اخبار ایران و جهان

کارخانه ارج خصوصی سازی میشود

قابل توجه کارگران

دیروز هفت تپه خصوصی سازی شد، تعداد کارگران یکچهارم!

امروز کارخانه ارج خصوصی سازی میشود، تعداد کارگران یکچهارم! *)

پسفردا ایران خودر و مخمل کاشان، ایران توربین و کلیه بنگاه های تولیدی، اقتصادی، آموزشیدیگر! تعداد حقوق بگیران هم یکچهارم! *)

کارخانه ارج توسط مهندس سیروس ارجمند که پس از حیدرخان عمواغلی بزرگترین مقام پویا در تاریخ پیشبرد صنایع جوشکاری، ریخته گری وتراشکاریدر ایران را داشته است و همانطور که مهندس حیدرخان عموغلی بدست بورژوازی ملی ایران، رهبر حنبش جنگل بقتل رسید،‌ سیروس ارجمند هم بدست بورژوازی کمپرادور (شریک ۴۹ به ۵۱ درصدی با استعمار فرتوت انگلیس صغیر) پس از ۷۹ سال تولید که از صندلی تا شو شروع شد و به انواع لوازم خانگی مانند کولر، ماشین لباسشویی، بخاری… توسعه داده شد و پس از انقلاب بدست حکومت جمهوری سرمایداری اسلامی ایران افتاد و کنار این نهاد تولیدی طبق اطلاع من سه نهاد رهبری و نهاد بسیج و صندوق امام حسین هم همسنگ مخارج کارخانه بمخارج آن زالو وار اضافه گردیده است؛ امروز بیستم خرداد ماه طبق گوینده «اخبار شبکه یک» نفس آخرین را کشید و دیدگاه از جهان فروبست.

مشت نمونه خروار

این سرنوشت تمام کارگران و نیروهای خدماتی دولتی اعم از بهداشتی و یا آموزشی و دیگرادارات کشوری خواهد بود که یکی بعد از دیگری طبق اصل خصوصی سازی و متمم ۴۴ قانون اساسی و عضویت در سه ابراهرم تحت تسلط آمریکا «بانک جهانی و صندوق بین المللی پول و سازان تجارت جهانی» که شرط اساسی و اولی عضویتِ آن خصوصی سازی میباشد خواهد بود.

تاریخ این چنین دزدی بینظیر در تاریخ بشریت، ابتدا در آمریکا، پس از برداشتن پشتوانه طلا از روی دلار و سپس انحصار چاپ اسکناس سبز«دلار» توسط خانواده راکفلر وخانواده روتشیلد (فدرال رزرو+ گلد من ساکس و اکنون «بلاک رک»)،‌ شروع گردیده و با برداشتن تمام موانع کنترل دولت، پارلمان، دانشگاه و مردمیدر زمان ریگان به کلیه پهنه هستی کشور آمریکا حتی پنتاگون سرایت داده شد. که یک داروی «نیم دلار قیمتِ» سالهای ۸۰ اکنون به بیش از صددلار برای پرداخت کنند گان بیمه تندرستی آمریکا خرج بر میدارد. در اروپا هم همزمان با سچر در انگلستان صغیر و هلموت کهل در آلمان و میتران در فرانسه و بالکاسکونی در ایتالیا شروع و بسرعت به همه جا سرایت داده شد که حتی اداره کارهم خصوص گردید.

آری اگر ما،‌ کلیه ابواب جمعی تولیدی و پزشکی، اقتصادی، بانکها و کلیه خدمات اجتماعی بمبارزه ای سرنوشت ساز برعلیه آن نزنیم، شتری است که در خانه ما خواهد خوابید و از هم‌اکنون دولت در همه جا جار آنرا میزند.

چگونگی شروع آن در کارخانه ارج وشباهت آن به کارخانه نیشکر و تمام کارخانه های بزرگ دولتی

خانم گوینده اخبار۲۱ اردی‌بهشت ماه یعنی دیروز از رئیس اتحادیه فروشندگان لوازم خانگی آقای طعانپور که مدتها بُنَکدار کارخانه ارج بوده است و برای دولت ایران از بهترین متخصصین مشاور دهنده همیشگی کارخانجات دولتی میباشد و خود سرمایدار خصوصی و دلال است، ابتدا تقصیر را بگردن گوینده و یبنندگان انداخته که اگر غمناکید چرا محصولات ارج را نمیخرید! و سپس تقصیر را بگردن گردانندگان آن و ماشین آلات فرسوده متعلق به ۵۰ سال پیش انداخته و دستور میدهد که خانم خصوصی سازی کنید و بگذارید سرمایه خارجی بکشور وارد شده و با ماشین آلات نو شروع بتولید کنند. ایشان هم‌اکنون به دلالی با سرمایداران ترکیه مشغول است که کارخانه ارج را به آنان بفروشاند!! ایشان هرنوع کمک کردن دولت به چنین کارخانه هایی که نه خصوصی هستند و نه دولتی جز ورشکستگی سرنوشت دیگری نمیتوانند داشته باشند را حرام دانسته و دستور میدهد تعداد کارگران یک چهارم گردد که وجود کارگران «زیاد» ضعف مدیریتی بوده و اختلاس ۱۲۰ میلیونی(شاید تومان)‌ کارخانه را فلج نمود و این ضعف مربوط به ده سال پیش است که دیگر برند ارج در بازار دیده نمیشود زیرا قابلیت رقابت با کالاهای وارداتی را ندارد. این فروشندهِ دلال، کارخانه ارج را به یک خودروی ۵۰ ساله تشبیه کرده که وی اگر با آن با خود روهای جدید (لابد پُرشه) مسابقه دهد بازنده است! پس باید خصوصی کرد. باید قیمت خوبی برای خریدار اعلام کنند(یعنی چند ده میلیارد تومانی هم رویش بگذارند و تقدیم خانمزادگان وآقازادگانِ سرمایدار خارجی کنند)!! آنوقت همه چیز درست میشود. تو گویی در دوران هلموت کهل، سچرهمین قصه ها و همین دلایل… و همین اخراج ها و همین چندرقاض برای مددهای اجتماعی… که برای مُردن زیاد و برای زنده ماندن کم است!

گوینده اخبار، از مدیر شرکت سرمایگذاری توسعه ملی آقای فرهاد حنیفی هم همزمان تلفنی پرسش میکند، شما که معتقدید که کارخانه ارج هنوز پابرجاست، ایشان هم پاسخ میدهد هنوز هیچ دستگاهی فروخته نشده است و تولیدات کارخانه ارج سال ۹۴ از مجموع تولید ۹۲و۹۳ بیشتر میباشد و ارقامی را بیان میکند که آقای طعانپور دلال و فروشنده هم قبول دارد(این خانم اداره کننده برنامه با زرنگی خاصی از مساله پابرجا بودن کارخانه و تولید بیشترآن پرش میکند)

فرهاد حنیفی از دوگزینه که یکی سرمایگذاری برای ارج و دیگر کارخانه های دولتی ایران مانند مخمل کاشان ایران توربین و کارخانه های زیاد دیگری میباشد سخن میگوید.

گزینه دوم خصوصی سازی آن‌ها میباشد که متأسفانه مجلس تمام سرمایگذاریها را توسط بانکها متوقف کرده و واگذاری ها را در دستور کار قرار داده است و پس از گفتگوهای زیادی آقای فرهاد حنیفی اعلام میدارد که بیش از ۷۰٪ آری بیش از هفتاد درصد واگذاری ها سرنوشت بدتری پیدا کرده‌اند تا پیش از واگذاری!! و عاجزانه همه خبرنگاران را به خط تولید ارج دعوت میکند که اکنون با کمتراز ۴۰ درصد کارمیکند، بازدید کنند و از تعداد تولید موجود در انبار و آمارها… و صحت آن‌ها همه را مطلع نمایند.

منتها این دلال سرمایدار نولیبرال، دلال سرمایداران آمریکا اروپا و اردوغانی که چندی پیش فروش را تنها دوای درد کارخانجات ایران دانسته و در خاتمهِ گفتگو چنین دستور میدهد:

«بدست سرمایدار خارجی با برند خارجی بدهید با سرمایگذاری خود و ماشین آلات مدرن و مدیریت خوب آنها پس از دوسال تولید عظیمی وارد بازار خواهد شد» ننگت باد طعانپور دلال!

چرا:

مجله سیاسی مونیتور در آلمان از کارخانه تولیدی بنام «بابکوک» که نیروگاه های اتمی، گازی و نیروگاه های ذعال سنگ مایع تولید میکرد، با وجودیکه دفاتر آن مملو از سفارش بود را میخواهند ورشکست اعلام کنند با مدارک مستند گزارش میداد.

این کنسرن مانند کارخانه کروپ با نزدیک به یک میلیون کارگرپس از جنگ دوم بخشی از سهامشان را ایران خریده بود ۲۵٪. دولت کلن ابتدا شکوه کرد که تولید در این کارخانه گران است، سپس گفتند که مشتری موجود نیست و پس از چندی هم به کنسرن ژاپنی بنام «هیتاچی» و بابکوک فیزا ایتالیایی و کروپ به شرکت دیگری فروخته شد!

بلافاصله اکثریت افراد را بازخرید و اخراج کرده و ازنو سازمان دهی کردند. اتفاقاً برای همان تولید تقریباً همانقدر پرسنل را بکار گرفتند ولی حقوقها تعرفه های دیگری داشتند و بهمین سادگی کنسرنی دولتی که خیلی نون و آب دار کار میکرد را ابتدا مانند اداره پست و اداره راه آهن … ورشکست کردند و سپس به بخش خصوصی کشورهای خارجی پیش کش نمودند. خارجیان پیش کش گرفته کشور خارجی هم متقابلا با سهامداران آلمانی همین ارفاق را کردند، مرسدس بنز با کرایسلر، بی ام دبلیو با مینی کوپر انگلیسی تعویض گردیدند و پس از چندی دوباره باز گشتند.

فقط تعداد زیادی کارگران و کارمندان آلمانی بیکار و دربدر شده و بدرد «هارتس چهارچیزی کم تراز مدد های اجتماعی» گرفتار گردیدند.

این راهی است که حکومت ایران می‌رود و همان اوامر آمریکایی میباشد که در سراسر جهان با راه‌های مختلف با حیله گری و اگر نشد جنگ، بسرانجام میرساند!

این سرانجامِ در آلمان خرید دویچه بانک وتصرف یکجای تمام صنایع آلمان که متعلق به دویچه بانک میباشد بوده استرا بدنبال داشت. شبیه همین بلا را هم بسر کشور آلمان شرقی(با نام سوسیالیستی)‌ آوردند و تمام ثروت آن کشور را بین خود بمبلغ سمبلی یک مارک تقسیم کردند. که در همان زمان فقط زمین‌های نساخته اش بیش از ششصد میلیارد مارک (طبق رأی زنی دتلف روودارDetlef Roveder کارمند دولت غربی از« تروی هند» (دست درستکار) که وی را ساواک آلمان بخاطر این رأی زنی بقتل رسانید و جانشینش خانم برویلر دارایی آلمان شرق را در فردای روز قتل، همان ۶۰۰ میلیارد مارک، ولی این بار منفی یعنی ۶۰۰ میلیارد مارک قرض اعلام کرد که هنوز کارگران آلمانی باید مقادیری ماهانه بابت همدردی با شرق که با زوراز حقوقشان برداشته می‌شود را تحمل نمایند.

++++++++++++++++++++

*)- منبع صدا و سیمای ایران تلویزیون شبکه یک اخبار ساعت ۲۱ که برای دیدن چندی در مین استریم این شبکه (آرشیو) موجود خواهد بود.

سپیده

بیست ویکم خرداد نود و پنج

telegram_majaleh
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: