اخبار ایران و جهان

تحولات وتصمیم گیرهای تازه درجنگ سوریه

syria_kurd

تحولات وتصمیم گیرهای تازه درجنگ سوریه

توافقات سه گانه وتعیین کننده برمناطق جنگی شمال وجنوب حلب وشرق سوریه

ارسال امکانات کامل نظامی روسیه وایران وتعطیل موقت مذاکرات ژنو

سایت نویسندگان اردنی ، چهاردهم جون 2016

مترجم :احمد مزارعی

هم اکنون وبرای اولین بار ، پس از بیست وهفتم فوریه سال جاری ، اطلاعیه های نظامی سوریه وروسیه در مورد بمبارانهای مناطق روستاهای اطراف حلب بر علیه تروریستها، بسیار بیشتر از اطلاعیه هائی است که طی همین مدت، در مورد مصالحه وبرقراری آتش بس انتشار مییابد.

 

ساعتهائی معدود، پس از جلسه فرماندهان نظامی ایران، روسیه وسوریه در کنفرانس تهران در روز پنجشنبه گذشته ، جنگنده های هوائی روسیه مجددا به میدانهای جنگی سوریه بازگشتند تا سراسرآسمان شهر حلب را با غریوهای خشمگینانه خود بپوشانند واینبار با شدت وحدتی بسیار بیشترازمرحله اول «توفان سوخوی» درابتدای ورود قدرتمند نیروی هوائی روسیه به سوریه، واین خود انعکاس برق آسائی بود از کنفرانس اخیر تهران .

 

در خلال سه روز پس از جلسه وزرای دفاع سه کشور روسیه جنرال سرگی شویگو، سوریه عماد فهد فریج وایران ، حسین دهقان، پرواز هواپیماهای سوخوی که از پایگاه نظامی حمیمیم برای بمباران به پرواز در میآمدند ، سه تا چهار بارافزایش یافت واین درحالی بود که پل هوائی میان روسیه وسوریه ، همچون پل دریائی میان دو کشور فعالیت گسترده ای را همچون ماه نوامبرگذشته آغاز کرده وصدها تن جنگ افزار وذخیره را به سوریه منتقل کرده وبرای عملیات مشترک آماده میشدند.

 

در طلوع صبح روز گذشته مجموعه گروههای «نور الدین زنگی» همچنین «جبهه نصره» بطور اضطراری مجبور شدند مراکز وپایگاههای جنگی خودرا از منطقه قسمت شمالی مزارع ملاح درخلال چند ساعت تخلیه کنند ، زیرا بمبارانهای شدید هوائی موجب کشته شدن بیست وپنج نفرشان گردید واین در حالی بود که ارتش سوریه بسوی آنها حرکت نکرده بود، ودر روستای حلب جنوبی نیروهای «جیش الفتح» خودشان واختیارا واز وحشت بمبارانها سوخوی ، شبانه روستای حمیره را تخلیه کرده پیش از آنکه سوخوی در روز روشن به سراغشان برود.

 

گسترش فعالیت نظامی روسیه ، همزمان با توافقات دپلوماتیک ایران وروسیه انجام میگیرد ، بر همین اساس وزیر خارجه روسیه ، سرگی لاورف ، در همزمانی با کنفرانس تهران در هفته گذشته، اعلام نمود : » که موسکو به کمکهای موثر خود به سوریه ادامه خواهد داد تا اجازه ندهد تروریستها اراضی بیشتری را در منطقه حلب وروستاهای آن به تصر ف خود درآورند» .

بدون شک این اظهارات لاوروف در مورد حلب وروستاهای آن در رابطه با عملیات نظامی ضروری آینده انجام میگیرد، زیرا میدان عملیاتی که زیر رهبری ترکیه ، عربستان وآمریکا پیش میرود ، با این هدف است که ارتش سوریه نتواند اراضی وسیعی که بدست تروریستها افتاده است ، به کنف دولت باز گرداند وهدف اصلی آنها در این میان در درجه اول متلاشی نمودن وحدت سوریه ویا تقسیم آن است وسپس گذرگاه پروژه کردها تا بدینوسیله سه کانتون کردی را به هم وصل کنند ، یعنی از حسکه، تا عین العرب وعفرین، ودر اینجا نقطه تماسی بر قرار کنند تا در آنجا بتوانند همه نیروهای منطقه ای وبین المللی خودراجمع آوری کرده ومرکزی اساسی باشد برای همه ارتشها ونیروهای مزدور محلی آنها ، ارتشهای خصوصی همچون بلک واتر، و مراکز اطلاعاتی آنها، در آنصورت  این منطقه میدانی خواهد بود که میتوانند از همه خط سرخهای خود دفاع کرده وحلب دراین میان به تنهائی میدان همه درگیریهای سوریه خواهد بود.

یکی از تصمیمات اصلی کنفرانس سه گانه تهران این بود که در جنگ سوریه نقش موثر تری به ایران داده شود، ودر درجه اول وبه فوریت ، علی شمخانی رئیس «شورای امنیت ملی ایران» را هماهنگ کننده عالی عملیات مشترک عملیات روسیه، ایران وسوریه انتخاب نمودند، بر اساس اظهارات یک دپلومات ایرانی ، علی شمخانی مدیریت کمک رسانی وعملیات میدانهای مشترک جنگی در سوریه را به عهده خواهد داشت ، همین دپلومات اظهار داشت که روسها به نظریه ایران در مورد پیشبرد جنگ در سوریه قانع شده وبه ضرورت بازگشت به جنگ حلب در درجه اول برای رسیدن به هر توافق مشترک دیگر پی بردند.

با این حساب مجددا اعتبار به جنگ حلب بازگردانیده شد ومصادرموثق عرب در این مورد میگویند که در جریان کنفرانس تفاهماتی انجام گرفته است که عناصر بیشتری از افراد سپاه پاسداران در منطقه شمال حلب متمرکز شوند که بسیار به سربازان ونیروهای آمریکا ئی نزدیک تر است، بویژه در دو منطقه «منبج» و» باب» (1) ، همچنین تصمیم گرفته شده است تا انتشار وفعالیت ارتش سوریه ونیروهای همردیف همچون حز ب الله در این منطقه گسترش یابد زیرا این منطقه دارای اکثریت ساکنان عرب میباشد که کردها نیز پس از عبور از فرات با آنها تداخل پیدا کرده اند وبسوی عفرین در غرب امتداد مییابند.پس از آمدن روسها به سوریه ، باعث محدود شدن فعالیتهای ایرانیها وغلبه روسها گردید ، بجز در مواردی که نیاز به عملیات مشترک و گسترده آنها با یکدیگر بود.همین مصادر موثق عرب گفتند که ایرانیها خواستار آن هستند که در مناطقی متمرکز شوند که حوزه عملیاتی آمریکائیها  در شمال سوریه بوده ودر تماس با آنها ومراقب عملیات نظامی آنها باشند.

در جریان کنفرانس تهران موضوع منطقه شرق سوریه نیز مورد بر رسی قرار گرفته ودر موردش توافقاتی انجام گرفته است ، به حسب صاحبنظران عرب وایرانی در اینمورد ، ایرانیها درخواست نموده اند که نقش بزرگتری نیز در جنگهای شرق سوریه داشته باشند ، ایران در نظر دارد که موقعیت مستحکمتری را در میدانهای جنگی رقه و طبقه، اشغال کند، اینها مناطقی هستند که نقطه وصل با عراق ونیروهای ایرانی در آنجا میباشند وهم اکنون قاسم سلیمانی فرمانده گردان قدس ، فرماندهی بخش مهمی از حشد الشعبی را به عهده دارد تا بتوانند فلوجه را از وجود داعش پاک کرده وآماده حرکت بسوی آزادسازی موصل شوند ودرنهایت موفق شوند مجددا شرق سوریه را به غرب وخط عراق وصل کنند.(2)

حرکت وپیشروی که ارتش سوریه بسوی شهر طبقه وفرودگاه آن از طریق شهرک اثریا  – خناصر ، جنوب شرق حلب آغاز کرد ، به ده کیلو متری فرودگاه رسید ، اما این نیروها پیشروی خودرا موقتا متوقف کرده تا نیروهای کمکی بیشتری در اختیارشان قرارگیرد تا بتوانند از نیروهای عقبه ارتش در برابر تهاجمات داعش حمایت کنند ، داعش طی این مرحله کوشش زیادی بکار میبرد که مانع کمک رسانی به ارتش سوریه شده وآنها را از پیشروی باز دارند.در تهران توافق شد تا بخشی از نیروهای ایران در نقش حمایت وپشتیبانی از سنگرها وموقعیتها را به عهده بگیرد تا آن بخش از نیروهای سوریه که به عقابان صحرا معروفند ودرکنار ارتش سوریه میجنگند، بتوانند به پیشروی خود ادامه دهند،در این نبرد نیروی هوائی روسیه نقشی اساسی خواهد داشت. بنا به اطلاعات موجود  در منطقه ، سپاه پاسدارن ، بدون اینکه در انتظار بماند ، مقدار زیادی تجهیزات نظامی ، به همراهی هفتصد نفر از افسران وجنگجویان خود با هوا پیما به منطقه جنگی ارسال داشته است.

علیرغم اینکه میدانهای نبرد بشدت مشغول درگیری هستند ، فعالیتهای دپلوماتیک در ژنودرهمه جلسات خود، حتی یک قدم پیشروی نداشته است، روسیه نیز امید چندانی به مذاکرات دپلوماتیک نداشته ودر حقیقت کل برنامه مذاکرات ژنوبرای مدتی نامحدود ، در تعطیلی فرو رفته است ، این وضعیت همراه است با در پیش گرفتن سیاست فعال نمودن میدانهای جنگ بوسیله ایران وروسیه وشروع تعدیل نیروها ودادن امکانات وتجهیزات کافی وپیشرفته به ارتش سوریه، این سیاست پس از همه فعل وانفعالات سیاسی ودپلوماتیکی انجام میگیرد که پس ازآتش بس ماه فوریه انجام گرفت وبی نتیجه ماند.

قابل توجه وپیش بینی بود که روسیه از زبان معاون وزیر خارجه خود گنادی گاتیلوف ، که جناح بیشتر تند رو را در وزارت خارجه روسیه نمایندگی میکند ، کنفرانس ژنو را به تعطیلی بفرستد ، گاتیلوف به نظرات دولت سوریه در جنگ بیشتر نزدیک است وامید چندانی به کنفرانس ژنو ندارد، وی در مصاحبه با نماینده خبر گزاری نووستی تصریح نمود که » مذاکرات در مورد قانون اساسی سوریه هنوز شروع نشده وحتی مذاکره در مورد هیئت انتقالی هم آغاز نگشته است واز این نظر نمیتوان پیش بینی نمود که پیشرفتی درمذاکرات ، حتی درماه آگست هم حاصل شود ورفتن برنامه مذاکرات به تعطیلی را کاملا موجه دانست ……/

اما مهمترین امری که به ظهور رسیده است ، همزمانی تعطیلی مذاکرات ژنو، با داغ شدن خط نظامی تهران، موسکو ودمشق ، وهمچنین کنفرانس سه گانه وزرای دفاع سه کشور در تهران بود که اقدامی تعیین کننده ومفصلی  در وضعیت جنگی به حساب میآید وهمچنین اولین کنفرانسی است که پس از آتش بس ماه فوریه است که تهران با آن مخالف بود ودمشق هم آن را تایید نمیکرد، اما موسکو آنرا تآییدنمود، از نظر روسها اینچنین بود که تغییراتی که با «توفان سوخوی» در جنگ آغاز شد کافی بود که آمریکائیها با آنها از موضع ضعف به تفاهم برسند ، زیرا گروههای تروریستی وابسته به خودرا بطور جزئی شکست خورده میدیدند، وهمین وضعیت در عین حال باعث شد که برنامه صلح روسیه به عنوان اساس مذاکرات صلح ژنو در دستور کار قرار بگیرد وموقعیت ریاست جمهوری دولت سوریه را ثابت و خارج از هرگونه مذاکرات در نظر بگیرد، اما این توافقات به درستی درنظر گرفته نشد واینکه آمریکا برنامه حمایت از عملیات تروریستی را ادامه خواهد داد ودرهمین فرصت آتش بس بود که آمریکا به تقویت بنیه تروریستها پرداخته وآنها هم به تهاجمی مجدد بر علیه مناطق روستاهای حلب وخان تومان دست زدند (جائی که متاسفانه تعدادی از اعضای سپاه پاسداران به قتل رسیدند)

 

کنفرانس سه گانه اخیر، بنا به درخواست تهران وبا اصراردربرگزاری آن منعقد شد، بویژه که ایران دراین برهه از قبل آتش بسی که بمثابه کمینی برای ایران درآمد، دچار بیشترین خسارت در منطقه روستاهای جنوبی حلب گردید، آتش بسی که یکماه دیگر هم بدون هیچگونه افق سیاسی ومیدانی، تمدید شد.مسیر خط ژنو با طرح مجدد برکناری بشار اسد از طرف عربستان ، سقوط نمود ودر همین زمان جبهه هائی که ایرانیها، حزب الله ، نیروهای نجباء عراق، وگردان فاطمیون درآن میجنگیدند دچار درگیریهای شدید بود وهمینان بیشترین قربانیها را دادند ومورد حمله «جیش الفتح» قرار داشتند ومانع پیشرفت آنها میشدند تا نتوانند بسوی منطقه کفربا وفوعه حرکت کرده وحصار اطراف آنجا را بشکنند وراه را بسوی منطقه ادلب هموار کنند . در همین مرحله جبهه مناطق روستاهای لاذقیه شمالی تقریبا آرام وزدوخوردهائی جزئی داشت ، اما همه تغییراتی که بعد از «توفان سوخوی» بوجود آمده بود نتوانست تحول تازه ای در وضعیت موجود ایجاد کند ونتیجه اش این بود که تنها منطقه ساحلی وپایگاه هوائی حمیمیم متعلق به روسها امن بماند.( البته این منطقه نیز اخیرا مورد هجوم تروریستی قرارگرفت ونزدیک به یکصد نفر که عمدتا زنان وکودکان بودند کشته وزخمی شدند).

همزمان با مجموعه حوادث فوق ، ارتش سوریه با استفاده از جنگ وخونریزی که میان گروههای تروریستی با یکدیگر به وجود آمده بود ، توانست بر منطقه بخش روستاهای دمشق وبعضی مناطق مهم دیگر تسلط پیدا کند ، اختلافات میان گروههای تروریستی ازانجا شروع شده بود که قطر، ترکیه وعربستان هرکدام درمورد جنگ درسوریه واولویت دادن به این ویا آن منطقه اختلاف داشتند واین اختلافات به زدوخوردهای خونین میان گروههای وابسته به آنها افاق میافتاد.

در روستاهای جنوب حلب نیروهای سپاه پاسداران، دچار بیشترین خسارت گردید ، زیرا اطاق عملیاتی آنها در منطقه خان تومان، مورد  هجوم انتحاری قرارگرفت واین درحالی بود که هواپیماهای روسیه از آنها حمایت نکردند وگر نه این اتفاق نمی افتاد، مشابه همین اتفاق درمنطقه استراتژیک تل عیس رخ داد (3) ، درهمین حوادث بود که ایرانیها پی بردند که همپیمان روسی بیش از حد لزوم به آتش بس اهمیت داده است

 

توضیحات وزیر نویس از مترجم است : (1) – همانطور که در خبرها آمده ، هم اکنون به غیر از نیروهای آمریکائی که تعدادشان بسیار بیشتر از هشتصد نفری است که اعلام کرده اند ، نیروهائی از کشورهای انگلستان، آلمان وفرانسه درآن مناطق حضور دارند واین نشاندهنده آشکار یک تهاجم امپریالیستی به منطقه خاورمیانه میباشد واینکه بحران سوریه آنطور که بعضی درماندگان ورشکسته سیاسی  اظهار میداشتند هیچ ربطی به «دکتاتوری» بشار اسد ویا قذافی ویا مقوله بی سر وته دکتاتوریهای غیر وابسته نداشت ، بلکه این طرح ازسالهای ماقبل 2000، دردستور کار امپریالیستهای غربی قرارداشت وامروز بر همگان آشکارشده است وداعش هم باید دراین چهارچوب ارزیابی کرد که چگونه به ابزاری در خدمت آنها است.

 

(2) – آمریکائیها ووابستگانش درنظر دارند غرب عراق را با شرق سوریه به اشغال درآورده واقلیمی سنی که بمثابه اسرائیل دیگری خواهد بود تشکیل دهند واین مقدمه ای برای تشکیل» خاورمیانه بزرگ» خواهد بود ، به همین دلیل همه وابستگان آمریکا درعراق ومنطقه تبلیغات گسترده ای برای منع آزادسازی فلوجه براه انداخته اند تا این سنگر آنها حفظ شود وآزادسازی موصل نیز حاصل نگردد ، متاسفانه رهبران کرد نیز یکباردیگر نیروی خودرا درخدمت استعمارگران قرارداده واین عمل آنها درست درجهت مخالف منافع همه ملل منطقه از جمله خود کردها است ، اساس مبارزه نوین کردها که با حزب پ ک ک ورهبری عبدالله اجلان شروع شد ، مخالفت با اسرائیل وآمریکا را درسر لوحه کار خودقرارداده بود ولی امروز مدعیان راه وی، به عمله های مفت وارزان آمریکا واسرائیل تبدیل شده اند. لازم به یادآوری است که دولت سوریه وحزب کمونیست این کشور  هزاران چریک کردرا درسوریه آموزش دادند تا بتوانند با دولت فاشیستی ترکیه نبرد کنند.

 

(3) – قاطعانه میتوان گفت که دلایلی وجود ندارد که روسها عامدانه به آن کار دست زدند، زیرا روسها وهمچنین چینیها کمتر از ایران درمعرض خطر هجوم تروریستی وابستگان به آمریکا نیستند ، جریان چچنیا وتهاجمات تروریستی به مهمترین مراکز فرهنگی ، اجتماعی ، متروی موسکو ورفاهی دیگر وهمچنین کشتار گسترده مردم عادی روسیه در شهر موسکو وسایر شهرهای روسیه همه بیاد دارند وهم اکنون نیز این جریان ادامه دارد، غرب بیکباره روسیه را آنچنان تحریم کرد که درآستانه ورشکستگی قرارگرفت وروبل 50% از ارزش خودرا یکشبه ازدست داد وچین مجبور شد یکشبه نزدیک به یک ملیارد دلار به بانکهای روسی ترزیق کند تا از پا نیفتد، اما روسها بیش از حدبه آمریکا و»آتش بس» دروغین وی اعتماد کردند وامید میرود که با اقدامات مشترک تازه جبران مافات گردد.

1 Comment on تحولات وتصمیم گیرهای تازه درجنگ سوریه

  1. باز هم مساله ای بروز از آقای احمد مزارعی که خواندنش را بهمه رفقا توصیه میکنم!
     این مقاله بحقیقت خیلی نزدیک بوده و بالاخره با گفته‌های سه ساله سپیده همخوانی پیدا کرده است.
    سپیده بارها از لاس زدن«Salami Taktik der Amerikaner» روسیه با آمریکا چه در زمان خروشچف در جنگ ویتنام و چه اکنون نوشته بوده است که من حتی نابودی زراد خانه قدرتمند اسلحه های شیمیایی سوریه که صهیونیست های اسراییلی و آمریکا-اروپایی را انگشت به ماتحت نگه داشته بود را از این نوع تاکتیک‌ها میدانم.
    هوشی مین با پس فرستادن جایزه صلح خروشچف با لاشه ای از فانتوم اف ۱۵، و گفتن آقای خروشچف ما در حال جنگیم!، توانست این تاکتیک سلامی خروشچف برای آمریکا را برملا سازد.
    اکنون هم آقای احمد مزارعی با نیرویی که از حکومت ایران و تصمیم صحیحی که ایرانیها در امر مبارزه بر علیه آمریکا، در منطقه  گرفته اند، حق بجانب بوده و سرصحیح را یافته و یکطرفه ننوشته است.

     تنها چیزی که تمام حسابها را بهم میریزد، همانا سخنان علی خامنه ای در حضور تقریباً کلیه رهبران اصلاح طلب و خط امامی ها که امروز  بیان داشته است میباشد  و همین تاکتیک را برای برجام بکار گرفته است و با وجود تهدید به آتش زدن کاغذ برجام، تقاضای رفتاری کج دارومریضی از آمریکا را دارد که من نزدیک‌تر در نوشته دیگری بدان خواهم پرداخت.

    در این مبارزه ضد امپریالیستی که با جنگ عراق و ایران برعلیه صهیونیسم و آمریکا در منطقه شروع شده و تاکنون ادامه دارد با وجودیکه ایران و سوریه دارای نظریات صحیح‌تری در جنگ سوریه-عراق هستتند و در این پنج سال جنگ، اسد کاملاً بمردم سوری تکیه داشته است،   دو متحدینش یعنی ایران وروسیه برخلاف اسد بمردم  خود تکیه نکرده اند!
    حتی باوجودیکه هزاران بار بهتر از زمان مصدق (حکومت آری سلطنت نه) و برژنف- یلتسین عمل مینمایند، یک پایشان چوبی باقی خواهد ماند و صدمات زیادی را به ایران و ایرانیان و مردم روسیه وارد خواهند کرد.
    مبارزه ضد امپریالیستی بدون تجهیز توده های نود درصدی در طولانی مدت ممکن نیست و اینرا تمام انقلابات ضد امپریالیستی به اثبات رسانیده اند.

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: