اخبار ایران و جهان

آیا میتوان از گفته لنینی بر علیه لنین استفاده بُرد؟ (۴)

آیا میتوان از گفته لنینی

بر علیه لنین استفاده بُرد؟ (۴)

سپیده ۲۶ اردیبهشت

بدون شک یکی از مهمترین پژوهش ها که باید در دستور کار هر انقلابی در این زمانه قرار گیرد: «الزام استحصال حجم حد اقلِ ارزش اضافه، با تولید کالاهای صنعتی و کشاوری؛

و نسبت لازم و ملزومِ آن به وجود ارزش اضافه در بازتولید نیروی کار و خدمات دراین پروسه» میباشد.

طبق پژوهش های مارکس که تا زمان بعد از جنگ جهانی اول صادق بوده تا حد قابل قبولی هم تا بعد از جنگ جهانی دوم: نسبت تعداد کارگران صنعتیکشاورزی و همچنین دهقانان، در کشور آلمان و دیگر کشور های امپریالیستی که ابرقدرتهای زمان خود بوده اند بطور شکننده بیشتر از تعداد خدمات دهندگان بوده است؛

اکنون استحصال این ارزش اضافه از نیروی کار کارگران صنعتیکشاورزی با اشتغال تعداد کمتری کارگر، در مراکز تولیدی در کشورهای مختلف بسیار بزرگتر گردیده،‌ در مقابل بازارِ فروشی که روزبروز کوچکتر و کم توان ترمیگردد!(تولید تسلیحات و بازار آن مقام جداگانه ای دارد که کشوربکشور متفاوت است).

ازدیاد این نسبت تا بجایی رشد کرده است که سرمایدار مجبور به پرداخت پولِ بدون قید و شرطی را بدون انجام کاری، بابت خرید کالای لوکس و گاهی کالایی دلخواه به طبقه متوسط، دهقانان و کارگرانِ خودی توسط قوانین سه ابراهرمِ بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول و سازمان تجارت جهانی،‌حتی گاهی به کشورهای عقب نگه داشته شده و مطیع خود (استعمارشونده)، ظاهرا «مجانی» و بصورت صدقه سری یعنی بخشش یا کم کردن قرض آنها تزریق میگردد!

این ازدیاد غول پیکر ارزش اضافه با تعداد هر روزه کمتری از بازوان فروشنده نیروی کار و افراد خدمات دهنده (باوجودیکه حجم این خدمات ازدیاد یافته است) یکی از عوامل اصلی بروز سرریز تولید و اشباع شدن بازار فروش که تنها و تنها با جنگ میتوان در نظامهای سرمایداری با آن مقابله کرد*)، که اکنون بسرحد درد آور خود رسیده است و این است که از جنگ جهانی دوم تاکنون امپریالیست های غربی توسط جنگ ابتدا خراب کردن زیر ساختها و صنایع و محل های کارو برای بازسازی آنها در کشورهایی که خود خراب کرده اند و پروژهای میلیاردی برای کارخانجات تحت کنترل خود که توسط انباشت سرمایه و انباشت سپرده ها در دست بانکها فشرده و متمرکز گردیده و در نقاط مختلف دنیا بصورت نهاد های تولیدی بکار مشغولند، به مکیده شدن ارزش اضافه از عضلات کارگران و خدمات دهندگان بعلاوه نیروی کار فکری با بازارِ فروشی، که میرود که بیشتر تحت تسلط امپریالیسم برتر قرار دارد، مشغولند. آنهم با حفظ احساسات ناسیونالیستی در ملیت ها و نگاهداری حتی المقدور شکل کنونی آن.

امروز تلویزیون ایران اخبار ساعت ۹صبح گفتگویی با سخنگوی بانک مرکزی و مدیر بیمه های ایرانی داشتند. توگویی تلویزیون آلمان، انگلیس و فرانسهرا نگاه میکنید. از طرفی با بیان اعمال و کارکردهای بانکها و بیمه ها که هر عقل سالم و غیر طماع هم که یکصد هزار تومان در صندوق پس انداز خود دارد (سقف باقیمانده از حقوق ماهیانه اکثرکارگران در اوایل ماه، پس از کسر اجاره…) هم به صداقت این بانکها ایمان می آورند. و قصد آنان را ناآگاهانه خیلی کارگر کش نـمیبینند، در صورتیکه کارگران در زندگی روز مره خود درمی یابند، هرچه بیشتر اضافه کاری و پس انداز مینمایند، فقیر تر میگردند.

بانکها هم اکنون ۲۵٪ سود خالص به پس انداز ها میدهند. و جدا هم این کار را میکنند. کارگر ماهم از گرفتن آن راضی و سپاسگذار بوده و برای چنین بانکی آرزوی طول عمر مینماید، زیرا صندوق های دولتی وتحت پشتیبانی دولت سود بسیار کمتری را میدهند. ولی بانکهای خصوصی با پرداخت ۲۵٪ به یک کارگر که از طرق دیگر آنرا پس میگیرد، همزمان به سرمایداران خویشاوند سالار هزار فامیل به سپرده های میلیارد تومانی آنان هم ۲۵٪ بهره و در نتیجه بدون هیچ کار کردن و تولیدی از طریق این ناف در آمدهای میلیونی برای آنان آنهم قانونی و در روز روشن تامین میشود و طبقه حاکمه روزبروز مرفه تر و ساعت های اضافه کاری کارگران و تعداد شغل ها در روز بیشتر!!

هریک از افراد غیر اروپایی که قدری با حساب کردن سروکار داشته اند، هنگامیکه برای مدتی ساکن کشورهای اروپایی بخصوص انگلیس و آلمان میشوند، از سخاوت بیمه ها و امکانات سوء استفاده کردن از بیمه های شخص ثالث (تصادفات) و آتش سوزی ها در کارگاه های تولیدی تعجب میکنند که ساکنان اینجا چقدر بی دست وپا بوده و نمیتوانند از آنها سودی برند.

واقعا هم هرنوع خسارات وارده را با امضا و مهر پلیس بلافاصله پرداخت مینمایند، تا هر عضو اجتماع در درستی کار آنان شک نداشته باشند و هنر اصلی بیمه ها که بیمه کردن بانکها و صنایع تحت کنترل آنان میباشد و آن چه در پشت پرده میگذرد، پنهان بماند!(آتش سوزی ها در شرکت بایر سالیانه میلیارد ها یورو برای پرداخت کنندگان بیمه خرج دارد که از صندوق بیمه کشور آلمان پرداخت میشود).

نه فکر کنید که این۲۵٪بهره از کرامات برجام چای میباشد، نه این از کرامات

سه ابراهرم بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول و سازمان تجارت جهانی میباشد. که در تمام کشورهای عضو، این بودجه تعیین شده پس از لُفت ولیس های ابتدایی مانند اروپا بتعادل میرسد. (روحانی روزی نیست که مبالغ میلیاردی واریز شده بصندوق پرداخت خسارت بیمه ها را اعلام نکند)

بدین خاطر است که همه این کشورها دست بدست هم دادهاند تا ارقام و آمار معتبری بدست پژوهشگران نرسد و آگاهان هم، آمارهای موجود را غلط و دستکاری شده و بدون ارزش میدانند و آنهایی هم که در سرچشمه این آمار غلط نشستهاند همین آمار با تفسیری غلط را هم از در دسترس گذاشتن افراد عادی دریع مینماند تا شاید ما نتوانیم از پیکره های دست کاری شده اسنادی قابل اتکاء بدست آوریم.

درباره آمار تولید کنند گان ارزش اضافه «نیروی کارِ تولیدکننده که خدمات راهم در بردارد» بنام «تولید سرانه ناخالص ملی» از کشورهای مختلف موجودند. ولی بصورت جداگانه فقط در دسترس بانکها میباشد که من از آنها بی بهره ام. چیزی که مسلم است: «درصد ارزش اضافه تولید شده به تعداد مصرف کنندگان اعم از دولتی و خصوصی یعنی ساکنان یک کشورآنهم بمعنی بهای کار و بهای بازتولید نیروی کار حدوداً همان زمان بعد از جنگ دوم مانده باشد ولی تعداد کارگران صنعتی که تولید کنند گان این کالاها هستند و خدمات دهندگانی که در راه بازتولید نیروی کار در تلاشند (مانند معلمان، پزشکان، هنرمنداندر استخدام بخش خصوصی) نسبت به کالاهای تولید شده آنزمان، در اکثریت موارد بشدت پایین‌تر آمده است. (باید برای بدست آوردن آمار لازم تلاش کرد و از همه رفقا آرزوی کمک دارم). آیا بدین خاطر نیست که نظام سرمایداری در گیتی اکنون با تمام قوا در تلاش برای خصوصی کردن کلیه بنگاه های موجود میباشد.

خلاصه تر و روشنتر بیان کنم: با پرداخت بهای نیروی کار و ارتزاق و تجهیز و آماده بکار نگه داشتن نیروی کار تولید کننده + ارتش، پلیس و نیروهای اجرایی + نیروهای مختلف کنترل و مدیریتتوسط ارزش اضافه تولید شده توسط تعداد بسیار کمتری از کارگران و دیگر شرکت کنندگان در بازتولید نیروی کار، پوشش داده می‌شود و تعداد عظیمی از ساکنین کشور را بصورت غیرشاغل و نیمه شاغل عمداً نگاه داری و مدیریت میکنند که در نقاط گرهی بدون جنگ این امر میسر نمیشود.

در چنین جنگهایی که جهت تقسیم مجدد جهان بین مشتی کشورهای ابرقدرتی که بصورت اتحادیه ای موجودند، کشوری مانند ایران هم میتواند عضو باشد که از جمع غارت امپریالیستی شاید کمی هم نصیبش گردد و با سعی در زنده ماندن و در زیر دست وپای ابرقدرت ها له نشدن، بنحوی باقی مانده تا پا بگیرد و تلاش نماید تا زمانی بتواند بازی در غارت جهان را برای خود تضمین کند. چنین کشورهایی را نمیتوان کشوری امپریالیستی نامید.

اکنون هند، ایران، پاکستان ونزوئلاوترکیه که از نظر تولیدی تحت لیسنس و اجازه ارتش ام. آمریکا تلاش مینمایدهمگی از همین رده میباشند.

این کشورهای نامبرده که گاهی هم رشد یابنده اند، در کنار روسیه و چین میتوانند،جایی برای فربه شدن برای خود در سایه آنها بیابند و بتوان از آنها بعنوان کشوری امپریالیستی شاید در آینده سخن راند. آنهم بایستی کلیه شرایط مساعد بدونِ وجودِ خرابکارانِ سرمایه مالی داخلی یعنی سرمایداران مالی که ثروتهای غارت کرده خود را در بانکهای خارجی از گزند مردم خودی (که نمیتوان از صدور سرمایه سخن گفت بلکه مانند عربستان سعودی فرار از مردم خودی بوده تا نتوانند آنانرا با قانونی بنام «از کجا آورده ای» به جوخه های اعدام بسپارند)، موجود باشند.

در حقیقت اجرای سیاست سرمایه های مالی و الیگارشهای مالکین این سرمایه ها بر روی چنین رشدی سایه انداخته و آنرا تخریب مینماید(رفسنجانیروحانیطبسیباند اولادی و کلیه آقازادگان) که سرشان در آخورهای خارج از کشور است و اکنون پای سرمایه های خارجی را به ایران بازکرده اند و میخواهند با شرکت دادن آنان در غارت ایران، خود را فربه کرده و با کمک آنان برسر قدرت بمانند.

بدین خاطر جنگ در منطقه که ایران هم با آن دست بگریبان است، هم از طرف ایران و هم کشورهای عربی (بجز دست نشاندگان شیوخ خلیج و عربستان سعودی) جنگی تدافعی میباشد و با رسوایی امپریالیسم غرب در کشورهایی که عضو اتحاد شوروی سابق بوده اند و اکنون کریمه و اوکراین، که روزبروز مسخره تر برای همه آشکار میگردد که تحت رهبری ام.آمریکا بوده و پریروزهم با انتخابی با غرض، بشدت مورد نفرت شرکت کنندگان در جشنی در اوکراین رسیده است، سخن از آن دارد. تحت نام و آدرس:

Harsche Kritik aus ganz Europa Wütende Zuschauer-Proteste gegen Politisierung des ESC

http://deutsche-wirtschafts-nachrichten.de/2016/05/15/wuetende-zuschauer-proteste-gegen-politisierung-des-esc/

در مورد سهم کنونی در غارتی جهانی و امپریالیستی طبقه و هیئت حاکمه ایران همانند «سگْ اخته کنی ملا» از غارت کشورهای دیگر، که اکثرا در خاور میانه و کشورهای آفریقایی قرار دارند و همچنین چرا کشور چین کشوری امپریالیستی میباشددر زمان دیگری

++++++++++++++++++++++++

*) چرا جز جنگ چاره دیگری ندارند و چرا یکبار ابرقدرت پیروز شده نمیتواند رقیبان خود را یکباره به برده های مجانی تبدیل کند، با وجودیکه نیروی فیزیکی انرا دارا میباشد. خود مساله مهمی در زمانه کنونی بوده که پیش پای انقلابیون این دوصده آخری قرار دارد. زیرا بقولی لنین:

« چه زمانی «بالائی ها نمیتوانند حکومت شان را اعمال کنند» و پائینی ها هم «نمیخواهند این حکومت را قبول کنند«. اما در همان حال یک تعادل قوای موقت میان اعتراض توده ای و دولت وجود دارد» که باشد همگی در اینراه کوشا باشیم. و پژوهش های خود را در اختیار خوانندگان قرار دهیم.

**) ارزش اضافه تولید شده توسط عوامل و بخشهای مختلف اقتصادی یک کشور، برای یک دوره زمانی (مثلاً یکساله)، بیانگر تولید ناخالص ملی آن کشور (ملت) است. در واقع تولید ناخالص ملی، ارزش مجموع کالاهای تولیدی و خدمات نهایی، که توسط یک نظام اقتصادی در سراسر دنیا و در یک سال معین تولید شده است را بیان می‌کند.

که در چهار منبع زیر این ارزش اضافه بصورت جداگانه ای درباره کشور ایران آورده شده است ولی در باره کشورهای ابرقدرتی ام.آمریکا و روسیه، چین، اتحادیه اروپا و ژاپن که در مورد جنگ جهانی سوم حائز اهمیت هستند، وجود نداشته و مصرف کالاهای وارداتی(غارتی) راهم جزوی از GIP&PID میآورند تا رقیب قادر بشمردن دندانهایش(تولید در داخل توسط کارگران خودی)، نباشد:

در سال ۷۲ در ایران درآمد تولیدی در گروه کشاورزی، ۱/۱۹۴۴۶ میلیارد ریال در گروه نفت ۰/۶۴۹۵ در گروه صنایع و معادن (شامل معدن، صنعت، برق، آب، گاز و ساختمان) ۹/۱۷۳۸۹ و در گروه خدمات (شامل بازرگانی، رستوران و هتل‌داری، حمل و نقل، انبارداری و ارتباطات، خدمات موسسات مالی و پولی، خدمات مستغلات و خدمات حرفه‌ای و تخصصی، خدمات عمومی، خدمات اجتماعی، شخصی و خانگی) ۰/۴۱۱۴۶ میلیارد ریال بوده است. با جمع کردن ارقام مزبور، تولید ناخالص ملی کشور در سال ۱۳۷۲ که معادل ۶/۹۱۱۲۴ میلیارد ریال بوده{۱۹۷.۵ میلیارد دلار با نرخ دلار ۳۵۰۰ تومانی}، محاسبه می‌شود. نقل از:

طبییان، محمد؛ اقتصاد کلان، موسسه عالی پژوهش در برنامه‌ریزی و توسعه، تهران، 79، ص 74 و 56. و فرهنگ، منوچهر؛ فرهنگ علوم اقتصادی، تهران، البرز، چاپ هشتم، 1379، ص 482. و مریدی، سیاوش و نوروزی، علیرضا؛ فرهنگ اقتصادی، تهران، انتشارات نگاه، 73، چاپ اول، ص 295. و نوروش، ایرج و حیدری، مهدی؛ فرهنگ جامع حسابداری و مالی نوروش، تهران، انتشارات دانشکده مدیریت دانشگاه تهران، 84، چاپ اول، ص 147. در ویکیپیدیای پارسی

telegram_majaleh
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: