی و عروقی تاکنون هیچ نفعی برای ساکنان نداشته است. به گفته او با وجود اینکه بنابر قانون فعالیت این مشاغل در شهرها غیر قانونی است، فعالیت این کارخانه آن هم بدون هیچ محدودیتی در شهر تهران جای سوال است. هر روز اخبار متعددی از وجود آلودگی هوا، هجوم ریز گردها و غیره به گوش می رسد، اما باید دانست که تولید ریزگردها در شهرها آن هم زیر نظر مسئولان شهرداری جای تامل دارد.

ریزگردها در گلوی ساکنان حکیمیه

امروزه فعالیت صنایع آلاینده برای ساکنان واحدهای مسکونی یا تجاری به یکی از دغدغه های اساسی شهروندان تبدیل شده است که در بسیاری مواقع هیچ راهکاری برای مقابله با این مشکل هم وجود ندارد. حتی پیگیری ها و اعتراضات شهروندان هم معمولا بی نتیجه می ماند، چرا که هنوز راهکار اساسی برای اجرای قوانین و مقررات وضع‌شده درباره صنایع آلاینده به مرحله اجرا نرسیده است. مریم رحیمی یکی از ساکنان محله حکیمیه درباره تاثیر زیست‌محیطی فعالیت کارخانه بتن به «آرمان» می گوید: اگر به منزل هر یک از ساکنان سر بزنید شاهد گرد و غبار و وجود آلودگی های ناشی از فعالیت این کارخانه خواهید بود. او عنوان می‌کند: تاکنون شش ماه از سکونتم در این محله می گذرد، اما در این مدت آسم و مشکلات ریوی ام به دلیل شرایط موجود تشدید شده است و هرقدر هم که از پنجره دو جداره یا درپوش برای مقابله با ورود گرد و غبار استفاده کنیم هیچ تاثیری ندارد و ریزگردهای ناشی از فعالیت این کارخانه همچنان در گلوی ساکنان است.

عدم‌تحقق مدیریت یکپارچه شهری

یک عضو شورای شهر تهران درباره فعالیت صنایع آلاینده در سطح شهر به «آرمان» می گوید:‌ متاسفانه به دلیل وجود مشکلات متعدد در حوزه مدیریت شهری و تشدید آلودگی‌ها دولت مکلف به ایجاد مدیریت یکپارچه شهری است، چون در این شرایط فقط با ایجاد کانال مشترک می‌توان به حل مشکلات شهری پرداخت. غلامرضا انصاری می‌افزاید: برای مثال نشست زمین در منطقه شهران یک نمونه از چالش مدیریت شهری در کلان شهر تهران است. هر یک از معضل‌های شهری را می‌توان در مراحل گوناگونی قبل از بحران، حین بحران و بعد از بحران آسیب‌شناسی کرد. تاکنون دولت و سازمان برنامه و بودجه برای مدیریت قبل از بحران هیچ اقدام موثری انجام نداده‌اند. به گفته او برای تحقق توسعه باید مسائل قبل از بحران در نظر گرفته شود، برای مثال اگر تاکنون مدیریت شهری شکل گرفته بود بالطبع از شدت بحران در محله شهران کاسته می شد. انصاری تاکید می کند: هم اکنون کانون‌های بحران متعددی در شهر تهران به دلیل وجود قنات‌ها وجود دارد. برای مثال برای ایجاد مترو، مسیر قنات‌ها و چشمه های زیرزمینی به جهت‌های مختلف هدایت شده است. این در حالی است که شبکه پوسیده آب و فاضلاب حدود ۳۰ درصد التهاب دارد و همین امر جابه‌جایی خاک را در لایه های زیرین شهر به همراه دارد. با این تفاسیر هر گونه حادثه در شهر تهران بی‌شک تبعات فراوانی به همراه دارد. به گفته او خروج صنایع آلاینده از برنامه سوم جزو وظایفی بوده که دولت و دستگاه‌های اجرایی مکلف به انجام آن هستند. برای مثال وقتی مشاهده می شود که کارخانه روغن نباتی یا فعالیت کارخانه بتن در مرکز شهر و در محله های مسکونی انجام می شود، این سوال مطرح است که چه زمانی باید خروج این صنایع از شهر انجام شود؟ فعالیت این آلاینده ها در شهر تهران در شرایطی است که شن شویی ‌ها در کرج، شهریار و جاهای دیگر یکی از دلایل اصلی گرد و غبار در تهران است. در مناطق شرقی تهران نیز بخش قابل توجهی از مراکز به فعالیت در بخش معادن شن و ماسه می پردازند. با توجه به اینکه چندین سال است که به تعطیلی این مراکز تاکید شده است و شورای تامین استان، شهرداری و… نیز هشدارهای گوناگونی در این زمینه داده اند، اما به دلیل عدم مدیریت واحد عملا این اتفاق نیفتاده است. در اصل برای حل نارسایی های شهری باید به تجمیع وظایف در مدیریت یکپارچه شهری پرداخت.

آرمان- زهرا سلیمانی