دریافتی

حقایقی که آشکار میگردند سرمایداری و رابطه آن با یک همه‌پرسی در سوئیس 

حقایقی که آشکار میگردند 
سرمایداری و رابطه آن با یک همه‌پرسی در سوئیس
 
بسیاری از روزنامه های صبح وعصر این هفته در ایران در باره این همه‌پرسی و ابراز تعجب که سویسی ها عجب مردم با نزاکتی  و زاهدی هستند، سرتیتر های خود را زینت دادند!
سرمایداران ایرانی هم   فهم مردم سویس و بلند نظری آنان، با خودفنایی در جهت  حفظ محل کار دانستند و برسر رسانه‌ها بردند. ولی واقعیتهای این همه‌پرسی  کدام اند؟
سرمایداران انگلستان زمانیکه هنوز کارگران اندیشمندان خود را مانند مارکس-انگلس را نداشتند و فقط کشیشان و آنارشیست ها سالوسانه سوسیالیسم تخیلی را بخوردشان میدادند، سهم نوددرصدی های جامعه از نعمات تولیدی که به آنان ارزانی میداشتند، خانه‌های «وحشت» بوده است که مارکس آن‌ها را بخوبی شکافته است. کودکان کار در خانه‌های وحشت از سن های پایین تراز ۷ سال بکار شروع میکردند و در سنین بیست سالگی بزیر خاک میرفتند.
 
روزنامه های ایرانی و اروپایی فراموش میکنند که دولت سویس کشوری است که بالاترین آمار کارگران فصلی و «زمانْمحدودِ» خارجی را بسرزمین خود آورده و پس از مکیدن ارزش اضافی عظیمی از عضلات آنان دوباره پس میفرستد(ایران کارگران افغانی) و هیچگونه تعهدی دیگر نسبت بدانان ندارد(مانند کارگران امضا سفید ایران). که پس از سقوط آلمان شرق بیش از ۷۰ در صد آنان کارگران و مهندسین خارجی، از آلمان شرقی بودند.
سوئد هم بهمین طریق با جمعیتی بسیار بسیار کم نسبت به ذخایر عظیم طبیعی و مشکل داشتن با تأمین نسل جدید، سعی در جبران آن  از فراریان جوانِ کشورهای «عقب نگه داشته شدهِ»لنینی، بدانجا از این نیروی عظیم ارزش اضافه بعنوان سوخت برای موتور سرمایه و درحقیقت زنده ماندن سرمایدارانِ سوئد،  سوء‌استفاده میکند.
روزنامه هایی مانند مورنینگ استار و روزنامه های زیاد دیگری  در ایران صورت مساله نظام های سرمایداری کنونی در غرب را از همان اوان میخواستند مخدوش نمایند و بخوانندگان نوید جهانی با ضمانت برای خدمات اجتماعی را بنام سویس، سوئد، بلژیک… میدادند.
سرمایداری مساله اصلی اش در اواخر  قرن بیستم و قرن بیست ویکم، تنها مساله سود معمولی و داشتن ثروت نیست! مساله حیاتی سرمایداران در این دوران مساله رقابت برای دستیابی به بازار فروش میباشد و انواع متدها را هم تاکنون بکار برده، که همگی در خدمت رقابت انحصاری بانکها که صاحبان این کنسرنها هستند و آنچه از آنهم مهمتر و پنهان از نظر طبقه کارگر قرار دارد، کنترل انحصارات تولیدی و مالی که در صده کنونی با خرید کمتر از ۶٪ سهام آن‌ها (دکتر ورنر رومگر پژوهشگر آلمانی) هیئت های رییسه و مدیره آن کنسرن ها و بنگاه ها را تعیین میکنند که با همان نام ها و اکثرا در همان محل ها باقی‌مانده و در بعضی موارد هم پس از خرید،- آن‌ها را ورشکست کرده و نابود مینمایند تا از شر بنگاه تولید کننده بانک رقیب خلاص شوند.  
 
یکی از روش‌هایی که در قرن گذشته بکاربردند، کنارگذاشتن نرم افزارهای طراحی سه بعدی با خودکاری سطح بالا و رجوع به طراحی با نزم افزارهایی که فقط جای تخته رسم را پرمیکرد بوده است تا خرده بورژوازی کودن را جهت تبلیغات برای غرب سامان دهد. (بخاطر شکست رقیب شرقی و ایجاد امکان مقایسه دو نظام پس از عروج خروشچف) ولی در کارخانه ها همان استثمار با درجات بالاتری نسبت بگذشته در جریان بود که سندیکاها شعار ۳۵ ساعت کار در هفته را میدادند و همچنین در رشته‌های فلز کاری هم با خواست نظام دولتهای غربی،  به ۳۸.۵ ساعت و سپس به ۳۵ ساعت در هفته هم رسید، که اکثرا در کنسرنهای بزرگ که کارگران را فشرده در کنار یکدیگر بکار وامیداشتند، سرانجام یافت(اصولا تمام واحدهایی که تحت پوشش تعرفه سراسری بودند). پس از سقوط اتحاد شوراها و ایجاد روسیه فدرال گارباچفی، آن‌ها را به اجزاء کوچکتری تقسیم و در اطراف شهر ها پراکنده کرده‌اند و تمام آن‌هایی که توسط سرمایه آمریکایی بدون عبور از «دویچه بانک توبخوان بلاک رک» در آن نفوذ دارند، بدون سندیکای کارگری و ساعات کار، کاملاً بدلخواه کارخانه تعیین میگردد و آنهم روز کار را به چندین دو ساعت کار تقسیم میکنند و کارگر باید آماده برای کار در انتظار در خانه بماند(Stand by) ولی در عوض گاهی تا ۳۰ ساعت در هفته بیشتر کار نمیکنند و سقف حقوق آنها بدلخواه سرمایدار میباشد. هرکارگری هم معلوم شود عضو سندیکای کارگری است بلافاصله اخراج میگردد.*)
 
سطح زندگی در کشور شوراها و کشورهایی که در اثر پیروزی ارتش سرخ به حکومت اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی پیوسته بودند روز بروز چنان قدم‌های فرسنگی در مقابل نظام سرمایداری در غرب، چه آزادی‌های اجتماعی، چه تضمین و تثبیت قیمتها، حق تحصیل، حق مسکنمحو مالیات ها…. برمیداشت که غرب را بوحشت مرگ انداخته بود. این خانم‌ها و آقایان بی نزاکت فراموش کرده‌اند که همه این اقدام‌ها و حقوق پایه‌ای (در ایران یارانه ها که سوبسیت هم به آن میگویند) روی دیگر سکه «مک کارتی» بوده است.  
کیست که بتواند ادعا کند که شروع غارت صندوق های حق بیکاری و صندوق های بازنشستگی که کارگران و خرده بورژوازی با حقوق ماهانه خود آن‌ها را در نزد دولت پس ازنداز کرده بوده اند و در هر یک از کشورهای غربی صنعتیِ آلمان انگلیس فرانسه ایتالیا… به بیش ازیکهزار میلیارد دلار موجودی دایمی آن رسیده بود،  پس از اعلام رسمی سرمایداری در روسیه، در عرض مدت فقط چندماه خالی شد و حق بیکاری را ابتدا پایین آوردند و سپس اداره کار را ازبین بردند و به مؤسسات خصوصی کاریابی تحت نظر «دولت سرمایداری» قرار دادند و اکنون در آلمان «مددهای هارتس چهار» که با هفت خانی از مشگلات همراه است، میباشد!
سرمایداران با مخارج  زیادی برای کنار زدن سرمایداران تازه بدوران رسیده روسی و آلمان شرق و دیگر کشورهای اروپای شرقی؛ با همکاری با خروشچف و همکاری طبقاتی عملیات پیچیده‌ای را شروع کردند و با سیاست نان قندی و شلاق توانستند راه را برای این سرمایداران شرقی هموار و آن‌ها را ببلعند.
سرمایداران روسی توسط «دولت روسیه فدرالِ باقیمانده» توانسته اند در کریمه، اوکراین و سوریه برای حفظ خود آنرا ترمزکنند که مبارزه هنوز ادامه دارد.
در این دوران شصت ساله با قحطی انداختن در آفریقا و آسیا و لاتین آمریکا و غارت این کشورها و غارت بازوان و مغزهای جوان که با پای خود به دامگاه عنکبوتی مِکندهِ ثروتهای روزمینی و زیرزمینی کشورهایشان هجرت میکنند، با همان «قواعد ازماست که برماست» با نوآوری و ابتکارات خود تولید را سرعت و تکاملی بس بالا میدهند، بخصوص در کشور ژاپن که کارگر، و افراد فنیِ ایرانیِ مهاجر از ارزش خاصی برخوردار است. و مشکل اصلی بدست آوردن بازار برای فروش کالاهای تولیدی  تحت لیسنس ارباب یعنی امپریالیسم  آمریکا را بوجود آورده‌اند و انبار ها اشباع شده است؛
با وجودیکه در این شصت سال این امپریالسم غالب با طراحانی چون گزینجر و برژینسکی دانسته  جنگی مستمر را براه انداخت و شعله آن از جنگ کره به ویتنام، کامبوج… و بتمام قاره آفریقا و کشورهای آسیایی و لاتین آمریکایی سرایت داد. ولی بازهم قورت کوچک این امپریالیسم نشده و هنوز دوقورت ونیمش باقی است و طبق داده‌های لنینی محکوم بنابودی میباشد.
 
اکنون امپریالسم آمریکا سرکرده غربِ جهان خوار همراه با شرکای دیگرش با سرریز تولید عظیمی روبروست و برای ساکت کردن طبقه کارگر و متحدین وی دست بمانورهای گوناگونی میزند. جزایر بهشت مالیاتی در کشورهایی که زیرساخت امنی داشته اند، مانند سوئد، سویس و یا انواع  دوک نشین های لیشتن اشتاین،  لوکزامبورگ، موناکو … دیگر رسوا و با «سی دی» فروشی برای سرمایداران ناامن شده‌اند و مجبور شده است غارت های میلیونی سرمایداران را آهسته  به دهکده های نوین بهشت مالیاتی مانند دهکده ای در آخن آلمان و یا پاناما… را که جدیداً راه اندازی کرده‌است تغییر محل دهد.
اکنون زمان آن رسیده است کشورهای فوق را که  تا کنون  بکارگران جهان بعنوان بهشت آزادی و تمدن سرمایداری میفروختند، تحت نام بانک مرکزی اتحادیه اروپا قربانی نماید و مبارزاتی که تاکنون بانک مرکزی اروپا تحت نظارت و فرمان بلاک رک انجام داده است بی نتیجه مانده بود- با یک آب نبات- از مردم این کشورهای مرفه پس بگیرند. این عملیات بایستی توسط شخصی بنام«دانیل هائنی» از گوشه راست  یک قدم دیگر بجلو سوق داده میشد. و با یک همه پرسی تمام مواهب اجتماعی که شامل شهروندان سویسی با حتی خارجیان با پاسپورت سویسی را  با نان قندی۹ میلیون تومانی از بین برده و سپس با بازی با‌ارزش پول، (فرانک) آنرا بسمت همان مناسبات معمولی در کشورهای صنعتی اروپا  صوق دهد و سپس رفاه در اروپا را کلا بسطح نازل کیفیت زندگی در ام.آمریکا برای نود درصدی ها در آورند.
در‌واقع این همه‌پرسی بخاطر هدیه ۲۵۰۰ یورویی در سوئد و ۲۲۰۰ یورویی در سویس بمردم این دیار نبوده بلکه تاکتیکی جهت از بین بردن و همنواخت کردن سطح زندگی در همه کشورهای امپریالیستی بوده است تا بگویند «هرکجا که روی آسمان همین رنگ است». و فیلتان یاد هندوستان (حکومت شوراها) نکند.
این است معمای مانورهای سرمایداران در قرن بیست و یکم برای از بین بردن رفاه اجتماعی  باقیمانده در چند گوشه جهان که بخاطر شبحی بنام اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی سالهای لنین استالینی، بوجود آورده بودند و امروزه آرزوی دایمی کارگران و پیشروان جهان میباشد و هنوز که هنوز است نتنها با جنگ جهانی دوم و گارباچف ها از بین نرفته بلکه روزبروز بیشتر آنان را تهدید میکند.
++++++++++++++++++++++++
*) دربارهٔ پرکاریاتِ کار در آلمان و چگونگی پایین آوردن بهای کار/ بزبان آلمانی که دولت آلمان آگاهانه کارشکنی در امور  کنترل و بازرسی ارگانهای خود ساخته خود مینماید و چگونه توانسته است کارکنان و کارگران  مختلف را در اثر کمبود در آمد، چه آلمانی و چه غیر آلمانی  را  به چندین شغل با ساعات کاری تا چند برابر بیشتر،  وادار نماید: