بین المللی, سرتیتر

ترامپ: آتش به پا می‌کند

trump-1266569_960_720
ریاست جمهوری ترامپ خطرناک خواهد بود، اما نه به خاطر کاری که او خواهد کرد، بلکه به خاطر کاری که هواداران او در صورت سرخوردگی خواهند کرد. آن‌ها از شور و شوق در پوست خود نمی‌گنجند. این خطر پدیده ترامپ است. او وعده‌هایی داده که نمی‌تواند به آن‌ها عمل کند، و هیچ رییس‌جمهوری در ایالات متحده بدون یک تغییر اساسی در قدرت طبقاتی بر مؤسسات قادر به انجام آن‌ها نیست. به قول پارک، ترامپ ممکن است یک دلقک باشد. اما دلقک خطرناکی است. او خصومت طبقاتی کارگران سفیدپوست را بیدار کرده است. تنها چیزی که او می‌تواند به آن‌ها بدهد کوته‌فکری است. تغییر واقعی نه از طريق او، و نه از طریق رقبای او ممکن نیست. این نگران‌کننده‌ترین چیز در باره آینده نزديک برای ایالات متحده است.
منبع: مارکسيسم-لنينيسم امروز
نویسنده: ویجایی پراشاد

۲۷ مه ۲۰۱۶

تارنگاشت عدالت
نامه از آمریکا
ترامپ: آتش به پا می‌کند

نو-یونگ پارک در اوت ۱۹۲۱، پس از آن‌که پدر و مادر او از اشغالگران ژاپنی فرار کرده بودند، از منچوری به ایالات متحده آمد. پارک برای تحصیلات به اروپا رفت. اما قاره را نامساعد یافت. پارک پس از آمدن به ایالات متحده، در رشته روابط بین‌الملل تحصیل کرد و نهایتاً از دانشگاه هاروارد در موضوع «چین و میثاق ملل» دکترا گرفت. دید نافذ او بر سختی‌ها در ایالات متحده طی رکود بزرگ دهه ۱۹۳۹تمرکز نمود.

او در سال ۱۹۳۴ «نظر یک شرقی درباره تمدن آمریکایی» را منتشر کرد، که یک نگاه بذله‌گو به جامعه آمریکا و مؤسسات آن‌را به دست می‌دهد. او نوشت: «برای آمریکایی‌ها زندگی بیزینس و سیاست یک شوخی است. هیچ‌کس برای جراحی پیش قصاب نمی‌رود. هیچ‌کس برای مجوز داشتن سگ به سلمانی نمی‌رود. اما برای حکمران شدن نه آموزش لازم است، نه تجریه، نه آزمون، نه مجوز». پارک نوشت در ایالات متحده برای قدرت سیاسی «هر دلقکی که کلاه خود را به داخل رینگ پرتاب کند می‌تواند توسط مردم لاابالی انتخاب شود.»

یادآوری انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده در سال ۱۹۳۲ آموزنده است. هربرت هوور رییس‌جمهور جمهوری‌خواه برای رکود بزرگ مقصر شناخته می‌شد. رکود بزرگ در زمان او رخ داده بود. ارتش‌های بیکاران در زاغه‌هایی که به «هوورویل» [شهر هوور-عدالت] معروف بود زندگی می‌کردند. فرانکلین د. روزولت رقیب دمکرات هوور از درون دستگاه می‌آمد. برنامه اصلی روزولت این بود که دولت را کوچک کند و تجارت ایالات متحده را با جهان گسترش دهد. در جریان انتخابات هیچ نشانه‌ای از این‌که روزولت دولت ایالات متحده را گسترش خواهد داد و از هزینه دولت برای تقويت فعالیت اقتصادی استفاده خواهد کرد، وجود نداشت. لحن کارزار انتخاباتی زشت بود، هوور روزولت را  (به درستی، آن‌طور که بعداً معلوم شد)  «آفتا‌ب‌پرست» [بوقلمون‌صفت-عدالت] می‌نامید و روزولت در پاسخ می‌گفت هوور «یک خروس چاق اهلی» است. هوور احساس می‌کرد که روزولت «بسیار کم‌اطلاع است و در مقایسه بینش چندانی ندارد.» روزولت سه دوره متوالی انتخاب شد. او زمانی‌که رییس‌جمهور بود، مرد.

ارزیابی پارک که «برای آمریکایی‌ها زندگی بیزینس و سیاست یک شوخی است» پنجره‌ای را به روی عروج دونالد ترامپ نشان می‌دهد. ترامپ داعیه سیاستمدار بودن ندارد. او یک «بیزینس‌من» و نویسنده پرفروش‌ترین کتاب سال ۱۹۸۷ به نام «هنر داد و ستد» است، کسی که هیچ تجربه‌ای در قانون‌گذاری یا هیچ شناختی از مسايل جهانی ندارد. مهارت ترامپ نه چندان در دنیای بیزینس، بلکه در دنیای روابط عمومی است-او توانسته است خود را به مثابه یک بیزینس‌من موفق جا بیاندازد. رهبران بیزینس در ایالات متحده تلألو قهرمانی مردانه را با خود دارند: لی آیاکوکا از فورد، وارن بافت از برکشایر هاتوی، بیل گیتس از مایکروسافت و استیو جابز از اَپل. ترامپ خود را در آن معبد قرار می‌دهد. ترامپ در سال ۲۰۱۵ در شکبه خبری فوکس گفت: «می‌گویند من معروف‌ترین بیزینس‌من هستم.» ترامپ زمانی‌که قصد خود را برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد گفت: «من لاف نمی‌زنم. من مجبور نیستم لاف بزنم.» در اینجا هیچ سرافکندگی وجود ندارد. بالعکس، این واقعیت که او می‌تواند ادعا کند یک بیزینس‌من موفق است برای تأیید صلاحیت او برای سیاست کافی است.

مانند رقابت هوور-روزولت در سال ۱۹۳۲، حملات شخصی تند در رقابت جمهوری‌خواهان ایده پارک از جوک بودن سیاست در ایالات متحده را برجسته‌تر می‌سازد. ترامپ هر یک از رقبای خود را با تبلیغات استادانه مورد تحقیر قرار داد. جب بوش، برادر جورج دبیلو بوش جب «کم‌انرژی»، مارکو روبیو سناتور فلوریدا «مارکو کوچولو» و تد کروز سناتور تگزاس «تد دروغگو» شد. هر یک از این متلک‌ها رقبای ترامپ را تعریف کرد. پرخاشگری و مسخره‌بازی او آن‌ها را شکست داد.

ترامپ اکنون تقریباً نامزدی حزب جمهوری‌خواه را برای ریاست جمهوری از آن خود کرده، نخبگان گوناگونی که درباره او تردید داشتند اختلافات خود را حل کرده اند. جنبش «ترامپ را متوقف کنید» در ریل خود متوقف شده است، و گرچه برخی از هواداران آن جنبش به مخالفت با ترامپ ادامه می‌دهند، اکثر آن‌ها با او صلح کرده اند.

ترامپ به شهر واشنگتن رفت و در آنجا با پال رایان سخنگوی مجلس نمایندگان ایالات متحده و یک جمهوری‌خواه معروف دستگاه، خنجر غلاف کردند. بیانیه مشترکی که پس از ملاقات آن‌ها منتشر شد نشان می‌دهد چیزی که آن‌ها را متحد می‌کند نه توافق پیرامون اصول و سیاست، بلکه رقیب آن‌هاست»: «ایالات متحده نمی‌تواند چهار سال دیگر کاخ سفید اوباما را که چیزی است که هیلری کلینتون نمایندگی می‌کند، تحمل نماید.» خصومت نسیت به هیلری کلینتون چیزی است که آن‌ها را به هم پیوند می‌دهد. گرچه این‌هم جای بحث دارد؛ چارلز کوچ کمک‌دهنده مالی و غول نفتی گفت که کلینتون ممکن است بهتر از ترامپ باشد. کوچ که به برخی از جنبش‌های تهوع‌آور در تاریخ معاصر آمریکا کمک مالی داده است گفت که معتقد است «اعمال هیلری کلینتون کاملاً با حرف‌هایش متفاوت خواهد بود.» میلیاردر گفت کلینتون وقتی انتخاب شود به ساختار طبقاتی دست نخواهد زد.

نه نبرد ساندرز و نه ترامپ ساختار طبقاتی را تغییر نخواهند داد. مؤسسات ایالات متحده چنان از جانب نخبگان اقتصادی بنا شده که هیچ رییس‌جمهوری نمی‌تواند تعهد محوری آن‌را تغییر دهد. برتی ساندرز که هم‌چنان به رقابت با هیلری کلینتون ادامه می‌دهد، پی برد که راه برای او بسیار ناهموار‌تر از ترامپ است. علی‌رغم پیروزی او در شماری از انتخابات مقدماتی، رسانه‌ها هم‌چنان گزارش می‌دهند که بلندپروازی او دست نیافتنی است. برنامه ساندرز سوسیال دمکرات این نیست که دارایی یک درصدی‌ها را مصادره کند با این وجود صحبت او درباره اصلاحات به مذاق نخبگان خوش نمی‌آید. نخبگان متوقف کردن ساندرز را مهم‌تر از متوقف کردن ترامپ می‌دانند. برای آ‌ن‌ها ترامپ باعث خجالت است در حالی‌که  ساندرز تا حدی خطرناک است. ساندرز که تجربه وسیعی در مکتب سیاست دارد، به مثابه یک فرد بی‌تجربه ترسیم می‌شود در حالی‌که ترامپ با پیشنه خود به مثابه یک بیزینس‌من به رهبری ارتقاء داده می‌شود. شعار پارک در باره بیزینس و دلقک مناسبت دارد.

مواضع سیاسی شخصی ترامپ برای کسی که به حزب جمهوری‌خواه تعلق دارد، مانند تردید او درباره تجارت آزاد و مداخله نظامی طبقه یک درصدی را گیج می‌کند. برای این طبقه «تجارت آزاد» و جهانی‌سازی منبع ثروت نجومی بوده است. این طبقه است که از بیرون‌سپاری مشاغل و خالی شدن کمربند صنعتی سابق در ایالات متحده سود برده است. این طبقه پول خود را با زنجیر دادو‌ستد جهانی کالاها و در بخش مالی به دست می‌آورد. مقدار ناچیزی از این سرمایه‌گذاری و سود به طبقه کارگر که از سقوط استانداردهای زندگی خود رنج می‌برد، می‌رسد.

ترامپ به مثابه پرچمدار بخش سفیدپوست مختل‌شده طبقه کارگر ایستاد، بخشی که در گذشته متحداً در موضوعاتی مانند سقط جنین و داشتن اسلحه به جمهوری‌خواهان رأی می‌داد. این موضوعات برای ترامپ که آزادانه ضد و نقیض می‌گوید، اهمیت چندانی ندارند. جذابیت اصلی او در چالش اصل مقدس «تجارت آزاد» توسط او قرار دارد. اما ترامپ قادر نخواهد بود به وعده‌های خود عمل کند. ریاست جمهوری ترامپ خطرناک خواهد بود، اما نه به خاطر کاری که او خواهد کرد، بلکه به خاطر کاری که هواداران او در صورت سرخوردگی خواهند کرد. آن‌ها از شور و شوق در پوست خود نمی‌گنجند. این خطر پدیده ترامپ است. او وعده‌هایی داده که نمی‌تواند به آن‌ها عمل کند، و هیچ رییس‌جمهوری در ایالات متحده بدون یک تغییر اساسی در قدرت طبقاتی بر مؤسسات قادر به انجام آن‌ها نیست.

شکست برنامه ترامپ موجب سرخوردگی بیش‌تر در میان ابن بخش خواهد شد. ترامپ این‌را می‌داند. او با رگه‌هایی از خشونت حرف می‌زند. ترامپ زمانی‌که به نظر می‌رسید ممکن است نامزدی را به دست نیاورد هشدار داد: «من فکر می‌کنم شما شورش خواهید کرد.» زمانی که معترضین به گردهم‌آیی‌های او می‌آيند، ترامپ در محل خشونت را هدایت می‌کند. او در لاس وگاس درباره یک تظاهرکننده گفت: «من دوست دارم با مشت بکوبم به صورتش.» انتظار پیروزی در میان هواداران او بسیار بالاست. شکست محتمل ترامپ در انتخابات نوامبر سرخوردگی را به خشونت سوق خواهد داد. این غیرقابل اجتناب است. اوت گذشته، اسکات لیدر و استیود لیدر در بوستون یک مرد کارتن‌خواب مکزیکی‌الاصل را با میله آهنی مورد ضرب و شتم قرار دادند، بینی او را شکستند و روی او ادرار کردند. استیو لیدر گفت: «دونالد ترامپ راست می‌گفت. همه این مهاجرین غیرقانونی را باید بیرون انداخت.»

به قول پارک، ترامپ ممکن است یک دلقک باشد. اما دلقک خطرناکی است. او خصومت طبقاتی کارگران سفیدپوست را بیدار کرده است. تنها چیزی که او می‌تواند به آن‌ها بدهد کوته‌فکری است. تغییر واقعی نه از طريق او، و نه از طریق رقبای او ممکن نیست. این نگران‌کننده‌ترین چیز در باره آینده نزديک برای ایالات متحده است.