اخبار ایران و جهان

روسیه: «کشور امپریالیستی» و یا کشوری مخالف امپریالیسم؟

kenfm-klaus-hartmann

 آیا در مقابل تبلیغات ناتو عاجز و ناتوانیم؟ در درگیری‌های موجود در اوکرائین و یا روابط با روسیه مجدداً شاهد روندی هستیم که از مدتها پیش در بخش‌هائی از جنبش صلح وجود دارد و ریشه دوانده است. از میلوسویچ تا قذافی و اسد همواره یک داستان کهنه تکرار می‌شود: اول آنها (به اصطلاح چپ‌ها و صلح دوستان) قبل از این که تجاوز آمریکا/ناتو را محکوم کنند ، بطور کامل راه خود از فردی که مورد حمله قرارگرفته جدا می‌کنند، با این که تجاوزگران همیشه اتهامات مشابهی سرهم‌بندی می‌کنند و القاب مشابهی بکار می‌گیرند: «دیکتاتور»، «حاکم»، «رژیم»، «جلاد»، «هیتلر نوین». در کنار تاثیرات مطلوب جنگ روانی پیامی دیگر مورد نظر است، مبنی بر این‌که: رهبری سیاسی (کشوری که باید مورد حمله قرار گیرد) نامشروع، یعنی یاغی است و در نتیجه حقوق بین‌المللی شامل حال او نمی‌شود.

منبع: freidenker.org

نويسنده: کلاوس هرمان، ريیس انجمن آزاداندیشان آلمانی

تارنگاشت عدالت

روسیه: «کشور امپریالیستی» و یا کشوری مخالف امپریالیسم؟

(…)

آیا در مقابل تبلیغات ناتو عاجز و ناتوانیم؟ در درگیری‌های موجود در اوکرائین و یا روابط با روسیه مجدداً شاهد روندی هستیم که از مدتها پیش در بخش‌هائی از جنبش صلح وجود دارد و ریشه دوانده است. از میلوسویچ تا قذافی و اسد همواره یک داستان کهنه تکرار می‌شود: اول آنها (به اصطلاح چپ‌ها و صلح دوستان) قبل از این که تجاوز آمریکا/ناتو را محکوم کنند ، بطور کامل راه خود از فردی که مورد حمله قرارگرفته جدا می‌کنند، با این که تجاوزگران همیشه اتهامات مشابهی سرهم‌بندی می‌کنند و القاب مشابهی بکار می‌گیرند: «دیکتاتور»، «حاکم»، «رژیم»، «جلاد»، «هیتلر نوین». در کنار تاثیرات مطلوب جنگ روانی پیامی دیگر مورد نظر است، مبنی بر این‌که: رهبری سیاسی (کشوری که باید مورد حمله قرار گیرد) نامشروع، یعنی یاغی است و در نتیجه حقوق بین‌المللی شامل حال او نمی‌شود.

در این شرایط اگر کسی اصرارداشته باشد و تکیه کند که «دوست» فردی که هیتلر نوین نام گرفته نیست، نه تنها بیچاره، بلکه به شکل غیرقابل وصفی احمق نیز هست به این دلیل که رئیس کشور نامبرده این رفیق صلح دوست ما را اصلاً نمی‌تواند بشناسد. فاصله‌گرفتن مداوم محافل جنبش صلح که ما از مدتها شاهد آنیم، این برداشت کشنده را بدنبال دارد: «دلایل حمله زیاد هم غلط نیست هرچند که ما مخالف بمباران هستیم» که تاکنون پیامد ویرانگری برای توانائی بسیج مردم  با خود بهمراه داشته است. و در جنگ بعدی: روز از نو  و روزی از نو.

و امروز علیه روسیه. در اصل جنگ‌‌های نظم جهانی از دهه ۱۹۹۰ تا کنون همواره غیرمستقیم علیه روسیه  و در جهت «بازداری» و محاصره نظامی این کشور بوده است. ناتو مجدداً به وظیفه اصلی و اولیه علت تاسیس خود بازگشته، اکنون علیه  سرخ‌ها نیست بلکه علیه دشمن سال ۱۹۱۴ و قبل از آن استروزنامه «هامبورگر آبندبلات» روز ۳ مارچ ۲۰۱۴ عنوان سرمقاله خود را این‌طور انتخاب کرده بود: «بحران اوکرائین به شکل کشنده‌ای سال ۱۹۱۴ را بخاطر می‌آورد»

و کنسرن ‌های رسانه‌ای این سازوکار را با عنوان‌هائی مثل «تقلب انتخاباتی پوتین»، «آرادی برای خودورکفسکی»، «روسیه از جلاد سوری پشتیبانی می‌کند»، «آزادی برای اعضای پوسی رایت»، «المپیای پوتین»، «غصب کریمه توسط پوتین» و غیره مشایعت می‌کنند. رسانه‌های توده‌ای از کلیه امکانات خود استفاده می‌کنند تا مصرف‌کنندگان را روی خط غرب نگاه دارند. هرکس سرپیچی کند فوراً به لقب «هوادار روسیه» و یا «رفیق پوتین» با بار منفی مفتخر می‌شود.

جالب توجه است که مردم نسبت به جنگ‌های قبلی متفاوت و بسیار حساس‌تر و گوش‌بزنگ‌تر برخورد می‌کنند. نظرپرسی‌ها و سیل نامه‌های اعتراض آمیز به هیات تحریریه رسانه‌ها مبین این امر است. با تبلیغات دروغ و اطلاعات گمراه‌کننده علناً مخالفت صورت می‌گیرد. ظاهراً بسیاری از مردم دریافته‌اند که اوکرائین نسبت به صحنه‌های دیگر جنگی به آنها نزدیکتر است و خطر به آتش کشیده‌شدن جهان روز بروز نزدیکتر می‌شود. ۷۵¬ درصد مردم آلمان مخالف حضور بیشتر ناتو در اروپای شرقی هستند (infratest dimap)، ۷۷ درصد مردم  انتقاد غرب به روسیه را متزورانه می‌دانند (تاگس‌اشپیگل)، ۸۹ درصد مردم خواستار تعامل بجای منزوی ساختن روسیه هستند (infratest dimap) و همین‌طور ۸۹ درصد مردم با راهی که پوتین دنبال می‌کند، تفاهم دارند (ntv).

و اکنون چپ‌ها و هواداران جنبش صلح در این وضعیت چه واکنشی نشان می‌دهند؟ آیا جوی که در بین مردم موجود است تقویت خواهند کرد و از آن برای بسیج مردم بهره خواهند گرفتند؟ و آیا اکنون آنها با روسیه اعلام همبستگی خواهند کرد؟

اصلاً و ابداً!

بخش‌هائی از جنبش نه تنها تردید نشان می‌دهند، بلکه فله‌ای آن را رد می‌کنند.

(…)

متن کامل در: freidenker.org

telegram_majaleh

1 Comment on روسیه: «کشور امپریالیستی» و یا کشوری مخالف امپریالیسم؟

  1. آقای کلاوس هرمان مسول سازمان صلح کشور آلمان،
    هر نظریه‌ای در جنبشی، برخاسته شناخت روزانه مردم آن دیار در حین تولید و زد و خورد در این فرآیند بدست آمده که بدهان نمایندگان طبقات مختلف آن بیان میگردد.
    آقای کلاوس هرمان شما و من! چرا فراموش مینماییم که در جنبش صلح در سال ۱۹۸۷ در شهر بن پایتخت قدیم آلمان، نماینده جنبش صلح در جلسه ای برای برگذاری «اُسترن مارش» اعلام کرد،‌ «ما آنقدر بمردم دروغ گفته‌ایم که دیگر کسی مارا باور نمیکند، و استرن مارش میلیون نفری بسمت صفر میرود».
    چه کسانی از «زگذار مسالمت آمیز، زندگی مسالمت آمیز و مسابقه مسالمت آمیز …» تا آمدن یلتسین سخن میگفتند؟ حتی تا اوایل زمان پوتین آنرا ادامه میدادند؟ آقای هرمان آیا شماهم جزو آنان نبودید؟
    ولی مردم اینطور که شما بیان میدارید نفهم نیستند که حقایق را نبینند و همانطور که خودتان با شاهد هایی از رسانه‌های رسمی کشور آلمان اعتراف کرده اید: «۷۵ درصد مردم آلمان مخالف حضور بیشتر ناتو در اروپای شرقی هستند (infratest dimap)، ۷۷ درصد مردم  انتقاد غرب به روسیه را متزورانه می‌دانند (تاگس‌اشپیگل)، ۸۹ درصد مردم خواستار تعامل بجای منزوی ساختن روسیه هستند (infratest dimap) و همین‌طور ۸۹ درصد مردم با راهی که پوتین دنبال می‌کند، تفاهم دارند (ntv).»؛
    مردم حقایق را می‌بینند و درست را هم تشخیص میدهند ولی آنها یک چیز را باور ندارند و آنهم گفته‌های نمایندگانی که باید آنان را نمایندگی نمایند چه از چپ که شما «بخش‌هائی از جنبش نه تنها تردید نشان می‌دهند، بلکه فله‌ای آن را رد می‌کنند.» بیان میدارید وخیلی از چپ های ام ال دیگر، قادر بدیدن تفاوت بین پوتین با مرکل و ابوما با شی جین پینگ… نیستند.
    آن‌ها در تجربه زندگی روزانه خود می‌بینند که همه آن‌ها دارای اقتصادی بیلیارد دلاری و یورویی هستند که از گرده مردم، بخصوص کارگران کشورهای خود استحاله میشود!
    همه این کشورها تا دندان مسلح هستند و همه آن‌ها بپای جنگ بعدی می‌روند!
    همه آن‌ها این صنایع جنگی و میزهای رولت قمار بورسی را در کنار یکدیگر و با کمک یکدیکر سالیان درازی سامان داده‌اند و همگی با هم از آن‌ها بهره برده اند.
    همگی آن‌ها درکنار یکدیگر و با کمک یکدیگر همدیگر را پاره پاره کرده و در امر «از هم دریدنِ» خودهیچگونه کوتاهی نکرده و نمیکنند.
    هیچ نیرویی تا کنون باین مردم که آقای کلاوس هرمان «نمایندگان آنان را چپها نامیده است» این پدیده را تاکنون توضیح نمیدهد که چرا پوتین نماینده سرمایداران روسی اکنون اعتراف میکند که: اسپوتنیک: «رییس جمهور پوتین: ما در مورد صنایع اتمی ایران اشتباه میکردیم»، آنهم زمانیکه بیش از دویست میلیارد یورو صنایع اتمی ایران در اثر برجام چای که روسیه هم در آن نقش مهمی بازی میکرد خسارت خورد.
    چرا تاکنون و حتی هیمن اکنون عضو سه ابراهرم بانک جهانی و… که بدست ام.آمریکا باشرکت اروپای غربی اداره می‌شود و امیال آنان را دنبال میکند، عضو هستند؟
    آری این‌ها دلایل کوچکی هستندکه همواره این «چپ ها» از ترس فهم مردم، خود را در مورد نقش مثبت و تاریخساز محور مقاومت فلسطین سوریه عراق ایران و روسیه بکوری میزنند! و حاضر نیستند پشت سر کسانی بایستند که همان سیاست نیم قرن گذشته خود را دنبال میکنند!!

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: