سرتیتر

ژنرال دايتون و نسل تازه فلسطینی‌ها

 

نزدیک به یک سال پیش ، انتفاضه تازه ای واین بار با چاقو در فلسطین شروع وبه انتفاضه «چاقوها» معروف شد ، اما این انتفاضه از چاقو به اسلحه گرم ارتقا یافت و دوهفته پیش واین بار دانشجوئی در یکی از امن ترین فروشگاههای معروف اسرائیل با اسلحه گرم به اسرائیلیها حمله برده وعده ای کشته وزخمی شدند ونتنیاهو با درد ورنج فراوان اعتراف کرد که این عملی بسیار حرفه ای بوده است، اسرائیل دولتی است که از طرف استعمارگران برای به اسارت در آوردن ملل مسلمان منطقه خلق شده وهیچ را بطه ای با این منطقه و ملتهای ان ندارد وسرانجامی بجز نابودی نخواهد داشت، این دولت پوشالی هیچ رابطه ای با یهودیت هم ندارد واز دین برای پوشش بر جنایاتش بهره میبرد.

felestina_6775

مقاله زبر تا حد زیادی به واقعیت آنچه استعمارگران در فلسطین مرتکب میشوند میپردازد ونشان میدهد که آنها چه برنامه های دراز مدتی برای به بند کشیدن ملل منطقه در دستور کار دارند ،

فلسطینی‌های جدید تنها نیروهای امنیتی نیستند، آنان طبقات سیاسی فلسطینی‌هايی را نمایندگی می‌کنند که در اصل معامله‌گرند، ولی به لباس مردان

انقلابی درآمده اند و در میانشان شخص «خرابکاری هم‌چون یاسر عرفات وجود ندارد تا آنان را تبدیل به مردانی فعال و انقلابی نمایداما در این فعل و انفعالات و احتجاجات خطای بزرگی وجود دارد که کم‌تر بدان اشاره می‌شود و این موضوع بسیار مهم است، آن هم امنیت اسرائیل است که امنیت اسرائیل نیز خود موضوع گسترده‌ای است که به کل منطقه پس از خروج سربازان آمریکايی از عراق بستگی دارد. اما آنچه که ابومازن و اطرافیان تبهکارش به آن دست می‌زنند چیزی نیست مگر کوشش‌هايی در جهت متلاشی کردن هرگونه مقاومت در برابر برنامه خاورمیانه‌ای آمریکا. در نتیجه می‌توان گفت که کوشش‌های ژنرال دایتون در ماهیت خود چیزی نیست به جز مبارزه با هر کوششی که بخواهد در جهت حل سیاسی مسأله فلسطین گام بردارد و این‌که در نهایت چیزی به نام دولت فلسطین تشکیل نگردد.

 

منبعConflict Forum،
نويسنده:Aisling Byrne
برگردان: احمد مزارعی

Businessmen Posing as Revolutionaries’

General Dayton and the “New Palestinian Breed

By Aisling Byrne

November 2009

 

ژنرال دايتون و نسل تازه فلسطینی‌ها
مقدمه مترجم
هنگامی که انتفاضه اول در فلسطین شروع شد، اسحاق رابین سفیر اسرائیل در آمریکا بود. قبل از آن، اسحق رابین ژنرال ارتش اسرائیل و سال‌هايی در کشتار و جنایت علیه فلسطینی‌ها شرکت کرده بود. اسحق رابین بر اساس حس جنایتکارانۀ خود، تصمیم گرفت به اسرائیل بازگشته و در «یک هفته» انتفاضه را بخواباند. اولین دستور وی در ورود به اسرائیل برای توقف انتفاضه این بود که دست نوجوانان فلسطینی را از مچ یا آرنج آنچنان بشکنید که دیگر سنگ‌پراکنی را فراموش کنند. جان پیلجر شرح این جنایت و فیلم شکستن آرنج و مچ فلسطینی‌ها را به طور مستند در فیلمی ۵۰ دقیقه‌ای نشان داده و می‌توان در آرشیو وی مشاهده کرد. اما سیاست شکستن استخوان ژنرال فاشیست اسرائیل کار نکرد و مذاکراتی محرمانه در مادرید و اسلو شروع شد و متأسفانه این بار اسرائیل موفق شد با امضای قرارداد اسلو مبارزه تا آن روز مردم فلسطین را مهار کند. قرارداد اسلو کاملاً به زیان فلسطینی‌ها بود و می‌توان گفت از اشتباهات فاحش یاسر عرفات به حساب می‌آید. در قرارداد ظالمانۀ اسلو که بدون وکلايی برجسته از طرف فلسطینی‌ها در برابر تیم قدرتمند اسرائیلی‌ها به همراهی بهترین وکلای بین‌الملل آن‌ها به امضاء رسید، حتا در مورد نوع لوبیايی که فلسطینی‌ها باید بکارند و این‌که اندازه آن باید از نوع لوبیای ریز باشد تا به کشاورزی اسرائیل لطمه وارد نیاورد، توضیح داده شده است.

زنده‌یاد ادوارد سعید در آن زمان با تهیه طوماری به مخالفت با قرارداد اسلو برخاست و بخش زیادی از متفکران فلسطینی او را تأيید کردند، اما رسانه‌های بین‌المللی وابسته به اسرائیل و آمریکا اجازه ندادند اعتراض روشنفکران فلسطینی عملاً به رسمیت شناخته شود. این‌که اسحق رابین ترور شد دلیلی بر حقانیت او نیست، او همیشه آرزو می‌کرد که يک صبح برخیزد و ببیند غزه با تمام ساکنانش به زیر آب رفته و می‌گفت باید شرایطی فراهم کنیم که مردم غزه در محاصره و در آبگوشت خود بگندند و اسحق شامیر و سایر تندروهای اسرائیلی باور داشتند که می‌شد همین امضای قرارداد اسلو را تا ده سال به تعويق انداخت.

اسرائیل با اين ساختار صهیونیستی و با تعهداتی که در برابر غرب دارد نمی‌تواند تحت هیج شرایطی یک دولت فلسطینی را به رسمیت بشناسد، زیرا این دولت در اصل چماق سرکوب و حامی منافع غرب، اروپا و آمریکا در خاورمیانه است و مادام که معادله منطقه‌ای تغییرات ریشه‌ای نکند، این دولت به جنایات، توطئه‌ها، سرکوب و جنگ ادامه خواهد داد. اسرائیل آيینه تمام‌نمای دمکراسی، حقوق بشر و آزادی‌خواهی واقعی و حقیقی اروپا و آمریکا است. در متن گزارش زیر می‌توان این سیاست را در محتوای قرارداد امنیتی که عباس ابومازن و فیاض محرمانه امضا کرده و اوباما قرار است تا یک سال آینده موجود عجیب‌الخلقه، بدون چشم، قلب و دست و پا بزایاند، به وضوح مشاهده کرد.

به جرأت می‌توان گفت جنایاتی که اسرائیلی‌ها هر روزه در حق فلسطینی‌ها، از غزه گرفته تا غرب رود اردن، مرتکب می‌شوند در تاریخ بشری سابقه نداشته است. چندی پیش جوان هاری، نویسنده انگلیسی طی مقاله‌ای نوشت: «بنا به آمار سازمان ملل ۹۶% فاضلاب‌های چهارصد، وتا این تاریخ بیش از پانصد هزار، یهودی تازه وارد که در شهرک‌های نوساز منطقه غرب رود اردن ساکن شده اند، به وسیله لوله‌های بزرگی بر روی زمین‌های کشاورزی و در میان شهرها و روستاهای فلسطینی‌ها سرازیر می‌شود. فلسطینی‌ها برای کم کردن آسیب‌های این فاضلاب‌ها، گودال‌های بزرگی را در نقاط مختلف شهرها و شهرک‌ها و زمین‌های زراعی خود حفر کرده اند تا آب‌های گندیده فاضلاب‌ها را به درون این حفره‌ها بفرستند. سال گذشته یک دختر فلسطینی ۱۶ ساله به همراه مادربزرگ خود به درون یکی از حفره‌ها افتاد و خفه شد و این نمونه‌ای از چهره واقعی اسرائیل، این دمکراسی نمونه اروپا و آمریکا برای ملت‌های خاورمیانه است. نمونه دیگر عملکرد اسرائیل با مردم فلسطین قطع درختان زیتون ویا ریشه کن کردن یومیه این درختها وانتقال آنها به درون سرزمینهای اشغالی است . بنا به گزارشی که چندی پیش در سایت رسمی دولت فلسطین منتشر شد، صهیونیستها در ده سال گذشته تعداد یکملیون وسیصد هزار درخت ثمری زیتون فلسطینیها را یا با اره برقی قطع کرده ویا آنها را از ریشه قلع نموده وبه مناطق اشغالی برده ودر آنجا کاشته اند ، ین است سرانجام فلسفه لیبرالیسم غرب و دست‌آوردهای دانشمندان آن هم‌چون کانت، باخ، منتسکیو و …. برای ساختن جهانی آزاد! آری آزادی سرمایه‌داری همین است و بس. ولی باید گفت که همین فلسطینی‌ها پاشنه آشیل غرب سرمایه‌داری و طفیلی چماقدار آن در خاورمیانه است. همه جنایات، توطئه‌ها و تبلیغات دروغ و تهمت‌های ناروا، ملت بزرگ فلسطین را از مبارزه باز نداشته، بلکه مقاومت فلسطین به مثابه کوره گرمابخش برای همه جان‌هايی است که از این همه ستم و دورويی به سردی گرايیده اند. پیروز باد مبارزه ملت ستمکش فلسطین!

***

کاسبکاران در هیبت مردان انقلابی

مقدمه نویسنده گزارش
هنگامی که از ژنرال دایتون پرسیدند که نظر شما در باره حماس چیست، وی پاسخ داد خواهشمندم در باره مسايل سیاسی از من نپرسید، من نظامی هستم و در سیاست دخالت نمی‌کنم. این پاسخ از طرف دایتون کاملا نادرست بود، زیرا دولت آمریکا، وی را به عنوان مسؤول مسايل امنیتی به خاورمیانه فرستاده است، ژنرال دایتون نه فقط سیاسی است، بلکه در عمق سیاست به سر می‌برد.

وی در خاورمیانه مسؤولیت سیاسی داشته و هدف اصلی ایشان این است که غرب رود اردن را از نیروهای مخالف دولت عباس ابومازن تصفیه کند و این عمل بسیار خطرناکی است، زیرا روند صلح خاورمیانه را با خطر روبه‌رو ساخته و از طرفی تأثیر بسیار منفی بر رابطه میان الفتح و حماس خواهد گذاشت. عملکرد ژنرال دایتون هر پروژه‌ای را که در خاورمیانه در جهت صلح حرکت کند، متوقف خواهد ساخت. به طور خلاصه می‌توان گفت هدف اصلی ژنرال دایتون اینست که تأسیسات اشغالگری اسرائیل را تحکیم بخشد، حتا اگر خود چنین هدفی نداشته باشد. وظیفه اولیه ژنرال دایتون این بود تا کمک کند دولت مستقل فلسطین تشکیل گردد. تاکنون اما، هیچ گامی در این راه برداشته نشده، بلکه کوششهای دایتون در این مسیر بوده تا نیروهای امنیتی ویژه‌ای را تربیب کند که بتوانند از حکومت استبدادی عباس/فیاض، حمایت کنند. در دولت فعلی فلسطین جای هیچ‌گونه بحث، مناقشه و انتقادی وجود ندارد و این وضعیت حتا سؤالاتی را در میان نیروهای امنیتی فلسطین دامن زده است. آنان از خود سؤال می‌کنند که گسترش سرکوب و برقراری خفقان به چه منظوری انجام می‌گیرد؟ یکی از شهروندان ساکن نابلس چنین سؤال می‌کند، نیروهای امنیتی در خدمت آمریکا و اسرائیل است، پس دولت ما کجاست، هیأت اجرايی دولت ما در کجا قرار دارد؟ چه کسی تصمیم گرفته که مسؤول امنیتی آمریکايی به فلسطین بیاید؟ شهروند دیگری چنین پاسخ می‌دهد: مسأله روشن است، ما در شب نیروهای اشغالگر اسرائیل را داریم و در روز نیروهای امنیتی دایتون. شهروند دیگری در ادامه این گونه تحلیل می‌کند: ما هم‌چون برادرانمان در سایر کشورهای عربی در زیر سلطه خفقان و سرکوب زندگی می‌کنیم، سرکوب و خفقانی نامحدود همراه با ترس.

چنین سؤالاتی نه تنها در میان شهروندان، بلکه در میان بعضی فرماندهان فلسطین نیز مطرح است. روزنامه وال‌ستریت ژورنال، از قول یک سرهنگ فلسطینی چنین می‌نویسد: «ما به این دلیل به نیروهای امنیتی نپیوسته ایم تا با حماس مبارزه کنیم، بلکه خواستار خدمت کردن به وطنمان بودیم»، اما، هم‌چنانکه روزنامه ادامه می‌دهد: هر چند دستگاه امنیتی فلسطین بیش‌تر با حماس مبارزه کند، به همان اندازه از محبوبیت عباس که مهم‌ترین شخصیت در پروژه صلح خاورمیانه است، در میان مردم کاسته می‌شود. یکی از مسؤولان حماس نیز همین نظریه را ابراز کرد که مبارزه عباس علیه حماس موجب تنفر بیش‌تر مردم از وی خواهد شد.

یکی از اهداف ژنرال دایتون این بود که بتواند نیروهايی را تربیت کند که جایگزين نیروهای اسرائیلی در منطقه غرب رود اردن شوند و آنان بتوانند از آن منطقه خارج شوند.

دایتون می‌گوید: «نیروهايی که ما تربیت کرده ایم بسیار مدرن و حرفه‌ای بوده و در آینده دولت فلسطین به دست همین‌ها تشکیل خواهد شد. سران اسرائیل از من سؤال می‌کنند، چه تعداد نیرو و یا با چه سرعتی تربیت می‌شوند، زیرا وقتی اینان آماده شوند ما از غرب رود اردن خارج خواهیم شد.»

بر اساس مقاله مذکور در وال‌استريت‌ ژورنال، تاکنون ۲۱۰۰ نفر زیر نظر دایتون تربیت شده و قرار است تعداد آن‌ها به ۵٠٠٠ نفر برسد. در حال حاضر کل نیروهای امنیتی دولت فلسطین ۲۵۰۰۰ نفراست، بنا به اطلاعات به دست آمده دایتون به دو سال زمان نیاز دارد تا بتواند ده گردان از چنین نیروهای امنیتی را تربیت کند. اینان جنگجویانی از نسل فلسطینی‌های تازه هستند.

بودجه تربیت این نیروها به وسیله کشورهای کانادا، انگلستان و بعضی کشورهای معتدل عرب هم‌چون مصر، اردن، امارات متحده عربی و عربستان، تأمین می‌شود. اما در مورد نحوه و سیستم تربیت این نیروها، یک تشکیلات خصوصی امنیتی به نام «لیبرا» عهده‌دار امور بوده و بنا به نوشته عبدالستار قاسم، استاد تاریخ و علوم سیاسی دانشگاه رام‌الله در فلسطین، این تشکیلاتی مزدور است. بنا به گزارش دیگری که در روزنامه Mail on Sunday در انگلستان انتشار یافته، چنین آمده است: «صدها فلسطینی مخالف به دست نیروهای امنیتی در غرب رود اردن تحت شکنجه‌های وحشیانه قرار دارند. حقوق این شکنجه‌گران به وسیله مالیات‌دهندگان انگلیسی پرداخته می‌شود.» همین گزارش می‌افزاید: «تنها نیروهای امنیتی فلسطینی نیستند که به شکنجه مخالفان می‌پردازند، بلکه مسؤولان دولتی فلسطین دستور قضات دادگاه‌های فلسطین مبنی بر آزاد کردن زندانیان را نیز نادیده می‌گیرند.» در بخش دیگری از گزارش توضیح داده شده که چگونه یکی از این زندانیان در زیر شکنجه به قتل می‌رسد.

در مورد نیروهای امنیتی فلسطین که توسط دایتون تربیت می‌شوند باید گفت که ۷۰% اینان از میان نسل‌های دوم و سوم فلسطینی‌هايی انتخاب می‌شوند که در اردن متولد و بزرگ شده اند و رابطه‌ای با فلسطینی‌ها و بافت اجتماعی آنان ندارند و با آن‌ها در فلسطین به عنوان غریبه برخورد می‌شود. در خیابان‌های فلسطین در غرب رود اردن از اینان به عنوان نیروی «بیداری فلسطین» نام برده می‌شود، از همان نوعی که آمریکايی‌ها در عراق با نام «بیداری عراق» تربیت کرده بودند تا با نیروهای مقاومت ملی عراق و یا القاعده مبارزه کنند.

ذکر این موضوع ضروری است که ژنرال دایتون کسانی را برای دستگاه امنیتی فلسطین انتخاب می‌کند که هیچ‌گونه سابقه مخالفت، مقاومت و یا شرکت در انتفاضه و حتا انتفاضه دوره دوم را نداشته باشند. بیش‌تر اینان بنا به علل مختلف دوره دبیرستان را نیز به پایان نبرده اند. یکی از نویسندگان فلسطین در مورد اینان می‌گوید: «این‌ها همگی از یک نوع ایدئولوژی ضدیت با هر نوع مقاومت اشباح شده اند.» هم‌چنین از همین جا می‌توان پی برد که چرا تمام ارتش سابق سازمان آزادی‌بخش فلسطین (الفتح) را بازسازی کرده و افرادی را جایگزین آنان نموده اند تا از شهرک‌نشینان تازه‌وارد یهودی حمایت کرده و از سويی هر گونه مخالفت و مقاومت مردم را علیه اشغالگران اسرائیلی و سربازان آن‌ها، سرکوب کنند. نداشتن هرگونه سابقه مبارزاتی و مخالفت با اسرائیل و دولت فلسطین شرط اولیه به کارگیری افراد نیروهای امنتی است. به همین دلیل این سیاست دایتون باعث شده تاکنون ۷۰۰۰ نفر از نیروهای سابق الفتح از کار برکنار شوند.

باید گفت در مورد ایرلند برعکس عمل شد. در آنجا نیروهای مخالف و مقاوم سابق را دوباره به کار گماردند تا ریشه‌های کینه و دشمنی از میان مردم از میان برود. ولی در فلسطین چنین نشد. هیچ نیروی مخالف دولت را راه نداده اند. هدف دایتون ایجاد نیرويی با رنگی واحد در خدمت هدفی با رنگی واحد است. این نیروها باید دوست اشغالگران باشند و تا آخر چنین بمانند.

حکومت فلسطین در چشم ما تغییر کرده است
باید گفت ایجاد چنین نیروهايی از فلسطینی‌های تازه، حکومت فعلی فلسطین را از نظر سیاسی مسخ نموده است. در اکتبر سال گذشته، یک فرمانده نظامی اسرائیل، اوضاع را از دیدگاه خود برای ناحوم برنیع، روزنامه‌نگار اسرائیلی چنین شرح می‌داد: «حکومت فلسطین در چشم ما تغییر کرده است. وقتی حکومت فیاض تشکیل شد برای ما روشن بود که آن‌ها قصد دارند با حماس بجنگند، و ما با مسؤولان امنیتی فلسطین جلساتی را برگزار کردیم. ما با آنان قرار گذاشتیم تا در مورد مسايل عملی صحبت کرده و موضوع روند صلح و بازگشت پناهندگان را مسکوت بگذاریم. تصمیم گرفته شد تا بدون میانجی و مستقیم جنگ را علیه حماس آغاز کنیم. ما در جریان مذاکرات از این‌که این‌ها این همه از خود رغبت نشان می‌دادند، دچار شگفتی شدیم.» فرمانده اسرائیلی ادامه داد: «ابتدا ما شروع کریم تا تعریف از دشمن به دست دهیم، زیرا ما در گذشته در مورد سازمان‌های تروریستی صحتب می‌کردیم، اما همه ما این بار از حماس به عنوان دشمن نام می‌بردیم. اکنون فلسطینی‌ها دولتی در دولت دارند و آنچه را که با مسؤولان فلسطینی نزدیک می‌کرد این بود که می‌بایست با کمک یکدیگر حماسی‌ها را نابود کنیم.» اين فرمانده نظامی اسرائیل ادامه داد: «که چگونه با همکاری مأموران امنیتی فلسطین توانستند ۲٠٠ نفر از اعضای حماس را در منطقه غرب رود اردن دستگیر کنند. برای این کار از ۱۵ نفر متخصص امور انفجاری استفاده کرده، پانزده نفر از آنان را به قتل رساندند و بقیه زندانی شدند، علت عمده موفقیت ما همکاری مأموران فلسطین بود. در ادامه ما کشف کردیم که طرفدران حماس در منطقه غرب رود اردن دارای اماکنی هم‌چون، نانوايی، گاوداری، مزرعه کشاورزی، مطب پزشکی و چند خانه مسکونی هستند که به وسیله این اماکن برای کارهای تروریستی خود پول تهیه می‌کنند. ما توانستیم با دلایل قانونی همه را مصادره کرده و صاحبان آن‌ها را بازداشت کنیم. اما باید بگویم که راز اصلی موفقیت ما در سرکوبی حماس دخالت و کمک آمریکايی‌ها بود. این حوادث پس از شکست مرحله اول زدوخوردهای غزه انجام گرفت. در آن دوره آمریکايی‌ها چهار گردان نیروی امنیتی را از فلسطینی‌ها تربیت کرده بودند که دستوراتشان را مستقیماً از آمریکايی‌ها می‌گرفتند. این تجربه‌ای بسیار باارزش بود که آمریکا از جنگ عراق به دست آورده بود و ما نیز بسیار از این تجربیات آمریکايی‌ها استفاده کردیم. برای مثال آنان مکانی را مشخص می‌کنند، مخالفین را در آنجا سرکوب و سپس یک نیروی قدرتمند پلیس در آنجا مستقر می‌کنند و اين وضع برای سایر اماکن نيز ادامه می‌يابد. ما از این تجربه آمریکايی‌ها برای سرکوب شهر جنین استفاده کردیم. اردوگاه جنین به دورش دیوار کشیده شده و شهرک‌نشینان یهودی هم در آنجا حضور داشتند. در جنین ابتدا شکست خوردیم، اما سلام فیاض ريیس دولت فلسطین دستور داد دوباره حمله کنیم و این بار موفق شدیم. درباره کشتار جنین ما بسیار مورد اعتراض قرار گرفتیم، اما دست‌آورد بزرگی برای ما داشت، زیرا نیروهای معتدل توانستند تندروها را شکست دهند.»

ما دشمن مشترک داریم
از نظر روزنامه‌نگار دیگر اسرائیلی آقای آلکس فیشمان، نابود کردن حماس، موضوع اصلی همه عملیات فشرده ارتش اسرائیل و حکومت فلسطین در سال‌های گذشته بوده است. هر ماه ده‌ها عملیات مشترک به وسیله این‌ها انجام گرفته است. بستن سازمان‌های خیریه، حمله و تفتیش مشترک به مساجد، بستن حساب‌های بانکی افراد حماس و یا وابستگان آن‌ها و غیره. اما اکنون اعمال گذشته به وسیله مأموران ژنرال دایتون انجام می‌گیرد و می‌توان گفت نیروهای دایتون با کوشش فراوانی عملیات خود را به پیش می‌برند. می‌توان گفت آن‌ها حتا بهتر از ارتش اسرائیل عملیات را به پیش می‌برند، زیرا اين کار هم از طرق مختلف  انجام می‌دهند و هم این‌که خشونت بیش‌تری به کار می‌گیرند. در ادامه سیاست‌های مبارزه با حماس همه کسانی که از طرف حماس به شغل گمارده شده بودند از کار خود برکنار شدند. اضافه بر همه این‌ها چهل نفر از اعضای پارلمان که توسط مردم انتخاب شده و نمایندگان حماس به حساب می‌آیند به زندان افکنده شده و تاکنون در زندان به سر می‌برند. هم‌چنین چهارده شهردار نیز که متمایل به حماس بودند از کار برکنار شدند و به جای آن‌ها افراد مورد اعتماد دولت فلسطین به کار پرداختند. حکومت آن‌ها را متهم به فساد و یا استفاده از امکانات دولتی نموده و به کارشان خاتمه داد.

زمانی به روزنامه‌نگار اسرائیلی آقای ناحوم برنیع اجازه داده شد تا در جلسه همکاری مشترک افسران اسرائیلی و فلسطینی شرکت کند. در گذشته این جلسات محرمانه و به دور از اطلاع رسانه‌ها تشکیل می‌گردید. آنچه را که ناحوم برنیع در جلسه مذکور دیده و شنیده بود، بسیار شگفت‌انگیز بود. وی می‌گفت تاکنون هیچ‌گاه این گونه تمایل و علاقمندی به همکاری از طرف افسران فلسطین یا اسرائیلی مشاهده نکرده است. در این جلسه که در روستای «بیت ابل» برگزار شده بود، افرادی هم‌چون ابوالفتح فرمانده کل سازمان اطلاعات فلسطین که فرماندهی مهم در دستگاه دولت فلسطین است، حضور داشتند. ایشان با صراحت در جمع اظهار داشت: «در میان ما و شما دشمن وجود ندارد، هر دوی ما دشمن مشترکی به نام حماس داریم.» شخصیت امنیتی دیگر حاضر در جلسه آقای ماجد فرج مدیر اطلاعات فلسطین بود که چنین گفت: «ما تصمیم گرفته ایم که همه مشکلات خود را در سر این میز و با صراحت کامل با شما در میان گذاریم. در اینجا جايی برای بازی و وقت گذرانی نیست، حماس دشمن ماست و ما تصمیم به جنگ گرفته ایم، من باور دارم که میان ما جايی برای بحث وجود ندارد. کسی که می‌خواهد تو را به قتل برساند باید او را بکشی. شما اسرائیلی‌ها ممکن است با آن‌ها مذاکره کنید، اما ما چنین کاری نخواهیم کرد.» ماجد فرج سپس چنین ادامه داد: «این حرف را از طرف من به عنوان امانت نگه دارید. در گذشته ما جور دیگری با حماس برخورد می‌کردیم، اما اکنون شما اسم هر مؤسسه‌ای را که به حماس مربوط است در اختیار ما بگذارید، فورا حسابش را خواهیم رسید. شما نام ۶۴ مؤسسه مربوط به حماس را در اختیار ما قرار دادید. ۵۰ عدد آن‌ها تاکنون نابود شده اند، بعضی نابود و بعضی را به ادارات خود ملحق کرده و اموال آنان را هم مصادره کرده ایم. اسرائیل مشخصات ۱۵۰ حساب بانکی را در اختیار سازمان امنیت فلسطین قرار داد، اما در این رابطه ۳۰۰ حساب را تعصیل کردیم.» ماجد فرج ادامه داد: «در مواردی ملاحظاتی داریم؛ اول این‌که در گذشته ما برای ورود به هر مسجدی هزار ملاحظه داشتيم و بسیار محتاطانه عمل می‌کردیم، اما امروز به هر مسجدی که لازم بدانیم وارد می‌شویم. و البته این بدين معنی نیست که شما هم می‌توانید همین کار را به راحتی انجام دهید. چون شما نمی‌توانید، ما خود این کار را می‌کنیم. هم‌اکنون ما به راحتی وارد دانشگاه‌ها نیز می‌شویم. حتا دانشگاه اسلامی در شهر خلیل، آن هم زیر سلطه ما می‌باشد، ما با تمام توان کوشش خود را به کار می‌گیریم، اگر ما صد درصد موفق نشویم، اما بهانه صددرصدی داریم.»

آقای رمزی بارور تحلیل‌گر فلسطینی، توضیح می‌دهد که حجم توطئه و همکاری حکومت فلسطین با مسؤولان اسرائیلی نشان‌دهندۀ عمل و ماهیت دولت فلسطین است: «هم‌اکنون بیش از هر زمانی این دولت وارد عقد قراردادهای همکاری با «شین بت» و ارتش اسرائیل گردیده و این بخشی از فرهنگ هم‌پیمان بودن است.» از نظر باروری در فردای امضای قرارداد «اسلو» بسیاری مردان معامله‌گر به لباس مردان انقلابی درآمده و در تمام جوانب زندگی جامعه فلسطین رخنه کرده اند. دایتون نیز آشکارا اظهار داشت که او با فرماندهان نظامی اسرائیل در منطقه غرب رود اردن همکاری می‌کند، و این رابطه‌ای است که به قول یک تحلیل‌گر اسرائیلی بسیار عالی و نمونه است.

واضح است که دایتون با کسان دیگری نیز همکاری می‌کند، اگرچه آن را انکار می‌کند.

براساس منابع آگاه، انتخاب و تأيید کسانی که باید برای آموزش فرستاده شوند به وسیله سه سازمان اطلاعاتی انجام می‌گیرد، نخست CIA، که داوطلبان را آزمایش می‌کند. سازمان امنیت عمومی اسرائیل که نام و مشخصات افراد را تدقيق می‌کند و در پایان تحقیقات این دو سازمان آنان به مرکز آموزشی اردن فرستاده می‌شوند و سازمان امنیت اردن نیز در مورد تک‌تک این افراد تحقیقات به عمل می‌آورد. اضافه بر همه این‌ها دستگاه امنیتی داخلی فلسطین نیز تحقیقات دقیق در مورد مشخصات داوطلبان به عمل می‌آورد. آموزش این افراد در اردوگاهی در نزدیکی شهر عمان پایتخت اردن انجام می‌گیرد. تصادفاً اینجا همان اردوگاهی است که در دوران جنگ عراق، آمریکايی‌ها نیروهای امنیتی خود را تربیت می‌کردند.

برنامه آموزشی داوطلبان به وسیله آمریکا و اسرائیل تنظیم می‌گردد. با این امتیار که اسرائیلی‌ها حق وتو دارند. در حالی که مأموران آمریکايی و اردنی مسؤولیت عملی دادن آموزش را به عهده دارند، دوره آموزش چهارده ماه به طول می‌انجامد و شامل اموری از قبیل، مبارزه با اعمال خرابکارانه، استفاده درست از قدرت، رعایت حقوق بشر، محافظت از نظم و قانون و سایر آموزش‌های لجستیکی است.

در گذار از مراحل فوق تنها انتخاب افراد و چگونگی آموزش آن‌ها نیست که زیر نظر متخصصان اسرائیلی است، بلکه اسلحه‌هايی که برای فلسطینی‌ها ارسال می‌شود نیز به طور دقیق مورد آزمایش اسرائیلی‌ها قرار می‌گیرد. این عمل در آزمایشگاه اداره پلیس اسرائیل انجام می‌شود. در این مرحله لایحه دقیقی تنظیم می‌گردد و نوع اسلحه در صورت به کار رفتن عملیات تروریستی علیه اسرائیل مشخص می‌گردد تا بدانند اسلحه مذکور از کجا و چگونه به کار گرفته شده است. غیر از اسلحه‌هايی که از طرف اردن و مصر در اختیار مأموران امنیتی قرار داده می‌شود، اسرائیل نیز مسلسل‌های کلاشنیکوف با ذخیره آن به اضافه نوعی اسلحه که می‌توان با آن در متفرق کردن تظاهرات استفاده کرد، در اختیار مأموران امنیتی فلسطین قرار می‌دهد. اسرائیل هم‌چنین کپسول‌های گاز اشک‌آور و گلوله‌های پلاستیکی نیز در اختیار مأموران فلسطینی قرار می‌دهد. یک تحلیل‌گر اسرائیلی توضیح می‌داد که: «فلسطینی‌ها به طور عملی از این اسلحه‌ها علیه تظاهرکنندگان استفاده کرده اند.»

روزنامه قدس العربی چاپ  لندن، ماه ژوئن سال قبل در سرمقاله خود گزارشی را به چاپ رساند که نشان‌دهندۀ چگونگی عملکرد مأموران امنیتی فلسطینی است که زیر نظر دایتون تربیت شده اند. محتوای گزارش نشان می‌دهد که مأموران فلسطینی در خدمت سربازان اسرائیلی بوده و کار آن‌ها را راحت می‌کنند. این نیروها دست به بازداشت دو نفر می‌زنند که علیه اسرائیلی‌ها دست به مقاومت مسلحانه زده بوده اند، مأموران فلسطینی پس از دستگیری این افراد را تحویل سربازان اسرائیلی داده و پس از طی مراحلی در دادگاهی هر کدام به هفت سال زندان محکوم می‌گردند. سرمقاله در پایان می‌نویسد مأموران فلسطین به نیابت از اسرائیلی‌ها عمل کرده و به اعمالی شنیع در حق هم‌وطنان خود دست می‌زنند.
علی‌رغم همه آزمایشات و تحقیقاتی که در مورد افراد و اسلحه‌ها توسط اسرائیلی‌ها انجام می‌شود، ژنرال دایتون اظهار داشت که ما مجاز نیستیم قبل از موافقت اسرائیلی‌ها، اسلحه در اختیار مأموارن امنیتی فلسطین قرار دهیم، به طوری که اخیراً اسرائیل اجازه نداد تا مأموران فلسطینی در جنگشان با حماس از اسلحه آر. پی. جی استفاده کنند. هم‌چنین اسرائیل تصمیم می‌گیرد که چه زمانی، کجا و در چه ساعتی، مأموران فلسطینی در شب دست به عملیات بزنند، از سوی دیگر این مأموران وظیفه دارند از هر عمل مشکوکی گزارش تهیه کرده و در اختیار مأموران اسرائیلی قرار دهند. گزارش‌ها و موفقیت‌ها و دست‌آوردهای این مأموران در دفتر روزانه ارتش اسرائیلی به ثبت می‌رسد. اسرائیلی‌ها توافق کرده اند که اگر خواستند به عملیاتی دست بزنند، فلسطینی‌ها را در جریان قرار دهند، اما کنترل و نظارت بر کل عملیاتی که فلسطینی‌ها بخواهند انجام دهند به عهده اسرائیلی‌ها است و آنان بدون موافقت مأموران امنیتی اسرائیل مجاز نیستند به عملی مبادرت ورزند.

در ماه مارس سال ۲٠٠۹ ژنرال دایتون در «انستیتوی واشنگتن برای سیاست‌گذاری‌های خاور دور» به سخنرانی و گفت‌وگو پرداخته و در مورد طبیعت و جزيیات کار خود برای حاضران توضیحاتی داد. او از علاقمندی مأموران امنیتی فلسطینی نسبت به کار خود، در زمینه فنون مبارزه، تشکیلات خود و این‌که این نسل تازه فلسطینی‌ها چه نتایج بسیار باارزشی به دست آورده اند، برای حاضران به تفصیل سخن گفت و این‌که چگونه کارهای وی مورد توجه مؤسسات نظامی ارتش اسرائیل قرار گرفته است. آلکس فيشمان خبرنگار اسرائیلی توضیح می‌دهد که: «چگونه جمع یهودیان حاضر در آن جلسه با کف زدن‌های ممتد و با حرارت فراوان از سخنان ژنرال پشتیبانی و اظهار شادمانی کردند. ژنرال به این هم بسنده نکرده و توضیح داد که چگونه آمریکا فلسطینی‌های تازه‌ای خلق می‌کند که از تجربه و نظم و ترتیب بسیار کافی برخوردارند و این بیش‌تر یهودیان حاضر را دچار هیجان نمود.»

گرگان و گوسفندان در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند
اما دایتون به حاضران چنین هشدار داد: «فلسطینیانی که امروز تحت نام نیروهای امنیتی به ما می‌پیوندند، این امید را دارند که سرانجام این دوره به تشکیل دولت مستقل فلسطینی منجر خواهد شد.» در ادامه دایتون تأکید کرد که: «اگر اینان به این نتیجه برسند که چنین دولتی به وجود نخواهد آمد و فلسطین مستقل تشکیل نخواهد گرديد، آنگاه همه چیز متلاشی خواهد شد و آنان به انقلاب دست زده و اسلحه‌های خود را به سوی اسرائیلی‌ها برخواهند گردانید.»

علی‌رغم این‌که دایتون از کلماتی مانند دولت و ایجاد تشکیل دولت و… سخن به میان می‌آورد، اما انستیتوی واشنگتن باور دارد که دادن آموزش به رهبران نیروهای امنیتی فلسطین، این روحیه را در آن‌ها به وجود خواهد آورد که آنان در حال وارد شدن به یک جامعه جهانی هستند. در حالی که آنچه که ژنرال دایتون انجام می‌دهد، هدفش این است که پس از خروج ارتش آمریکا در دو سال آینده امنیت اسرائیل حفظ شود، کوشش‌های دایتون تنها به شکل غیرمستقیم به فلسطینی‌ها کمک خواهد کرد. اما کل برنامه دایتون بخشی از پروژه بسیار گسترده‌تری است که آمریکا برای کل خاورمیانه دارد. وقتی دایتون از متلاشی شدن برنامه آن‌ها و شوریدن‌شان صحبت می‌کند، این منظور را دارد که کل برنامه آمریکا در خاورمیانه با شکست روبه‌رو خواهد شد.

آلکس فیشمان عقیده دارد: «منظومه‌های متعددی که آمریکا در خاورمیانه به وجود آورده است، این منظور را دنبال می‌کند که شرایط را برای دو سال آینده فراهم سازد تا بتواند به راحتی و بدون مشکلات نیروهایش را از عراق خارج کند. این سیاست آمریکا در عین حال هدفش حمایت از منافع کشورهای معتدل عرب و اسرائیل در منطقه خاورمیانه است تا آن‌ها بتوانند در مقابل اصولگرایان اسلامی مقاومت کنند. اگر اسرائیل نقش خود را به درستی با آمریکا هماهنگ نکند نتیجه‌اش این خواهد بود که با تمام مصالح و منافع آمریکا در خاورمیانه به مقابله برخاسته است.»

ارتقا دادن موقعیت ژنرال دایتون به معاونت جورج میشل، فرستاده آمریکا به خاورمیانه بر این اساس انجام گرفته است. دایتون از این پس همراه با میشل مسؤولیت امور امنیتی کل منطقه خاورمیانه را به عهده خواهد داشت. از این پس جورج میشل همراه با ژنرال دایتون وظیفه دارند تا امور منطقه را آنچنان تنظیم کنند تا در طی دو سال آینده زمینه آنچنان فراهم گردد که نیروهای آمریکا بر طبق برنامه از پیش تنظیم شده به راحتی از عراق خارج شوند.

ژنرال جیم جونز، مستشار اوباما در امور امنیت ملی آمریکا و شخصیتی مهم و اساسی در عرصه گسترده سیاستگذاری‌های استراتژیک است. یک سال پیش، وی طی گزارشی کامل، نیازمندی‌های امنیتی اسرائیل را در مقابله با دو تهدید، یعنی ایران و فلسطین، پس از خروج سربازان آمریکايی از عراق، شرح داد. هدف از تنظیم این گزارش، چگونگی تضمین امنیت اسرائیل در صورت متلاشی شدن اوضاع در عراق و این‌که از آن پس این کشور تبدیل به دشمن و یا بر ضد اسرائیل نشود. این گزارش به طور رسمی در ماه ژوئن امسال به وزارت خارجه آمریکا ارايه شد. سپس به کاخ سفید آورده شد، آن را تفکیک کرده و چند هفته بر روی آن مطالعه و تحقیق به عمل آمد. هم‌چنین در مورد کم‌وکیف این گزارش با وزرای خارجه کشورهای فرانسه، مصر، انگلستان و اردن بحث و مشاوره به عمل آمد. آلکس فیشمان طی مقاله‌ای که در مطبوعات اسرائیل به تاریخ ۲۴ ژوئن امسال به چاپ رسید، چنین نوشت: «اخيراً گروهی از مسؤولان اسرائیلی و فلسطینی، با یکی از اعضای تیم دایتون مذاکراتی به عمل آورده تا براساس اتفاقیه ژنو، پیش‌نویسی را تهیه نمایند. این پیش‌نویس قرار است در باره رابطه دولت و دولت آینده مواردی را تنظیم نماید.» آلکس فیشمان در اینجا چنین اضافه می‌کند: «این مسیری است که قرار است گرگ و میش در کنار یکدیگر زندگی کنند.» این تنها وثیقه امنیتی است که فلسطینی‌ها بر روی آن توافق کرده اند، در عین حال گفته شده که اوباما، در این وثیقه ترتیباتی داده تا به مدت دو سال از تاریخ امضای آن، سایر توافقات براساس آن انجام گیرد و بیش‌تر به یک برنامه واقعی و عملی نزدیک است. توافقات اصلی و مهم در وثیقه مذکور به قرار زیر است: عدم نظامی شدن فلسطینی‌ها، مشخص نمودن دقیق نوع اسلحه‌هايی که فلسطینی‌ها می‌توانند حمل کنند و انواعی که حق حمل آن را ندارند، وجود نیرويی ثالث و میانجی تا برنامه تنظیم شده را کنترل نماید، مسلح بودن و بقاء ارتش اسرائیل د ر منطقه وادی اردن، بنا به عوامل سیاسی، سایکولوژیکی و یا مربوط به روابط عمومی و هم‌چنین برای نیازمندی‌های عملیات واقعی، مسلح بودن نیروهای چندملیتی میانجی در طول مرز وادی اردن، انتشار نیروی مشابه دیگری در گذرگاه، فیلادلفیا، در منطقه غزه، ایجاد سیستم‌های هشداردهنده و پیشگیرانه در درون مرزهای دولت فلسطینی غیرنظامی.

در این پیش نویس ذکر شده که نیروی هوايی اسرائیل می‌تواند مانورهای هوايی خود را بر بالای آسمان غرب رود اردن، انجام دهد. هم‌چنین ارتش اسرائیل باید برمعابر و گذرگاه‌های مرزی میان دولت فلسطین، مصر و اردن کنترل داشته باشد. زمان به اجرا در آوردن مواد ذکرشده در وثیقه باید به مدت ۳۰ ماه از تاریخ شروع آن باشد.

صلح آمریکايی با هیاهوی هولیودی
آقای ناحوم برنیع، رزنامه‌نگار اسرائیلی چنین می‌گوید: «در این داستان بسیار زیبا، نقطه دردناکی وجود دارد.» وی از قول یک فرمانده نظامی اسرائیل، که درگذشته نیز از قول وی عباراتی مطرح کرده، چنین می‌نویسد: «همه دست‌آوردهای کنونی بسیار شکننده است و احتمال دارد همه چیز برعکس شود. بدون پذیرش عملیات صلح واقعی، هیچ‌چیز ادامه پیدا نخواهد کرد و ارتش اسرائیل این را به خوبی می‌داند.» علی‌رغم هشداری که دایتون در انیستیتوی واشنگتن به حاضران داد، هم‌چنان کوشش می‌شود تا دولتی فلسطینی و بی‌سلاح به وجود آید. وگرنه این چگونه دولت و حکومتی است که اسرائیل قادر است، آب و برق، گاز، و نفت آنان راقطع کند. حتا اسرائیل این توانايی را دارد تا معین کند، چه مقدار واحدهای کالری برای ادامۀ زندگی ساکنان فلسطین به این دولت وارد شود و همه این‌ها در حالی است که مرزهای دولت تازه تأسيس در کنترل نظامیان اسرائیل است.

گاهی گفته می‌شود که شخصیت‌هايی با دیدگاه‌های سیاسی راست، اندیشه‌های خود را بسیار روشن بیان می‌کنند. کاری که عوزی آراد، مشاور نتانیاهو، در امور امنیت ملی و یکی از مردان قدرتمند سیاستگذار در اسرائیل، انجام داد. هنگامی که روزنامه‌نگار اسرائیلی به نام آفی شافیت، از وی سؤال کرد که آیا دولت مستقل فلسطین تحت حکومت شما و آقای نخست‌وزیر تشکیل خواهد شد یا نه، وی بسیار صریح چنین پاسخ داد: «این موضوع همانند داستانی با اختلافات گوناگون است. من درمیان فلسطینی‌ها کسی را نمی‌بینم که به سوی این راه گام گذاشته و اسرائیل را به رسمیت بشناسد و در صلح و سازش با ما زندگی کند. من حتا یک رهبری و نظامی منسجم نیز در میان اینان سراغ ندارم. آن‌ها گروه‌های پراکنده و نامنظمی بیش نیستند، ولی این احتمال وجود دارد که شخصی پیدا شود و مدعی شود که می‌تواند حوادث را مهندسی کند. من به عمق مسايل فکر نمی‌کنم، تنها می‌خواهم حادثه‌ای اتفاق بیافتد. پس از چند سالی از حادثه آناپولیس، عملیات جداسازی نیروها و آتش‌بازی‌های چندی که انجام گرفت، ممکن است به طور غیرمترقبه‌ای در سال ۲٠۱۵، دولتی فلسطینی پیدا شود که با برپايی جشن‌ها و راهپیمايی‌ها به چاپ تمبر بپردازد. احتمالاً اتفاق خواهد افتاد. آری در آن زمان دولت فلسطین به ظهور خواهدرسید.» آفی شافیت در پایان سخنان آقای عوزی آراد، ادامه می‌دهد که این دولت چیزی نخواهد بود مگر «یک حادثه آمریکايی با هلهله‌های هولیوودی».

فلسطینی‌های جدید تنها نیروهای امنیتی نیستند، آنان طبقات سیاسی فلسطینی‌هايی را نمایندگی می‌کنند که در اصل معامله‌گرند، ولی به لباس مردان انقلابی درآمده اند و در میانشان شخص «خرابکاری هم‌چون یاسر عرفات وجود ندارد تا آنان را تبدیل به مردانی فعال و انقلابی نماید.» (از اظهارات یک تحلیل‌گر اسرائیلی) اما در این فعل و انفعالات و احتجاجات خطای بزرگی وجود دارد که کم‌تر بدان اشاره می‌شود و این موضوع بسیار مهم است، آن هم امنیت اسرائیل است که امنیت اسرائیل نیز خود موضوع گسترده‌ای است که به کل منطقه پس از خروج سربازان آمریکايی از عراق بستگی دارد. اما آنچه که ابومازن و اطرافیان تبهکارش به آن دست می‌زنند چیزی نیست مگر کوشش‌هايی در جهت متلاشی کردن هرگونه مقاومت در برابر برنامه خاورمیانه‌ای آمریکا. در نتیجه می‌توان گفت که کوشش‌های ژنرال دایتون در ماهیت خود چیزی نیست به جز مبارزه با هر کوششی که بخواهد در جهت حل سیاسی مسأله فلسطین گام بردارد و این‌که در نهایت چیزی به نام دولت فلسطین تشکیل نگردد.

هم‌اکنون بسیاری از فلسطینی‌ها به این موضوع پی برده اند. یک نویسنده آمریکايی در این زمینه می‌نویسد، اروپايی‌ها چندی است درهای خود را به روی دایتون گشوده و از نظر مالی به او کمک می‌کنند. اما باید گفت که این کمک‌ها و همه این پروژه‌ها به تشکیل دولت مستقل فلسطین منجر نخواهد شد. هدف اصلی دایتون اینست که در برابر نظرگاه سازمان حماس سدی ایجاد کند. اخیراً خالد مشعل در مصاحبه‌ای نظرات خود را به وضوع اعلام داشت. وی چنین گفت: «مشکل فلسطین در تشکیل دولت خودمختار نیست. در دولت، پرچم و سرود ملی هم نیست. در تربیب نیروهای امنیتی و یا پرداخت کمک‌های مالی از طرف کشورها هم نیست. مشکل اصلی فلسطین، مسأله وطن، هویت، آزادی و تاریخ، حاکمیت ملی، قدس و بازگشت پناهندگان و آوارگان فلسطینی به سرزمینشان است. سرزمین ما، برای ما بسیار بیش‌تر از دولت اهمیت دارد، آزادی پیش از سرزمین به دست می‌آید.»

بعضی از اسرائیلی‌ها به این موضوع پی برده اند که بنايی که توسط عباس ابو مازن (1)  / فیاض ساخته شده بسیار متزلزل است و پیش‌بینی می‌کنند که این بنا در هم خواهد ریخت. به همین دلیل آن‌ها پیشنهاد کرده اند که برای حل مشکل باید با حماس به گفت‌وگو پرداخت. یکی از رؤسای سابق موساد و مستشار امنیتی آقای افرایم هلیفی چنین اظهار داشت: «نه اوباما و نه نتانیاهو، امکان ندارد بتوانند بر اساس سرمایه‌گذاری روی «فلسطینی‌های جدید»، سیاست واقع‌بینانه‌ای را اتخاذ کنند. آن‌ها هم‌چنین نمی‌توانند از مذاکره با فلسطینی‌های جدیدی که در فلسطین متولد شده اند سر باز زده و به نتیجه‌ای برسند. آیا این موضوع ارزش آن را ندارد که در باره‌اش مطالعه و تحقیق نمود؟»

 

(1) – توضیح زیر نویس از مترجم است : بنا به نوشته دکتر جورج حداد استاد تاریخ دانشگاه واشنگنتن ، عباس ابو مازن رهبر دولت خود گردان فلسطین، از نواده های عباس افندی از سران اولیه بهائیها است که به فلسطین برده شده وبه مزدوری انگلیسیها درآمدند ، ملکه انگلیس به میرزا عبد البها رهبر بهائیان  طی مراسمی لقب «سر» اعطا کرد، عباس افندی در فلسطین زمینهای فلسطینیها را با لطایف الحیل میخرید وبه صهیونیستها میفروخت والبته این رسالت رذیلانه را با صلاحدید انگلیسها به قصد اخراج فلسطینیها انجام میداد، امروز هم سران بهائیت جریانی است وطن فروش ومزدور آمریکا واسرائیل که خواستار حمله نظامی وتحریم بر علیه ایران هستند ، به گوشه ای از بیانات یکی از سران این دارو دسته ضد ایرانی ومزدور بیگانه که در تاریخ پنجم خرداد 1395 ، مطابق با 25 ماه می 2016، در وبسایت معروف «کانترپانچ» تحت عنوان » سروصدای بهائیت علیه ایران»، منتشر شده است توجه فرمائید :

 

«من بطور کامل از حمله نظامی به تأسیسات هسته‌ای ایران حمایت می‌کنم در هر جا که پنهان باشد و به هر میزان که برای امحاء آن نیاز باشد. اگر ایرانیان نفت خود را به ما نمی‌فروشند، تأسیسات نفتی‌شان را ویران کنید. اگر قرار است ما نفت آن‌ها را نداشته باشیم، آن‌ها نیز نباید داشته باشندتغییر رژیم، به هر شکلی، قریب‌الوقوع است. بهائیان باید در زمان استقرار رژیم جدید در ایران حضور داشته باشند تا بتوانند مهر خود را بر حکومت جدید بزنند و به هدایت آن به مسیری واقعاً جدید کمک کنند

 

بدون شک بهائیانی در ایران هستند که نه مزدور ونه ضد ایرانی  وهمچون یک شهروند عادی کار وزندگی میکنند ومخالف هرگونه تجاوز به میهن خود ایران هستند، حساب این شهروندان با نوکران آمریکا واسرائیل  جدا است وملت مسالم وفرهیخته ایران با آنها کاری ندارد.