اخبار ایران و جهان

حلقه ضعیف زنجیر

yelsin_clinton

۲۵ سال پیش بوریس یلتسین به ریاست جمهوری روسیه انتخاب شد. در آن زمان دیگر کسی تعجب نمی‌کرد. در اوج اغتشاشی که تاچندی پیش‌از آن هیچ‌کس قادر به درک جزئیات آن نبود، بوریس یلتسین ريیس کاریسماتیک شورای عالی فدراسیون سوسیالیستی جمهوری روسیه شوروی RSFSR روز ۱۲ ژوئن ۱۹۹۱ به ریاست جمهوری این کشور انتخاب شد. او میخ‌های تابوت اتحاد جماهیر شوروی را کوبید.

 

منبع: دنیای جوان

نويسنده: راینهارد لائوترباخ

تارنگاشت عدالت

۱۱/۱۲ ژوئن ۲۰۱۶

 

۲۵ سال پیش بوریس یلتسین به ریاست جمهوری روسیه انتخاب شد. او میخ‌های تابوت اتحاد جماهیر شوروی را کوبید

در آن زمان دیگر کسی تعجب نمی‌کرد. در اوج اغتشاشی که تاچندی پیش‌از  آن هیچ‌کس قادر به درک جزئیات آن نبود، بوریس یلتسین رئیس کاریسماتیک شورای عالی فدراسیون سوسیالیستی جمهوری روسیه شوروی RSFSR روز ۱۲ ژوئن ۱۹۹۱ به ریاست جمهوری این کشور انتخاب شد. او ۵۷٫۳ درصد آرا را به خود اختصاص داد. درست یک‌سال قبل از آن، روز ۱۲ ژوئن ۱۹۹۰ شورای عالی  RSFSR استقلال جمهوری و در نتیجه تقدم قانون‌گذاری این کشور نسبت به قانون‌گذاری اتحاد جماهیر شوروی را اعلام کرده بود.

اگر از جنبه رسمی نگاه کنیم انتخابات ریاست جمهوری در روسیه روز ۱۲‌ژوئن ۱۹۹۱ در اصل کاری را که میخائیل گارباچف چندماه پیش در سطح جمهوری‌ها انجام داده بود به پایان رسانید: جایگزین کردن قدرت حزب کمونیست توسط مقامات جدید قدرت که از طریق انتخابات عمومی برسر کار آمدند. اما از نظر محتوائی این انتخابات دارای پیامدهای بمراتب سنگین‌تر از تجزیه‌ هر جمهوری دیگری حتا جمهوری اوکرائین بود. زیرا که اعلام استقلال روسیه به معنی تخلیه مغز و محتوای اتحاد شوروی بود. گارباچف که امیدوار بود با الگوبرداری از رقیب بزرگ، ایالات متحده آمریکا و با ایجاد مقام ریاست جمهوری اتحادشوروی مشروعیت کافی کسب کند، اکنون تبدیل به پادشاهی بی تاج و تخت شد. روسیه سه‌چهارم سطح اتحاد جماهیر شوروی را تشکیل می‌داد و بخش عمده منابع طبیعی و صنایع و هم‌چنین نیمی از جمعیت آن در این کشور بود. اگر اتحاد شوروی می‌توانست امیدوار باشد که بدون کشورهای بالتیک و یا جمهوری‌های قفقاز با آغازی نوین، در مقایسی کوچکتر و شاید هم با مشکلات کمتر به حیات خود ادامه دهد، شوروی با خروج روسیه به دستکشی خالی و درون‌تهی شباهت داشت. و آقای گارباچف،ستاره محبوب بین‌المللی رسانه‌ها مبدل با فرد مفلوکی شد که اکنون مجبور بود با رئیس جمهور جدید و پرقدرت روسیه یلتسین در مورد حقوق بازنشستگی خود تعامل کند.

میخائل گارباچف پس از این که سیاست پرسترویکا و گلازنوست او با انتقادات فزاینده درون حزبی روبروشد نقش رهبری کننده حزب را در سال ۱۹۸۸ زیر سئوال برده بود. در سال ۱۹۸۹ در کنگره انتخابی نمایندگان خلق، فراکسیون کمونیستی  که از نظر کمی دراصل قوی‌ترین فراکسیون بود، به سرعت انشعاب کرد و به گروه‌های مختلفی تقسیم شد. «گروه بین‌المنطقه ای» از همه گروه‌های دیگر سروصدای بیشتر به راه انداخت. این گروه از به اصطلاح کمونیست‌هائی تشکیل می‌شد که همراه با دگراندیشان ضدکمونیست قدیمی قصد داشتند هرچه سریعتر سوسیالیسم را به کاپیتالیسم متحول سازند. این گروه از پوپولیسمی بی‌بندوبار  کمک می‌گرفت و به مردم وعده برآوردن کلیه نیازهای آنان را می‌داد و وقتی که غیرقابل اجرا بودن پیشنهادات آنان گوشزد و مطرح می‌شد، فوراً آن را به پای سیاست‌های سابق سوسیالیستی می‌نوشتند. هر چه وضعیت اقتصادی و تامینی مردم ماه به ماه بدتر می‌شد، این تبلیغات شدیدتر می‌گردید. در این زمان هنوز بودجه جماهیر و توزیع منطقه‌ای این بودجه هنوز رسماً موجود بود و در نتیجه رفته رفته هریک از مناطق احساس  بی‌عدالتی در توزیع بودجه کرده و جمهوری‌ها از پرداخت سهم تعیین شده خود به صندوق مرکزی سرباز زدند. بدنبال آن بانک مرکزی دستگاه چاپ اسکناس را به راه انداخت و تورم شدیدی را بوجود آورد.

این روند باعث شد تا فکر استقلال تک تک جمهوری‌های اتحاد شوروی مقبول افتد، همین طور در روسیه که بزرگترین بخش اتحاد شوروی را تشکیل می‌داد و بیش از همه مجاز بود خود را با اتحاد شوروی یکی بداند. قابل درک بود که جمهوری‌های آسیائی که در سیستم توزیع و تقسیم بودجه عمدتاً «مناطق دریافت‌کننده» محسوب می‌شدند، آن بخش از کشور در حال اضمحلال بودند که تا لحظه آخر جزو هواداران بسیار جدی وحدت شوروی باقی‌ماندند. روسای احزاب کمونیستی این کشورها در پایان روند انحلال اتحاد شوروی توسط بوریس یلتسین در نوامبر ۱۹۹۱ از شرکت در پروسه تصمیم‌گیری دور نگاه داشته شدند تا نتوانند اخلالی در این کار پدید آورند. آنها با یک هفته تاخیر از تصمیمات روسای جمهور روسیه، بلاروس و اوکرائین در مورد انحلال اتحاد شوروی تا پایان سال مطلع شدند. یلتسین نشان داد که دیگر نیازی به آنها نیست. جانشین او ولادیمیر پوتین با رفتار درست نسبت به جمهوری‌های آسیايی عضو کشورهای مستقل همسود کوشش کرد تا کوزه شکسته و آب ریخته را جبران کند که البته تاکنون کاملاً موفق نبوده است.

 

telegram_majaleh
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: