اخبار ایران و جهان

داعش و همجنسگرایان

hamjensbazan

گاهنامۀ هنر و مبارزه/جغرافیای سیاسی

21 ژوئن 2016

داعش و همجنسگرایان

تی یری میسان

Daesh et les homosexuels

par Thierry Meyssan

در بررسی و بازخوانی کشتار اورلندو در ایالت کالیفرنیا، تی یری میسان منازعات بین داعش و جمهوری عرب سوریه را پیش از همه به مثابه مبارزه ای بین دو شکل اجتماعی تعریف می کند که وجه تمایز آنها حکومت مردان در اولی و برابری حقوق در دومی می باشد. تی یری میسان در این مقاله نشان می دهد که تمدن طولانی و ناشناختۀ سوریه از دیرباز با همجنسگرایان سازگاری داشته، در حالی که داعش در پی تخریب آن می کوشد.

شبکۀ ولتر|دمشق(سوریه)| 20 ژوئن 2016

در سال 2011، در حالی که جنگ در سوریه آغاز شده بود، بلوگ انترنتی به نام « Gay Girl in Damascus » (دختر همجنسگرا در دمشق) منتشر شد. نویسنده زندگی زن آزاد در پایتخت سوریه را ترسیم می کند و در عین حال «رژیم بشار» را به باد انتقاد می گیرد. در ماه دسامبر، پسر عموهایش پیغامی در این بلوگ منتشر کردند و اطلاع دادند که دختر جوان توسط مخابراط ( اطلاعات کل کشور) بازداشت شده است. بر اساس این گزارش، انجمنهای همجنسگرای غربی که هیچ اطلاعی از وضعیت سوریه نداشتند، علیه « دیکتاتور» بسیج شدند. بعداً کاشف به عمل آمد که دختر نامبرده هرگز وجود خارجی نداشته است. این بلوگ در واقع توسط تام مک مستر Tom MacMaster از دانشگاه ادینبورگ، احتمالاً به حساب ام آی 6 (MI6) اداره می شد.

کشتار در اورلندو نورافکنها را روی چگونگی عملکرد داعش علیه همجنسگرایان متمرکز کرد. با وجود این، قاتلی که خود را وابسته به گروه تروریستی معرفی کرده است، همین فرد خودش یکی از مشتریان دیسکوتک همجنسگرا بوده و دست کم با یکی از مشتریان دیسکوتک همجنسگرا روابط جنسی داشته است. علاوه بر این گویا که طرح او حمله به یک دیسکوتک بوده و نه مشخصاً یک دیسکوتک همجنسگرا.

در هر صورت، کشتار همجنسگرایان منحصر به داعش نیست، بلکه بسیاری از گروه های فرقه ای در بطن مذاهب و ادیان مختلف، و به ویژه گروه های اسلامی در این زمینه فعال هستند. برای مثال طی سالهای 90 ارتش مقاومت پروردگار در اوگاندا که خود را طرفداران عیسی مسیح می دانستند یا امروز که جهاد طلبان به نام محمد به میدان آمده اند. بطور خیلی کلی، بخش بزرگی از یهودیان، مسیحیان و مسلمانان روابط جنسی با همجنس را به مثابه « گناه » تلقی می کنند، گرچه در عین حال می پذیرند که هیچکس در انتخابش نمی داند عاشق چه کسی خواهد شد.

از دیدگاه مردم شناسی، محکومیت همجنسگرائی به نام ادیان و در جوامعی رواج دارد که جهان بینی رایج حاکمیت مردان بر زنان را به رسمیت می شناسد. ولی در جوامعی که افراد دارای حقوق برابرند چنین تبعیضی وجود ندارد.

گزینش « آقای همجنسگرای سوریه» (« Monsieur Gay Syrie » )در سال 2016 به مدیریت صبحی نحاس در ماه مه در استاتبول سازماندهی شد و نه در دیرالزور. برای منتخب « Monsieur Gay Syrie » ویزای شنگن داده نشد، در نتیجه نمی توانست در انتخابات آقای همجنسگرای جهان « Monsieur Gay Monde » در مالت شرکت کند.

© Bradley Secker / Daily Mail

داعش و بعث دو بینش متفاوت از جامعه

همانگونه که پیش از این در یک سال نوشته بودم، «پشتیبانی که داعش در برخی جوامع از آن برخوردار است هیچ ربطی به قرآن و یا مبارزه طبقاتی ندارد. داعش، واکنشی است برای دفاع از نوعی شیوۀ زندگی که در آستانۀ فروپاشی قرار گرفته و جامعه ای خشن که مردان در آن حکومت می کنند، و در عین حال واکنشی است علیه شیوۀ زندگی نوین که در آن زنان نیز از احترام برخوردار بوده و کنترل زاد و ولد، و تنظیم خانواده رعایت می شود.» (1). در نتیجه، کشتار همجنسگرایان برای جهادطلبان ابزاریست که هدفش «فتح قلب و روح» (برخی جوامع) است.

محمد علوش، رئیش هیئت گفتگو کنندۀ مخالفان میانه رو در گفتگوهای ژنو، با پرتاب همجنسگرایان از بام دوما (دمشق) بود که به چنین مقامی ارتقاء یافت.

رئیس هیئت گفتگو کنندگان میانه رو در گفتگوهای ژنو، محمد علوش با پرتاب افرادی که به همجنسگرائی متهم بودند از روی پشت بام ساختمانهای دوما در حومۀ دمشق به شهرت رسید، البته بی آن که پشتیبانان غربی نسبت به کار او اعتراض کنند. گرچه گروه او، ارتش اسلامی (جیش الاسلام) توسط عربستان سعودی تأمین مالی می شود و آموزش این نیروها نیز به عهدۀ مشاوران نظامی بریتانیا بوده، ولی طی گفتگوها از همکاری دائمی مشاور فرانسوی برای امور سوریه برخوردار بود. این دیپلمات، از یک جمهوری لائیک، مداخله کرد تا میزبان سوئیسی تابلوهای نقاشی و مجسمه هائی را بپوشاند، زیرا در غیر این صورت تصاویر عریان می توانست موجب شوک زدگی این الگوی «دموکرات» (محمد علوش) شود. این دیپلمات که خودش با یک دیپلمات دیگر به شکل زوج همجنسگرا زندگی می کند، احتمالاً فکر می کرده است که جنایات محمد علوش نسبت به جنایات «رژیم بشار» دارای اهمیت کمتری ست.

در 13 ژوئن، فرانسوآ هولاند در توئیتر پیغامی منتشر کرد و نوشت : « ضربۀ هولناک کشتار همجنسگراترسیِ بیمارناک (هموفوب homophobe ) در اورلندو به آمریکا و آزادی اصابت کرد. آزادی در انتخاب تمایلات جنسی و شیوۀ زندگی ». رئیس جمهور فرانسه باور ندارد که فردی بتواند عاشق همجنس خود شود، از دیدگاه او مسئله به «انتخاب» مربوط می شود.

امروز، در جهان عرب، که نسبت به مسلمانان جهان در اقلیت هستند، فقط سوریه، سلطان نشین عمان و برخی کشورهای امارات متحدۀ عربی همجنسگرایان را به رسمیت می شناسند.

در اینجا باید یادآور شویم که خلاف تصاویری که بی هیچ تفسیر و بحث و جدلی به اذهان عمومی تحمیل شده، در جمهوری عرب سوریه هرگز هیچکس به دلیل انگیزه ها و تمایلات شخصی مورد اذیت و آزار قرار نگرفته است. همۀ جنایات، واقعی یا غالباً تخیلی که به جمهوری عرب سوریه نسبت می دهند، اکیداً مربوط است به فشارهای اسلامگرایان، برادران مسلمان (به عربی اخوان المسلمین) یا شبکه های جدیدتر مثل القاعده و داعش. در فوریۀ گذشته، روزنامۀ لبنانی که از سوی اتحادیۀ اروپا تأمین مالی می شود، «شرق روز» (L’Orient-Le Jour) و به تمایلات دائمی ضد سوری شهرت دارد، طی مقالاتی چند به مقایسۀ زندگی همجنسگرایان در لبنان و سوریه می پردازد. در حالی که در لبنان جوانانی را که خانواده هایشان به پلیس معرفی کرده اند، بازداشت می کنند. پلیس لبنان تلفن همراه آنان را به هدف جستجوی تصاویر مممنوعه بازرسی می کند، دوستانشان را فرامی خوانند، و تمام افراد مظنون را در ناحیۀ مقعد مورد آزمایش پزشکی قرار می دهند، و سپس آنقدر کتکشان می زنند تا یکی از آنها بقیه را لو بدهد. پس از ترسیم وضعیت همجنسگرایان در لبنان، روزنامه دربارۀ سوریه می نویسد : «در رژیم بشار اسد، انجمن همجنسگرایان روزهای خوبی را می گذراندند» (2).

سوریها موضوع همجنسگرائی را از زاویۀ سازش یا عدم سازش با آن نگاه نمی کنند، بلکه برای آنان این مسئله به امور زندگی خصوصی مربوط می شود. طی هزاران سال تمدن سوریها آموخته اند که تداوم حیات آنان به همبستگیشان گره خورده و فقط با رعایت احترام به زندگی خصوصی هریک می توانند از عهده مشکلات برآیند. در نتیجه ممکن است که در اشکال کلی همجنسگرایان را تحقیر کنند ولی با امتناع از اتهام زنی نسبت به فردی خاص.

حتا اگر مفاد قانون جزائی 1949 ملغا نشده باشد، حزب رئیس جمهور بشار اسد، یعنی حزب بعث فرهنگ بی بدیلی بین کشورهای عربی در سوریه به وجود آورده که پایه و اساس آن احترام به تفاوتهاست. به همین دلیل، روزنامۀ شرق روز از شنیدن حرفهای پناهندۀ همجنسگرای سوری شگفت زده شده بود، زیرا او از دوران خدمت سربازی به مثابه «بهترین سالهای زندگی اش» یاد می کند و تعریف می کند که «همجنسگرایان می توانستند سالن جشن عروسی اجاره کنند و ازدواجشان را جشن بگیرند ». ولی با ورود داعش، مجبور شدند «شلوارهای رنگ صورتی و زرد را پنهان کنند و برای راه رفتن مثل مردها تمرین کنند ».

گرچه بنیانگذاران حزب بعث از انقلاب فرانسه الهام گرفته اند، ولی به ویژه ایدئولوژی آنان محصول فرهنگ سوریه بوده است. و خلاف دیگر کشورهای عرب، سنت دیرینه ای را در احترام به تفاوت شیوه های زندگی تجربه کرده است.

ادیان اهل کتاب و امور جنسی (سکسوآلیته)

یهودیت در سرزمین اورشلیم بنیانگذاری شد و مسیحیت با پل طرسوسی در دمشق. اسلام در عربستان بر محمد نازل شد، ولی قرآن کمی بیش از بیست سال پس از مرگ او به فرمان سومین خلیفۀ، عثمان در دمشق به نوشته آمد و گردآوری شد. عملاً سه دین یکتا پرست از دیدگاه جغرافیائی در سوریه پا به عرصۀ وجود گذاشتند.

در تورات بطور مشخص سه فراز از دربارۀ همجنسگرائی آمده است. بر اساس کتاب لاویان : «تو با مرد همخوابکی نخواهی کرد همانطور ک هبا زن همخوابگی می کنی. کار شنیعی است» (18:22) و « مردی که با مرد مثل زن همخوابگی کند : هر دو به کار شنیعی مرتکب شده اند، باید بمیرند، خون آنان روی آنان جاری خواهد شد» (20:13). در سفر تثنیه ( آخرین کتاب تورات) : « هیچ یک از دختران اسرائیل فاحشه نیستند، و هیچ یک از پسران اسرائیل فاحشگی نمی کند » (23:17).

اگر این فراز ها را در متن تاریخیشان بررسی کنیم، می بینیم که دو فراز اول به بینش پدر شاهی در قبایل آن دوران تعلق دارد، سومین فراز حاکی از محکومیت فاحشگی مقدس است که در معابد قبایل دیگر رواج داشت و به بت پرستی تلقی می شد. امروز یهودیان با ترک خصوصیات قبیله ای دینشان را مجدداً تفسیر و تعبیر می کنند و مشکلی برای پذیرش همجنسگرایان ندارند. غالباً رابطۀ بین روت Ruth و نائومی Naomi، و داوود پادشاه و یوناتان را به مثابه روابط همجنسگرا درک می کنند. ولی، آنانی که روی پیوند انحصاری خدا با قبایل یهودی پافشاری می کنند، همچنان همجنسگرائی را عملی گناه آمیز و شنیع تلقی می کنند. بر اساس این امر، دولت اسرائیل همجنسگرایان را به رسمیت می شناسد، ولی هر ساله گروه لاواها Levaha علیه رژۀ همجنسگرایان اعتراض می کنند، در سال 2005 یک یهودی اولترا ارتدکس 6 همجنسگرا را با چاقو زد.

به گفتۀ اناجیل، مسیح ناصره بی وقفه امور ممنوعه و فرمالیسم یهودیت عهد عتیق را به باد انتقاد می گیرد، در حالی که هرگز پاگانیسم رومی را زیر سؤال نبرده است. او گونه ای از معنویت را بر اساس عشق و قربانی بنیانگذاری کرد و هرگز به مسئلۀ جنسی نپرداخته است. در نتیجه اعلام محکومیت همجنسگرائی از سوی کلیسای مسیحی ناظر برهیچ بنیاد معنوی نمی باشد.

مسیحیان نخستین به دو گروه مختلف تقسیم شده بودند. یهودیانی که مسیح را مهدی موعود می پنداشتند، و پاگانیستهائی که مسیح را به مثابه انسانی کامل تلقی می کردند. گروه اول پیرامون یعقوب Jacques « برادر مسیح» متشکل شدند، در حالی که گروه دوم در دمشق و در انتاکیه گرد هم آمدند. گروه اول از برگزاری عشای ربانی با گروه دوم امتناع می کردند زیرا آنان را « گوی»، به زبانی عبری بیگانه و غیر یهودی می دانستند که از دیدگاه آنان نجس بودند. نخستین گروه زیر سرکوب روم در اورشلیم کشته شدند، فقط گروه دوم زنده ماند.

سرژ قدیس Saint Serge (سرکیس به زبان عربی) و باکوس قدیس Saint Bacchus در شام به مثابه نمونه برای مسیحیان مطرح هستند. تنها نمونۀ زوجی که سنتهای رسمی کلیسائی پیوسته و ستایش شده اند، بزرگداشت افتخارآمیزی که برای زوجهای وصلت کرده قائل نشدند.

در دوران باستان، از جمله در نخستین قرنهای مسیحی، عاشق و معشوقهای همجنس ذوب در جامعه و در نتیجه در کلیسا بودند. در قرن سوم، فرماندۀ یگانه ویژه (Schola gentilium یگانه نخبه در ارتش روم که جایگزین گارد پرتورین شده بود) سرکیس و معاونش باکوس بدست امپراتور ماکسیمین Maximien به جرم گرویدن به مسیحیت و امتناع از بجا آوردن مراسم قربانی به پای خدایان رومی، در نزدیکی رقه (پایتخت کنونی داعش) به شهادت رسانده شدند. هر دو نفر عاشق و معشوق بودند، و به همین مناسبت کلیسا مراسم آدلفوپوئیا adelphopoiia را برای آنها بجا می آورد که معادل مراسمی بود که برای زوجهای همجنس در جامعۀ رومی رواج داشت. باکوس که خلع درجه شده بود و تا پای مرگ شلاق خورده بود، وقتی سرکیس نیز به نوبت خود زیر شکنجه قرار می گیرد، در خواب و رؤیا با لباس افسر رومی بر او ظاهر می شود و تشویقش می کند که از اعتقاداتش دست نکشد و مثل سرباز مسیح بمیرد. از این پس مراسم سرژ قدیس و باکوس قدیس در سراسر شام رایج شد.

ولی فقط از قرن یازدهم و به ویژه با جریان ضد اصلاحات بود که مسیحیان همجنسگرائی را محکوم کردند. سپس روم به فلسفۀ زیستگرائی در پایان امپراتوری روی آورد، به این معنا که هدف در زمینۀ امور جنسی صرفاً تولید نسل است. مسیحیان غرب این تغییر جهت را به استنادِ نامۀ پولس رسول به قُرنتیان (VI:9-10) و نامۀ پولس رسول به رومیان(I:26-28) توجیه می کنند، حتا با تحریف سفر لاویان و سفر تثنیه. بنابر این، علاوه بر اینکه این نوشته ها احتمالاً مفاهیم خیلی متفاوتی دارند، نمی تواند همطراز مقام مسیح باشد. در هر صورت، امتزاج همجنسگرایان در جامعۀ مسیحیِ شام تا قرن هجدهم ادامه می یابد.

در سپتامبر 2015، داعش افراد متهم به همجنسگرائی را در حریتان (حلب، در شمال غربی سوریه) از روی پشت بامها پرتاب می کند. یکی از قربانیان 15 ساله بوده است.

اسلام به مثابه مداخلۀ خدا برای روشن کردن ابهامات الهی شناسانه که بر عربستان سایه انداخته بود معرفی می شود. قرآن با بازخوانی اسطورۀ پیدایش (نخستین کتاب عهد عتیق) به 6 مناسبت از سَدوم و گُمورا یاد می کند :

(7:80-81, 21:74, 26:165-166, 27:54-55, 29:28-30 et 54:33-34)

این آیه ها فقط اخیراً برای محکوم کردن « گناه لوط »، سنگسار همجنسگرایان یا پرتاب کردن آنان از بالای پشت بام تفسیر و تعبیر شده است. در واقع، اسطورۀ لوط Loth دربارۀ روابط بین دو فرد همجنس نیست، ولی انتقادی ست به نبود رعایت احترام عرف میزبانی و تجاوز که صحرا نشینان آن را نشان فرمانبرداری تلقی می کردند. علاوه بر این قرآن لوط را محکوم نمی کند (زیرا از دیدگاه اسلام او یکی از پیغمبران است)، مهمانان را نیز محکوم نمی کند که فرشته های آسمانی اند، بلکه ساکنان سَدوم را محکوم می کند. بسیاری از هنرمندان دوران طلائی از عشق همجنسگرا تجلیل به عمل آورده اند و چندین خلیفه تمایلات عاشقانۀ خود را نسبت به مردان دیگر آشکارا اعتراف کرده اند (برای مثال ال امین، المعتصم، و ال واثق )نام کامل : هارون الواثق باالله بم محمد المعتصم بالله بن هارون الرشید)

در گردهمآئی شورای امنیت به تاریخ 24 اوت 2015، نمایندۀ دائمی ایالات متحده، سامانتا پاورSamantha Power به رهبر سازمان همجنسگرایان سوریه در تبعید واقع در ترکیه اجازۀ سخنرانی داد. مرد جوان از جنایات داعش مطالبی مطرح کرد. ولی در مقابل چشمان حیرت زدۀ و ناامید خانم سفیر، او گفت که از جهاد طلبان گریخته است و از محکوم کردن جمهوری عرب سوریه امتناع کرد.

چه کسی با همجنسگرایان سازش دارد؟

امروز، داعش علیه آنانی که «گناه لوط» را مرتکب می شوند اردو زده است. به ابتکار واشنگتن و سانتیاگو شورای امنیت در سازمان ملل متحد، در 24 اوت 2015 دربارۀ موضوع کشتار همجنسگرایان بدست سازمانهای تروریستی در عراق و سوریه گردهمآئی تشکیل داد.

ولی تعدادی از اعضای شورا در اعلام محکومیت علیه جنایات جهاد طلبان تردید کردند. آنگولا (با %80 مسیحی) و چاد (با اکثریت مسلمان) از سفرایان خواستند که در گردهمآئی شرکت نکنند، در حالی که اعضای دیگری درخواست کردند که گردهمآئی در پشت درهای بسته صورت گیرد، به شکلی که صورتجلسه ای در دسترس نباشد و شورا از هر گونه بیانیۀ رسمی خود داری کند.

نمی دانیم فقط جرائم و جنایات داعش را بررسی کرده اند و یا گروه های جهاد طلب دیگر نیز مد نظر بوده اند. در سپتامبر 2013، جبهۀ النصره (القاعده) که افسران ترکیه و فرانسه آنرا سازماندهی کرده اند، تلاش کرد تا شهر کوچک معلوله در 40 کیلومتری دمشق را تصرف کند. این شهر به مثابه هدف نظامی هیچ ارزش استراتژیکی و یا تاکتیک نداشت، ولی در وصف این شهر کوچک می توانیم بگوئیم که نماد مسیحیت در شرق است. قدیمی ترین شهر مسیحی در جهان، از سال 35 با پولس طرسوسی Paul de Tarse و تکل قدیسه Sainte Thècle. معلوله مدعی ست که سنمت مسیحیت اولیه را حفظ کرده و از انشعابات بین کاتولیک و ارتدکس بدور مانده است. جهاد طلبان علیه هرگونه بازنمائی مسیحی و خاصه مجسمۀ بزرگ مریم (گرچه در قرآن از او تجلیل به عمل آمده و مورد احترام مسلمانان است)، شمایلهای تکل قدیسه Sainte Thècle (که البته کاتولیکها او را به مثابه قدیسه به رسمیت نمی شناسند، زیرا او [هفت آئین] (sacrements) را مثل مردان بجا می آورد، ولی ارتدکسها او را سیزدهمین حواری می دانند) به همینگونه دو صومعه سرای سرکیس قدیس و باکوس قدیس. ولی کلیساهای کاتولیک و ارتدکس که از ساکنان معلوله پشتیبانی کردند، به این وجهه از مسائل و رویدادها نپرداختند.

بطور مشخص، غربی ها دربارۀ پذیرش همجنسگرایان به مثابه عضو اجتماعی چندان صادق نیستند. از این موضوع به مثابه نماد برای جوامع آزاد استفاده کردند ولی در عین حال آن را تحریف کردند تا بگویند که جمهوری عرب سوریه یک رژیم سرکوبگر است. ولی دروغ سمّی «دختر همجنسگرا در دمشق » و به همینگونه تلاش برای تحریف صبحی نحاس (نمایندۀ همجنسگرایان سوریه)به شکست انجامید. بر عکس، هرگز از پشتیبانیِ القاعده دست نکشیدند، حتا وقتی به صومعه سراهای سرکیس قدیس و باکوس قدیس حمله می کردند، یا وقتی محمد علوش همجنسگرایان از پشت بامها به پائدین پرتاب می کرد.

[1] “ از پشتیبانی شهروندان تا داعش تنگنای سازمان سیا”, بوسيله ى تی یری میسان‬, ترجمه حمید محوی, شبکه ولتر, 16 مارس 2015, www.voltairenet.org/article1…

[2] « J’ai caché mes pantalons roses et jaunes, et je me suis entraîné à marcher d’une façon masculine », Chérine Yazbeck, L’Orient-Le Jour, 8 février 2016

لینک متن اصلی در شبکۀ ولتر :

http://www.voltairenet.org/article188535.html

لینک متن در گاهنامۀ هنر و مبارزه/جغرافیای سیاسی

ترجمۀ حمید محوی

telegram_majaleh

3 Comments on داعش و همجنسگرایان

  1. رفیق عزیز حمید محوی درود برشما،
    شما در عین بینش دقیق خود و تیری میسان در باره کشورهای عربی در وقایع نگاری دورانهای مختلف نظامهای دینی بخصوص اسلامی و کنونی، دارای یک نقص تعیین کننده، شکننده و «نظرخود تقلیب» کننده میباشد که به نتیجه‌ای معکوس در بین مجموعه‌ای از افراد که روزانه ۱۰ تا ۱۴ ساعت کار از عضلاتشان کشیده و یا به بیگاری کشیده می‌شوند و تازه گاهی شش ماه هم بهای نیروی کار برای بازتولید آنرا هم نمیپردازند، این کارگران شما را بر علیه خود و از شاخداران یانکی و نوع شاهنشاهی- روحانی در مییابد و گوشش را میبندد.
    آنچه مربوط به دین در دوران کنونی میگردد، نــــه مانند ایام باستان، «دین تریاک توده ها/مارکس» میباشد.
    لنین این دانشجویی که بکارگران پیوست و همیشه خود را کارگر میدانست واز ما کارگران سخن می‌گفت جمله مارکس را در عصر امپریالیسم به «دین تریاکی برای توده ها» تکامل داد و سیاست طبقه کارگر روسیه (آسیای پیشرو) که بجای تفنگ و مهمات با عکس مسیح بجلوی گلوله های آتشین آلمانی ها فرستاده میشدند را تکامل داد و به نام صلح دولت کارگری همراه با استالین فرمان در آغوش گیری سربازان جبهه مقابل و صلح بین آنان و تیرباران بلافاصله فرماندهانی که از آن جلوگیری کنند اعم از روسی و یا آلمانی را از ایستگاه رادیویی صادرکردند. که نتیجه آن بر همگان روشن است.
    لنین آنچنان رفتاری را انتخاب کرد که یک غیر سیگاری فهیم در کنار یک سیگاری دارد و ظلم اورا ضعف او در اثر اعتیاد دانسته و بر علیه وی دعوا راه نمی اندازد، بلکه منسجم تر با حالتی متهوع و نا مطبوع از دود سیگار، بفکر مبارزه با شرکتهای دخانیاتی و شرکتهای خصوصی پزشکی که از بیماری‌های ناشیه میلیارد ها دلار بجیب میزنند و دولتیان راحت طلب و لبی ایست ها شرکتهای تبلیغاتی… که همگی در پروسه سرمایداری از حلقه های جداناپذیر آنند، میافتد وعزم مبارزه اشن در این راه را جزم تر مینماید.
    اما، اما … نتیجه روشنگری شما مبارزه بر علیه تنباکو و مصرف کننده آنست که «خدای ناخواسته» شباهتی با اعمال دنکیشوتی که بسیار عاقل بود دارد.
    شما اعتراض دارید که چرا اسلام در ایران کارگران را شلاق میزند، توگویی دین یهود و یا دین مسیح بهتر از آن کرده و یا اکنون با کارگران خارجی نسب و یا کارگران رده پایین داخلی کشور خود بهتر رفتار مینمایند. اینرا از هر کارگر افغانی در ایران بپرسید باوجودیکه در شرایط خفا(نوعی حس دزدی داشتن و زندگی قاچاقی با نداشتن اجازه کار مانند همه ماها در زمانهای جوانی در اروپا) و شرایط سرمایداری تری (درنده خوتری) قرار دارند، اسلام را بجای سرمایدار نشاندن را بچگانه میدانند. وی بخوبی میداند که این شلاق که بنام اسلام بر پشتش وارد می‌شود و از عضلاتش سود چلانده می‌شود همانا شلاق سرمایدار است که در جهان کنونی اکثر کت کراواتی میباشند(البته با لبخند تلخی که بشما تحویل خواهند داد).
    زیرا اسلام را بدون اینکه بدانند چرا مسلمان هستند از آن خود دانسته و بمعنی همبستگی خود با گروهی معین در مدرسه و محیط کار و تفریح و رفت و آمد ها- در دایره بزرگ خانوادگی(اگر کارگران بدان قادر باشند) میداند و اینرا بدون اثبات برادری از طرف شما که همان تبلیغ مبارزه طبقاتی باشد از وی گرفتن، بدشمنی بشما تبدیل میگردد.
    آیا در گفته خود: …« در منطق اعتقادی آنان، پاسداران واقعی مریم مقدس هم آنان هستند. »… خود بدان اعتراف نمیکنید، که این اسلام داعشی، بانی و طرقدار واقعی مریم مقدس هستند تا سرکردگی امپریالیستی و از همه مهمتر استعمارگری ام. آمریکا را پاسداری نمایند؟؟ که باز در ادامه به «یکتا پرستی» و مبارزه برعلیه «بت سنگی و طبیعت مادی پرستی» انحراف پیدا میکنید!!
    شما باز هم دین اسلام را با ادیان دیگر مقایسه کرده و به نتیجه: …«در نتیجه اسلام یعنی این که ما با یک بیماری خطرناک سروکار داریم،…»
    آیا هرگز از «خانه های وحشت در انگلستان کشور«مادر» «دمکراسی مدرن» چیزی شنیده‌اید که کارگران را نه تنها با شلاق بلکه کودکان را زیر ۷ سال بکار وامیداشتند و بیست ساله بزیر خاک میفرستادند و همه آن‌ها را بنام « لُرد» و بپارسی خودآی انجام میدادند. { چیزی بمعنای ارباب «آقا و امروزه همچنین آغا، زنان ملا همانند خانم سچر خونخوارترند»}
    چرا حاضر نیستند که نطق آقای «رهبر معظم» سید علی خامنه ای در دانشگاه تهران در نماز افطاری سه روز پیش برای نخبگان آگاه جامعه ایرانی و مشتی بله گو و ۲۷۳ نماینده از تقریباً ۳۰۰ نماینده که آن‌ها را سرلوحه کار خود کرده‌اند را از نظر یک کارگر نقد نمایید.
    که خیلی بهتر میتوانید بما نشان دهید که در مقابل منافع سرمایداران «علم و پیشرفت علمی» حتی در فنون ساخت وساز و صنعت» همگی بمفهومی:؛ شبیه به مفهوم «اقتصاد مال خر است»‌، میگردد!!
    سرمایدار ایرانی و حتی تمام سرمایداران دیگر کشورها توانسته اند با چنین شعار های «دین پرستی»، «عادات ملی پرستی» «تغذیه مخصوص مارخوری خوک خوری قورباقه و ملخ خوری و سیب زمینی خوری…» و مسخره کردن و خوار کردن دیگری، خون کارگران را مکیده و بر قدرت سفت چسبیده اند.
    ولی ما، متأسفانه فقط از حماقت عمامه، گوشت خوک نخوردن، اجازه کونی بودن نداشتن، اجازه داشتن فرهنگ بدن آزاد FKK نداشتن…اجازه زن- بازن(طبقی ها) نداشتن درمقابل اینتلیگنس «تیزهوشی» مدرنیته و فکل و کراواتی که از ساعت ده ببعد تمام رسانه‌های آنان چنین بینشی را هر ساعت ده دییقه بعنوان تبلیغات کالای مصرفی (پیام بازرگانی)، بعنوان تبلیغات کالای زن و کالای مرد میباشد را بخورد کارگران و زحمتکشان میدهند.(لااقل تا زمانی که من تلویزیون داشتم/ کهل شرودر/ارت ال/ سات…).
    باید دوباره به ارزش‌های حزب توده سالهای ۲۰ و سی رجوع کنیم و افکار و کردار آنان را با دقت و رعایت موقعیت جهان کنونی، بازفراگیری کرده و روشن‌گری نماییم. ما نظریاتی چون نظریات احسان طبری های بسال۲۰ ، خسرو روزبه ها، احمد قاسمی ها، غلامحسین فروتن ها امیرخیزی ها و ۵۴ تن شاگردان رفیق تقی ارانی که ایرج اسکندری هم جوانترین آنان بود تا سالهای نگرویدن به رویزیونیسم خروشچفی/برژنف/گارباچفی را لازم داریم. که دوای درد تمام ادوار آینده ایران خواهد بود.
    حزب توده ایران فقط با یک شعار کوتاهِ «آخوند خوب یا ملا … قم خوبه یا کاشون لعنت به هردوتاشون» چه ضربه هولناکی به خرافات پرستی و سوء‌استفاده های عمامه داران از دین و خرافات پرستی مردم برای انتخاب شدن در مجلس بدست آوردند!!؛
    که در آنزمان درست و بجا بود، زیرا با وجودیکه صنایع و جامعه ایرانی هنوز توسط سرمایداران محلی باین پایه تکامل و شناخت تقسیم جهان مابین نیروهای امپریالیستی و سیاست «عقب نگه داشتن کشور ها که لنین بیان داشته بود»، نرسیده بوده است ولی با کار بی مانند و هنری نویسندگی و کارخانه ای خیابانی اداره ای در پهنه مبارزه طبقاتی بجا بوده و با اثر بود و هردو آیت الله به چوب گهی تبدیل گردیدند.
    **لطفاً هرکس کتابی یا سایتی را میشناسد که شعارهای حزب توده درآن موجودند و یا در حافظه خود دارد در مجله محترم هفته اعلام دارد و اجر خود را دریافت دارد.**
    من با نفرتی که از لغت هم جنس گرایی دارم که هیتلر برای اولین بار توسط اشخاصی چون گوبلز اختراع و به فرهنگ لغات انسانی توبخوان «علمی» اضافه کرد، همان لغت کونی گرایی به آلمانی شوول و یا دادن و کردن آن میباشد که از خواص پادشاهان و فئودال ها که حتی حافظ هم «از پسری حوری صورت» سخن گفته است بوده است؛
    رفیق عزیز و همره مبارزه طبقاتی من از رک گویی و گاهی بی محل گویی های من دلگیر نگردید و آنرا بپای حساب نا اهلی بودن «وحشی» بودن و عدم داشتن تمدن بگذارید.
    بامید مبارزات طبقاتی طولانی درکنار شما
    سپیده
    سوم تیرماه نود وپنج

    دوست داشتن

    • حمید محوی // ژوئن 25, 2016 در 8:37 ب.ظ. //

      رفیق سپیدۀ گرامی ممنون از انتقادات شما. متأسفانه خطر پیغامهای کوتاه همین است که می تواند در قرائت جای تردیدها و ابهاماتی را برای خواننده به وجود بیاورد. در مورد اعتقادات کارگران ایرانی و روشی که ما باید در پیش بگیریم…چند روز پیش در یکی از گزارشات (احتمالاً از سوی مدافعان حقوق کارگر که بخاطر کاری که انجام می دهند دست مریزاد دارند) آمده بود که گروهی از کارگران (معدن…) برای حل مسائلشان رفته بودند نزد امام جمعه. روشن است که کارگران نیز می توانند ارتجاعی باشند، و به دلایل وضعیت کلی ایران، اختناق هزاران ساله نمی توانند درک کنند که تا چه اندازه امام جمعه می تواند طرفدار سرمایه دارها و حافظ و ضامن جامعۀ طبقاتی و یا نظم طبقاتی باشد. البته انتقاد شما نیز کاملاً صحیح است، اسلام تنها دینی نیست که روی دروغ و کلاهبرداری متافیزیک بنا شده و با زور و شلاق و بریدن سر و دست وپا روی پایش ایستاده، تمام ادیان یکتا پرست مبلغ مرگ مضاعف هستند و همیشه در انقلابی ترین حرکاتشان روحانیت یکتا پرست سرانجام با طبقۀ حاکم متحد شده است.

      دوست داشتن

  2. حمید محوی // ژوئن 22, 2016 در 5:09 ب.ظ. //

    متن زیر در واقع یادداشتهائی بود که من برای نویسندۀ مقاله تی یری میسان نوشته بودم که در اینجا با اضافه کردن یکی دو خط به نوشته هایم به فارسی ترجمه کردم. (…)
    وقتی از عصر طلائی اسلام حرف میزنیم (برای تعیین یا نامیدن دوره ای تاریخی…با قطع نظر از محتوای آن) این خطر وجود دارد که با نظریات رایج به ویژه نزد اپوزیسیون های ایرانی-پنتاگونی در تلاقی قرار بگیرد، زیرا از آخوند خوب و آخوند بد حرف میزنند، در حالی که این نظریه تقریباً شبیه همان اصطلاح رایج است که بین تروریست افراطی و تروریست میانه رو تفکیک قائل می شود. به این نکته باید اضافه کنم که خود جمهوری اسلامی ایران نیز مدعی و مشوق تولد مجدد « رنسانس » اسلام یا « عصر طلائی » است ولی می بینیم که عصر طلائی نیروهای مولد ایران را به دلیل طبیعی ترین فراخواستها به ضربات شلاق محکوم می کند. در نتیجه باید بپرسیم عصر طلائی یا عصر زامبی zombie ؟ در اینجا عصر زامبی به مفهوم دوران گذشته است، یعنی دین و اعتقادی مرده که دوباره به زندگی باز می گردد تا انسانها را با ولعی سیری ناپذیر از هم بدرد و مرگ مضاعف را حاکم سازد.
    موضوع دوم تخریب مجسمۀ مریم مقدس توسط جهاد طلبان است، باید در نظر داشته باشیم که حرکت مخرب جهاد طلبان از روی بی احترامی به قدیسه نبوده و نیست، کاملاً بر عکس، در منطق اعتقادی آنان، پاسداران واقعی مریم مقدس هم آنان هستند. (البته جهاد طلبان جنایات دیگری مرتکب شده اند…)برای درک این موضوع باید در نظر داشته باشیم که اسلام بازنمائی را ممنوع کرده است، و تصور می کنم برخی مسیحیان نیز از همین اعتقاد پیروی می کنند. در نتیجه نمی توانیم به جهاد طلبان روی این موضوع انتقاد کنیم و بگوئیم که با تخریب مجسمۀ به مریم مقدس بی احترامی کرده اند. بلکه مسئله این است که این اسلام است. همۀ امور این دین به زور و با خشونت انجام می گیرد. روی این موضوع می توانیم تأخیر کنیم. اسلام از آغاز هیچ دلیل و برهانی بجز تهدید، قتل، غارت، جنایت و بریدن سر و تجاوز به زن و بچۀ مردم و به بردگی کشیدن انسانهای آزاد نداشته است. در نتیجه اسلام یعنی این که ما با یک بیماری خطرناک سروکار داریم، متأسفانه نظام سرمایه داری به شکل گسترده از بیماری روانی و از خودبیگانگی و از جمله یکی از سنگین ترین بیماری های خطرناک یعنی اسلام نیز سوء استفاده می کند، و برعکس، یعنی به این بیماریها دامن می زند.

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: