اخبار ایران و جهان

شهر رقه..شوک ناگهانی استراتژیک.. وسقوط محاسبات آمریکا

syria_009i

نوشته :سرگرد دکتر امین محمد حطیط ، استاد دانشگاه لبنان

مترجم : احمد مزارعی ، 17/خرداد ، 1395

 

زمانی که آمریکا اعلام داشت که میخواهد نیروی زمینی جنگنده ای در سوریه تحت عنوان » نیروهای سوریه دموکراتیک» که طبیعت واهدافی کردی داشته واز کردها تشکیل گردد واز پشتیبانی هوائی «ائتلاف بین المللی» بهره مند گردد تا بتواند داعش را از شمال سوریه ومنطقه ای که امتدادآن به شهر رقه میرسد، اخراج و پاکسازی کند، ودر ادامه فرمانده نیروهای آمریکائی سوت شروع این جنگ را بر علیه داعش به صدا در آورد ، آمریکا فکر میکرد میتواند اهداف زیر را تحقق ببخشد :

(1) – بهره گیری از عقب نشینی نسبی روسیه که بطور رسماا علام داشته بود که قصد دارد نیروهایش را درمیدانهای نبرد سوریه کاهش دهد، زیرا ، زیرا در نتیجه کمکهای گسترده به ارتش سوریه ، این ارتش توانسته بود کفه معادلات قدرت را در میدانهای جنگ به نفع خود بالا برده وآنچنان دستاوردهائی کسب کرده بود که وضعیت ارتش عربی سوریه در میدانهای نبرد را کاملا به نفع خود تغییر داده بود ، آما آمریکا فکر میکرد که این کاهش دادن نیرو بتوسط روسیه ، ارتش عربی سوریه را مجبور خواهد کرد که به استراتژی قبل از سپتامبر سال 2015 ، بازخواهد گشت که بطور عمده ، براساس جنگ دفاعی بود ودر نتیجه ، ازاین پس عملیات پاکسازی وتسلط مجدد بر سرزمینهایش ، متوقف خواهد شد.

 

(2) – تحقق بخشیدن اهدافی نظامی در میدانهای نبرد، زیرا هم اکنون توانسته است منظومه ای عملیاتی – نظامی  بنا نهد که از نیروی زمینی وهوائی خوبی برخوردار بوده وامکان دارد که بر اراضی زیادی از کشور سوریه تسلط پیدا کند ، بویژه اینکه نیروهائی در اختیار دارد که تروریستی محسوب نمیشوند، بلکه بمثابه» نیروهای آزادیبخش  ملی»ویا «توده ای» هستند ، با این حساب آمریکا فکر میکند که توانسته است با این نیروی جنگی، توازنی در مقابل منظومه جنگی ملی ومشروع سوریه که نماینده آن ارتش عربی سوریه با کمکها وتجهیزات روسی میباشد ، تحقق بخشد.

 

(3) – ایجاد یک خط قرمز، در شرق وشمال سوریه ، در مقابل ارتش عربی سوریه ، تا بتواند مانع پاکسازی وجنگ ارتش سوریه برعلیه تروریستها گردد ، این پاکسازی از زمان تسلط بر شهر تدمر شروع گردید ، بویژه که ارتش سوریه حرکت خودرا از طرف شرق سوریه بسوی دیر الزور ورقه در شمال آغاز نموده بود ، حرکت  اخیرارتش سوریه بمثابه مرحله قبل از پایان اعلان شکست کامل تجاوز دشمن به سوریه در این منطقه  به حساب میآید.

(4) – ایجاد فضائی جنگی وملایم برای آغازبرنامه تجزیه وتقسیم علنی ویا پنهان وحدت اقلیمی وملی سرزمین ملت سوریه، از طریق مسلط کردن کردهابرمناطق بسیار وسیعی از سرزمینهای سوریه ، که به آنها امکان بدهد تا کانتونهای مخصوص خودرا بنا کنند که اساس برنامه تجزیه ومتلاشی کردن منطقه از آنجا آغاز شود.

بهمین دلیل بود که آمریکا به هیئت «مخالفان معتدل» سوریه در ژنو دستوردا د تا مذاکرات را متوقف کرده واز آنجا خارج شوند وهمزمان دستور آتش افروزی گسترده جبهه های سوریه را صادر نمود، بدون اینکه به قرارداد بین المللی» مبنی بر متوقف کردن «عملیات دشمنانه» وقعی بگذارد، آمریکا آشکارا میدید که واقعیتهای میدانهای جنگی که از نیمه ماه آوریل سال گذشته درسوریه بر قرارشده بود، فرصت  نمیدهد که بتواند برنامه تجزیه طلبانه خودرا در سوریه پیاده کندویا بهر شکلی دیگری منافعش را تامین کند ، از این جهت بود که بازگشت مجدد به میدانهای جنگی در سوریه وایجاد تغییرات ریشه ای، برایش ضروری بنظر میرسید.

 

این بازگشت میتواند برپیروزیهای ارتش سوریه که از سپتامبر گذشته تا کنون بدست آورده است ، سایه افکنده وحتی  مانع پیروزیهای تازه ای برای آن شود، وهم اینکه منظومه جنگی کردی مزدوری که در زیر رهبری خود دارد ،  اگر چه شکل وشعارکردی دارد ، به سوی میدانهای جنگ سوق داده وبتواند بر تقریبا یکسوم خاک کشور سوریه تسلط پیدا کرده و عفرین درغرب سوریه را به منطقه شرق سوریه که دارای اکثریت کرد میباشد وصل کند وحلب را با نیروهای تروریستی که آمریکا آنان را تروریست نمیشناسد ، محاصره نماید، از آنسو ترکیه هم نیازمندیهای آنان را تامین وهم اینکه نخبگان ارتش خودرا که در شمال سوریه حضور دارند، در اختیار آنها قراردهد تا برنامه آمریکا پیش رفته وبتواند راه را بر ارتش سوریه ببندد ومانع شود که ارتش سوریه جنگ پاکسازی شهر حلب را از وجود تروریستها آغاز وکامل کند ، جنگی که  صحبت در مورداهمیت وشروع آن آغاز شده است.

 

در پرتو آنچه گفته شد وهمچنین ارزیابیهای نظامی واستراتژیک ، به این نتیجه رسیدیم که آمریکا در این برنامه  تازه وخبیث خود ، بحران سوریه را وارد یکی از خطرناکترین مراحل خود نموده است ، بویژه اینکه مرحله ای میباشد که احتمالات زیاد وخطرات گوناگونی که مربوط به وحدت سرزمین وسیادت ملی این کشوراست ، به اضافه اینکه خطر بزرگ دخالت خارجی مستقیم نیز وجود دارد، علیرغم اینکه باور عمیق داریم که آمریکا، ترکیه ودیگران از ابتدا اساس این تجاوزوانفجار درسوریه بوده اند ، وخودرا در پشت سر این ویا آن دولت مخفی میکردند تا متهم به شکستن مستقیم حرمت وسیادت یک دولت مستقل نگردند، اما امروز همه آن پرده ها به کناری زده شده وکاملا آشکار است که آمریکا 800 سرباز ارتش خودرا وارد سوریه کرده ، همینطور ارتش ترکیه نیز بیشتر از 1000 سربازبطور مستقیم وبا کمال وقاحت در درون خاک سوریه دارد وبه جنگ وکشتار مستقیم مشغول است.

در مقابل این وضعیت تازه وهمچنین با ادامه کاهش یافتن کمکهای روسیه ، سه گزینه در مقابل رهبری سوریه قرارداشت تا درباره آن گفتگو کند ویکی از آن سه گزینه را انتخاب کند:

 

(1) –  تسلیم شدن به وضعیت موجود وآزاد گذاشتن دست آمریکا تا برنامه هایش را پیش ببرد، سپس رفتن به کنفرانس ژنو وامید بستن به میز مذاکرات که معنایش هدر دادن همه مقاومتها وفداکاریهائی است که درطول پنج ونیم سال گذشته در دفاع از سوریه ، اصول وآرمانها ملی وقومی آن ، به انجام رسیده است.

 

(2) –   درافتادن به دام آمریکا ونشان دادن عکس العملهای انفعالی ووارد شدن به جنگهائی غیر ضروری که نتایجش مشخص نیست ، از طریق حمله عجولانه به شهر رقه درجهت قطع راههای نیروهائی که مورد حمایت آمریکا میباشد ویا اغراق در مورد پیروزی شهر تدمر وکاستن از نیروهائی که برای حمله به شهر رقه ضروری بود ، به اضافه متوقف کردن آمادگیها ضروری برای آزادسازی شهر حلب.

 

(3) – مهیا کردن یک استراتژی محکم وچند جانبه که بتواند در درجه اول از دستاوردهای کنونی محافظت نموده واز سوئی از میدانهای مین گزاری سیاسی که آمریکا در اینجا وآنجا برای هدر دادن نیروی ارتش سوریه،  ایجاد کرده دوری گزیند وسپس راه عبور شهر رقه  را برآمریکا ببندد وهمچنین مانع ایجاد مناطقی گردد که آ مریکا در نظر دارد بوسیله آنها سیاستها ی تجزیه طلبانه وتقسیم منطقه را پیش ببرد.

 

در نتیجه سوریه با عزمی جزم واعتماد به نفس، گزینه سوم را برگزید ویک استراتژی مرکب وحساب شده را تنظیم نمود که از یکطرف توان مقابله با ترفندهای دشمن را داشته باشد واز طرف دیگر بتواند ازمواقع خود دفاع کرده وضربات پیشگیرانه ای را  در مناطقی که دشمن نیرو متمرکز کرده است ، وارد آورد، واز طرفی واین بسیار مهم است ، که نیروی تهاجمی خودرا بسوی شرق واستان رقه متمرکز کند تا بتواند برنامه آمریکا و خواب وخیالهایش را برای تقسیم منطقه نقش بر آب کند.

 

در اجرای استراتژی فوق وتطبیق عملی آن در مورد گشودن جبهه تازه جنگ در استان رقه ، اقدامی شوک بر انگیزاز نوع سنگین آن برای دشمن بود وسوریه به همراهی با هم پیمانانش در محور مقاومت ، ثابت نمودند که تصمیم دفاع از سوریه ووحدت سرزمین این کشور، موضوعی است تخطی ناپذیر، که باید به اجرا درآید وهر آنقدر کوشش ، قربانی وفداکاری طلب کند  وزمان ببرد،، نباید دریغ ورزید، براین اساس مشاهده میکنیم که شروع جنگ در استان رقه ، که نیروهای ارتش سوریه وهمپیمانانش در محور مقاومت ، حدود اداری رقه را در جهت شهر طبقه ، هورا، و شهررقه ، درنوردیدند ، همزمان بود با ثبات وپایداری پولادین در شهر حلب ومحیط آن، ومیبینیم که اقدامی بوده است بسیار مهم وخطرناک که ارتش سوریه آنرا عملی نموده و میتواند منجر به تحقق مطالب زیر گردد:

 

(آ) – از منظر سوریه : این کشور تحت هیچ شرایطی، اجازه نخواهد داد که هیچ فضا وسیاستی به وجود آید که به تقسیم ویا تجزیه کشور سوریه منجر شود.

(ب) – از منظر کردها، هیچگونه درگیری میان ارتش عربی سوریه و»نیروهای سوریه دموکراتیک» پیش نخواهد آمد زیرا این نیروی مردمی بطور یقین میداند که اگر حق دارد در مقابله با داعش وسایر نیروهای تروریستی  که بطور نا مشروع وارد خاک سوریه شده اند ، مقابله کند ، اما آنها به هیچ عنوان حق مشروعی ندارند که با ارتش عربی سوریه که وابسته به دولت رسمی وشرعی این کشورمیباشد، مقابله کنند وما اخیرا تجربیات چندی در این زمینه داشتیم که آنها به مشروعیت ارتش عربی سوریه اعتراف نمودند،(*) ، ازاین نظر ما در افق نمی بینیم که درمورد شهر رقه درگیریهائی پیش آید که آنها یکی از طرفهای درگیربر علیه ارتش عربی سوریه باشند ، بلکه ما بر این باوریم که کردها پس از آنکه متوجه شدند که ارتش عربی سوریه بسوی شهر رقه برای آزادسازی آن درحرکت است ، بطور یک جانبه از ورود به شهر رقه ابا خواهند ورزید، در اینجا است که باید گفت که آنچه را که آمریکا  به منفعت  خویش برایش برنامه ریزی کرده بود ، بیکباره به ضد خودش تبدیل گردید، اینکه در قراردادها مابین کردها وآمریکائیها چه نگاشته شده است ویا چه برنامه ریزیهائی میان آنها وجود دارد در ماهیت اوضاع تاثیری ندارد وباید متوجه بود که بیشتر نقل قولهائی که ار رابطه میان آنها گفته میشود حقیقت ندارد.

(ت) – روسیه : شهر رقه بطور جدی در خط آزادی قرارداده شده است وروسیه نیز از این جنگ آزادیبخش رقه به دور نیست ، زیرا رو سیه به خوبی به خدعه های آمریکا پی برده واینکه چگونه میکوشد همه برنامه هائی که روسیه میکوشد در سوریه تحقق پیدا کند همچون مبارزه با تروریسم و ویا در زمینه سیاست به خاطر اجرائی کردن یک برنامه صلح آمیز در سوریه ، بتوسط آمریکا با شکست وبن بست روبرو میگردد، با این حساب صبر روسیه به سر امده وخودرا ناچار می بیند که مجددا با تمام ثقل به میدانهای جنگی سوریه بازگرددوبه شکل ویژه ای، توجه خودرا بسوی رقه وحلب ،متوجه کرده است ، زیرا این دو منطقه مورد توجه آمریکائیها است، اینکه از هماهنگی میان آمریکا وروسیه صحبت میشود ، بنظر میرسد که این امر زیانمند نباشد ، زیرا این هماهنگی تا حدی مانع تشدید اختلافات و درگیری میان طرفین میگردد ودرعین حال این رابطه در حد همکاری وجنگ مشترک آنها درمیدان هم نخواهد رسید.

(ث) – از منظر آمریکا وتروریسم : آمریکا در برنامه تازه خود موفق نخواهد شد ونخواهد توانست شهر رقه را از سوریه بگیرد ودرادامه به ایجاد کانتون در مرز سوریه موفق گردد ، از طرفی جنگ «نیروهای سوریه دموکراتیک» در شهر منبج ، باب ومحیط آنها ، به استقرار درآن منطقه منجر نخواهد شد ، بطوری که در آینده مانع کوشش ارتش عربی سوریه برای بازستاندن آنها گردد، همین امر در مورد حلب وروستاهای آن نیز صادق است.

اما در زمینه سیاست وکوشش درامور سیاسی ، باور دارم در ماه رمضان حد اقل، حالتی آرامش وهمچون مرخصی خواهد داشت وسپس جنگهای ورزمهای میدانی خود به تنهائی سرنوشت همه چیز را روشن خواهد ساخت وبنظر نمیرسد که نتایج جنگ در جهت مخالف مصالح عالیه سوریه باشد ویا  در مغایرت با اهداف جنگهای دفاعی محور مقاومت باشد که در پنج سال گذشته به خاطر آن جنگیده اند.

 

توضیح مترجم(*) : روسیه با سوریه به غیر از روابط سیاسی ، اقتصادی و…/ یک رابطه بسیارعمیق معنوی ،  مذهبی ، فرهنگی وتاریخی دارد که مشکل بتوان درک کرد که رابطه این دوکشور دچار خلل گردد، روسها هنگامی به ملتی منسجم تبدیل شدند که به مسیحیت گرویدند واین قرن سوم ویا چهارم میلادی بود ، دراین دوره مسیحیت از شهر تدمر به روسیه راه یافت و قبل از آن روسها به شکل قبایل زندگی میکردند ، مذهب مسیحیت شخصیت تازه ای به روسها بخشید واز آن زمان رابطه میان روسیه وسوریه وتدمر ادامه وحالتی قدسی به خود گرفت وشهر تدمر همیشه جایگاه ویژه ای در زندگی مردم روس داشت وتا آنجا که میدانم در طول دوره هفتاد ساله حکومت شوراها در روسیه ، بر روی صفحه اول جلد کتاب پنجم ابتدائی همه دبستانهای شوروی عکسی از شهر تدمر چاپ میشد، اینکه روسها برای آزادی تدمر علاقه زیادی داشته وده کماندوی روس با فدا کاری بیمانندی خودرا به درون تدمر رسانیده وراه رابرای ورود سایرین باز کرد وتدمر فتح شد، از این منظر باید نگریست وبه همین دلیل هم بود که بعد از فتح شهر تدمر ، یکی از بزرگترین ارکسترهای دوره شوروی سوسیالیستی به تدمر رفته وبه اجرای آن برنامه معروف دست زدند.

1 Comment on شهر رقه..شوک ناگهانی استراتژیک.. وسقوط محاسبات آمریکا

  1. سپاس بر نویسنده سرگرد دکتر امین محمد حطیط ، استاد دانشگاه لبنان، با نظریه ای که از «چه بود» و «چه هست» و «چه خواهد شد»، با بینشی با افقی وسیع و دانشی دیالکتیکی اینبار چگونگی جنگ را بیان کرده است و سپاس بر مترجم و انتتخاب مقاله.
    از بعضی شکست ها که همیشه جزیی لازم برای پیروزی هستند بگذریم، برای چنین جنگِ سرنوشت سازی که تقریبا معادل با یک جنگی جهانی، سرنوشت ساز است:
    بشار الاسد تازمانیکه با مردم و برای مردم باشد و با دموکراسی مردمی (نه کمونیستی که از عهده اش برنمی آید و از نظر طبقاتی و رشد نیروهای مولده سوریه در زمان حاضر غیر ممکن است) و رعایت منافع ملی خلقهای سوریه در تلاش باشد،‌ بطور اجتناب ناپذیر، پیروزی را از آن خود دارد.
    این را تاریخ تاکنون در سراسر جهان ثابت کرده است.
    چیزی که برای من هنوز کاملا واضح نیست مساله کرد ها میباشد که آقای حطیط بیان کرده است. برای ما که خارج از گود هستیم فهم و درک چگونگی مساله به داده های موجود وابسته است. یکی همانا داشتن دفتر در پاریس با وجودیکه دولت فرانسه ۵ تن از سران کرد را در آنجا تروری ظالمانه کرد و داشتن دفتر در آنکارا و سپس آمدن خبر تاکنون تکذیب نگردیده: «کردهای شمال سوریه جزو نیروهای موئتلف آمریکا میباشند»‌ است. و اکنون با دخالت ناتو و استقرار سامانه هوایی در جنوب ترکیه که مسایل را بغرنج تر مینماید، مساله را بعرنج تر مینماید.
    آقای مزارعی لطفا دراین مورد زحمتی کشیده و مطالبی که عمیق تر و قابل فهم تر مساله خطه شمال سوریه را توضیح دهد را در اخیتار ما خوانندگان قرار دهید باعث سپاس است.
    سپیده

    دوست داشتن

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: