اخبار ایران و جهان

ما به یک حکومت دموکراتیک و سکولار نیاز داریم

lobnan_comu_889

فرمانده کل ارتش لبنان به من گفت که در لبنان فقط دو نهاد متحد باقی مانده است: حزب کمونیست و ارتش لبنان. این بدین معنی است که حزب کمونیست لبنان همه مذاهب و فرقه‌ها را دربر می‌گیرد. حزب کمونیست لبنان امکان دارد خود را در بین همه مردم لبنان نشان دهد. همه احزاب دیگر یک فرقه را نمایندگی می‌کنند. احزاب شیعیان، سنی‌ها، دروزها، مارونی‌ها، مسیحیان و غیره وجود دارد. این تنها حزب کمونیست لبنان است که در همه مناطق و در میان همه فرقه‌ها و مذاهب تشکیلات دارد. و ارتش لبنان، هنوز تاکنون متحد است و ترس ما این است که سیاستمداران و رهبران فرقه‌ها سعی نمایند آن‌را دچار تفرقه نمایند.

منبع: خبرگزاری بین‌المللی کمونیستی
۶ مارس ۲۰۱۶‌

تارنگاشت عدالت

حزب کمونیست لبنان: ما به یک رژیم دموکراتیک و سکولار نیاز داریم
مصاحبه ویژه با خالد حداده، دبیرکل حزب کمونیست لبنان

لبنان در یک دوره بحران سیاسی قرار دارد. وضعیت را در کشورتان چگونه توصیف می‌کنید؟
خالد حداده: بیش از دو سال است که لبنان در یک بحران بی‌سابقه در تاریخ خود قرار دارد. اکنون کشور بدون رییس‌جمهور است. بیست ماه پیش دوره پارلمان تمدید شد اما این کار نمی‌کند. و اکنون بحران دولت شروع و رییس‌جمهور جایگزین شد. رژیم لبنان، رژیم بنیادگرای مذهبی، همه مؤسسات کشور، ریاست جمهوری، همه چیزهای دیگر را تعیین می‌کند، و راه را برای حکومت مستقیم بورژاوزی بر لبنان از طريق سیاستمداران و فساد، که پیامد طبیعی رژیم بنیادگرا می‌باشد، باز کرده است

هیچ رژیم بنیادگرای بدون فساد وجود ندارد، زیرا ائتلافی بین رهبران مذهبی و بورژوازی وجود دارد که بر کشور حکومت می‌کند. لبنان به کشوری مبدل شد که در آن به استثنای مناصبی که تقسیم می‌شود هیچ فعالیت سیاسی وجود ندارد. بطور خلاصه می‌توانیم بگوییم که لبنان کشور گروه‌های سیاسی است، که تحت نفوذ کشورهای گوناگون خارج از لبنان با هم می‌جنگند.

اکنون لبنان یک کنفدراسون از گروه‌های مذهبی است. هر گروه با یک منصب مرتبط است. رییس‌جمهور با مسیحیان، دولت با سنی‌ها، و پارلمان با شیعیان و غیره. این تفرقه، که ما آن‌را «تقسیم‌بندی» می‌نامیم، اکنون حتا به کارکنان دولت در سطوح پایین گسترش یافته، زیرا کسانی که در صف‌مقدم قرار دارند تابع «تقسیم‌بندی» براساس قانون اساسی می‌باشند. حدود ۶۰ درصد کارکنان دولتی لبنان بازنشسته‌اند و فقط ۴۰ درصد کل آن‌ها کار دارند زیرا بدون تأیید این نظام فرقه‌گرا استخدام افراد غیرممکن است. مادام‌که این نظام مذهبی و فرقه‌گرا ادامه دارد، همیشه امکان جنگ داخلی در امتداد تنش مذهبی وجود دارد.

ما اکنون خود را در میان چند مشکل می‌بینیم. نکته اصلی این رژیم بنیادگرا می‌باشد. در لبنان احزاب سیاسی وجود دارند که خواهان تغییر این رژیم، و همواره کردن راه برای دموکراسی بجای رژیم مذهبی، تشکیل یک دولت دموکراتیک و سکولار می‌باشند. ما معتقدیم که سیاست کنونی تقسیم لبنان قادر به نجات لبنان و دور نگه‌داشتن کشور از آن‌چه که اکنون در منطقه می‌گذرد نیست، نتیجتاً، ما از یک رژیم دموکراتیک سکولار بدون تقسیم‌بندی حمایت می‌کنیم.

شما به تنش در منطقه اشاره کردید. ممکن است در این‌مورد و درباره موضع حزب کمونیست لبنان بیش‌تر توضیح دهید؟
خالد حداده: نخست، تهدیدات اسراییل است، که با هواپیما و سرباز به بخش‌های مشخصی از لبنان تجاوز کرده است. خطر حمله اسراییل به لبنان همیشه وجود دارد. تهدید دیگر، تروریسم-«دولت اسلامی در عراق و شام» و «النصره»- است. وزیر کشور گفته است که بخشی از لبنان، روستای بزرگی به نام عرسال در مرز با سوریه، به اشغال تروریست‌ها درآمده است چون ارتش سوریه اخیراً، بویژه در حومه دمشق، بر تروریست‌ها پیروزی یافته است، تروریست‌ها از محل‌های نزدیک دمشق به مرزهای ما فرار می‌کنند. این از این نظر یک خطر واقعی است که تروریست‌ها برای جبران شکست‌های خود در مناطق آزاده شده توسط ارتش سوریه مناطقی را در لبنان اشغال کرده‌اند. آن‌ها در شمال لبنان، در عرسال، دولت کوچک خود را تشکیل داده‌اند. این برای ما یک تهدید واقعی است.

ما مردم لبنان را به حمایت از ارتش لبنان برای دفاع از مرزهایمان فراخوانده‌ایم. ارتش لبنان تاکنون تلاش‌های چندی بخرج داده اما متأسفانه از حمایت سیاسی برخوردار نیست. در حال‌حاضر، ارتش لبنان تنهای نیروی غیرفرقه‌ای و متحد در لبنان است. فرمانده کل ارتش لبنان به من گفت که در لبنان فقط دو نهاد متحد باقی مانده است: حزب کمونیست و ارتش لبنان. این بدین معنی است که حزب کمونیست لبنان همه مذاهب و فرقه‌ها را دربر می‌گیرد. حزب کمونیست لبنان امکان دارد خود را در بین همه مردم لبنان نشان دهد. همه احزاب دیگر یک فرقه را نمایندگی می‌کنند. احزاب شیعیان، سنی‌ها، دروزها، مارونی‌ها، مسیحیان و غیره وجود دارد. این تنها حزب کمونیست لبنان است که در همه مناطق و در میان همه فرقه‌ها و مذاهب تشکیلات دارد. و ارتش لبنان، هنوز تاکنون متحد است و ترس ما این است که سیاستمداران و رهبران فرقه‌ها سعی نمایند آن‌را دچار تفرقه نمایند.

این چیزی بود که در جنگ داخی لبنان در سال‌های ۱۹۹۰-۱۹۷۵ اتفاق افتاد. اکنون ما می‌بینیم که یک ارتش متحد و ملی لبنان تنها راه‌حل برای دفاع از کشور است. ما بعنوان حزب کمونیست لبنان همه مردم روستاهای لبنان را به حمایت از ارتش لبنان فراخوانده‌ایم.

موضوع دیگر در ارتباط با وعده سه سال پیش عربستان سعودی برای کمک مالی به ارتش لبنان است. آن‌ها اخیراً وعده خود را پس گرفتند. ما معتقدیم که این راه دیگری برای گفتن این است که «ما نمی‌خواهیم ارتش لبنان در این جنگ پیروز شود». این آشکارا حمایت مستقیم با غیرمستقیم از تروریست‌های اسلامی در لبنان است.

من امیدوارم که این به یک نوع جنگ داخلی در لبنان منجر نشود. این تهدید جدیدی است که هنگامی آغاز شد که یک وزیر هوادار عربستان سعودی-وزیر دادگستری-استعفا داد. و من فکر می‌کنم این سرآغاز دوستی جدید بین نیروهای امنیتی و برخی فرقه‌ها در لبنان باشد. بویژه، رهبران مذهبی سنی خواهان کسب حمایت عربستان سعودی علیه حزب‌الله و ایران شده‌اند. نتیجتاً، تنش از نقطه‌نظر یک جنگ داخلی افزایش یافته است.

شما یکی از شرکت‌کنندگان در نشست «گروه کاری» در استانبول بودید.  اقدامات این نشست را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
خالد حداده: فکر می‌کنم بحث‌های جالبی برای هماهنگی آتی بین احزاب کمونیست و کارگری سراسر جهان صورت گرفت. فکر می‌کنم که حزب کمونیست ترکیه با دیگران تلاش‌های بسیاری برای تدارک ۱۸‌-مین اجلاس که در ویتنام برگزار خواهد بخرج داده است. اکنون فکر می‌کنم که احزاب عضو «گروه کاری» و دیگر احزاب کمونیست، بویژه حزب کمونیست ترکیه برای هماهنگ‌ساختن فعالیت‌هایی مانند کارزارهای همبستگی با کوبا، ونزوئلا، فلسطین خوب کار کرده‌اند و اکنون فعالیت‌ها را در حمایت از مردم سوریه در مقابل همه تباهی‌ها و مداخله خاجی در سوریه، بویژه در مقابل آخرین تهدیدات از جانب ترکیه و عربستان سعودی آغاز کرده‌اند. ما نگران بودیم که این مداخلات احتمالاً به عمل انجام‌شده تقسیم سوریه به دو بخش منجر خواهد شد: یک بخش ایرانی، رژیم و متحدین آن روسیه، ایران، و حزب‌الله. بخش دیگر، که د  حال‌حاضر تحت کنترل «دولت اسلامی در عراق و شام» است و با دستاویز قراردادن منطقه سنی عراق و سوریه تحت کنترل عریستان سعوی و ترکیه قرار خواهد گرفت. و در واقع چیزی  که برای ایالات متحده بیش‌ترین اهیمت را دارد منطقه نفتی است و نه منطقه سنی عراق-سوریه.

در پایان، امیدوارم که «گروه کاری» عرصه‌های دیگر را، بویژه از نقطه‌نظر سازمانی، برای بازسازی سازمان درونی، رابطه آن با دیگر احزابی که باید بخشی از این نشست باشند تدارک ببیند. فکر می‌کنم چیز خوبی در انتطار ما است.

http://icp.sol.org.tr/asia/lcpwe-need-democratic-and-secular-regime

telegram_majaleh
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: